مقدمه: سقوط یک نظم، طلوع یک قدرت
رابرت اِی پِیپ، استاد دانشگاه شیکاگو و یکی از معتبرترین کارشناسان امنیتی غرب، اعترافی کرده که جهان را تکان داده است: پذیرش طرح ۱۰ بندی ایران توسط دونالد ترامپ، «بزرگترین شکست ایالات متحده از زمان جنگ ویتنام» است. این جمله فقط یک تحلیل نیست؛ یک سنگ قبر بر نظم کهنه آمریکایی در غرب آسیاست. وقتی آمریکا مجبور میشود طرح پیشنهادی ایران را بدون تغییر بپذیرد، معنایش این است که دیگر معادلات را واشنگتن نمینویسد، بلکه تهران تعیینکننده قواعد جدید است.بخش اول:
چهارمین ابرقدرت؛ ایران در کنار آمریکا، چین و روسیه
پیپ در ادامه اعتراف میکند که این رویداد، نشانه ظهور ایران به عنوان چهارمین کانون قدرت جهانی است. این یعنی ایران امروز در کنار آمریکا، چین و روسیه بر میز مدیریت جهان نشسته است. چه چیزی باعث این جهش تاریخی شد؟ نه فقط قدرت موشکی، نه فقط پهپادها، بلکه صبر راهبردی، دیپلماسی هوشمندانه و تبدیل تهدید به فرصت. ایران نشان داد که بدون تسلیم شدن در برابر فشار، میتواند حریف را مجبور به عقبنشینی کند. این ابرقدرت جدید، نه با بمب اتم که با منطق مقاومت، جایگاه خود را تثبیت کرده است.بخش دوم:
از نظر اقتصادی؛ ایران بازی برد-برد را برد
از منظر اقتصادی، پذیرش طرح ایران به معنای شکست کامل محاصره اقتصادی ایران بود. ایران بدون اینکه یک قرارداد نفتی اضافی امضا کند، توانست از طریق عوارض تنگه هرمز (حدود ۲ میلیون دلار از هر کشتی)، دسترسی به بازارهای شرق آسیا و احیای کریدور شمال-جنوب، درآمدهای پایداری کسب کند. آمریکا که تصور میکرد با تحریمهای حداکثری ایران را خفه میکند، امروز میبیند که ایران قطب جدید ترانزیت انرژی و کالا در جهان شده است. سرمایهگذاران چینی و روسی صف کشیدهاند تا در اقتصاد پساجنگ ایران حضور پیدا کنند. این یک پیروزی اقتصادی بیسابقه است.بخش سوم:
فاجعه سیاسی در اسرائیل؛ نتانیاهو به هیچ هدفی نرسید
در سوی دیگر میدان، رئیس اپوزیسیون اسرائیل با صراحت اعلام کرده است: «نتانیاهو از نظر سیاسی و استراتژیک شکست خورد و به هیچیک از اهداف خود دست نیافت.» این جمله را از دهان یک صهیونیست شنیدن، زلزلهای در تلآویو است. اسرائیل که با وعده «نابودی حزبالله و توقف برنامه هستهای ایران» وارد جنگ شد، امروز نه تنها به هیچ هدفی نرسیده، که نقش خود را در تصمیمات امنیتی داخلی نیز از دست داده است. این بزرگترین فاجعه سیاسی در تاریخ این رژیم است.بخش چهارم:
ایران، معمار صلح یا شکارچی ابرقدرتها؟
نکته شگفتانگیز این است که ایران این پیروزی را نه در میدان جنگ، که بر سر میز مذاکره به دست آورد. طرح ۱۰ بندی ایران، یک نقشه راه جامع برای پایان جنگ و تثبیت ثبات منطقهای بود. آمریکا و اسرائیل که با ادعای «تهدید ایرانی» دههها خاورمیانه را ناامن کرده بودند، حالا مجبورند همان ایران را ضامن امنیت منطقه بدانند. این یک تغییر پارادایم تاریخی است. ایران امروز نه یک تهدید، که یک ابرقدرت ثباتساز در غرب آسیاست. چین و روسیه هم از این توافق استقبال کردهاند، چون میدانند ایران متحد قابل اعتمادی در برابر یکجانبهگرایی آمریکاست.نتیجهگیری: