یکی ازمهمترین مشکلات امروز کشور ما بالا رفتن سن ازدواج و مجرد ماندن دختران و پسران جامعه است و اما راه حل این مشکل چیست؟
راسخون : سریال جومونگ که پخش می شد یادم میاید که اینقدر در دل مردم جای باز کرده بود که یکی از جوانان غیور ما از پدرش خواست تا "سوسانو" را برایش خواستگاری کند، این شاید در نگاه اول تمسخرآمیز یا نشانه سادگی آن فرد باشد، اما حقیقت این است که این سریال به قدری قصّه و فیلنامه جذابی داشت که واقعا مردم را با خود همراه کرده بود. امام خامنه ای درباره سریال جومونگ گفتند: «شما مىبینید که این حضرات کُرهاىها -من از کار اینها خوشم مىآید- تاریخ ندارند؛ لذا می گویند «افسانهى جومونگ»، افسانهى فلان. یعنى از اوّل حساب را تصفیه می کنند؛ [می گویند] افسانه است، واقعیّت نیست. یکچیزى در مىآورند، یک تاریخ براى گذشتهى خودشان درست می کنند، که وقتى یک جوان کُرهاى به این فداکارىها و به این شجاعت ها و به این کارهاى عجیب غریبِ سینمایى نگاه می کند، خب احساس هیجان می کند، احساس هویّت می کند، احساس افتخار می کند. ما اینها را در واقعیّت زندگى خودمان داریم، اتّفاق افتاده، پیش آمده؛ چرا از اینها استفاده نمی کنیم؟»[1] بله درست همین بود که حضرت آقا فرمودند و مخلص کلام کم کاری و ناباوری ما در پذیرفتن توان و ظرفیت موجود است. این مقدمه ای بود برای اینکه بگوییم چرا ما با داشتن دینی کامل و برنامه ای جامع گرفتار سبک زندگی ناصحیح هستیم. به عنوان مثال در فرزند آوری نمی خواهیم آمار ها را باور کنیم و بدانیم جامعه ما رو به پیری می رود وقتی در هر خانه یک فرزند بیشتر نباشد. این در حالی است که بعضی از سلبریتی های [2] ما دنبال حیوان بازی و جشن تولد گرفتن برای حیوانات خانگی و هم زیستی با انها هستند، اما همین "جومونگ" قصه ما با افتخار عکس خودش را با سه فرزند خود می گزارد و هیچ حس تحقیری هم در خود احساس نمی کند و البته بازیگران غربی و سیاست مدارن هم به خانواده معتقد هستند. اما چرایی این مسئله را با هم بررسی کنیم:
الف: درک ناصحیح از نقش مادر
خوب می دانیم که محور تربیت و عاطفه خانواده مادر است و اینکه اسلام تاکید به فرزند اوری کرده و حتی در روایات دارد که پیامبر (ص) فرمودند: (مجرّد زندگى نکنید) همسر اختیار نمایید؛ زیرا من فرداى قیامت به بسیارى شما مباهات میکنم تا آنجا که جنین نارسى که سقط شده، با کمال غضب به در بهشت آید، و به او گویند به بهشت درآى، گوید: نه تا پدر و مادرم پیش از من وارد شوند.»[3] خوب اگر یک خانم بداند که در مادر بودنش چقدر ثواب و برکت و حکمت وجود دارد و بعد هم با تربیت فرزند چه خدمتی می تواند به جامعه خود داشته باشد، دیگر تنهایی یا زندگی با حیوان را برای خود بر نمی گزیند.
ب: علاقه به مجرد ماندن
قطعا بسیاری از هنر مندان و که با ازدواج مشکل دارند و دنبال مجردی هستند چند دلیل برای کار خود دارند که خرج از این موارد نمی شود عذری را باور:
الف: ازدواج مزاحم شغلش است
خوب این دغدغه برای بسیاری از مشاغل وجود دارد اما نمی تواند دلیل جامعی رای ترک ین عمل مورد تایید عقل و عرف باشد. در بازیگران غربی و داخلی هستند افرادی که به خاطر ازدواج شغل و هنر را نیمه تعطیل یا تعطیل کردند چون به حقیقتی بالاتر از علاقه خود رسیدند که ان تشکیل خانواده با همه مزایا و برکاتش ان هم در اوضاع امروز اجتماع است.
ب: فرد مورد تناسب را پیدا نکرده
نبودن فرد مورد نظر هم بیشتر به توقعات بالای افراد بر می گردد که باید حتما فردی با ویژگی های خاص و یا شغل و تحصیلات خاص پیدا کنند، زیرا خودشن را مشهور و بقیه را در شان و یا هم کفو خود نمی دانند. در جواب این اشکال باید گفت دو فرد مشهور و پر دغدغه نمی توانند به خاطر مشغله خانواده گرمی را داشته باشند و بهتر است انسان هدف تشکیل خانواده را مقدّس بداند و کمی از باور های نسبتا غیر معقول خود کوتاه بیاد. امروزه در جوامع مذهبی هم هستند افرادی که به خاطر همین توقع بالا گرفتار مجردی شدند و دیگر نه انگیزه دارند برای ازدواج و نه خواستگاری مناسبی برای ازدواجشان وجود دارد.
ج: مسئولیت ازدواج و همسر و فرزند داری سخت است
قطعا هیچ پیشرفت و کسب ارزش های والا بدون تلاش و سختی بدست نمیاید و خصوصا مادرانی که خانواده را باید از لحاظ عاطفی و احساسی مدیریت کنند و علاوه بر فرزندان باید مراقب تنظیم عواطف همسرانشان باشند که این کار هم برای خودش مشکل است. امام خامنه ای در بیانی به بانوان فرمودند:
«من این حرفی که میگویم خواهش میکنم مردها نشنوند؛ چون ممکن است بدشان بیاید! شما خانمها این را بدانید آقایان تا آخر هم مثل یک پسربچه هستند و باید ادارهشان کنید. البته اگر این حرف از زبان ما به گوش مردها برسد، لابد از ما گله خواهند کرد.»[4] بله اداره مردان سخت است و اینکه با فرار از اصل این مسئولیت فقط صورت مسئله پاک می شود و فردی که از این مهم در گریز باشد قطعا به رشد و بلوغ لازم برای مراحل بعدی زندگی نمی رسد و اگر هم به موفقیتی برسد خیلی نمی شود در مسئولیت پذیری روی این افراد حساب باز کرد. این سختی رای همه بوده و هست و نمی شود بعضی مشکلات را فقط برای خودمان در نظر بگیریم و خودمان هم برای فرار از مشکلات حکمی صادر کنیم که چندان معقول نیست.
د: در خود نیازی به ازدواج نمی بیند
این هم یک دلیل غیر معقول است که بله ما نیازی به ازدواج نداریم که باید گفت این حالت شما به دو دلیل می تواند بوجود بیاد: اول اینکه شما مشکل جسمی دارید و الا مگر می شود انسان به این نیاز غریزی بی احتیاج باشد . دوم اینکه متاسفانه اختلاط ها و روابط نامناسبی که در بعضی از هنر مندان وجود دارد و بعضی هم به وجود این روابط اعتراف کرده اند شما را به مرحله بی نیازی از ازدواج و تشکیل خانواده رسانده است که این هم واقعا خطر ناک برای جامعه هنری و مردمی است که شما رو بابت نداشته هایتان الگو قرار داده اند.
ه: سنشان از ازدواج گذشته است
بله هستند افرادی که با بالارفتن سن دیگر این نیاز را در خود حس نمی کنند و تنهایی را انتخاب می کنند که این اصلا توصیه اسلام و عقلاء نیست وانسان باید به فرموده خدا آرامش را از با زوجی که خداوند برایش آفریده دریافت کند و معمولا این افراد تنها روحیاتی کسل و بی انگیزه دارند و امید به ادامه زندگی برایشان خیلی معنا ندارد زیرا به قول معروف کسی منتظرشان نیست.
