آدي مورفي
مورفي، آدي Murphy, Audie
بازيگر (1924، حومه ي کينگزتن تکزاس - امريکا؛ 1971)
پدرش يک کشاورز پنبه کار فقير بود. طي جنگ جهاني دوم به خدمت ارتش درآمد و با گرفتن بيست و چهار نشان، به عنوان پُرافتخارترين سرباز ايالات متحد به شهرت رسيد. با برخورداري از چنين شهرتي و نيز جذابيت کودکانه ي چهره اش، در اواخر دهه ي 1940 به سينما راه يافت. پس از بازي در نخستين فيلم خود، فراسوي افتخار، اغلب در فيلم هاي وسترن ظاهر شد. در اواخر دهه ي 1960 رو به نزول گذاشت و پس از آن که ورشکسته اعلام شد، در سال 1970 از خود به عنوان مظنون به قتل، رفع اتهام کرد. اما يک سال بعد، در جريان سانحه ي سقوط يک هواپيماي کوچک، هم راه با پنج سرنشين ديگر آن کشته شد. همسر نخستش، واندا هندريکس (1949-1950)، نيز بازيگر بود. خاطراتش را در کتابي با نام به سوي جهنم و بازگشت (1955) نوشته است.
مورفي معمولاً در وسترن ها نقش قهرماناني سنتي را بازي مي کرد که با سختي ها مواجه مي شدند، در موقعيت هاي دشوار اخلاقي قرار مي گرفتند و با دشمناني خطرناک به مقابله برمي خاستند، و در نهايت، پيروز از اين رويارويي ها، بيرون مي آمدند. جثه ي لاغر و چهره ي کودکانه ي مورفي، تصوير يک آدم معمولي را از او به دست داده بود و نقش هايش نيز هيچ کدام خيره کننده نبودند. شخصيت هايي که نقش آن ها را به عهده مي گرفت، هدف شان تنها اين بود که در صلح و امنيت زندگي کنند و هرگز در پي تغيير دنياي پيرامون خود نباشند. حتي وقتي در نقش شخصيت هايي مثل «بيلي دکيد» يا «جسي جيمز» بازي مي کرد، همان کودک شهري کوچک بود. عجيب نيست که تنها هنگام بازي در فيلمهاي جنگي، مورد توجه قرار مي گرفت. نشان سرخ شجاعت به تمامي تصويرگر خصوصيات پسرانه ي او بود؛ درباره ي سرباز ساده اي که در جبهه ي جنگ هاي داخلي «مرد» مي شود. کتاب خاطراتش، به سوي جهنم و بازگشت نيز بر تصوير غالب او به عنوان يک قهرمان معمولي صحه مي گذاشت. در عين حال، مورفي گه گاه از نقش هاي قراردادي پا فراتر مي گذاشت؛ از جمله با ايفاي نقش برادر تندمزاج برت لنکستر در نابخشوده، نشان داد که مرز ميان قهرماني و خشک مغزي بسيار باريک است.
از فيلم ها: 1948 - فراسوي افتخار (فارو)؛ 1949 - پسر بد (نيومان)؛ 1950 - سلسله جبال (آ. گرين)، مهاجمان کانزاس (انرايت)؛ 1951 - نشان سرخ شجاعت (هيوستن)، بچه ي سيمارون (باتيکر)؛ 1952 - جدال در سيلور کريک (سيگل)؛ 1953 - ستون جنوب (د کوردووا)؛ 1954 - از ديابلو دور شو (هيبز)؛ 1955 - به سوي جهنم و بازگشت (هيبز)، دستري (ج. مارشال)؛ 1956 - دنيا در کنار من (هيبز)؛ 1957 - گذرگاه شبانه (نيلسن)، اسلحه ي قلعه ي زنان (ج. مارشال)؛ 1958 - در مسير کج (هيبز)، امريکايي آرام (منکه ويتس)، قاچاقچيان اسلحه (سيگل)؛ 1959 - سايه اي طولاني بيفکن (کار)، نامي روي گلوله نيست (آرنولد)؛ 1960 - سرسخت (ج. شرمن)، نابخشوده (هيوستن)؛ 1961 - گروه جهنمي (کولمن)؛ 1962 - شش اسب سياه (ه. کلر)؛ 1963 - مبارزه ي نهايي (اسپرينگستين)؛ 1964 - تفنگ هاي آپاچي (ويتني)، تيرانداز چابک (سالکو)، گلوله اي براي يک مرد خبيث (اسپرينگستين)؛ 1966 - مهاجمان آريزونا (ويتني)، تکزاسي (سلاندر)؛ 1967 - چهل تفنگ به سوي گذرگاه آپاچي (ويتني)، چمداني به سوي قاهره (گولان).