دوشنبه، 10 شهريور 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

فرد مک موراي

فرد مک موراي

 MacMurray, Fred                                 

بازيگر (1908، کنکا کي ايلي نويز - امريکا؛ 1991)

با نام فردريک مارتين مک موراي به دنيا آمد. پسر يک ويولن نواز ارکستر بود. براي پرداخت مخارج تحصيلش در کالج کارول در ويسکانسين در گروه هاي موسيقي، ساکسوفون مي نواخت. اين کار باعث شد سفرهاي زيادي به گوشه و کنار امريکا کند و در کاليفرنيا حين اجراي برنامه اين بخت نصيبش شد که به عنوان سياهي لشکر در چند فيلم اواخر دهه ي 1920 بازي کند. در 1930 در يک نمايش موزيکال برودوي ظاهر شد و سه سال بعد با همان گروه در موزيکال روبرتا بازي کرد. سپس پارامونت با او قرارداد بست و جدول کاري شلوغي براي ايفاي نقش هاي اصلي در فيلم هاي مختلف ترتيب داد. ابتدا ميان ژانرهاي مختلف در نوسان بود، ولي سرانجام در فيلم هاي کمدي، چه نمونه هاي روشن فکرانه و چه هجويه هاي سبک، تثبيت شد و تا به آخر کارنامه اش - به جز استثنائات مهمي مثل نقش هايش در غرامت مضاعف و آپارتمان، هر دو ساخته ي بيلي وايلدر - کمدي جاي گاه تثبيت شده ي او بود. او که معمولاً نقش مردان پي گير و باهوش را بازي مي کرد، يکي از پُرداوم ترين ستارگان هاليوودي بود. در دهه ي 1960 که محبوبيتش رو به نقصان داشت، مجموعه ي تلويزيوني طولاني مدت سه پسر من (1960-1972) و رشته اي از فيلم هاي سرگرم کننده ي خانوادگي والت ديزني، باعث احياي کارنامه اش شدند. درآمد پيوسته اش از سينما و تلويزيون، به انضمام سرمايه گذاري هاي عاقلانه، او را به يکي از ثروتمندترين چهره هاي هاليوود بدل ساخت. برخي مي گويند چهره ي او مدلي براي قهرمان داستان هاي مصور «کاپيتان مارول»، بوده است. از 1954 تا زمان مرگ، جون هاور بازيگر، همسرش بود.

مک موراي به لطف تنوع بازي و ظاهر مناسبش، کارنامه اي طولاني به هم زد. در آغاز کار خود در پارامونت با ميچل لايسن، که در دهه هاي 1930 و 1940 از ماهرترين کارگردانان کمدي هاليوود بود، آشنا شد. در سه فيلم دهه ي 1940 لايسن بهترين هنرنمايي هاي کميک خود را عرضه کرد: خانم مايل است، وقتي براي عشق نيست و يک نامه دريافت کن، عزيزم. در اين فيلم ها او با چهره ي سينمايي خود را به عنوان دست و پا چلفتي پروراند (اوج اين شخصيت مدت ها بعد در پروفسور کم حافظه ي ديزني به دست مي آيد). در نقش هاي جدي عموماً ضعفي را نشان مي داد که اصلاً براي فيلم هاي کمدي ايده آل بود. در اين نقش ها شخصيتي را مجسم مي کرد که از برآوردن نيازهاي خويشتن عاجز است يا درگيرودار مشکلات، چهره اي قابل ترحم مي نمايد. گه گاه اين ضعف شخصيتي به سود روايت فيلم به کار گرفته شد، از جمله در دو فيلمي که براي بيلي وايلدر بازي کرد. در غرامت مضاعف شخصيت «والتر نف» در کمال ساده دلي، قرباني جاذبه ي تهديدگر باربارا استانويک مي شود و بلاتکليفي اش، حکم واکنشي مناسب را در قبال دنياي نامطمئن و خصمانه ي فيلم هاي نوآر مي يابد. در آپارتمان او يک مدير حساب گر است که سنگ دلانه از کارمندان اداره ي خود - چه زن و چه مرد - بهره برداري مي کند. با اين حال فيلم نشان مي دهد که او زندگي خصوصي متزلزل و ناخوش آيندي دارد: همسرش موي دماغ او است و منشي حسودش نيز عليه او توطئه مي کند و به اين ترتيب انتقاد فيلم از سلسله مراتب اجتماعي به واسطه ي اين حس نارضايتي شخصي، بُعد عميق تري مي يابد. او يکي از بهترين بازي هايش را در نقشي مشابه در فيلم شورش در ناوشکن کين ارائه داد. در نقش «ستوان تام کيفر»، يک روشن فکر پُرادعا، که قادر است از عدم کفايت مافوقش ايراد بگيرد ولي با اين حال فاقد تعهد اخلاقي است. اين ها به اضافه ي نقش پليس فاسدي که شيفته ي کيم نواک مي شود در فيلم سهل الوصول، از معدود نمونه هاي شخصيتي هستند که مک موراي در ايفاي آن کم رقيب بود؛ شخصيت شهروند معمول امريکايي، پُر از ندانم کاري ها و اشتباهات و تناقض هايي که ستارگان معروف معمولاً از آن برّي هستند. عاشق پيشه اي که محتمل است خيانت بورزد و مأمور ظاهراً مطمئني که به سادگي به درون ورطه اي هولناک مي لغزد.

