چهارشنبه، 16 بهمن 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

روی شایدر

روی شایدر

Scheider, Roy

بازیگر (1935، اورنج نیوجرزی- امریکا)

با نام روی ریچارد شایدر به دنیا آمد. تباری آلمانی- ایرلندی دارد. تحصیلاتش را در دانشکده های فرانکلین و مارشال در لنکستر پنسیلوانیا و دوران خدمتش را در نیروی هوایی امریکا گذراند. با ایفای نقش «مرکوشیو» در اجرایی از رومیو و جولیت درجشنواره ی نمایش های شکسپیری نیویورک برای نخستین بار در سال 1961 روی صحنه رفت. فعالیت های تآتری اش را با حضور روی صحنه ی تآترهای نیویورک تداوم بخشید. نخستین حضور سینمایی او در فیلم هراس آور کم هزینه نفرین جسد زنده، با نام روی ر. شایدر بود ، که با حضور در نقش هایی متنوع مثل گنگستر مافیایی خنجر و بازرگانی نیویورکی که درگیر ماجرای عاطفی با یک مُدل (فی داناوی) می شود در معمای یک کودک ساقط شده، ادامه یافت. نخستین نقش بزرگ او، نبادی روسو»، پلیس هم راه جین هاکمن در رابط فرانسوی بود که با هم راهی هم یک باند توزیع مواد مخدر را در هم می کوبیدند. اگر چه شایدر برای ایفای این نقش کاندیدای دریافت جایزه ی اسکار بهترین بازیگر نقش دوم شد، ولی دیگر نقش آفرینی اش در همان سال به عنوان پاانداز جین فاندا در کلوت هم به همان اندازه موفق بود. به دنبال موفقیت رابط فرانسوی، فاکس قرن بیستم امکان نخستین حضور شایدر در نقش اول فیلمی را برایش فراهم کرد: هفت امیتاز، که در آن مجدداً نقش یک پلیس نیویورکی را (این بار با نام «بادی رانوچی») داشت. در این دوره به رغم تثبیت تصویر سینمایی اش به عنوان مردی خشن و عبوس در شیلا لوین مرده است و در نیویورک زندگی می کند، در نقشی کمدی ظاهر شد. با حضور در دو فیلم فرانسوی سوء قصد و مردی مرده است، موقعیتی بین المللی یافت و با ایفای نقش کلانتر موقر و هراسان از آب آرواره ها به شهرت جهانی رسید. تصویر جذابی که از باب فاسی کارگردان در فیلم خود شرح حال گونه همه آن چیزها ارائه داد، کاندیدای دریافت جایزه ی اسکار بهترین بازیگر نقش اول را برایش به ارمغان آورد. اگر چه در اواسط دهه ی 1980، میزان فروش فیلم های او سیر نزولی یافت، ولی توانست اعتبار بازیگری اش را هم چنان حفظ کند. و در این میان حضور او در نقش هایی مثل یکی از اعضای گروه مردان عاصی از زندگی ماشینی باشگاه مردان، آدم کش حرفه ای پا به سن گذاشت و مجرب کوئن وتیت، که با هم کار تازه کار و خشنش (آدام بالدوین) درگیری دارد، و سرهنگ امریکایی سرسختی که با هم تای روسش درگیر جدالی مرگبار می شود، در چهارمین جنگ، در نیل به این مهم، بی تأثیر نبوده اند. در سال های بعد نیز به رغم حضور در نقش های فرعی و کوتاه مثل جاسوس امریکایی خانه روسیه، روان پزشک شیطان صفت ناهار عریان و رئیس گنگسترهای از رومیو خون می رود، تصویر مثبتی را که از او در ذهن هوادارانش بود، خدشه دار نکرد.

شخصیت سینمایی خاص شایدر، مردی است قابل، منظم و با ارداه ای پولادین، اما در عین حال با ضعف ها و عیب های انسانی. او نشان دهنده ی تصویری است که تماشاگران چه دوستش داشته باشند و چه نداشته باشند، به راحتی می توانند با او احساس همانندی کنند. شایدر در فیلم هایی مثل ساحر، همه آن چیزها، سکوت شب، رعد آبی رنگ و 2010 ، نمایش گر ضعف و آشفتگی مردانی ماهر و مصمم (راننده ی کامیون، کارگردان، روان پزشک، خلبان هلی کوپتر و دانشمند) است که از لحاظ جسمی یا روحی تحت فشار قرار گرفته اند. این ضعف و پریشانی که در آرواره ها در قالب هراس این شخصیت از آب، به صورت محرک اصلی او عمل می کرد، در آرواره ها 2 با حذف هم راهانش (رابرت شا و ریچارد دریفوس) تأثیری مضاعف یافت. یکی از بهترین پرداخت های این شخصیت سینمایی، در آخرین آغوش نمود یافته است: در قالب شخصیت یک مأمور سیا که در هراس از مرگ در آستانه ی فروپاشی عصبی و نوعی پارنویا قرار می گیرد. با این همه از نظر بعضی خرده گیران، حضور شایدر روی پرده، حتی در دوران اوج کارش (اواسط دهه ی 1970) همواره تحت الشعاع حضور بازیگران هم راه او (هاکمن در ارتباط فرانسوی،  داستین هافمن در دونده ی ماراتون و «بروس»، کوسه ی آدم خوار آرواره ها)، بوده است. از نظر فیزیک بازیگری، چهره ی سرد و سنگی و به خصوص بینی شکسته او (مثل ژان پل بلموندو) در تثبیت تصویرش به عنوان یکی از شخصیت های خشن و سرسخت سینمای معاصر امریکا نقش بسزایی داشته اند. بینی شکسته ی شایدر یادگار مسابقات مقدماتی مشت زنی برای کسب دستکش های طلایی در دوران دبیرستان است. او در 1980 در اجرایی از خیانت هارولد پینتر در برودوی ظاهر شد. در تلویزیون نیز فعالیت داشته است.                                                                    

از فیلم ها:

1964- نفرین جسد زنده (تنی)؛ 1968- ستاره! (وایز)؛ 1969- خنجر (کووالسکی)؛ 1970- عشق ورزی (کرشنر)، معمای یک کودک ساقط شده (شاتسبرگ)؛ 1971- رابط فرانسوی (فریدکین)، کلوت (پاکولا)؛ 1972- سوء قصد (بوآسه)، مردی مرده است (دوره)؛ 1973- هفت امتیاز (دانتونی)؛ 1975- ارواره ها (اسپیلبرگ)، شیلا لوین مرده است و در نیویورک زندگی می کند (فیوری)؛ 1976- دونده ی ماراتون (شله زینجر)؛ 1977- ساحر (فریدکین)؛ 1978- آرواره ها 2 (سوارک)؛ 1979- همه ی آن چیزها (فاسی)، آخرین آغوش (ج. دمی)؛ 1982- سکوت شب (بنتن)؛ 1983- رعد آبی رنگ (بدهم)؛ 1984- 2010 (هایمز)؛ 1986- باشگاه مردان (مداک)؛ 1989- چهارمین جنگ (فرانکن هایمر)، کوئن و تیت (رد)؛ 1990- خانه ی روسیه (شپیسی)؛ 1991- ناهار عریان (کراننبرگ)؛ 1994- از رومیو خون می رود (مداک).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.