چرا عناصر ضد انقلاب همواره از مجرمین و قاتلین و مستها و قداره بندها حمایت میکنند و با فشار به افکار عمومی و دستگاههای ذیربط سعی در منع برخورد با آنها دارند؟ آیا اگر مست قداره کشی که در ملا عام عربده کشی نموده است، به شلاق محکوم شود تا امنیت روان و جان مردم تامین شود، رسانههای ضد انقلاب باید شیون سر دهند که حقوق بشر به مخاطره افتاد؟ آیا بشر از دیدگاه ضد انقلاب و روشنفکر غربگرا یعنی مجرمین و قاتلین؟
راسخون : سالها قبل هنگامی که خانمی قربانی اسیدپاشی شد، جمعی از فعالین به اصطلاح حقوق بشر و ضد انقلاب و برخی رهروان داخلی آنها در داخل بهانهای برای هجمه به حکم اسلامی قصاص پیدا کردند و با دلسوزی علیه مجرم، درخواست و اصرار کردند تا مجروح حادثه از حق قصاص خود صرف نظر کند! این اتفاق 9 مرداد 1390 رخ داد و آمنه بهرامی از قصاص گذشت.
چند سال بعد وقتی حادثه اسید پاشی زنجیرهای در اصفهان رخ داد، بسیاری از مردم و حتی همانهایی که پیشتر در حادثه قبل از چشمپوشی حق قصاص سخن میگفتند، ناگهان حامی مجازات فرد خاطی شدند!
این در حالی است که در همین ایام، قربانی نخست، از اینکه در آن ایام از حق قصاص خود گذشته است احساس پشیمانی و تقصیر مینمود! (مصاحبه با خبرگزاری فارس 5 آبان 1393)
در ماجراهای دیگر مانند کودک آزاری و قتل یک نوزاد و ... نیز افکار عمومی خواهان اشد مجازات برای مجرمان بودند و هنگامی که حکم اعدام آنها اعلام شد، موجب شادی و تشفی جامعه شد.
همواره در این سالها عدهای دنبال بهانه هستند تا به هر طریقی به احکام نورانی اسلام حملهور شده و به خصوص مجازاتها و حدود و تعزیرات و قصاص را مخالف حقوق بشر و همچنین مروج خشونت جلوه دهند . غافل از اینکه حدود و تعزیرات اگر درست و مناسب و به موقع انجام گیرد، عامل مهم بازدارنده جرم در کشور خواهد بود.
این امر اگر در کنار این مطلب که این احکام برگرفته از شریعت مقدس و وحی الهی است، گذاشته شود به خوبی قابل فهم خواهد بود که در همه احکام مصلحتهایی نهفته است که شاید به درستی و کامل به فهم ما نیاید اما در واقع به نفع و در جهت پیشرفت جامعه خواهد بود. درست است که بخشش و عفو مورد سفارش و توصیه اسلام است و حتی آن را بهتر از انتقام و قصاص عنوان کردهاند، اما برخی به این بهانه در صدد هستند اصل حقوق و حدود الهی را نفی کنند.
