مارتین شین
Sheen, Martin
بازیگر (1940، دیتنِ اوهایو- امریکا)
با نام رامون استه وز از پدری مهاجر و اسپانیایی و مادری ایرلندی به دنیا آمد. هفتمین فرزند خانواده ای ده نفره و تهی دست بود. بلافاصله پس از پایان دبیرستان به نیویورک رفت و روی صحنه ظاهر شد. در همین دوره برای امرا معاش به سرایداری، شستن اتوموبیل، فروش سودا و پیغام رسانی نیز پرداخت. در سال 1964 و با ایفای نقش مهمی در یک اجرای برودوی از موضوع درباره ی رُزها بود سرانجام فرصت طلایی عمرش را به دست آورد (نقشی که بعدها در نسخه ی سینمایی این نمایش نامه در 1968 بازی کرد). پس از چندین بار حضور تلویزیونی، در 1967 در نقش یکی از دو جوان خلاف کار که مسافران مترو را به وحشت می اندازند، در حادثه، به سینما وارد شد. از آن پس در فیلم های متعددی بازی کرد، از جمله در نقش جوان آدم کش برهوت و «سروان ویلارد» در اینک آخر الزمان (1979) که طی فیلم برداری دشوار آن، دچار سکته ی قلبی شد. در تلویزیون و سینما بسیار پُرکار بود و هم نقش اول و هم نقش های فرعی متعددی بازی کرده است. در نمایش تلویزیونی موشک های اکتبر (1974)، نقش رابرت کندی را بازی کرد و درمجموعه ی تلویزیونی کندی (1983) به نقش جان ف. کندی ظاهر شد. به خاطر بازی در فیلم تلویزیونی راه طولانی به سوی خانه (1981)برنده ی امی شد. تجربه در تلویزیونی، او را به ساختن نخستین فیلم سینمایی اش به نام لحن صدا (1991) رهنمون شد. در مقاطع مختلف به فعالیت های سیاسی پرداخته است و بارها به خاطر حضور در تظاهرات ضد سلاح های اتمی دستگیر شده است. پدر دو بازیگر سینما، امیلیو استه وز و چارلی شین، است و میان دیگر اعضای خانواده اش، پسرش، رامون، دخترش، رنه و برادرش، جو فلان هم بازیگر بوده اند.
شین در سینما نقش شخصیت هایی پُر انرژی را بازی کرده که اغلب در آستانه عصیان گری یا اختلال روانی به سر می برند. به این ترتیب عجیب به نظر می رسد که در فیلم های آخر دهه ی 1960 و اوایل دهه ی 1970- دوره ی اوج تب فیلم سازی درباره ی جوانان ناراضی- چندان نقش های درخوری نیافت. در طول سال ها او این شخصیت منزوی و سرگشته را پالود و کامل کرد. مثل جیمز دین برای نسل قبلی، او با نمایش ناخرسندی عمیق خود از جامعه، تجسم ناآرامی های معاصر بود. در اینک آخر الزمان یک مطورد دیگر است که نفرتش از نظام، بدل به خشونت می شود؛ «ویلارد» او، مأمور می شود تا هم زاد خویش را بکشد: مردی که فریفته ی رویای ویرانی و نابودی است. با این نقش، شین خود را در مقام بازیگری پُرتوان تثبیت کرد. البه پُرکاری باعث شد تا آرام آرام روحیه جوان و پُرخروش او محو و کدر شود. به رغم نقش های غیر متعارفش در برهوت و اینک آخر الزمان، بارها نقش شخصیت هایی را بازی کرده که احساس مسئولیت اجتماعی می کنند. تا حدی که به نظر می رسد این نقش ها کلیشه سینمایی او شده اند. از این لحاظ زندگی واقعی و سینمایی او فصل مشترک بلندی دارند: در 1985 راوی رنگین کمان شکسته (ماریا فلورس)، مستندی درباره ی سرخ پوستان ناواهو، بود. در روایت مستندی بر مبنای نامه های سربازان امریکایی در ویتنام به نام امریکای عزیز (بیل کوتوری، 1987) هم کاری داشت و در وال استریت نقش رهبر اتحادیه ی کارگری را برابر پسرش، چارلی شین، (در نقش دلال بازا سهام) بازی کرد. ظاهراً از سیاست حالا حالا ها خسته نمی شود، چرا که در رئیس جمهور امریکا نیز نقش مشاور رئیس جمهور (مایکل داگلاس) را به عهده داشت.
از فیلم ها:
1967- حادثه (ل. پیرس)؛ 1968- موضوع دربار رزها بود (گروسبارد)؛ 1970- کچ- 22/ معضل بزرگ (م. نیکولز)؛ 1972- خشم شدید (ج. ک. اسکات)؛ 1973- برهوت (مالیک)؛ 1977- گذرگاه کاساندرا (کاسماتوس)؛ 1978- بال عقاب (هاروی)؛ 1979- اینک آخر الزمان (کوپولا)؛ 1980- شمارش معکوس نهایی (د. تیلر)؛ 1982- معما (سوارک)، فصل قهرمانی (ج. میلر)، گاندی (آتن بارو)؛ 1983- مرد، زن و بچه (ریچاردز)، خلاء (کراننبرگ)؛ 1984- آتش افروز (م. لستر)؛ 1987- معتقدان (شله زینجر)، خواب بعد از ظهر (لمبرت)، وال استریت (آ. استون)؛ 1988- داوری در برلین (ل. پن) (+ تا)؛ 1989- بچه های بورلی هیلز (سوتیراکی)؛ 1991- لحن صدا (+ ک.، ف.)؛ 1993- چیز شریرانه نشنو (گرینوالد)؛ 1994- هنگ ارواح (هیکن لوپر)؛ 1995- رئیس جمهور امریکا (راینر)؛ 1996- گاسپا (سدلار)؛ 1997- تولید مثل (راینر)؛ 1998- ششلول بند (ک. کوپولا)، پول مفت (سیمونو)؛ 1999- خیابان نهم (ویلموت و ربمن)، توفان (م. دان).