دانلد ميک
Meek, Donald
بازيگر (1880، گلاسکو - اسکاتلند؛ 1946)
از کودکي به بازيگري روي آورد و در سال 1892 هم راه با يک گروه نمايشي در استراليا به اجراي برنامه پرداخت. در ملبورن، پس از آموختن حرکت هاي آکروباتيک، به سيرکي در تورنتو پيوست و تا 1897، که در حين نمايش مجروح شد، به عنوان نمايش گر آکروبات به فعاليت در سيرک ادامه داد. سال بعد به امريکا رفت و در دوره ي جنگ اسپانيا - امريکا در ارتش ايالات متحد خدمت کرد. در 1913 در برودوي روي صحنه رفت و در سال هاي جنگ جهاني اول هم در خدمت کانادا بود. در 1923 براي نخستين بار جلوي دوربين رفت، اما سيزده سال بعد، در خبرچين، نخستين نقش اصلي اش را ايفا کرد. با بدني لاغر و سري بي مو در بي شمار فيلم هاي هاليوودي، نقش هاي دوم شخصيت هايي را به عهده گرفت که مصداق نامش (به معناي رام، تسليم) بودند.
بر اثر ابتلا به سرطان خون درگذشت.
يکي از وزنه هاي قوت سينماي دهه ي 1930، انبوهي و گوناگوني بازيگران نقش هاي دوم بود، که فيلم هاي اين دهه را شلوغ و پُر بازيگر کرده بودند. ميک نيز يکي از همين شخصيت ها بود که پس از سال ها کسب تجربه در تآتر، در طول دوران فعاليتش در سينما تا پايان عمر در بيش از صد فيلم بازي کرد و اگرچه اغلب در نقش شخصيت هاي ملايم ظاهر مي شد، در برخي از فيلم هاي مهم دهه ي 1930، مثل خبرچين، خرده پول هايي از آسمان و ماجراهاي تام ساير، استعداهاي بالقوه اش را به نمايش گذاشت. اما ميک بازيگري نبود که همواره نقش هاي دوم کم اهميت را به عهده بگيرد. در نمي تواني آن را با خودت ببري فرانک کاپرا، نقش «آقاي پاپينز» را ايفا کرد و سال بعد در آقاي لينکلن جوان يک وکيل بي اعتبار را به تصوير کشيد. اما مشهورترين نقش او «آقاي پيکاک» در دليجان است. شکي نيست که شخصيت هاي متفاوتي که ميک آن ها را بر روي پرده ترسيم کرد، او را در شمار يکي از مهم ترين بازيگران نقش هاي دوم دهه ي 1930 قرار مي دهند و در دهه ي بعد با فيلم هايي نظير تورتيا فلت و بازار مکاره ي ايالتي هم چنان نام او را برجسته نگه مي دارند.
از فيلم ها: 1923 - عشق شش سيلندري (کليفتن)؛ 1929 - سوراخ در ديوار (فلوره)؛ 1930 - بوسه ي عشق (اسنودي)؛ 1932 - خودرأي (اسلومن)؛ 1933 - مربي دانشکده (ولمن)؛ 1934 - ناخدا از دريا نفرت دارد (مايلستون)، جنايت در وانيتيز (لايسن)، بيوه ي شادان (لوبيچ)، آنچه هر زني مي داند (لايسن)، سلام، نلي! (لروي)، کنار بستر (فلوره)، خانم ويگز از باغ کلم (تاروگ)؛ 1935 - پيتر ايبتسن (هاتاوي)، کاپيتان بلاد (کورتيز)، آرايش زيادي (راگلز)، درياهاي چين (گارنت)، زندگي نامه ي يک دختر مجرد (ا. گريفيث)، خبرچين (ج. فورد)، تمام شهر حرف مي زنند (ج. فورد)، علامت خون آشام (برانينگ)، محله ي تباهي (هاکس)، کلاه بلند (سندريچ)، عروس به خانه مي آيد (راگلز)، قصه ي دهکده (کرامول)، بازگشت پيتر گريم (ج. نيکولز)، هرينگتن بچه صورت (والش)، خانم مهربان (سايتس)؛ 1936 - خرده پول هايي از آسمان (مک ليود)، عشق گريزان (وان دايک)، سه آدم پُر افاده (سايتس)؛ 1937 - آرتيست ها و مُدل ها (والش)، دختر شهر سيلم (لويد)، عروسي مضاعف (ر. تورپ)، پشت تيترهاي روزنامه (ريچارد راسن)، تو يک محبوب هستي (باتلر)؛ 1938 - نمي تواني آن را با خودت ببري (کاپرا)، ماجراهاي تام ساير (تاروگ)، خداحافظ برودوي (مکري)؛ 1939 - جسي جيمز (ه. کينگ)، نيک کارتر - کارآگاه زبردست (ژ. تورنور)، آقاي لينکلن جوان (ج. فورد)، دليجان (ج. فورد)؛ 1940 - شبح به خانه مي آيد (تيله)، خلسه (و. لانگ)، حمله ي اشباح (ژ. تورنور)، بازگشت فرانک جيمز (ف. لانگ)، گلوله ي جادويي دکتر ارليک (ديترله)؛ 1941 - بروبچه ها در برودوي (برکلي)، بيا با من زندگي کن (ک. براون)، حس زنانه (وان دايک)، برخيز و بدرخش (دوان)، چهره ي يک زن (کيوکر)، الهام موطلايي (برکلي)؛ 1942 - هفت محبوب (بورزيگي)، تورتيا فلت (فلمينگ)، مِيزي مردش را به دست مي آورد (دل روت)؛ 1943 - دو باري يک خانم بود (دل روت)، من خبر داغ شدم (باتلر)، نگهبان شعله (کيوکر)؛ 1944 - جنتلمن محله ي بدنام (دل روت)، مهرويان شناگر (سيدني)، دو دختر و يک ملوان (ر. تورپ)؛ 1945 - بازار مکاره ي ايالتي (و. لانگ)، مرد لاغر به خانه مي رود (ر. تورپ)، حمله ي سرهنگ افينگام (پيچل)؛ 1946 - جيني ازدواج مي کند (د. شرمن)، ماجراهاي جرالدين (بلر)؛ 1947 - شهر جادويي (ولمن).