خلاصه تفسیر آیات ۱۶ و ۱۷ سوره فتح | استاد میرباقری
تفسیر سوره فتح (آیات ۱۶ و ۱۷)
خلاصه تفسیر آیات ۱۶ و ۱۷ سوره فتح | استاد میرباقری
«بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
مقاله پیشرو، برگرفته از مباحث تفسیری آیتالله سیدمحمدمهدی میرباقری پیرامون سوره مبارکه فتح است. این مباحث در قالب چهارده مقاله خلاصه شده است و آنچه پیشرو دارید، مقاله هشتم از این مجموعه است که به تفسیر آیات ۱۶ و ۱۷ سوره مبارکه فتح اختصاص دارد.
یکی از ویژگیهای تفسیری استاد میرباقری این است که ارتباط بین معنای ظاهر آیات را با معنای باطن آنها -بر اساس روایات اهل بیت (ع)- کشف میکنند. همین ویژگی باعث شده برخی نکات تفسیری ایشان منحصربهفرد باشد و برای خواننده تازگی داشته باشد.
ما در این سلسله مقالات پیوسته، مهمترین مباحث استاد در تفسیر سوره فتح را گزینش کردهایم و در برخی موارد نکات تکمیلی یا مثالهایی به آنها افزودهایم. سعی شده مفاهیم اصلی، همان مفاهیم مورد نظر ایشان باشد و تغییری در اصل محتوا ایجاد نشود.
امیدواریم این مقاله برای شما مفید واقع شود.
شما میتوانید مقالات قبلی را از طریق آدرس زیر مطالعه بفرمایید:
مقاله اول: تفسیر سوره فتح (آیه ۱)
مقاله دوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲ تا ۴)
مقاله سوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۵ تا ۷)
مقاله چهارم: تفسیر سوره فتح (آیات ۸ و ۹)
مقاله پنجم: تفسیر سوره فتح (آیه ۱۰)
مقاله ششم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۱ و ۱۲)
مقاله هفتم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)
مقاله دوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲ تا ۴)
مقاله سوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۵ تا ۷)
مقاله چهارم: تفسیر سوره فتح (آیات ۸ و ۹)
مقاله پنجم: تفسیر سوره فتح (آیه ۱۰)
مقاله ششم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۱ و ۱۲)
مقاله هفتم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)
همچنین میتوانید ادامه مباحث را در مقالات بعدی از طریق آدرسهای زیر مطالعه بفرمایید:
مقله نهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۸ تا ۲۱)
مقاله دهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۲ و ۲۳)
مقاله یازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۴ و ۲۵)
مقاله دوازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۶ و ۲۷)
مقاله سیزدهم: تفسیر سوره فتح (آیه ۲۸)
مقاله چهاردهم: تفسیر سوره فتح (آیه ۲۹)
مقاله دهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۲ و ۲۳)
مقاله یازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۴ و ۲۵)
مقاله دوازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۶ و ۲۷)
مقاله سیزدهم: تفسیر سوره فتح (آیه ۲۸)
مقاله چهاردهم: تفسیر سوره فتح (آیه ۲۹)
نمای کلی
تفسیر آیات ۱۶ و ۱۷ سوره فتح
الف- توبه در مقام عمل
ب- حقیقت توبه
ج- تفاوت عذرتراشی با عذر واقعی
ب- حقیقت توبه
ج- تفاوت عذرتراشی با عذر واقعی
مروری بر مباحث پیشین
ماجرای سوره فتح از سال ششم هجری و رؤیای صادقانه پیامبر اکرم برای ورود به مکه آغاز میشود که منجر به حرکت حدود هزار و پانصد نفر از مسلمانان به سمت این شهر شد. در منطقه «حدیبیه»، مشرکان قریش راه را بر آنان بستند و در آن شرایط حساس و پرترس، مؤمنان زیر سایه درختی پیمانی تاریخی برای ایستادگی تا پای جان بستند که به «بیعت رضوان» مشهور شد. سرانجام این واقعه به صلحی ختم شد که اگرچه در ظاهر برای برخی تلخ بود، اما خداوند آن را «فتح مبین» نامید؛ چرا که این صلح نه یک عقبنشینی، بلکه آغاز یک نقشه راهبردی برای فروپاشی جبهه کفر و جهانی شدن اسلام بود که تا عصر ظهور امتداد مییابد.
در آیات پیشین، ابعاد مختلف این مسیر الهی به شرح زیر تبیین شده است:
آیه ۱: معرفی فتح به عنوان یک جریان تاریخی مستمر برای غلبه مطلق حق بر باطل.
آیات ۲ تا ۴: بیان هدایای ویژه الهی شامل مغفرت، اتمام نعمت و نزول «سکینه» یا آرامش ملکوتی بر دلها برای عبور از سختیها.
