يکشنبه، 23 شهريور 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

راجر مور

راجر مور

Moore, Roger                                       

بازيگر (1927، استاکوِل لندن - انگلستان)

با نام راجر جرج مور به دنيا آمد. پدرش پليس بود. نقاشي را در يک مدرسه ي هنري و تآتر را در آکادمي سلطنتي هنرهاي دراماتيک لندن آموخت. از سال 1945 روي صحنه مي رفت و در فيلم هاي انگليسي نقش هاي کوتاهي را به عهده مي گرفت. در اوايل دهه ي 1950 به امريکا رفت و در تآتر، تلويزيون و سينما به فعاليت پرداخت. در تلويزيون با مجموعه هايي مثل آيوانهو (1957-1958)، ماوريک / تک رو (1960- 1961) و سينت (1967-1969) به شهرت رسيد. اما در سينما تا اوايل دهه ي 1970 چندان مورد توجه نبود. تا اين که با ايفاي نقش «جيمز باند» در زمره ي ستارگان بين المللي درآمد. براي آخرين بار در منظري از يک قتل نقش «جيمز باند» را بازي کرد. سه همسر نخستش، دورن وان استين (1946-1953)، دوروتي اسکويرز (1953-1968) و لوييزا ماتيولي (1969-1996)، بازيگر بودند. راجر مور ديگري نيز وجود داشت (برادر رابرت يانگ بازيگر) که در فيلم هاي هاليوودي (از اواخر دهه ي 1930 تا دهه ي 1950) نقش هاي کوتاهي را بازي مي کرد.

وقتي مور در 1973 براي ايفاي نقش «جيمز باند» در زندگي کن و بگذار بميرند انتخاب شد، طرفداران فيلم هاي «جيمز باند» نسبت به جايگزيني او در نقشي که با شان کانري متولد شده بود به شدت عکس العمل نشان دادند. اما آرام آرام به بازي نرم تر و سبک تر او در مقاسه با بازي سنگين کانري عادت کردند و بنابراين خيلي زود مور در زمره ي بازيگران پول ساز با دست مزد بالا درآمد. اما او سبب شد تا حس طنز نهفته در بازي کانري در اين نقش جاي خود را به نوعي «دلقک بازي» بدهد و همين امر سبب شد که تماشاگران نسبت به جايگزيني تيموتي دالتن در نقش 007، واکنش منفي نشان ندادند. ترديدي نيست اگر موقعيت بازي در نقش «باند» براي مور فراهم نمي شد او به سختي مي توانست پا را از حيطه ي يک بازيگر موفق تلويزيوني فراتر بگذارد، زيرا او در فيلم هاي ديگرش به ندرت بازي هاي به ياد ماندني ارائه داده بود. اغلب بهترين نقش آفريني او را در فيلم ملودرام مردي که اسير خودش بود مي دانند. در اين فيلم در نقش مردي از طبقه ي متوسط ظاهر شده است که دچار روزمرگي است و با هم زاد ضد اخلاقي و مهاجمش، در تضاد است.

از فيلم ها: 1945 - بيگانه هاي کامل (ا. کوردا)؛ 1946 - جرج شادمان (ج. کينگ زاگان)؛ 1949 - ارکيده ي کاغذي (ر. و. بيکر)؛ 1954 - آخرين باري که پاريس را ديدم (ر. بروکس)؛ 1955 - دزد شاه (لنرد)، نواي گسسته (برنهارت)؛ 1956 - دايانه (د. ميلر)؛ 1959 - معجزه (راپر)؛ 1960 - گناهان ريچل کيد (گ. داگلاس)؛ 1961 - طلاي هفت قديس (گ. داگلاس)؛ 1962 - فرومايه ها (هاروي)؛ 1969 - توطئه متقابل (راکوف) (+ ت.)؛ 1970 - مردي که اسير خودش بود (ب. ديردن)؛ 1973 - زندگي کن و بگذار بميرند (گ. هاميلتن)؛ 1974 - مرد تپانچه طلايي (گ. هاميلتن)، طلا (هانت)؛ 1975 - آن بخت خوش (مايلز)؛ 1976 - فرياد بر سر شيطان (هانت)؛ 1977 - جاسوسه اي که مرا دوست داشت (گيلبرت)؛ 1978 - غازهاي وحشي (مک لاگلن)؛ 1979 - فرار به آتن (کاسماتوس)، مون ريکر (گيلبرت)، سرقت در درياي شمال (مک لاگلن)؛ 1980 - گرگ هاي دريا (مک لاگلن)، عشاق يکشنبه (اپيزود فوربز)؛ 1981 - فقط به خاطر چشم هاي تو (گلن)، مسير کانن بال (نيدهم)؛ 1983 - اکتاپوسي (گلن)، نفرين پلنگ صورتي (ب. ادواردز)؛ 1984 - چهره ي عريان (فوربز)؛ 1985 - منظري از يک قتل (گلن)؛ 1990 - درست به هدف! (وينر)، آتش، يخ و ديناميت (بوگنر)؛ 1992 - رختخواب و صبحانه (ر. ا. ميلر)؛ 1996 - جست و جو (وان دام).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.