از فيلم ها: 1929 - دختران وحشي شده (سيلر)، رُز ببروار (فيتس موريس)؛ 1935 - دست ها روي ميز (لايسن)، عروس به خانه مي آيد (راگلز)، آرايش زيادي (راگلز)، آليس آدامز (استيونز)؛ 1936 - گذرگاه تک درخت کاج (هاتاوي)، سيزده ساعت پرواز (لايسن)، رنجرهاي تکزاس (ک. ويدور)؛ 1937 - اعتراف راستين (راگلز)، دختر شهر سيلم (لويد)، فراز و نشيب (لايسن)؛ 1938 - مردان بال دار (ولمن)، نارگيلستان (سانتل)؛ 1939 - ماه عسل در بالي (ا. گريفيث)، کافه نشين ها (ا. گريفيث)؛ 1940 - شب را به ياد آر (لايسن)، نيويورک قديمي کوچک (ه. کينگ)، جويندگان بخت (س. وود)؛ 1941 - ويرجينيا (ا. گريفيث)، بمب افکن شيرجه اي (کورتيز)، شهر نيويورک (چ. ويدور)؛ 1942 - جنگل بانان (ج. مارشال)، يک نامه دريافت کن، عزيزم (لايسن)، خانم مايل است (لايسن)؛ 1943 - دور از سوءظن (ر. تورپ)، وقتي براي عشق نيست (لايسن)؛ 1944 - عملاً در خدمت شما (لايسن)، غرامت مضاعف (ب. وايلدر)؛ 1945 - او مي گويد جنايت (مارشال)، کاپيتان ادي (بيکن)، از اين جا به کجا مي رويم؟ (راتاف)؛ 1946 - گذشته ي مرا ببخش (فنتن)، اسموکي (ل. کينگ)؛ 1947 - ناگهان بهار است (لايسن)، سنگاپور (برام)؛ 1948 - به شوهرت اعتماد نکن (بيکن)، در مسير شادمانه ي ما (ک. ويدور و فنتن)، معجزه ي زنگ ها (پيچل)؛ 1949 - پدر يک بازيکن فوتبال بود (استال)؛ 1950 - مرز (سايتر)، يک ميليونر براي کريستي (ج. مارشال)؛ 1953 - در شب مهتابي (رولند)؛ 1954 - سهل الوصول (کوآين)، دنياي زن (نگولسکو)، شورش در ناوشکن کين (دميتريک)، افق هاي دوردست (ماته)؛ 1955 - باران هاي رانچيپور (نگولسکو)؛ 1956 - هميشه فردايي هست (سيرک)؛ 1958 - روز مرد خبيث (ه. کِلِر)، روز خوبي براي دار زدن (جوران)؛ 1959 - سگ پشمالو (بارتن)، چهره ي يک فراري (وندکاس)؛ 1960 - آپارتمان (ب. وايلدر)؛ 1961 - پروفسور کم حافظه (استيونسن)؛ 1962 - سفر بخير (نيلسن)؛ 1963 - پسر فلابر (استيونسن)؛ 1964 - بوسه هايي براي رئيس جمهورم (برنهارت)؛ 1966 - پسرها به دنبال من بياييد (توکار)؛ 1967 - خوشبخت ترين ميليونر (توکار)؛ 1973 - چارلي و فرشته (مک ايويتي)؛ 1978 - هجوم زنبورهاي عسل (اروين آلن).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.