برودریک کرافورد
Crawford, Broderick
بازیگر (1911، فیلادلفیای پنسیلوانیا - امریکا؛ 1986)
با نام ویلیام برودریک کرافورد به دنیا آمد. پسر بازیگر وودویلی، لستر (رابرت) کرافورد و کمدین مشهور، هلن برودریک بود که در سفرهای نمایشی والدینش هم راه آنان می رفت و نقش های کوچکی را در قطعات کمدی شان بازی می کرد. پس از پایان تحصیلات دبیرستانی در آکادمی دین در فرانکلین ماساچوستس به اصرار والدینش وارد هاروارد شد، ولی پس از سه هفته از آن جا اخراجش کردند. مدتی به عنوان کارگر در باراندازهای نیویورک و ملوان کشتی نفت کش کار می کرد. سپس به سراغ بازیگری بازگشت، در رادیو برنامه اجرا کرد و در سا ل 1934 برای نخستین بار در نقشی جدی در لندن روی صحنه رفت. به دنبال نخستین حضورش در برودوی در 1935، گلدوین با او قرارداد بست و مدتی به ایفای نقش های فرعی در چندین فیلم کم اهمیت هالیوودی پرداخت. در 1937 دوباره به برودوی بازگشت و در یک اجرای موش ها و آدم ها نقش «لنی» را به عهده گرفت، ولی به رغم موفقیت بزرگ این نقش هم چنان تا سال ها نقش های یک نواختی، معمولاً جنایت کاران خشن، را در فیلم ها بازی می کرد. در 1949، پس از دوازده سال کار در سینما به لطف شخصیت زنده و بی رحم «ویلیام استارک»، سیاست باز بی رحم، در اقتباس رابرت راسن از همه ی مردان شاه رابرت پن وارن ستاره شد و اسکار بهترین بازیگر نقش اول را دریافت کرد. اما این درخششی کوتاه مدت بود و پس از دو نقش جذاب دیگر، در کمدی چشم و گوش بسته و درام تبه کاران، بار دیگر گرفتار نقش های بی اهمیت شد، البته با یک استثنای مهم یعنی ایفای نقش شیادی بامزه در کلاه بردار. در ادامه، در چندین مجموعه ی تلویزیونی ظاهر شد و بیش تر طول دهه های 1960 و 1970 را در ایتالیا و اسپانیا به بازی در وسترن های ارزان قیمت و حماسه های حادثه ای گذراند. او که در سال های آخر عمر به طرز فزاینده ای تلخ و سرخورده شده بود، به خاطر افراط در نوش خواری و دعوا در کافه ها شهرت داشت.
کرافورد بلند قد (یک متر و هشتاد و دو سانتی متر) و تنومند بود، با صدای کلفت سریع حرف می زد و پرخاش گری می کرد. به این ترتیب تعجبی نداشت که با بازی در فیلم های گنگستری و کمدی های تند و تیز کارش را آغاز کرد. سپس وسترن های ارزان قیمت از راه رسیدند. اما راسن بود که با دادن نقش سیاست باز عوام فریبِ جنوب امریکا در همه ی مردان شاه باعث شهرتش شد، نقشی که به خوبی با سبک و سیاق آشکارا تهاجمیِ بازی او جور درمی آمد. «ویلی استارک» او، آدمی است عامی که ابتدا خیرخواه مردم می نماید ولی در انتها فاسد و تباه تر از سیاستمداران متنفذ پیش از خودش به نظر می رسد. نزدیک به اواخر فیلم، کسی به او می گوید «حرف هایی که می گفتی هنوز خوبند، ولی خودت نه و من شک دارم که قبلاً هم چیزی غیر از این بوده باشی.» همین شخصیت منفعت طلب با ظرافت بیش تر در چشم و گوش بسته ظاهر می شود، و با ارعاب توخالی به بهره برداری از بلاهت جودی هالیدی می پردازد. این فیلم محصول کلمبیا بود و بسیاری شخصیت او را دارای شباهت قابل ملاحظه ای با هاری کان، رئیس کلمبیا، دانستند. کرافورد روی این موفقیت ها سرمایه گذاری نکرد و فیلم های بعدی اش اغلب آثار مهمی نبودند. برای تنوع در کلاهبردار فلینی نقشی را بازی کرد که به رغم پشت هم اندازی هایش، فرجام رقت انگیزی دارد. در طول سال ها، فعالیت تلویزیونی و لاف و گزاف های یک نواختش به چهره ی سینمایی او لطمه زد و به نقش های فرعی فیلم های رده ی "ب" رانده شد. یک سانحه ی رانندگی شدید نیز در پی آمد، با این حال توانست در یکی از نق های گیرای متأخرش در پرونده های خصوصی ج. ادگار هوور (لاری کوئن، 1978) ظاهر شود.
از فیلم ها:
1937 - زن در تعقیب مرد (بلایستون)، زیردریایی - 1 (بیکن)؛ 1938 - آغاز تشویق (راگل)؛ 1939 - افتخار واقعی (هاتاوی)، بوژست (ولمن)؛ 1940 - اندکی افتخارآمیز (گارنت)، هفت گناه کار (گارنت)، گذرگاه پاسداران (دوان)؛ 1941 - بیابان داکوتا (آ. گرین)، گربه سیاه (راگل)؛ 1942 - مردان تکزاس (انرایت)، شمال کلاندایک (کنتن)؛ 1946 - طفره رفتن (لامانت)، فرشته ی سیاه (نیل)؛ 1947 - دختر برده (لامانت)؛ 1948 - مردان خبیث تومستون (نیومان)؛ 1949 - آنا لوکاستا (راپر)، بوسه ای در تاریکی (دیوز)، همه ی مردان شاه (رابرت راسن)، شب به شب (سیگل)؛ 1950 - چشم و گوش بسته (کیوکر)، محموله به مقصد کیپ تاون (مک اُوی)، محکوم شده (ه. لوین)؛ 1951 - تبه کاران (پریش)؛ 1952 - آخرین کومانچی (د تات)، تک ستاره (و. شرمن)؛ 1953 - آخرین گروه (ورکر)؛ 1954 - میل انسانی (ف. لانگ)؛ 1955 - گزارش محرمانه ی نیویورک (ر. راس)، نه به عنوان یک بیگانه (کریمر)، کلاه بردار (فلینی)؛ 1956 - سریع ترین تیرانداز زنده (ر. راس)، میان بهشت و دوزخ (فلایشر)؛ 1958 - عرشه کشتی سرخ شد (ا. استون)؛ 1960 - انتقام هرکول (کوتافاوی)؛ 1962 - کاستیلی (ستو)؛ 1964 - یک منزل یک خانه نیست (ر. راس)؛ 1965 - از ساحل (پریش)، اسکار (ر. راس)؛ 1966 - تکزاسی (سِلاندر)؛ 1967 - حمله ی سرخ پوستان (اسپرینگستین)؛ 1972 - سفارت (هسلر)، کاندیدا (ریچی)؛ 1976 - وان تان تان، سگی که هالیوود را نجات داد (وینر)؛ 1978 - پرونده های خصوصی ج. ادگار هوور (ل. کوئن)؛ 1979 - یک ماجرای کوچک (ج. ر. هیل)؛ 1980 - هارلیکن (وینسر)، عروس آن جاست (مارسل)؛ 1981 - لایه ی بالا (پاتزاک)؛ 1982 - ماه آدم دروغگو (فیشر).