يکشنبه، 13 بهمن 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پیتر سلرز

پیتر سلرز

Sellers, Peter

بازیگر (1925، ساوت سی همپشر- انگلستان؛ 1980)

با نام ریچارد هنری سلرز به دنیا آمد. از کودکی در برنامه ی نمایشی کمدی والدینش، هم راه آنان ظاهر می شد. در سال های بعد با یک برنامه ی پُردوام رادیویی BBC، شهرت و محبوبیت کسب کرد. در اوایل دهه ی 1950 به رغم این که هم چنان رادیو و برنامه های تلویزیونی را ترجیح می داد، وارد سینمای انگلستان شد. تا پایان این دهه ی شهرتش جهانی شده بود و در دهه ی 1960 ستاره ای بین المللی بود که در هالیوود، کشورهای مختلف اروپایی و لندن فعالیت می کرد. کمدی غیر متعارفی بود که به خاطر تغییر شخصیت دادن های مکرر و گوناگون او را می شناختند. در سال 1964 با ایفای نقش هایی ناهمگون در دو فیلم از به یاد ماندنی ترین فیلم هایش به قله ی کار حرفه ای خود دست یافت: در دکتر سترنج لاو سه نقش دانشمند نازی سابق، افسر انگلیسی و رئیس جمهور ایالات متحد را توأمان بازی کرد و در کمدی جنایتی پلنگ صورتی شخصیت کارآگاه دست و پاچلفتی بی همتا، «کلوزو» را خلق کرد. دنباله های متعددی که برای فیلم اخیر ساخته شد او را اگر چه به ثروت رساند ولی نیروی ابداع کمیک او را خدشه دار کرد. در طول زمان نقش هایش تکراری و بی روح شدند. اما در میان آخرین نقش هایش، باغبان حضور، بازگشتی خیره کننده به اوج بود. چندین سکته ی قلبی برنامه کاری فیلم های آخر او را مختل کردند و سرانجام به مرگش انجامیدند. همسران اول و سومش بریت اکلند (1969-1971) و لین فردریک (1977-1980) نیز بازیگر بودند.

سلرز از آن پدیده های نوینی بود که در سینمای تجارتی رو به شکست گذاشته ی آخر دهه ی 1950 کشف کرد. او امتیاز کار در رادیو، مهارت در کمیک و درک جنبه های فانتزی شخصیت ها را داشت. بدون شک اغلب نقش های او خنده دار بودند و باعث تماشایی شدن صحنه های برخی فیلم های ضعیف تر هم می شدند. با این حال به طور کلی نتوانست مثل دیگر کمدین های بزرگ شخصیتی ثابت برای خود دست و پا کند. بیش تر اوقات سلرز تنها یک نقش را می پذیرفت و آن را عجیب تر از حد انتظار ارائه می داد. چیزی که تماماً به خوش ذوقی و نیروی ابتکار او مربوط می شد به نظر می رسید او برای خود نیز یک معما باشد. کسی که از لابه لای نقش های می خواهد شخصیت خود را کشف کند. کار بیش از حد، مشکلات زندگی زناشویی و زیاده روی های زندگی مرفه، بیماری قلبی زبانزد او را به بار آوردند. او همان قدر که در فیلم ها، در زندگی واقعی نیز متزلزل، بی ثبات و پیش بینی ناپذیر بود. در فیلم های انگلیسی دهه ی 1950، سلرز به عنوان استعدادی خوش آتیه به چشم می آمد. اغلب اوقات تغییر قیافه بخشی مهم از کمدی او را تشکیل می داد. نظیر نقش کاریکاتوری اش از یک هندی در زن میلیونر. نقش «کیلتی» در لولیتا بود که سرانجام او را به مقام یک ستاره رساند. نقشی که باز بر مبنای تغییر قیافه- و از این طریق گم راه سازی سایرین- طرح شده بود. سپس در بلند پروازانه ترین فیلمش یعنی دکتر استرنج لاو نشان داد که چه اعتماد راسخی به توانایی خویشتن دارد. در نقش «کارآگاه کلوزو» در مجموعه فیلم های پلنگ صورتیِ بلیک ادواردز او بیش ترین میزان توفیق را در آغاز هویتی ثابت برای خویش نشان داد. در عین حال «کلوزو» با آن عصبیت، اعتماد به نفس و عملکرد جنون آمیز کاملاً متناسب با روحیه او به نظر می رسید. «کلوزو» نشان می داد که قانون حاکم بر جهان، بی منطقی است و نه منطق. در نخستین فیلم مجموعه، او قربانی دسیسه های دیگر شخصیت ها می شود. اما فیل های جدی او را بیش از پیش در صحنه ی زندگی حرفه ای و شخصی موفق نشان می دادند و از آزادی های بیش تری بهره مندش می کردند. در این فیلم ها «کلوزو» به رغم غرابتش هایش به عنوان یک واقعیت پذیرفته می شد (درست مثل خود سلرز). لهجه ی غلیظ فرانسوی اش باعث بد فهمی می شد و هر حرکت ظاهراً حساب شده اش، تمام محاسبات عقلانی را بر هم می زد. خارج از قلمروی «کلوزو»، فیلم هایی که سلرز در آن ها ظاهر شد عمدتاً معجون هایی آشفته و به شدت تابع مد روز بودند. گذشته از نقش او به عنوان سیاهی لشکر هندی در هالیوود در پارتی- باز هم ساخته ی ادواردز- به یاد ماندنی ترین حضور سلرز را باید در حضور سراغ گرفت. در نقش باغبان ساده ای که ناگهان و به دلیل برخی مصلحت های سیاسی به قدرتی غیر منتظره دست می یابد. او بار دیگر نشانگر معمای دنایی بود که در آن آدم های غیر متعارف و «ناجور» فرصت های نامحتملی به دست می آورند. در میانه ی ردپای پلنگ صورتی بود که درگذشت و ادواردز با استفاده از قسمت هایی از فیلم های قدیمی اش، فیلم را کامل کرد و آن را به شکل ادای احترامی به بازیگر وفادار خود درآورد.                       

