تابستانی دیگر آغاز شد؛ دو هفته از آن را پشت سر گذاشتیم و بحث درباره اوقات فراغت مثل روزهای این فصل همچنان گرم است.
راستش را بخواهید گویا هنوز بر سر اینکه اصلا اوقات فراغت چیست و چگونه باید برای آن برنامه ریزی کرد بین مسئولان اختلاف وجود دارد. عدهای برنامههای فرهنگی که البته دربرگیرنده نکات آموزشی باشد را تجویز میکنند. عدهای دیگر هم لزوم داشتن برنامه را تایید میکنند اما فقط برنامههای تفریحی را قبول دارند. گروهی هم هستند که به شیوه سالهای دور از امکانات میاندیشند و اعتقاد دارند اوقات فراغت یعنی زمانی که بدون هیچ هدف و کار خاصی پیش برود.
در این میان جمعیت اصلی برنامهها، دانشآموزان هستند که با توجه به موارد بالا با انبوهی از برنامههای آشفته روبرو میشوند.
در این میان والدین نقش اصلی را ایفا میکنند و شاید با توجه به علایق خودشان فرزندان را در یکی از کلاسهای مختلفی که شاید کارکرد و نتیجه مثبتی هم به همراه نداشته باشد، ثبت نام میکنند. تمام این داستان هرسال تکرار میشود و جالب اینجاست که هیچ کسی هم خسته نمیشود.
اما به راستی چرا باید این طور باشد؟ اینکه متولی اصلی اوقات فراغت کیست، سالهاست که محل مناقشه است و در برابر این موضوع، فرصت است که مدام از دست میرود و هنوز هیچ خبری نیست. با آماری سرانگشتی میتوان متوجه شد که حدود 10 نهاد مختلف و شاید هم بیشتر در امر اوقات فراغت فعالیت میکنند، اما شاید هیچکدام نهاد اصلی نباشند. زمانی که برای شهر طرح جامع تهیه میشود آیا نباید برای فرهنگ و آنانی که آینده ساز مملکت هستند برنامهریزی کرد؟
این مهمی است که مسئولان امر باید پاسخگوی آن باشند.
/2759/