سفیانی ‌شناسی

اول اینکه، سفیانی‌شدن کسی به حرف و ادّعای دیگری نیست. «سفیانی» مانند فرعون در قرآن، کلمه‌ای از کتاب ظهور است.
دوشنبه، 7 بهمن 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
سفیانی ‌شناسی
اول اینکه، سفیانی‌شدن کسی به حرف و ادّعای دیگری نیست. «سفیانی» مانند فرعون در قرآن، کلمه‌ای از کتاب ظهور است.

سفیانی ‌شناسی
همایش «گفت‌وگوی مذاهب»- از راست: مفتی مصر که با پرز دست داد، هاشمی رفسنجانی، ملک عبدا... و مفتی عربستان که تظاهرات برای غزه را حرام کرد...

دوم اینکه، امری که نباید از آن غفلت ورزید و شناخت «سفیانی» نیز از رهگذر آن به دست می‌آید، شناخت «منافقان امت» است که در دو پیام رهبر معظم انقلاب پیرامون غزه به آن اشاره گردیده است. معظمٌ‌له در اولین پیام می‌فرمایند: «آيا عرصه‌ ديگری عريان‌تر از آنچه در غزه و فلسطين در جريان است، در هم‌دستی كُفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است تا شما احساس تكليف كنيد؟»  و در دومین پیام، «جهاد شما تا امروز آمريكا و رژيم صهيونيست و حاميان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامی را رسوا كرده است».
به راستی «منافقان امت» چه کسانی‌اند؟ شاخص نفاق آنان چیست؟
به طور مثال، یکی از شاخص‌ها می‌تواند سکوت‌شان در جنگ اخیر باشد. کسانی مدام دم از تدبیر زده؛ خود را مظهر عقلانیت جلوه ‌داده و مذاکره را مانند چماق بر سر دیگران می‌کوبیدند، اما در قضایای اخیر تماشاچی و احیاناً کارگردان بودند.
امروز یکی از مهم‌ترین وظایف عناصر حزب‌اللهی، شناخت و شناساندن «منافقان امّت» است؛ چراکه انگشت بصیرت سید خراسانی آنها را نشانه رفته است. حضرت امام رحمت الله عليه مي‌فرمايند: «روزي كه ولي‌الله الاعظم امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف ظاهر شوند و در كعبه نداي عدالت سر دهند و برخلاف ظالمان و كافران فرياد كشند، همين آخوندها هستند كه او را تكفير كنند و از ستمگران پشتيباني نمايند».(4/6/63)
منافقان امت، مجری و منادی اسلام آمریکایی‌اند؛ اسلام آمریکاپسند؛ اسلام اوباماپسند؛ اسلامی که در جنگ 33روزه و 23روزه مشاهده شد؛ اسلامی که در آن ذلت به جای عزت، وادادگی به‌جای عقلانیت، تبعیض بجای عدالت، اشرافیت به‌جای ساده‌زیستی و بی‌بندوباری به جای معنویت می‌نشیند.
سفیانی هم رهبر منافقان در براندازی نرم امّت اسلامی است؛ براندازی که در آن منافقان با ظاهر زیبا و سخنان فریبا و - به مصداق قول قرآن - «زُخرف القول»، مردم را فریب داده و امت را به ذلت و انحطاط می‌کشانند. نظایر سفیانی در زمان پیغمبر - صلی الله علیه و آله -، ابوسفیان در مکه و عبدالله بن ابی - سرکرده منافقان مدینه - بودند.
سفیانی سرداری است که جبهه مقابل حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف را سازماندهی و رهبری می‌کند؛ کسی که از لیونی و اولمرت در جبهه نظامی تا مبارک و ملک‌عبدا... در جبهه دیپلماسی – همه - برای او می‌جنگند.
آیا اینکه لیونی خود را نماینده میانه‌روهای منطقه دانسته و یک روزنامه مدعی اعتدال و میانه‌روی نیز به درج یک بیانیه صهیونیستی بپردازد، اتفاقی و تصادفی است؟! چه کسانی در روزهای ابتدایی جنگ غزه به یکباره «لزوم تلاش برای خارج کردن پرونده هسته‌ای از شورای امنیت» را مطرح کردند؟