الف: ازدواج مزاحم شغلش است
خوب این دغدغه برای بسیاری از مشاغل وجود دارد اما نمی تواند دلیل جامعی رای ترک ین عمل مورد تایید عقل و عرف باشد. در بازیگران غربی و داخلی هستند افرادی که به خاطر ازدواج شغل و هنر را نیمه تعطیل یا تعطیل کردند چون به حقیقتی بالاتر از علاقه خود رسیدند که ان تشکیل خانواده با همه مزایا و برکاتش ان هم در اوضاع امروز اجتماع است.
ب: فرد مورد تناسب را پیدا نکرده
نبودن فرد مورد نظر هم بیشتر به توقعات بالای افراد بر می گردد که باید حتما فردی با ویژگی های خاص و یا شغل و تحصیلات خاص پیدا کنند، زیرا خودشن را مشهور و بقیه را در شان و یا هم کفو خود نمی دانند. در جواب این اشکال باید گفت دو فرد مشهور و پر دغدغه نمی توانند به خاطر مشغله خانواده گرمی را داشته باشند و بهتر است انسان هدف تشکیل خانواده را مقدّس بداند و کمی از باور های نسبتا غیر معقول خود کوتاه بیاد. امروزه در جوامع مذهبی هم هستند افرادی که به خاطر همین توقع بالا گرفتار مجردی شدند و دیگر نه انگیزه دارند برای ازدواج و نه خواستگاری مناسبی برای ازدواجشان وجود دارد.
ج: مسئولیت ازدواج و همسر و فرزند داری سخت است
قطعا هیچ پیشرفت و کسب ارزش های والا بدون تلاش و سختی بدست نمیاید و خصوصا مادرانی که خانواده را باید از لحاظ عاطفی و احساسی مدیریت کنند و علاوه بر فرزندان باید مراقب تنظیم عواطف همسرانشان باشند که این کار هم برای خودش مشکل است. امام خامنه ای در بیانی به بانوان فرمودند:
«من این حرفی که میگویم خواهش میکنم مردها نشنوند؛ چون ممکن است بدشان بیاید! شما خانمها این را بدانید آقایان تا آخر هم مثل یک پسربچه هستند و باید ادارهشان کنید. البته اگر این حرف از زبان ما به گوش مردها برسد، لابد از ما گله خواهند کرد.»[4] بله اداره مردان سخت است و اینکه با فرار از اصل این مسئولیت فقط صورت مسئله پاک می شود و فردی که از این مهم در گریز باشد قطعا به رشد و بلوغ لازم برای مراحل بعدی زندگی نمی رسد و اگر هم به موفقیتی برسد خیلی نمی شود در مسئولیت پذیری روی این افراد حساب باز کرد. این سختی رای همه بوده و هست و نمی شود بعضی مشکلات را فقط برای خودمان در نظر بگیریم و خودمان هم برای فرار از مشکلات حکمی صادر کنیم که چندان معقول نیست.
د: در خود نیازی به ازدواج نمی بیند
این هم یک دلیل غیر معقول است که بله ما نیازی به ازدواج نداریم که باید گفت این حالت شما به دو دلیل می تواند بوجود بیاد: اول اینکه شما مشکل جسمی دارید و الا مگر می شود انسان به این نیاز غریزی بی احتیاج باشد . دوم اینکه متاسفانه اختلاط ها و روابط نامناسبی که در بعضی از هنر مندان وجود دارد و بعضی هم به وجود این روابط اعتراف کرده اند شما را به مرحله بی نیازی از ازدواج و تشکیل خانواده رسانده است که این هم واقعا خطر ناک برای جامعه هنری و مردمی است که شما رو بابت نداشته هایتان الگو قرار داده اند.
ه: سنشان از ازدواج گذشته است
بله هستند افرادی که با بالارفتن سن دیگر این نیاز را در خود حس نمی کنند و تنهایی را انتخاب می کنند که این اصلا توصیه اسلام و عقلاء نیست وانسان باید به فرموده خدا آرامش را از با زوجی که خداوند برایش آفریده دریافت کند و معمولا این افراد تنها روحیاتی کسل و بی انگیزه دارند و امید به ادامه زندگی برایشان خیلی معنا ندارد زیرا به قول معروف کسی منتظرشان نیست.