این روزها خبر تکان دهندهای منتشر شد که رانندهای مست با زیر گرفتن 6 نفر، چندین خانواده را داغدار و جامعهای را در غم فرو برد! ضدانقلاب که توانش را برای ضربه زدن به اسلام و انقلاب گذاشته است از هر حادثهای برای این ماموریت خود بهره میبرد! اما اینجا باید این دقت را داشت که اگر قوانین و احکام اسلامی به درستی اجرا میشد، تا حد زیادی مانع از این حوادث ناگوار نمیشد؟ چرا عناصر ضد انقلاب همواره از مجرمین و قاتلین و مستها و قداره بندها حمایت میکنند و با فشار به افکار عمومی و دستگاههای ذیربط سعی در منع برخورد با آنها دارند؟ آیا اگر مست قداره کشی که در ملا عام عربده کشی نموده است، به شلاق محکوم شود تا امنیت روان و جان مردم تامین شود، رسانههای ضد انقلاب باید شیون سر دهند که حقوق بشر به مخاطره افتاد؟ آیا بشر از دیدگاه ضد انقلاب و روشنفکر غربگرا یعنی مجرمین و قاتلین؟
البته در این میان باید توجه داشت نحوه پوشش رسانهای برخوردها با مجرمین بسیار امر مهمی است. متاسفانه دستگاه قضایی در این عرصه ضعف چشمگیری دارد. اگر قوه قضاییه به طور درست و هنرمندانه نشان دهد چگونه با مخلین امنیت مردم برخورد میکند، یقینا مانند مواردی که ذکر شد افکار عمومی با آن همراهی میکند و حتی بالاتر از آن مطالبه خواهد کرد که با مجرمین و کسانی که به طور علنی به فسق و فجور مشغول هستند برخورد شود. اگر افکار عمومی این گونه علیه مجرمین بسیج شود، تجربه نشان داده معاندین دین و ملت، زبان به کام میگیرند و گاه برای ریاکاری با مردم همراهی نیز میکنند!
برای نمونه عکسی از شلاق خوردن یک جوان منتشر میشود و دستاویز رسانههای ضد انقلاب قرار میگیرد، اینجاست که باید بخشهای رسانهای ماموریت خود را انجام دهند و با آگاهی بخشی به موقع و دقیق راه را بر سوءاستفاده ببندند تا رسانههای معاند، مجرم را مظلوم جا نزنند!
اتفاقا حقوق شهروندی و حقوق بشر این اقتضا را دارد که مجرمین و خاطیان در بیامنیتی باشند و همواره در اضطراب و استرس باشند. اما اگر حدود و حقوق الهی نادیده گرفته شود ، ماجرا عکس میشود و این مردم هستند که باید همواره مضطرب بوده و منتظر بینظمی و بیقانونی اراذل و اوباش باشند. از این رو دستگاههای قضایی و انتظامی بدون توجه به فشارهای رسانه ای باید برای حفظ امنیت روانی و جانی مردم اقدام قاطع نمایند.
به قلم : مهدی عامری
راسخون : سالها قبل هنگامی که خانمی قربانی اسیدپاشی شد، جمعی از فعالین به اصطلاح حقوق بشر و ضد انقلاب و برخی رهروان داخلی آنها در داخل بهانهای برای هجمه به حکم اسلامی قصاص پیدا کردند و با دلسوزی علیه مجرم، درخواست و اصرار کردند تا مجروح حادثه از حق قصاص خود صرف نظر کند! این اتفاق 9 مرداد 1390 رخ داد و آمنه بهرامی از قصاص گذشت.
چند سال بعد وقتی حادثه اسید پاشی زنجیرهای در اصفهان رخ داد، بسیاری از مردم و حتی همانهایی که پیشتر در حادثه قبل از چشمپوشی حق قصاص سخن میگفتند، ناگهان حامی مجازات فرد خاطی شدند!
این در حالی است که در همین ایام، قربانی نخست، از اینکه در آن ایام از حق قصاص خود گذشته است احساس پشیمانی و تقصیر مینمود! (مصاحبه با خبرگزاری فارس 5 آبان 1393)
در ماجراهای دیگر مانند کودک آزاری و قتل یک نوزاد و ... نیز افکار عمومی خواهان اشد مجازات برای مجرمان بودند و هنگامی که حکم اعدام آنها اعلام شد، موجب شادی و تشفی جامعه شد.
همواره در این سالها عدهای دنبال بهانه هستند تا به هر طریقی به احکام نورانی اسلام حملهور شده و به خصوص مجازاتها و حدود و تعزیرات و قصاص را مخالف حقوق بشر و همچنین مروج خشونت جلوه دهند . غافل از اینکه حدود و تعزیرات اگر درست و مناسب و به موقع انجام گیرد، عامل مهم بازدارنده جرم در کشور خواهد بود.
