چهارشنبه، 14 اسفند 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

هاری لنگدون

هاری لنگدون

 

 Langdon, Harry

بازیگر (1884، کانسیل بلافز آیووا - امریکا؛ 1944)

در نوجوانی، مدتی به آرایش گری و کشیدن کاریکاتور برای مجلات پرداخت. از دوازده سالگی به یک گروه نمایشی آماتور پیوست و پس از آن به مدت بیست سال در سیرک ها، نمایش های سیار و وودویل برنامه اجرا کرد. در 1923 با کمپانی پرینسیپال پیکچرز و بعد با مک سنت قرارداد بست و در فیلم کوتاه چیدن هلو ظاهر شد. سال بعد با فرانک کاپرا «کمپانی هاری لنگدون» را تأسیس کرد، اما طولی نکشید که به برادران وارنر پیوست و در آن جا در نخستین فیلم بلند خود، ولگرد، ولگرد، ولگرد بازی کرد. در این مدت در سه فیلم بلند موفق دیگر (قدرتمند، شلوار بلند و نخستین محبوبه ی او) نقش هایی را ایفا کرد که هر سه جزو بهترین فیلم های او به شمار می آیند. پس از این فیلم ها، مدتی سینما را ترک کرد، ولی پس از یک سال و نیم دوباره بازگشت و این بار با هال روچ کارش را از سر گرفت. همسر نخستش، رز فرانسیس (1903-1928)، نیز بازیگر بود. بر اثر خون ریزی مغزی درگذشت.

موفقیت بهترین فیلم هایی که لنگدون در آن ها حضور داشت، به بازی او برمی گردد. لنگدون هم مثل چارلی چاپلین، با نقشی که به ایفای آن می پراخت زندگی می کرد و از همین رو، در کنار چاپلین، هارولد لوید و باستر کیتن، یکی از چهار سلطان کمدی های صامت بود. با چهره ای سفید، هم چون ماه و خنده ای کودکانه، و با حرکات پانتومیم خود، برای مدتی در دهه ی 1920 در اوج موفقیت بود. او که با کمک کاپرا و هاری ادواردز توانسته بود سه فیلم برتر خود را بسازد، تصمیم گرفت به تنهایی کارش را ادامه دهد. بنابرانی نوشتن و کارگردانی فیلم هایش را خود به عهده گرفت، ولی در این کار شکست خورد و تمام سرمایه اش را از دست داد. پس از مدتی غیبت که دوباره به سینما بازگشت، دوران فیلم های صامت به سرآمده بود و حرکات مضحک لنگدون دیگر چندان خریداری نداشت. او بارها سعی کرد تا موقعیت گذشته را بازگرداند و حتی در فیلم های لورل و هاردی بازی کرد و فیلم نامه ی یکی دو فیلم آنان را نیز نوشت، لیکن مرگ مجال ادامه ی تلاش هایش را نداد. یکی از تفاوت های آشکار میان شخصیت لنگدون و چاپلین، ویژگی های روحی و ذهنیت آنان است. لنگدون در طبقه بندی دلقک های «گنگ» قرار می گیرد و تا به اندازه ای به بازی خلاق استن لورل نزدیک می شود. بیش ترین لحظات طنز در بازی لنگدون، از شخصیت بچه گانه ی او و سردرگم ماندن در دنیای پیچیده ی پیرامونش سرچشمه می گیرد. برخلاف چاپلین، او هالویی است که کم تر از خود تحرک نشان می دهد. شیوه ی کمدی او، کاملاً با چاپلین و لوید تفاوت دارد. چون این دو، با هیجان و حالت های تهاجمی درگیر مبارزه می شوند و در فیلم های شان، صحنه های پُرتحرک و بزن بکوب فراوان وجود دارد. لنگدون بعدتر تلاش می کند تا از قالب شخصیت آشنای خود - هالویی با چهره ای کودکانه و شلواری گشاد - بیرون بیاید، که نتیجه آن ها ساختن چند کمدی موزیکال کم هزینه و ناموفق می شود.

از فیلم ها:

1924 - چیدن هلو (کنتن)، لطفاً لبخند بزن (دل روت)، میومیوی گربه (دل روت)، بخت احمق (ه. ادواردز)، تمام طول شب (ه. ادواردز)، نقطه ی ضعف (ه. ادواردز)؛ 1925 - احمق ها در جنگل (ه. ادواردز)، به یاد داری چه وقت؟ (ه. ادواردز)، عروسی یک رفتگر (گلدینگ)؛ 1926 - بعدازظهر شنبه (کاپرا و ه. ادواردز)، ولگرد، ولگرد، ولگرد (ه. ادواردز)، قدرتمند (کاپرا)؛ 1927 - سه نفر خیلی زیاد است (+ ک.)، شلوار بلند (کاپرا)، نخستین محبوبه ی او (ه. ادواردز)؛ 1928 - تعقیب کننده (+ ک.)، ناراحتی قلبی (+ ک.)؛ 1929 - پسر آسمان (راجرز)؛ 1930 - سردسته (گیول)؛ 1931 - بازیچه ی یک سرباز (کورتیز)؛ 1932 - درخشش بزرگ (گیلستروم)؛ 1933 - خدای بزرگ، من یک ولگردم (مایلستون)، ضعف من (باتلر)، مسافر مجانی بین راه (گیلستروم)، ضربه های مشت (گیلستروم)، عاشق سرگردان (گیلستروم)؛ 1934 - آراسته با پوست خز (لامانت)، لرزه ها (ریپلی)، در اعماق جای خواب نیست (لامانت)؛ 1935 - عروس محبوب او (گلدینگ)، ماجرای آتلانتیک (راگل)؛ 1938 - قلب من آن جاست (مک لیود)، یک اشتباه لعنتی (لامانت)؛ 1939 - زنوبیا (گ. داگلاس)؛ 1940 - شوهران بدرفتار (بودین)؛ 1941 - دردسر مضاعف (وست)؛ 1942 - چه چیزی لیزی را گیج می کند؟ (وایت)، شیفته ی پیانو (ه. ادواردز)؛ 1943 - موطلایی و داماد (ه. ادواردز)، رسوایی های علنی (بودین)؛ 1944 - ریتم تند (بودین)، کوبنده ها (فاکس)، کارآگاهان معیوب (ه. ادواردز)؛ 1945 - تاب خوردن روی یک رنگین کمان (بودین)، احمق های تپانچه دار (ه. ادواردز).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما