دانلد ساترلند
Sutherland, Donald
بازیگر (1934، سینت جان نیوبرانزویک- کانادا)
تحصیلاتش را در دانشگاه تورنتو به پایان برد. در چهارده سالگی در یک ایستگاه رادیویی مسئول پخش موسیقی بود. طی دوران کالج، بازیگری را هم راه با گروه های محلی آغاز کرد. پس از فارغ التحصیل شدن در سال 1956، به انگلستان رفت تا در آکادمی موسیقی و هنرهای نمایشی لندن تحصیل کند. در لندن چندین بازی تآتری داشت تا این که در 1964 در نخستین نقش سینمایی اش- نقشی دوگانه در یک فیلم ترسناک ایتالیایی- ظاهر شد. او که قامتی بلند و حالتی مسلز دارد، نقش هایی فرعی و حاشیه ای با تنوعی شگفت آور در رشته ای فیلم های امریکایی و انگلیسی بازی کرد و سپس قوت شخصیت پردازی اش در نقش جراح بی ملاحظه ارتش «هاکی» M*A*S*H* او را به یک ستاره بدل ساخت. تا سال ها یکی از مقبول ترین شخصیت های سینما باقی ماند. او که اهل فعالیت های سیاسی است، زمانی هم کار نزدیک جین فاندا و عضو برجسته ی گروه نمایشی ضد جنگ فاندا بود. همسرانش هر دو بازیگر بودند: لوییس می هاردویک (از 1959) و شرلی جین داگلاس (از 1969). پسرش کیفر- به یاد وارد کیفر فیلم نامه نویس اولین فیلم ساترلند پدر- نیز بازیگر است.
ساترلند چند سال در نقش های کوچک این در و آن در می زد تا این که در نقش آدم روان پریش گروه در دوازده مرد کثیف نشان داد که چطور یک نسل قبل تر تنها او را به دیده ی آدمی مشئوم می نگرد. سپس در بدون من انقلاب را شروع کن دو نقش بازی کرد. همراه الیوت گولد، تنها نشانه های اعتدال متزلزل در دنیای M*A*S*H را داشتند. هر چند این فیلمی درباره ی اقدامات دسته جمعی بود و چندان نشانی از ماهیت واقعی ساترلند به دست نمی داد. با این حال این نقش قهرمان بازی به هر جهت و ولنگار، راه را برای نقش های بسیار بزرگ تر باز کرد. قهرمانان کلی؛ کارگردان سینما در الکس در سرزمین عجایب؛ «مسیح» در جانی سلاح خود را برداشت، نقش برجسته «جان کلوت»، کارآگاهی که چندان مثبت یا ثابت قدم نیست در کلوت؛ «جان باکستر» در حالا نگاه نکن و بار دیگر با گولد در جاسوسان. هیچ کدام از این فیلم ها ساترلند به تنهایی به دوش نمی کشد. او بیش تر به خاطر حضور بلند قامت، اشفتگی برانگیز و آشفته ی خود در فیلم ها مفید به نظر می رسید: «هومر خبیث» در روز ملخ، «آتیلا»ی فاشیست دیوسیرت در 1900، «لیام دولین» ایرلندی در عقاب فرود آمده است و نقش درخشان و دشوار هوسباز نحیف و رنگ پریده، بدون این که از کارش لذت ببرد یا هدفی را دنبال کند، در کازانووا. او در زادگاهش کانادا نیز در دو فیلم بازی کرد: هم بستگی خونی و ناپدید شدن. در اوج پُر کاری اش در نقش یک قربانی عصبی و پارانویایی در حمله ربایندگان جسم ظاهر شد. از آغاز دهه ی 1980 به این سو، او نه تنها در انتخاب هایش متنوع و پیش بینی ناپذیر عمل کرده است، بلکه می توان گفت تقریباً غریب و غیر معقول به نظر می رسد. در مردم عادی در نقش پدر، بهترین بازی را داشت. در سوراخ سوزن مأموری آلمانی بود، «گوگن» در گرگ کنار دریا، رئیس زندان سادیست در زندان، و شخصیتی از همه جا با خبر و دیوانه نما در ج. ف. ک. از جمله نقش های شاخص این دوره ی او هستند.
از فیلم ها:
1964- قصر مردگان زنده (هـ . وایز)؛ 1965- حادثه بدفورد (ج. هریس)، متعصب بمیر! بمیر! عزیزم! (ناریتزانو)؛ 1967- اودیپ شهریار (ساویل)، دوازده مرد کثیف (آلدریچ)؛ 1968- سباستیان (د. گرین)، ماجرای عاشقانه (بیلینگتن)، جوانا (سارن)؛ 1970- M*A*S*H* / بیمارستان جراحی سیار ارتش (آلتمن)، بدون من انقلاب را شروع کن (یورکین)، الکس در سرزمین عجایب (مازورسکی)، قهرمانان کلی (هاتن)؛ 1971- کلوت (پاکولا)، جانی سلاح خود را برداشت (ترومبو)؛ 1973- لیدی ایس (گریز)، حالا نگاه نکن (روگ)؛ 1974- جاسوسان (کرشنر)؛ 1975- روز ملخ (شله زینجر)؛ 1976- 1900 (برتولوچی)، عقاب فرود آمده است (ج. استرجس)، کازانووا (فلینی)؛ 1977- ناپدید شدن (ا. کوپر)؛ 1978- سرقت بزرگ قطار (م. کرایتن)، فرمان جنایت (ب. کلارک)، حمله ی ربایندگان جسم (کافمن)، هم بستگی خونی (شابرول)؛ 1980- جزیره ی خرس (شارپ)، مردم عادی (ردفورد)؛ 1981- سوراخ سوزن (مارکواند)؛ 1983- ماکس دوگن باز می گردد (هـ . راس)؛ 1984- سارقان (مال)، ازمون سخت توسط بی گناهی (د. دیویس)؛ 1986- انقلاب (هادسن)، گرگ کنار دریا (کارلسن)؛ 1987- دردسر جاسوسان (کندی)؛ 1988- ککارآموز جنایت (ر. ل. تامس)؛ 1989- فصل سفید خشک (پالسی)، زندان (ج. فلین)؛ 1991- ج. ف. ک. (آ. استون)، شعله ی آتش (ر. هوارد)؛ 1992- بافی و امپیر کش (کوزویی)؛ 1993- جوان تر و جوان تر (آدلون)، شش درجه جدایی (شپیسی)، سودمندی شک (هیپ)؛ 1995- شیوع بیماری (پترسن)، افشاگری (لوینسن)؛ 1996- زمانی برای کشتن (شوماکر)، توطئه ی سایه وار (کاسماتوس)؛ 1999- ویروس (برونو)؛ 2000- هنر جنگ (دوگه)، کابوی های فضایی (ایست وود).