از فیلم ها:

 1951- پنی به بهشت اشاره می کند (تونی یانگ)؛ 1952- میان دانشمندان (راجرز)؛ 1955- زن کش ها (مکندریک)، جان و جولی (فرچالید)؛ 1957- کوچک ترین نمایش روی زمین (ب. دیردن)؛ 1958- حقیقت عریان (زامپی)، مخمصه (گست)؛ 1959- حالم خوب است جک (ج. بولتینگ)، موشی که غرش کرد (آرنولد)؛ 1960- نبرد زن و مرد (چ. کرایتن)، زن میلیونر (اسکوییت)؛ 1961- آقای توپاز (+ ک.)، هرگز رها نکن (گیلرمین)؛ 1962- لولیتا (کوبریک)، والس گاوبازان (گیلرمین)؛ 1963- آسمان های بالا! (ج. پولتینگ)، دست ناراست قانون (وئن)؛ 1964- دکتر استرنج لاو (کوبریک)، دنای هنری اورینت (ج. رو هیل)، تیری در تاریکی (ب. ادواردز)، پلنگ صورتی (ب. ادواردز)؛ 1956- تازه چه خبر پوسی کت؟ (ک. دانر)؛ 1966- به دنبال روباه (دسیکا)، جعبه ی عوضی (فوربز)؛ 1967- ابله (پریش)، زن ضرب در هفت (دسیکا)، کازینو رویال (هیوستن و...)؛ 1968- دوست دارم آلیس ب. توکلاس (ایوربک)، پارتی (ب. ادواردز)؛ 1970- دختری در سوپ من است (ر. بولتینگ)، هوفمان (ؤاکوف)؛ 1972- کجا دردآور است؟ (آماتور)؛ 1973- خوشبین ها (سیمونز)؛ 1974- روح در آفتاب نیمروز (مداک)؛ 1975- بازگشت پلنگ صورتی (ب. ادواردز)؛ 1976- پلنگ صورتی دوباره ضربه می زند (ب. ادواردز)، قتل با مرگ (ر. مور)؛ 1978- زندانی زندا (کوآین)، انتقام پلنگ صورتی (ب. ادواردز)؛ 1979- حضور (اشبی)؛ 1980- توطئه ی شیطانی دکتر فومانچو (هاگارد)؛ 1982- رد پای پلنگ صورتی (ب. ادواردز).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.