استورات گرینجر
Granger, Stewart
بازیگر (1913، لندن - انگلستان؛ 1993)
با نام جیمز لابلانش استوارت به دنیا آمد. در اواخر دهه ی 1930برای این که با جیمز استوارت، ستاره ی هالیوودی، اشتباه گرفته نشود، نامش را تغییر داد. در سینمای انگلستان به عنوان سیاهی لشکر، از سال 1933، کارش را آغاز کرد. پس از تجربه اندوزی در زمینه ی بازیگری با گروه های تآتری مختلف در 1939با ایفای نقشی اصلی به سینما بازگشت و در دهه ی 1940 در کنار جیمز میسن به یکی از ستارگان مرد برجسته ی سینمای انگلستان بدل شد و فیلم هایش فروش خوبی داشتند. قامت بلند (یک متر و نود و یک سانتی متر) و ورزش کارانه و سیمای مردانه اش توجه هالیوود را جلب کرد. در 1950 به خدمت مترو - گلدوین - مایر درآمد و در طول هفت سال بعد نقش شمشیرزنان عاشق پیشه، شکارچیان سفیدپوست در افریقا و پای ثابت فیلم های ماجرایی پُرهزینه کمپانی بود. در سال های بعد آزادانه با دیگر کمپانی ها و در کشورهای اروپایی کار می کرد. در دهه ی 1970و با افول رونق فعالیت های سینمایی اش، در تلویزیون امریکا نقش های اصلی را به عهده گرفت. در 1956 تبعه ی امریکا شد. دو ازدواج ناموفق اولش با دو بازیگر بود: السپت مارچ (1939-1949) و جین سیمونز (1940-1950). خاطراتش را در کتابی با نام جرقه ها بالا می پرند (1981) نوشته است.
گرینجر به عنوان ستاره ی حماسه های تاریخی در مترو - گلدوین - مایر، طی دهه ی 1950، به شهرت رسید. کارش یک نوع بازآفرینی قهرمانانی بود که ارول فلین در دهه های 1930 و 1940 خلق می کرد. نخستین نقشی که او را به شهرت رساند در پس این لندن است بود. در سینمای انگلستان دهه ی 1940 در فیلم هایی مثل مرد خاکستری پوش، سزار و کلئوپاترا و جاده ی واترلو برای کمپانی رنک، به ستاره ای رُمانتیک بدل شد. هالیوود ویژگی های او را انگ تولیدات ماجرایی / تاریخی خود تشخیص داد و برای بازی در گنج های حضرت سلیمان برگزید. قهرمان آماده ی او در فیلم هایی مثل اسکاراموش، زندانی زندا، بِس جوان، بو برامل، چهارراه بووانی و کلبه ی کوچک محبوب القلوب تماشاگران شد در دهه ی 1960 از موفقیت و ارزش فیلم هایش کاسته شد. دو تا از کارهای بهتر این دوره ی او سودوم و عموره و آخرین حمله بودند. با این که موهایش به سفیدی می گرایید هنوز قابلیت های فیزیکی اش بر هم تایانش می چربید. در اوایل دهه ی 1970 ستاره ی مجموعه ی تلویزیونی پُرطرفدار ویرجینیایی (1962-1971) بود. در فیلم تلویزیونی سگ باسکرویل، نقش «شرلوک هولمز» را ایفا کرد و در 1978 در غازهای وحشی ظاهر شد. در کتاب خاطراتش خود را مردی فاضل و آگاه و صاحب حس طنزی در زمینه ی انتقاد از خود نشان می دهد و اشاره می کند که به هیچ کدام از فیلم هایش افتخار نمی کند، همواره بازیگری را یک عذاب می یافته و اگر بخت این را پیدا می کرد که در تنها یک فیلم مثل باد را به ارث ببر بازی کند، فوراً با سربلندی تمام از کار کناره می گرفت.
از فیلم ها:
1933 - یک دختر جنوبی (ه. هیوز)؛ 1934 - حلقه ای به او بده (وودز)؛ 1939 - پس این لندن است (فریلند)؛ 1940 - قافله (تنیسن)؛ 1942 - مأموریت سرّی (فرنچ)؛ 1943 - مرد خاکستری پوش (ل. آرلیس)؛ 1944 - داستان عشق / خانمی تسلیم می شود (ل. آرلیس)، جاده ی واترلو (گیلیات)، فانی کنار چراغ گاز (اسکوییت)؛ 1945 - سزار و کلئوپاترا (پاسکال)؛ 1946 - کمان سحرآمیز (نولز)؛ 1947 - بلانش فیوری (م. آلگره)، کاپیتان بایکات (لاندر)؛ 1948 - دشمن زن (ت. یانگ)؛ 1949 - آدام و ایولین (فرنچ)؛ 1950 - گنج های حضرت سلیمان (مارتن)؛ 1951 - سه سرباز (گارنت)، تماس ملایم (ر. بروکس)؛ 1952 - اسکاراموش (سیدنی)، زندانی زندا (ر. تورپ)؛ 1953 - بس جوان (سیدنی)، سالومه (دیترله)، همه ی برادران دلاور بودند (ر. تورپ)؛ 1954 - بو برامل (برنهارت)؛ 1955 - مون فلیت (ف. لانگ)، اخگر سبز (مارتن)، آخرین شکار (ر. بروکس)؛ 1956 - چهارراه بووانی (کیوکر)، کلبه ی کوچک (رابسن)؛ 1957 - شکوه اسلحه (رولند)؛ 1958 - تمام حقیقت (گیلرمین)، هاری بلک (فرگونز)؛ 1960 - شمال به آلاسکا (هاتاوی)، شریک مخفی (ب. دیردن)؛ 1961 - سودوم و عموره (آلدریچ)؛ 1963 - شمشیرزن سیه نا (پریه)؛ 1964 - حمله ی مخفیانه (کورمن)، راه کج (چافی)؛ 1965 - تاخت و تاز در آپاچی ولز (فیلیپ)؛ 1966 - عامل ترایگان (فرانکل)؛ 1967 - آخرین سفر (هاتاوی)، مرثیه برای یک مأمور خفیه (سولیما)؛ 1978 - غازهای وحشی (مک لاگلن)؛ 1982 - ماجرای عاشقانه سلطنتی چارلز و دایانا (پ. لوین).