برت لنکستر
Lancaster, Burt
بازیگر (1913، نیویورک - امریکا؛ 1994)
با نام برتن استیون لنکستر به دنیا آمد. با یک بورس ورزشی به دانشگاه نیویورک راه یافت. اما پس از دو سال از ادامه ی تحصیل دست کشید و با دوست دوران کودکی خود، نیک کراوات، در سیرک و نمایش های وودویل به اجرای عملیات آکروبات پرداخت. در یکی از نمایش ها به سختی آسیب دید و پس از آن به کارهای مختلف (مثل فروشندگی، تعمیر یخچال،...) در شیکاگو مشغول شد. در جنگ جهانی دوم، دوران خدمتش را در ارتش ایالات متحد، در شمال افریقا و ایتالیا گذراند. وقتی به کشورش بازگشت، بلافاصله و به طور تصادفی برای اجرای نقشی در برودوی برگزیده شد و به دنبال آن، نخستین بازی خود را در سینما با قاتلان آغاز کرد. در سال 1948 هم راه با هارولد هکت کمپانی «هکت - نورما» را بنیان گذاشت و به بازی و تولید فیلم ادامه داد. در 1955 یکی از فیلم های خود، اهل کنتاکی، را نیز کارگردانی کرد. بارها کاندیدای دریافت و برنده ی جایزه های معتبر بود؛ از جمله برای از این جا تا ابدیت، پرنده باز آلکاتراز، و آتلانتیک سیتی کاندیدای دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش اول شد و این جایزه را برای المر گنتری از آن خود کرد. هم چنین جایزه ی بهترین بازیگر جشنواره ی فیلم برلین، برای بندبازی، به او تعلق گرفت. سه بار ازدواج کرد: جون ارنست (1935-1936)، ستاره ی سیرک، نورما آندرسن (1946-1949)، بازیگر و سوزان مارتین (از 1991 - تا زمان مرگ لنکستر)، تهیه کننده ی تلویزیون.
لنکستر که به سرعت به عنوان یک ستاره تثبیت شد، طی بیش از سی سال در زمره ی محبوب ترین بازیگران جهان قرار داشت. او موفقیتش را تا اندازه ای مدیون قدرت بدنی و مهارت های ورزشی اش بود و هر چند به شهرت جهانی رسید، در فیلم های ضعیفی نیز ظاهر شد. لنکستر به بازی در فیلم های کارگردانان بزرگ خیلی اهمیت می داد و به ایفای نقش های مختلف علاقه مند بود. ظاهر جذاب، لبخندی که منحصر به خود او بود و شخصیت بیان گر، در کنار خصوصیات بدنی، او را در ارائه ی بازی های موفق یاری می کرد. در فیلم های اولیه، که با هم کاری هکت به بازی در آن ها فراخوانده شده بود، از تمام این خصوصیات بهره نگرفت و بیش تر در نقش تبه کارانی کم حرف، مزدورانی خشن و یا مجرمانی از همه جا رانده شده ظاهر شد. لیکن برخی از آن ها نیز آثار برجسته ای از کار درآمدند. در کنار این ها، لنکستر چهره ای متفاوت از خویش به نمایش گذاشت. او که در مشعل و کمان و دزد دریایی سرخ پوش می کوشد تا شخصیت پیشین نباشد، به نقش قهرمان رمان جیمز جونز در از این جا تا ابدیت نیز درمی آید و در فیلم یوزپلنگ، شاهزاده ی سالینا می شود. در واقع او با موفقیت به تماشاگر می باوراند که از آریستوکراسی، آداب و رسوم، سنت ها و تاریخ سیسیل به خوبی لوکینو ویسکونتی و بیش از هر کس دیگری در فیلم خبر دارد؛ رفتار مقتدرانه، طرز بیان سودایی و سیمای متفکر او به نقش «شاهزاده ی دون فابریستیو سالینا» به باورپذیری این شخصیت تاریخی انجامیده است. او در فیلم دیگر ویسکونتی، تصویر خانوادگی، پروفسوری بازنشسته و گوشه گیر است که اندیشه هایش در تعارض با مدرنیته قرار دارند. اما شاید برجسته ترین بازی او در آتلانتیک سیتی باشد. در این فیلم، تمام خصوصیاتی را که در طول سی سال بازیگری و در نقش های گوناگون ارائه داده بود به کار می گیرد تا شکی در توانمندی های او به عنوان یک ستاره باقی نماند.
