لوییس کَلهرن
Calhern, Louis
بازیگر (1895، نیویورک - امریکا؛ 1956)
با نام کارل هنری ووکت به دنیا آمد. بازیگر بلندقد و مسلط نقش های رُمانتیک در فیلم های صامت اوایل دهه ی 1920 هالیوود بود، ولی امروز، بیش تر به خاطر نقش های دوم شاخص خود در فیلم های دهه ی 1950 مترو - گلدوین - مایر شناخته می شود؛ به ویژه در نقش مغز متفکر تبه کاران در جنگل آسفالت، «جاستیس آلیور وندل هولمز» در یانکی باشکوه و «سزار» در جولیوس سزار. هم چنین بارها در برودوی روی صحنه رفته است. همسرانش همه بازیگر بوده اند: ایلکا چیس (1926-1927)، جولیا هویت (1927-1932)، ناتالی شیفر (از 1933) و ماریان ستوارت (1946-1955). در جریان فیلم برداری چای خانه ی ماه اوت در توکیو بر اثر سکته ی قلبی درگذشت.
انتخاب صدای کلهرن برای شخصیت باریمور وارِ «جرج لوریسن» در فیلم بد و زیبای وینسنت مینه لی او را به عنوان مظهر تشخص های تآتری در سینما معرفی می کند. در حالی که «لوریسن» قطعه ی «فردا و فردا» از مکبث را دکلمه می کند، سیمای کلهرن در برار تماشاگران ظاهر می شود: با پشتی راست کرده، لباس های بی نقص و بینی بلند: مفهوم هالیوودی بازیگر بزرگ. هنگامی که از برودوی به هالیوود آمد، مشخصات کلاسیک بازیگر پذیرفته شده ی آن دوران را داشت: حسن سلوک توأم با کت و شلوار آراسته و رسمی. ابتدا خبیثی بانزاکت بود. در دهه ی 1930 نقش شخصیت های منتفذ را بازی کرد و در موزیکال های دهه های 1940و 1950 پدر یا عموی نادان دخترکانی مثل جین پوئل در فیلم هایی مثل نانسی به ریو می رود و آتن بود. در دهه ی 1950 مترو - گلدوین - مایر او را در نقش هایی مثل «سرهنگ زاپت» در نسخه ی سال 1952 زندانی زندا، «بوفالو بیل» در آنیِ سلاح به دست (نقشی نامحتمل برای او که در آخرین دقایق جایگزین فرانک مورگان شده بود) و تکرار نقش «عمو ویلی» در جامعه ی اعیان (بازسازی موزیکال داستان فیلادلفیا) به کار گمارد. با این حال قابلیت او برای ترکیب طنز و تشخص در هیچ جا به اندازه ی بدنام برجسته نشد، جایی که نقش مافوق بی عاطفه ی کاری گرانت را بازی می کند. پس از یک دوره ی کوتاه کم کاری، با نقش «جیم مرداکِ» آموزگار در جنگل تخته سیاه و «آلونزو امریک» در جنگل آسفالت بازگشتی قدرتمندانه داشت. در این فیلم، در نقش وکیل فاسدی که سرمایه ی یک سرقت بزرگ را تأمین می کند، یکی از پُرمعناترین جملات سینمای گنگستری را ادا می کند: «هرچه باشد جنایت یک فرم دست چپی تلاش انسانی است.» در کنار همه ی این ها یک نقش مفرح و به یادماندنی او را نمی توان از یاد برد: «ترنتینو»ی سفیر کبیر در سوپ اردک که با وجود تمام خدعه ها، در برابر مهارناپذیری برادران مارکس حیران و عاجز برجای می ماند.
از فیلم ها:
1921 - لکه (وبر)؛ 1922 - بیدار شو زن! (هریسن)؛ 1923 - آخرین لحظه (ج. پ. رید جونیر)؛ 1931 - دیوانه ی موطلایی ها (دل روت)، راه سنگاپور (آ. گرین)؛ 1932 - تأیید امریکا (گارنت)، هر شب (مایو)؛ 1933 - بیست هزار سال در زندان سینگ سینگ (کورتیز)، سوپ اردک (مکری)، دیپلمات های دیوانه (سایتر)؛ 1934 - کنت مونته کریستو (ر. و. لی)، مرد دوچهره (مایو)، ماجراهای چلینی (لاکاوا)؛ 1935 - اهل آریزونا (چ. ویدور)، آخرین روزهای پمپئی (شودساک)، آدلین دل نشین (لروی)؛ 1936 - دختر گستاخ خوشگل (ک. براون)؛ 1937 - زندگی امیل زولا (دیترله)؛ 1938 - هم راهان وفادار (بازل)؛ 1939 - چارلی مکارتی، کارآگاه (تاتل)، خوارز (دیترله)، این زن را می گیرم (وان دایک)؛ 1943 - بهشت می تواند منتظر بماند (لوبیچ)، محبوب هیچ کس (آ. مان)؛ 1944 - سراپا مسلح (نوجنت)؛ 1946 - بدنام (هیچکاک)؛ 1948 - طاق نصرت (مایلستون)؛ 1949 - اسب سرخ (مایلستون)؛ 1950 - درگاه شیطان (آ. مان)، جنگل آسفالت (هیوستن)، نانسی به ریو می رود (لنرد)، یانکی باشکوه (ج. استرجس)، زندگی خود او (کیوکر)، آنی سلاح به دست (سیدنی)؛ 1951 - مردی با شنل (مارکل)؛ 1952 - زندانی زندا (ر. تورپ)، دعوت (راینهارت)؛ 1953 - خیابان اصلی به برودوی (گارنت)، جولیوس سزار (منکه ویتس)؛ 1954 - راپسودی (چ. ویدور)، خیانت شده (راینهارت)، گروه اجرایی (وایز)، شاهزاده ی دانشجو (ر. تورپ)، آتن (ر. تورپ)؛ 1955 - جنگل مدرسه (ر. بروکس)، اسراف کننده (ر. تورپ)؛ 1956 - برای همیشه، عزیزم (ا. هال)؛ 1957 - جامعه ی اعیان (والترز).