آیا منبری که رنگ و بوی این روزهای کشور و مردم را نداشته باشد و به پرسشهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی آنها پاسخ ندهد، این تصور را که روحانیون تافتهای جدابافته از مردمند، تقویت نخواهد کرد؟ آیا این جداسازی مسائل جامعه از منابر، سکولاریزم نیست؟ و آیا فاجعه این نیست که طلاب، پس از گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی گمان کنند سفارش بزرگان حوزه به آنان، تلاش برای سکولاریزه کردن دهه محرم است؟
راسخون : بهانه این یادداشت خبری است که از سخنان آیت الله جعفر سبحانی در درس خارج اصول منتشر شده است. ولی پیش از اینکه وارد بحث اصلی بشوم، میخواهم به این شبهه یا پرسش پاسخ بدهم که آیا یک طلبه جوان میتواند شخصیتی در طراز مرجع تقلید را نقد کند؟ به عبارت دیگر، آیا این اعتراض به منتقد، که: «من چرا باید حرف تو را بگیرم و حرف فلان آیت الله را بگذارم؟» درست است؟
پاسخ این است که نه تنها یک طلبه جوان که در حال شاگردی شاگردان آن عالم بلندپایه است میتواند در موضوعاتی که به آن تسلط دارد استادش را نقد کند، که حتی یک غیرحوزوی هم میتواند منتقد باشد، به شرطی که موضوعی که مورد نقد است، یا اساسا دینی و فقهی نباشد، یا از موضوعات دینی باشد که برای هر کسی در هر رشتهای روشن است. این البته یک اصل کلی است که همهجا درست است؛ چه در علوم حوزوی، چه در دیگر علوم و فنون.
چند مثال میزنم تا روشنتر شود. مثلا یک طلبه ساده نمیتواند مرجع تقلید را نقد کند که چرا فتوا داده که تسبیحات اربعه باید حتما سه بار خوانده شود؛ چرا که این حکم، یک حکم اختلافی است که با بررسی در مقدمات بسیار، طبق نظر مرجع به دست آمده و تشخیص درست یا نادرست بودن آن نیاز به دانشی در سطح اجتهاد دارد؛ اما همان طلبه میتواند مثلا فلان مرجع را نقد کند که چرا گفته آشامیدن یک جرعه آب روزه را باطل نمیکند؛ چرا که این مسئله، اختلافی نیست و از مسلمات فقهی است که خوردن و آشامیدن به عمد، روزه را باطل میکند. حالا فرض کنید مجتهدی بگوید اساسا نماز و روزه واجب نیست؛ یعنی چیزی را انکار کند که فردی با کمترین سواد دینی نمیپذیرد؛ اینجا غیرحوزویها هم میتوانند در جایگاه نقد قرار بگیرند.
همه اینها را گفتم، ولی در این نوشتار قصد نقد آیت الله سبحانی را که هم نسلان من اگر بیواسطه هم شاگرد ایشان نباشند، به واسطه کتب ارزشمند ایشان افتخار شاگردی ایشان را داشتهاند، ندارم؛ چرا که احتمال میدهم سخنان ایشان درست منعکس نشده باشد، ولی چارهای از نقد خبر منتشر شده نیست. بخش بحث برانگیز سخن منقول از ایشان این است: « روحانیون محترم مسائل سیاسی را با مسائل منبر مخلوط نکنند. باید به ارائه مباحث اخلاقی، مسائل شرعی، احکام خانواده، عقاید و... پرداخت».
برای اینکه بدانیم جدا کردن مسائل سیاسی از منبر، آن هم منبر ماه محرم، درست نیست، کافی است به چند پرسش ساده پاسخ دهیم. حضرت اباعبدالله چرا به سمت کوفه رفتند؟ جز این است که هدف ایشان قیام ضد فساد و ظلم و اصلاح حکومت بود؟ آیا اصل این حرکت غیر سیاسی بود که حالا منبر محرم سیاست زدایی شود؟
گذشته از اینها گمان میکنید نخستین پرسشهایی که از روحانیون اعزامی برای تبلیغ محرم میشود، چه خواهد بود؟ آیا از اوضاع آشفته اقتصادی کشور نخواهند پرسید؟ اقتصاد را به سیاست ربط نخواهند داد؟ پرسشهای اقتصادیشان به پرسشهای سیاسی نخواهد کشید؟ آیا منبری که رنگ و بوی این روزهای کشور و مردم را نداشته باشد و به پرسشهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی آنها پاسخ ندهد، این تصور را که روحانیون تافتهای جدابافته از مردمند، تقویت نخواهد کرد؟ آیا این جداسازی مسائل جامعه از منابر، سکولاریزم نیست؟ و آیا فاجعه این نیست که طلاب، پس از گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی گمان کنند سفارش بزرگان حوزه به آنان، تلاش برای سکولاریزه کردن دهه محرم است؟ پاسخ همه اینها روشن است.
اما در یک فرض، سخن منسوب به استاد گرانمایه ما میتواند کاملا قابل دفاع باشد؛ آن هم این است که منظور ایشان نهی طلاب از پرداخت سخیف به مسائل سیاسی، آمیخته به تعلقات متعصبانه جناحی باشد؛ برخوردی که مخاطبان را دلزده، بدبین به روحانیت، و نسبت به بهبود شرایط کشور ناامید کند.