ملت ایران، پرونده هسته‌ای را بسان بمب فسفری بر سر شورای امنیت می‌کوبد.
و اما یک سخن بیادماندنی دیگر از لیونی - «مریم رجوی» دوم - که یادآور موضع رایس در جنگ 33روزه بود که آن جنگ را «درد زایمان تولد خاورمیانه بزرگ» دانست. لیونی گفت هدف ما تغییر موازنه قدرت در منطقه می‌باشد.
و چه تغییری حاصل شد! امروز ذلت صهیونیست‌ها به قدری است که اگر یک کبوتر فلسطینی یا لبنانی بر سر آنان سرگین بریزد، در واکنش به آن تأمل خواهند کرد و این نتیجه منطق حسینی عليه‌السلام «پیروزی خون بر شمشیر» است که آقای هنیه در روزهای ابتدایی جنگ به آن اشاره کردند. هذا یعنی لبیک یا حسین!
البته بازنده حقیقی این جنگ آمریکاست؛ چرا که رژیم صهیونیستی به فرموده مقام معظم رهبری، ابزار تسلط آمریکا بر منطقه می‌باشد. آمریکا هم بداند نگهداری این شمشیر زنگ‌زده زحمت فراوانی برای او خواهد داشت. امروز نه تنها غزه که سرزمین‌های اشغالی نیز در محاصره قرار دارند؛ محاصره ملت‌های زنده‌ای چون حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی و... فجاسوا خلال الدیار و کان وعدا مفعولا.
قرآن به بني‏اسرائيل مي‏گويد: چرا پيغمبران را می‌كُشيد؟ «فَلِمَ تقتلون أَنبياءَ اللّه»؟ بدون شك يهودياني كه در زمان پيغمبر خدا صلي‌الله عليه و آله مي‌زيستند همان يهوديان بني‌اسرائيل نبودند كه پيامبران خدا را به شهادت می‌رساندند؛ پس چرا قرآن اینگونه سخن می‌گوید؟
سرّ آن همان سخن اميرالمؤمنين عليه‌السلام است که در نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: «اَلرَّاضِي بِفعل قومٍ كالداخلِ فيه معهم»؛ یعنی هنگامي كه به اعمال آنها راضي هستيد، شما نيز جزو آنها هستيد. در داستان پی کردن ناقه صالح عليه‌السلام، یک نفر آن را کشت؛ اما خدا همه آنان را عذاب نمود.
دست منافقان امّت نیز تا مرفق به خون مردم غزه آغشته است. احساس امنيت و آسودگي خاطر رژیم صهیونیستی از منافقان امّت – این شریکان دزد و رفیقان قافله - است که آن را به چنین خونریزی‌هایی وا می‌دارد؛ والا این رژیم در حال احتضار که حال و روزی چون شارون دارد، خود را ضعیف‌تر از آن می‌بیند که به چنین جنایت‌هایی دست یازد.
آیا نطفه سیاسی حمله به غزه در نشست‌‌هایی چون «گفت‌وگوی مذاهب» بسته نشد؟! نشستی که پس از آن، همایش «گفت‌وگوی ادیان» برگزار گردید؛ شیخ ازهر در آن با پرز دست داد و پس از چندی حمله به غزه آغاز شد.
آیا تعبیر «هم‌دستی كفار حربی با منافقان امّت» نشانه‌ای روشن‌تر از این دارد؟! اُفٍ لکم و لِما تعبدون!
گویا «گفت‌وگو» در زبان اینان، جنگ و خیانت معنا می‌دهد! فَاعْمَلْ إِنّنا عاملون.
امّت اسلامی، منافقانش را در این همایش‌ها که «مرصاد» آنان است، می‌شناسد و شناخت. کاخ‌های اینان «مسجد ضرار»ی است که اگر تکلیف‌شان روشن نشود، هر لحظه باید در انتظار حادثه بود. منافقان بدانند مالک اشترها همیشه تا چند قدمي چادر آنها پیش نخواهند رفت.
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.