این امر اگر در کنار این مطلب که این احکام برگرفته از شریعت مقدس و وحی الهی است، گذاشته شود به خوبی قابل فهم خواهد بود که در همه احکام مصلحتهایی نهفته است که شاید به درستی و کامل به فهم ما نیاید اما در واقع به نفع و در جهت پیشرفت جامعه خواهد بود. درست است که بخشش و عفو مورد سفارش و توصیه اسلام است و حتی آن را بهتر از انتقام و قصاص عنوان کردهاند، اما برخی به این بهانه در صدد هستند اصل حقوق و حدود الهی را نفی کنند.
این روزها خبر تکان دهندهای منتشر شد که رانندهای مست با زیر گرفتن 6 نفر، چندین خانواده را داغدار و جامعهای را در غم فرو برد! ضدانقلاب که توانش را برای ضربه زدن به اسلام و انقلاب گذاشته است از هر حادثهای برای این ماموریت خود بهره میبرد! اما اینجا باید این دقت را داشت که اگر قوانین و احکام اسلامی به درستی اجرا میشد، تا حد زیادی مانع از این حوادث ناگوار نمیشد؟ چرا عناصر ضد انقلاب همواره از مجرمین و قاتلین و مستها و قداره بندها حمایت میکنند و با فشار به افکار عمومی و دستگاههای ذیربط سعی در منع برخورد با آنها دارند؟ آیا اگر مست قداره کشی که در ملا عام عربده کشی نموده است، به شلاق محکوم شود تا امنیت روان و جان مردم تامین شود، رسانههای ضد انقلاب باید شیون سر دهند که حقوق بشر به مخاطره افتاد؟ آیا بشر از دیدگاه ضد انقلاب و روشنفکر غربگرا یعنی مجرمین و قاتلین؟
البته در این میان باید توجه داشت نحوه پوشش رسانهای برخوردها با مجرمین بسیار امر مهمی است. متاسفانه دستگاه قضایی در این عرصه ضعف چشمگیری دارد. اگر قوه قضاییه به طور درست و هنرمندانه نشان دهد چگونه با مخلین امنیت مردم برخورد میکند، یقینا مانند مواردی که ذکر شد افکار عمومی با آن همراهی میکند و حتی بالاتر از آن مطالبه خواهد کرد که با مجرمین و کسانی که به طور علنی به فسق و فجور مشغول هستند برخورد شود. اگر افکار عمومی این گونه علیه مجرمین بسیج شود، تجربه نشان داده معاندین دین و ملت، زبان به کام میگیرند و گاه برای ریاکاری با مردم همراهی نیز میکنند!
برای نمونه عکسی از شلاق خوردن یک جوان منتشر میشود و دستاویز رسانههای ضد انقلاب قرار میگیرد، اینجاست که باید بخشهای رسانهای ماموریت خود را انجام دهند و با آگاهی بخشی به موقع و دقیق راه را بر سوءاستفاده ببندند تا رسانههای معاند، مجرم را مظلوم جا نزنند!
اتفاقا حقوق شهروندی و حقوق بشر این اقتضا را دارد که مجرمین و خاطیان در بیامنیتی باشند و همواره در اضطراب و استرس باشند. اما اگر حدود و حقوق الهی نادیده گرفته شود ، ماجرا عکس میشود و این مردم هستند که باید همواره مضطرب بوده و منتظر بینظمی و بیقانونی اراذل و اوباش باشند. از این رو دستگاههای قضایی و انتظامی بدون توجه به فشارهای رسانه ای باید برای حفظ امنیت روانی و جانی مردم اقدام قاطع نمایند.
به قلم : مهدی عامری
مطلب مرتبط :
عامل اسیدپاشی به داود روشنایی امروز قصاص میشود
گفتگوی ایسنا باقربانیان اسیدپاشی اصفهان
کودک آزاری را دریابید
تجاوز به دانش آموزان
قاتل متجاوز به عنف در ورامین اعدام شد
چرا قصاص، احترام به جان انسان هاست؟
آیا اعدام حکم قصاصی غیر انسانی است؟
آیا مجازات هاى اسلامى، از جمله قصاص، موجب رواج خشونت نمى شود