به قلم : علی تجرد
راسخون : بهانه این یادداشت خبری است که از سخنان آیت الله جعفر سبحانی در درس خارج اصول منتشر شده است. ولی پیش از اینکه وارد بحث اصلی بشوم، میخواهم به این شبهه یا پرسش پاسخ بدهم که آیا یک طلبه جوان میتواند شخصیتی در طراز مرجع تقلید را نقد کند؟ به عبارت دیگر، آیا این اعتراض به منتقد، که: «من چرا باید حرف تو را بگیرم و حرف فلان آیت الله را بگذارم؟» درست است؟
پاسخ این است که نه تنها یک طلبه جوان که در حال شاگردی شاگردان آن عالم بلندپایه است میتواند در موضوعاتی که به آن تسلط دارد استادش را نقد کند، که حتی یک غیرحوزوی هم میتواند منتقد باشد، به شرطی که موضوعی که مورد نقد است، یا اساسا دینی و فقهی نباشد، یا از موضوعات دینی باشد که برای هر کسی در هر رشتهای روشن است. این البته یک اصل کلی است که همهجا درست است؛ چه در علوم حوزوی، چه در دیگر علوم و فنون.
چند مثال میزنم تا روشنتر شود. مثلا یک طلبه ساده نمیتواند مرجع تقلید را نقد کند که چرا فتوا داده که تسبیحات اربعه باید حتما سه بار خوانده شود؛ چرا که این حکم، یک حکم اختلافی است که با بررسی در مقدمات بسیار، طبق نظر مرجع به دست آمده و تشخیص درست یا نادرست بودن آن نیاز به دانشی در سطح اجتهاد دارد؛ اما همان طلبه میتواند مثلا فلان مرجع را نقد کند که چرا گفته آشامیدن یک جرعه آب روزه را باطل نمیکند؛ چرا که این مسئله، اختلافی نیست و از مسلمات فقهی است که خوردن و آشامیدن به عمد، روزه را باطل میکند. حالا فرض کنید مجتهدی بگوید اساسا نماز و روزه واجب نیست؛ یعنی چیزی را انکار کند که فردی با کمترین سواد دینی نمیپذیرد؛ اینجا غیرحوزویها هم میتوانند در جایگاه نقد قرار بگیرند.
همه اینها را گفتم، ولی در این نوشتار قصد نقد آیت الله سبحانی را که هم نسلان من اگر بیواسطه هم شاگرد ایشان نباشند، به واسطه کتب ارزشمند ایشان افتخار شاگردی ایشان را داشتهاند، ندارم؛ چرا که احتمال میدهم سخنان ایشان درست منعکس نشده باشد، ولی چارهای از نقد خبر منتشر شده نیست. بخش بحث برانگیز سخن منقول از ایشان این است: « روحانیون محترم مسائل سیاسی را با مسائل منبر مخلوط نکنند. باید به ارائه مباحث اخلاقی، مسائل شرعی، احکام خانواده، عقاید و... پرداخت».
برای اینکه بدانیم جدا کردن مسائل سیاسی از منبر، آن هم منبر ماه محرم، درست نیست، کافی است به چند پرسش ساده پاسخ دهیم. حضرت اباعبدالله چرا به سمت کوفه رفتند؟ جز این است که هدف ایشان قیام ضد فساد و ظلم و اصلاح حکومت بود؟ آیا اصل این حرکت غیر سیاسی بود که حالا منبر محرم سیاست زدایی شود؟
گذشته از اینها گمان میکنید نخستین پرسشهایی که از روحانیون اعزامی برای تبلیغ محرم میشود، چه خواهد بود؟ آیا از اوضاع آشفته اقتصادی کشور نخواهند پرسید؟ اقتصاد را به سیاست ربط نخواهند داد؟ پرسشهای اقتصادیشان به پرسشهای سیاسی نخواهد کشید؟ آیا منبری که رنگ و بوی این روزهای کشور و مردم را نداشته باشد و به پرسشهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی آنها پاسخ ندهد، این تصور را که روحانیون تافتهای جدابافته از مردمند، تقویت نخواهد کرد؟ آیا این جداسازی مسائل جامعه از منابر، سکولاریزم نیست؟ و آیا فاجعه این نیست که طلاب، پس از گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی گمان کنند سفارش بزرگان حوزه به آنان، تلاش برای سکولاریزه کردن دهه محرم است؟ پاسخ همه اینها روشن است.
اما در یک فرض، سخن منسوب به استاد گرانمایه ما میتواند کاملا قابل دفاع باشد؛ آن هم این است که منظور ایشان نهی طلاب از پرداخت سخیف به مسائل سیاسی، آمیخته به تعلقات متعصبانه جناحی باشد؛ برخوردی که مخاطبان را دلزده، بدبین به روحانیت، و نسبت به بهبود شرایط کشور ناامید کند.
به قلم : علی تجرد
مطلب مرتبط :
سکولاریزم یا عینیت دین و سیاست؟
سکولاریسم