شنبه، 26 بهمن 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

گاری کوپر

گاری کوپر

 

Cooper, Gray

بازیگر (1901، هلنای مونتانا - امریکا؛ 1961)

با نام فرانک جیمز کوپر به دنیا آمد. پدرش قاضی دیوان عالی ایالت مونتانا بود. دوره ی تحصیل ابتدایی را در انگلستان گذراند. تحصیلاتش را در مدرسه ی کشاورزی مونتانا و کالج گرینل در آیووا به پایان برد. ابتدا به عنوان راهنما در پارک ملی یلواستون مشغول به کار شد. سپس مدتی برای روزنامه های محلی شهر زادگاهش کاریکاتورهای سیاسی طراحی می کرد. در سال 1924 به امید کار در یک روزنامه ی لس آنجلس رهسپار کالیفرنیا شد. در عوض خیلی زود به عنوان ویزیتور یک عکاس و آگهی بگیر یک تآتر به کار پرداخت. از 1925 وارد سینما شد و اغلب نقش سیاهی لشکرهای کابوی را در فیلم های صامت وسترن به عهده می گرفت. در 1926 با ایفای یکی از نقش های اصلی بردن باربارا ورث، کنار رانلد کولمن و ویلما بانکی، به شهرت رسید. تا سال های میانی دهه ی 1930 از سوی منتقدان چندان به عنوان بازیگر جدی گرفته نمی شد. تا این که، آرام آرام، با سبک «طبیعی» خود اعتبار بسیاری پیدا کرد. طی سه دهه ی 1930، 1940و 1950 در زمره ی ستارگان هالیوود به شمار می آمد. در همه نوع فیلمی ظاهر شد. بیش تر مناسب فیلم های رُمانتیک و ماجرایی به نظر می آمد. در حالی که در نقش های کمدی فیلم های بزرگانی مثل ارنست لوبیچ و فرانک کاپرا نیز عالی بازی می کرد. اما به جز این ها به عنوان شخصیت نمونه ای «مردی از غرب» شناخته می شد. برای آقای دیدز به شهر می رود و غرور یانکی ها کاندیدای دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول بود و این جایزه را برای گروهبان یورک و نیمروز به دست آورد. اسکار ویژه ای را نیز در 1961 برنده شد. همسرش، ورونیکا بالف / ساندرا شا (از 1933 تا زمان مرگ کوپر) نیز بازیگر بود. بر اثر ابتلا به سرطان ریه درگذشت.

شاید بهترین توصیف از سبک بازیگری کوپر را سام وود ارائه داده باشد. آن جایی که درباره ی بازی او در غرور یانکی ها (به کارگردانی خودش ) گفته است: «او روی صحنه، مقابل دوربین هیچ کاری نمی کند و شما که کنار ایستاده اید مطمئن می شوید، این بدترین اجرای نقشی است که تا به حال دیده اید، اما وقتی راش ها را می بینید، همه چیز آن جاست. همه چیز روی نوار سولولویید به بهترین شکل ممکن ثبت شده است.» در واقع این تعریف، نمایان گر این است که کوپر خالص ترین بازی سینمایی را ارائه می داد، خالص ترین و طبیعی ترین و شاید به همین دلیل او را با گرتا گاربو مقایسه کرده اند. هر دو چهره های سرد و فاقد احساسی داشتند. اما همین چهره ها بر پرده صاحب احساسات و جذابیتی بودند که کمابیش در دوران قبل و بعد از آنان بی نظیر بود. کوپر با قامتی متناسب (یک متر و نود و یک سانتی متر)، سیمایی جذاب، لبخندی شرم آمیز، و حرکات و رفتاری آمیخته به تردید و دست پاچگی برای هر مخاطبی از هر سن و ملیِت و جنسیتی مظهر یک امریکایی قوی و آرام بود. او کم حرف ولی مرد عمل بود. در فیلم های رُمانتیک همان قدر عالی بود که در فیلم های وسترن و حادثه ای و یا کمدی. در نمایش خشونتِ در سکوت همان قدر استاد بود. که در نمایش عشق در سکوت. طی سال های 1926 تا 1930، به طور متوسط سالی پنج فیلم (اغلب وسترن یا جنگی) بازی کرد که تقریباً در همگی آن ها نقش جوان اخلاق گرایی را که به پیروزی حقایق ساده معتقد است ایفا کرد. در این سال ها منتقدان چندان تحویلش نگرفتند. اما در فاصله ی سال های 1930 تا 1936، که تقریباً سه فیلم در هر سال بازی کرد، محبوب مخاطبان عام و خاص بود. در این سال ها در نقش انسان هایی بدبین و تنها ظاهر می شد که نمونه ای ترین آن، نقش او در مراکش (جوزف فون استرنبرگ، 1930) بود: مردی که حتی «عشق» را باور نمی کند. در این سال ها در اوج جذابیت بود و یک ستاره ی مطلق هالیوودی به شمار می آمد. در خلال سال های 1936 تا 1940، سالی چهار فیلم بازی کرد که در اکثرشان نقش فردی را که به آینده، امیدوار و به تعبیر رویای امریکایی معتقد است بازی می کرد که از آن جمله اند: آقای دیدز به شهر می رود یا گروهبان یورک. در سال های 1942 تا 1947 کلاً هشت فیلم بازی کرد که در آن ها نقش روشن فکرانی دور از اجتماع را داشت که باید خود را با محیط اطراف وفق دهند و این وفق دادن را جذاب می یابند که باز نمونه ای ترین آن ها آتش پاره (هوارد هاکس، 1941) است. در سال های 1948 تا 1956 که به دوران کار کمیته ی بررسی فعالیت های ضد امریکایی سناتور مکارتی برمی خورد - و کوپر را یکی از شکارچیان این کمیته می دانند - مجدداً بدبین و تنهاست که معروف ترین فیلم این دوره کاری او نیمروز است. کوپر به خاطر دو فیلمی اسکار گرفت که هر کدام نمایان گر مقطعی از تاریخ امریکا هستند: گروهبان یورک مبین خوش بینی امریکایی و نیمروز مبین بدبینی امریکایی است. و شاید به این دلیل است که یکی از منتقدان درباره ی او گفته است: «چهره ی کوپر نقشه ی امریکا بود. در آن سرگذشت مان را می بینیم. ممکن است آن را دوست بداریم یا نه، اما قطعاً نمی توانیم از مردی که آن را نشان مان داد رو بگردانیم.» در دهه ی 1950 کوپر در دو فیلم نقش مرد مسنی را که دل باخته ی دختری جوان می شود ایفاء کرد؛ یکی عشق در بعد از ظهر (بیلی وایلدر، 1957) و دیگری شماره ی 11، خیابان فردریک شمالی که در هر دو موفق بود. اما «آواز قوی» کوپر، مردی از غرب آنتونی مان (1958) است که آن را شاهکار بازی های او دانسته اند..

از فیلم ها:

1926 - بردن باربارا ورث (ه. کینگ)، حیله ها (میچل)؛ 1927 - بچه های طلاق (لوید)، بال ها (ولمن)، نوادا (ج. واترز)، آخرین یاغی (آ. راسن)؛ 1928 - نصف یک عروس (لاکاوا)، سپاه محکومان (ولمن)، هنگام گل یاس (فیتس موریس)، فرشته ی فرسوده (والاس)؛ 1929 - خیانت (مایلستون)، آهنگ گرگ (و. فلمینگ)، ویرجینیایی (و. فلمینگ)؛ 1930 - فقط شجاعان (تاتل)، مراکش (فون استرنبرگ)؛ 1931 - خیابان های شهر (مامولیان)؛ 1932 - از من یک ستاره بساز (بودین)، وداع با اسلحه (بورزیگی)؛ 1933 - امروز زندگی می کنیم (هاکس)، طرح زندگی (لوبیچ)، آلیس در سرزمین عجایب (مک لیود)، عامل 13 (بولسلاوسکی)؛ 1934 - حالا و همیشه (هاتاوی)؛ 1935 - پیتر ایبتسن (هاتاوی)، زندگی های یک نیزه دار بنگالی (هاتاوی)، شب عروسی (ک. ویدور)؛ 1936 - ژنرال هنگام سپیده دم مرد (مایلستون)، آقای دیدز به شهر می رود (کاپرا)، هوس (بورزیگی)؛ 1937 - آدم ها در دریا (هاتاوی)، دشت نشین (س. ب. دمیل)؛ 1938 - هشتمین زن ریش آبی (لوبیچ)، ماجراهای مارکوپولو (مایو)؛ 1939 - افتخار واقعی (هاتاوی)، بو ژست (ولمن)؛ 1940 - پلیس سوار شمال غربی (س. ب. دمیل)، اهل غرب امریکا (وایلر)؛ 1941 -آتش پاره (هاکس)، گروهبان یورک (هاکس)، ملاقات با جان دو (کاپرا)؛ 1942 - غرور یانکی ها (وود)؛ 1943 - ناقوس برای که به صدا درمی آید (وود)؛ 1944 - سرگذشت دکتر واسل (س. ب. دمیل)، کازانووا براون (وود)؛ 1945 - سارا توگا ترانک (وود)، جونز از راه رسید (هایسلر)؛ 1946 - ماجرای پُرالتهاب (ف. لانگ)؛ 1947 - فتح نشده (س. ب. دمیل)؛ 1948- سام خوب (مکری)؛ 1949 - نیروی مخصوص (دیوز)، احساس بزرگی است (باتلر)، سرچشمه (ک. ویدور)، برگ درخشان (کورتیز)؛ 1950 - دالاس (هایسلر)؛ 1951 - طبل های دوردست (والش)، حالا در نیروی دریایی هستی (هاتاوی)؛ 1952 - تفنگ اسپرینگ فیلد (د تات)، نیمروز (زینه مان)؛ 1953 - باد وحشی (فرگونز)؛ 1954 - باغ شیطان (هاتاوی)، وراکروز (آلدریچ)؛ 1955 - محاکمه ی نظامی بیلی میچل (پرمینجر)؛ 1956 - ترغیب دوستانه (وایلر)؛ 1957 - عشق در بعد از ظهر (ب. وایلدر)؛ 1958 - مردی از غرب (آ. مان)، شماره ی یازده، خیابان فردریک شمالی (ف. دان)؛ 1959 - درخت اعدام (دیوز)، آنان به کوردورا آمدند (رابرت راسن)، جسی جیمز قلابی (مک لیود)، غرق کشتی مری دیر (م. آندرسن)؛

