تونی کورتیس
Courtis, Tony
بازیگر (1925، برانکس نیویورک - امریکا)
با نام برنارد شوارتس به دنیا آمد. پدرش خیاطی فقیر و مجاری تبار بود. ابتدای کارش با نام جیمز کورتیس و آنتونی کورتیس شناخته می شد. تحصیلاتش را در رشته ی بازیگری کارگاه دراماتیک نیویورک به پایان برد. طی جنگ جهانی دوم در نیروی دریایی خدمت کرد. از اوایل دهه ی 1940 بازیگری را در تآتر آغاز کرد و در اواخر همین دهه با پیوستن به گروه «بازیگران استنلی وولف» کارش شکل حرفه ای تری پیدا کرد. هنگام ایفای نقش در یکی از همین تآترها، مورد توجه یونیورسال قرار گرفت و به هالیوود کشیده شد. نخستین بار در سینما در نقش کوچکی در نارو بازی کرد. در سال 1949 به خدمت یونیورسال درآمد. طی دهه ی 1960 دو کمپانی با نام های «کورتیس انترپرایزز» و «رینارد» تأسیس کرد. در دهه ی 1970 و اوایل دهه ی 1980 در دو مجموعه ی تلویزیونی ظاهر شد که در یکی از آن ها (ترغیب کنندگان، 1971-1972)، کنار راجر مور، بازی کرد. دو تن از همسرانش، جانت لی (1951-1962) و کریستین کوفمان (1963-1967)، هم چنین دخترش، جیمی لی کرتیس از لی بازیگر هستند. برای ستیزه جویان کاندیدای دریافت اسکار شد. نخستین رمانش را با نام کید اندرو کودی و جولی اسپارو در 1977 منتشر کرده است.
مدت ها طول کشید تا کورتیسِ شیفته ی بازیگری به اعتبار حرفه ای دست پیدا کند (خودش می گوید همیشه از خدا می خواستم برای رهایی از فقر مرا بازیگر کند). حدود بیست فیلمی که ابتدای دوران کارش بازی کرد، آثاری سطحی بودند. اما به هر حال توانست ثابت کند که می تواند کمدین قابلی باشد، به ویژه وقتی با بلیک ادواردز یا بیلی وایلدر کار می کرد. با این همه در بعضی از نقش های دراماتیک نیز توجه منتقدان را به خود جلب کرد. جار و جنجال های زندگی خصوصی اش برای مدتی شهرت بازیگری او را تحت الشعاع قرار داد. نخستین بار در 1957 با بوی خوش موفقیت درخشید و منتقدان نیز تحسینش کردند. سال بعد نیز با ستیزه جویان موفقیتش را تکمیل کرد. کار کورتیس منحصر به نوع خاصی نبود و به پشت گرمی حمایت منتقدان در دو فیلم تاریخی و پُرهزینه ای مثل وایکینگ ها و اسپارتاکوس نیز بازی های قابل قبولی ارائه داد. از موفق ترین کارهایش می توان به کمدی های پُرهیاهوی بعضی ها داغش را دوست دارند و عملیات زیردامن (یکی از چند فیلمی که با ادواردز کار کرد) اشاره کرد. به طور کلی کورتیس در دهه ی 1960 بیش تر در فیلم های کمدی بازی کرد. در 1968 با بازی در جانی بوستن به وجه دراماتیک کارش قدرت بیش تری بخشید. این فیلم آخرین نقش مهم کورتیس را نمود داد، چون پس از آن بیش تر در فیلم های کم هزینه، «خارجی» و تلویزیونی بازی کرد. در صحنه ی تآتر نیز موفقیت هایی به دست آورده است. از دهه ی 1980 که بازی هایش منحصر به نقش های دوم فیلم های کم اهمیت شده بود، بیش تر به نقاشی می پرداخت.
از فیلم ها:
1949 - نارو (سیودماک)، جانی خبرچین (کسل)؛ 1950 - من یک دزد مغازه بودم (لامانت)، مهاجمان کانزاس (انرایت)، وینچستر 73 (آ. مان)، فرانسیس (لوبین)؛ 1951 - شاهزاده ای که دزد بود (ماته)، جسم و خشم (پونی)؛ 1952 - پسر علی بابا (نیومان)، برای داماد اتاقی نیست (سیرک)؛ 1953 - هودینی (ج. مارشال)، ممنوع (ماته)؛ 1954 - جانی دارک (ج. شرمن)، پایگاه (هایسلر)، سپر سیاه فالورث (ماته)، پس این پاریس است (کوآین)؛ 1955 - شش پل برای عبور (پونی)، جنگل مربع (ج. هاپر)؛ 1956 - بندبازی (ک. رید)، سال های دشوار (ماته)؛ 1957 - بوی خوش موفقیت (مکندریک)، آقای کوری (ب. ادواردز)؛ 1958 - مرخصی کامل (ب. ادواردز)، وایکینگ ها (ر. فلایشر)، ستیزه جویان (کریمر)، سلاطین پیش می روند (دیوز)؛ 1959 - اسپارتاکوس (کوبریک)، بعضی ها داغش را دوست دارند (ب. وایلدر) ؛ 1960 - پپه (سیدنی)، تلاش (مالیگان)؛ 1961 - شیاد بزرگ (مالیگان)، بیگانه (دلبرت مان)؛ 1962 - تاراس بولبا (لی تامپسن)، بیست کیلو دردسر (جویسن)؛ 1964 - پاریس در تب و تاب (کوآین)، سروان نیومن پزشک (د. میلر)، خداحافظ چارلی (مینه لی)؛ 1965 - بویینگ بویینگ (ج. ریچ)، مسابقه ی بزرگ (ب. ادواردز)؛ 1967 - هیاهو نکن (مکندریک)، کمربند عفت (کامپانیله)؛ 1968 - جانی بوستن (ر. فلایشر)، آن جوانان جسور در ماشین های قراضه ی خود (آناکین)؛ 1970 - نمی توان بر همه پیروز شوی (کالینسن)؛ 1975 - لِپکه (گولان)؛ 1976 - نیروی ماورای طبیعی (گردلر)، آخرین مقتدر (کازان)؛ 1977 - کازانووا و هم راهان (آنتل)؛ 1978 - تیم بیس بال بد نیوز برز به ژاپن می رود (ج. بری)، روزی که رفتم تمام شب باران بارید (گسنر)؛ 1980 - آینه شکست (گ. هامیلتن)، دوشیزه مارکو کوچولو (برنستاین)؛ 1982 - امواج مغزی (لومل)، اتللو - کوماندوی سیاه (بولوا)، بالبوآ (پولاکوف)؛ 1985 - بدون اهمیت (روگ)؛ 1986 - شاهزاده خانم مافیا (ر. کالینز)؛ 1988 - عابر (براش)؛ 1989 - نیمه شب (ن. ت. رین)؛مرد خرچنگی از کره مریخ (شِف)؛ 1991 - هدف اصلی (هیونر)؛ 1992 - کریسمس در کانتی کات (شوارتسنگر)؛ 1998 - لوییس و فرانک (راکوِل)؛ 1999 - بازی با همه ی وجود (ر. شلتن).