ج: ضعف دین داری
از جمله مشکلاتی که دامن همه مومنان و خصوصا غیر مذهبیون را گرفته است ترس از مشکلات مالی و تامین معاش خانواده است و این تا جایی پیشرفته که فرد حاظر است تن به روابط نا مشروع بدهد ولی از ازدواج دائم و موقت گریزان است. خداوند در آیاتی متعدد خود را متکفل روزی بندگانش معرفی کرده است و انچه تا امروز هم به ما ارزانی شده و از هر طریقی به ما رسیده لطف و نعمات الهی بوده که از طرق پدر و مادر و دیگر واسطه ها به بندگانش رسانیده است. پس به بهانه گرانی و بی کاری نمی شود این غریزه را بی پاسخ گذاشت و البته که این موارد تاثیر گزار است ولی نباید توکل به خدا را دست کم گرفت. لذا افرادی که الگوی جامعه هستند و مورد توجه مرد -درست یا غلط- باید مراقب باشند چه سبک زندگی و باورهایی را به خورد جامعه و مردم می دهند و اگر خدای نا کرده بنیان گزار سنتی ناپسند باشند، نباید خودشان را مقصّر ندادند زیرا در روایت داریم که : «اگر کسی در اسلام سنت خوبی را پایهگذاری کند، هم اجر این کار را میبرد و هم اجر کسانی را که به این سنت عمل کردهاند؛ و اگر کسی سنت بدی را پیریزی نماید، هم گناه اینکار به دوش اوست و هم گناه کسانی که به اینکار عملکردهاند.»[5]
خلاصه اینکه: هر فردی در هر جایگاهی که هست باید پاسخگوی تاثیرات مثبت و منفی رفتار و زندگی اش بر دیگران و جامعه باشد و مبادا فکر کند هر کسی برای خودش زندگی می کند و امور دیگران به کسی یا من مربوط نمی شود که اینها دیگر حرف هایی بی سوادی و شادی آفرین برای مردم است.
خلاصه اینکه: هر فردی در هر جایگاهی که هست باید پاسخگوی تاثیرات مثبت و منفی رفتار و زندگی اش بر دیگران و جامعه باشد و مبادا فکر کند هر کسی برای خودش زندگی می کند و امور دیگران به کسی یا من مربوط نمی شود که اینها دیگر حرف هایی بی سوادی و شادی آفرین برای مردم است.
به قلم : حجت الاسلام مرتضی باقری
پی نوشت:
[1] باشگاه خبرنگاران جوان.
[2]. مشهور و سلبریتی: (به انگلیسی: Celebrity) به شخصی اطلاق میشود که معمولاً در زمینههای موسیقی، ورزش، رسانه، مدل، سیاست، ادبیات ، مذهبی و نظایر آن در یک جامعه یا فرهنگ عامه دارای سرشناسی و محبوبیت باشد. چنین شخصی به راحتی از طریق مردم به ویژه قشر جوان قابل شناسایی است و به رسمیت شناخته میشود. ویکی پدیا.
[3]. «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: تَزَوَّجُوا فَإِنِّی مُکَاثِرٌ بِکُمُ الْأُمَمَ غَداً فِی الْقِیَامَةِ حَتَّى إِنَ السِّقْطَ لَیَجِیءُ مُحْبَنْطِئاً عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ فَیُقَالُ لَهُ ادْخُلِ الْجَنَّةَ فَیَقُولُ لَا حَتَّى یَدْخُلَ أَبَوَایَ الْجَنَّةَ قَبْلِی». ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 383، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ دوم، 1413ق.
[4]. بیانات رهبر معظم انقلاب در تاریخ 11/7/ 81 ؛ کتاب خانواده، نشر صهبا، ص70.
[5]. احمدبنحنبل،۴/۳۵۷؛ شیخمفید، الامالی، ص ۱۹۱.