از فیلم ها:
1946 - قاتلان (سیودماک)؛ 1947 - دختر واریته (ج. مارشال)، نیروی وحشی (داسین)؛ 1948 - همه ی پسران من (رایس)، ببخشید، شماره ی عوضی گرفتید (لیتواک)، خون دست های مرا با بوسه پاک کن (ن. فاستر)؛ 1949 - نارو (سیودماک)، خط شنی (دیترله)؛ 1950 - مشعل و کمان (ژ. تورنور)؛ 1951 - جیم تورپ - قهرمان امریکا (کورتیز)، ده مرد رشید (گلدبک)؛ 1952 - دزد دریایی سرخ پوش (سیودماک)؛ 1953 - از این جا تا ابدیت (زیه مان)، سه دریانورد و یک دختر (دل روت)، زن دریای جنوب (لوبین)، شبای کوچک بازگرد (دانیل مان )؛ 1954 - آپاچی (آلدریچ)، وراکروز (آلدریچ)، اعلیحضرت اوکیف (هاسکینز)؛ 1955 - اهل کنتاکی (+ ک.)، خال رُز (دانیل مان)؛ 1956 - بندبازی (ک. رید)، باران ساز (آنتونی)؛ 1957 - جدال در اوکی کورال (ج. استرجس)، بوی خوش موفقیت (مکندریک)؛ 1958 - آهسته و عمیق بران (وایز)، میزهای جداگانه (دلبرت مان)؛ 1959 - مرید شیطان (گ. هامیلتن)؛ 1960 - المر گنتری (ر. بروکس)، نابخشوده (هیوستن)؛ 1961 - محاکمه در نورمبرگ (کریمر)، وحشی های جوان (فرانکن هایمر)؛ 1962 - پرنده باز آلکاتراز (فرانکن هایمر)، کودکی در انتظار است (کاساوتیس)؛ 1963 - یوزپلنگ (ویسکونتی)، فهرست ایدریان مسنجر (هیوستن)، هفت روز در ماه مه (فرانکن هایمر)؛ 1964 - ترن (فرانکن هایمر)؛ 1965 - مسیر هاله لویا (ج. استرجس)؛ 1966 - حرفه ای ها (ر. بروکس)؛ 1968 - شکارچیان پوست سر آدم (س. پولاک)، شناگر (پری)؛ 1969 - شاه پرک ها (فرانکن هایمر)، برج و بارو (س. پولاک)؛ 1970 - فرودگاه (سیتن)؛ 1971 - مرد قانون (وینر)، والدز می آید (شرین)؛ 1972 - حمله ی اولزانا (آلدریچ)؛ 1973 - کار اجرایی (د. میلر)، اسکورپیو (وینر)؛ 1974 - مرد نیمه شب (+ هک)، تصویر خانوادگی (ویسکونتی)؛ 1976 - 1900 (برتولوچی)، بوفالو بیل و سرخ پوستان (آلتمن)، جزیره ی دکتر مورو (د. تیلر)؛ 1977 - آخرین پرتوی غروب (آلدریچ)، گذرگاه کاساندرا (کاسماتوس)؛ 1978 - برو به اسپارتی ها بگو (پست)؛ 1979 - سحرگاه زولو (هیکاکس)؛ 1980 - آتلانتیک سیتی (مال)؛ 1981 - آنی گله ای و بریچز کوچولو (ل. جانسن)، پوست (کاوانی)؛ 1983 - تعطیلی آخر هفته ی آسترمن (پکین پا)، قهرمان محلی (فورسایت)؛ 1985 - گنج کوچک (شارپ)؛ 1986 - آدم های خشن (کانیو)؛ 1988 - موشک جبل الطارق (دانیل پتری)؛ 1989 - میدان رویاها (ف. آ. رابینسن)؛ 1991 - شبح اپرا (ت. ریچاردسن). جدا اما برابر (استیونز جونیر).