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
اهتزاز پرچم فلسطین در زمین فوتبال جاکاراتا
play_arrow
اهتزاز پرچم فلسطین در زمین فوتبال جاکاراتا
پرتاب گاز اشک آور توسط پلیس هند به سمت دانشجویان معترض
play_arrow
پرتاب گاز اشک آور توسط پلیس هند به سمت دانشجویان معترض
سیمیاری: هیچ ارتشی نمی‌تواند باب‌المندب را باز کند
play_arrow
سیمیاری: هیچ ارتشی نمی‌تواند باب‌المندب را باز کند
نماهنگ/ "روضه دخترانه" با اجرای گروه سرود نجم‌الثاقب
play_arrow
نماهنگ/ "روضه دخترانه" با اجرای گروه سرود نجم‌الثاقب
دستگیری عامل تشویش اذهان عمومی در تهران
play_arrow
دستگیری عامل تشویش اذهان عمومی در تهران
وقوع حادثه امنیتی در نزدیکی یک ساختمان در نیویورک
play_arrow
وقوع حادثه امنیتی در نزدیکی یک ساختمان در نیویورک
آخر و عاقبت اعتماد به آمریکا در تنگه هرمز
play_arrow
آخر و عاقبت اعتماد به آمریکا در تنگه هرمز
حملات پهپادی نیروی دریایی سپاه به دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
حملات پهپادی نیروی دریایی سپاه به دشمن آمریکایی در منطقه
نوحه مداح عراقی برای حضرت رقیه(س) و به یاد شهدای میناب
play_arrow
نوحه مداح عراقی برای حضرت رقیه(س) و به یاد شهدای میناب
شلیک موشک‌های ایرانی به سمت مواضع دشمن در منطقه
play_arrow
شلیک موشک‌های ایرانی به سمت مواضع دشمن در منطقه
تروریست‌های تجزیه طلب این هشدار را جدی بگیرید!
play_arrow
تروریست‌های تجزیه طلب این هشدار را جدی بگیرید!
کشف بقایای پهپاد انتحاری حامل مواد منفجره در سواحل استانبول
play_arrow
کشف بقایای پهپاد انتحاری حامل مواد منفجره در سواحل استانبول
پاره شدن تسمه تایم علائم، خسارت موتور و کارهایی که باید انجام دهید
پاره شدن تسمه تایم علائم، خسارت موتور و کارهایی که باید انجام دهید
اشتباهات رایج در خرید اورینگ لاستیکی
اشتباهات رایج در خرید اورینگ لاستیکی
ماجرای پرواز هواپیمای ایرانی به یمن چه بود؟
play_arrow
ماجرای پرواز هواپیمای ایرانی به یمن چه بود؟