آیات ۵ تا ۷: تشریح حکمت ابتلائات الهی جهت غربالگری و جدا کردن صف مؤمنان صادق از کسانی که به خدا سوءظن دارند.
آیات ۸ و ۹: تبیین مقام شهود و پرچمداری پیامبر و وظایف امت در نصرت مقتدرانه و تعظیم ایشان.
آیه ۱۰: بیان حقیقت ملکوتی بیعت که در آن دست پیامبر همان «یدالله» و پیونددهنده اراده انسان به قدرت بیانتهای خداست.
آیات ۱۱ تا ۱۲: افشای نیت واقعی «مخلفین» یا جاماندگان که به دلیل دلبستگی به مال و خانواده و سوءظن به پیروزی پیامبر، از همراهی با کاروان فتح بازماندند.
آیات ۱۳ تا ۱۵: تبیین پیامدهای کفر به این طرح الهی و تفاوت ماهوی غنیمت در اسلام با نگاه مادی و قدرتطلبانه.
آیات ۲ تا ۴: بیان هدایای ویژه الهی شامل مغفرت، اتمام نعمت و نزول «سکینه» یا آرامش ملکوتی بر دلها برای عبور از سختیها.
آیات ۵ تا ۷: تشریح حکمت ابتلائات الهی جهت غربالگری و جدا کردن صف مؤمنان صادق از کسانی که به خدا سوءظن دارند.
آیات ۸ و ۹: تبیین مقام شهود و پرچمداری پیامبر و وظایف امت در نصرت مقتدرانه و تعظیم ایشان.
آیه ۱۰: بیان حقیقت ملکوتی بیعت که در آن دست پیامبر همان «یدالله» و پیونددهنده اراده انسان به قدرت بیانتهای خداست.
آیات ۱۱ تا ۱۲: افشای نیت واقعی «مخلفین» یا جاماندگان که به دلیل دلبستگی به مال و خانواده و سوءظن به پیروزی پیامبر، از همراهی با کاروان فتح بازماندند.
آیات ۱۳ تا ۱۵: تبیین پیامدهای کفر به این طرح الهی و تفاوت ماهوی غنیمت در اسلام با نگاه مادی و قدرتطلبانه.
برای درک عمیقتر هر یک از این مفاهیم، میتوانید به مقالات قبلی این مجموعه مراجعه کنید که ابتدای همین مقاله آدرس آنها آمده است.
اکنون در آیات شانزدهم و هفدهم سوره فتح، به بررسی راه توبه واقعی در مقام عمل و تفاوت عذرتراشی منافقانه با عذر واقعی پرداخته میشود.
تفسیر آیات شانزدهم و هفدهم سوره فتح
ابتدا بیاید آیات مورد بحث را با هم بخوانیم:
«قُل لِلمُخَلَّفینَ مِنَ الأَعرابِ سَتُدعَونَ إِلىٰ قَومٍ أُولی بَأسٍ شَدیدٍ تُقاتِلونَهُم أَو یُسلِمونَ فَإِن تُطیعوا یُؤتِکُمُ اللَّهُ أَجرًا حَسَنًا وَإِن تَتَوَلَّوا کَما تَوَلَّیتُم مِن قَبلُ یُعَذِّبکُم عَذابًا أَلیمًا * لَیسَ عَلَى الأَعمىٰ حَرَجٌ وَلا عَلَى الأَعرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى المَریضِ حَرَجٌ وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَرَسولَهُ یُدخِلهُ جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهارُ وَمَن یَتَوَلَّ یُعَذِّبهُ عَذابًا أَلیمًا»
به جاماندگان از میان بادیهنشینها بگو: «به زودی به [رویارویی با] گروهی سرسخت دعوت خواهید شد که با آنها بجنگید تا تسلیم شوند. پس اگر اطاعت کنید، خداوند پاداشی نیک به شما خواهد داد و اگر سرپیچی کنید، همانگونه که پیش از این نافرمانی کردید، شما را به عذابی دردناک کیفر خواهد کرد.» بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست [که به جهاد نروند] و هر کس خدا و پیامبرش را پیروی کند، [خداوند] او را در باغهایی [بهشتی] درآورد که نهرها از زیر [درختان] آن جاری است و هر کس سرپیچی کند، او را به عذابی دردناک، کیفر خواهد کرد.
به جاماندگان از میان بادیهنشینها بگو: «به زودی به [رویارویی با] گروهی سرسخت دعوت خواهید شد که با آنها بجنگید تا تسلیم شوند. پس اگر اطاعت کنید، خداوند پاداشی نیک به شما خواهد داد و اگر سرپیچی کنید، همانگونه که پیش از این نافرمانی کردید، شما را به عذابی دردناک کیفر خواهد کرد.» بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست [که به جهاد نروند] و هر کس خدا و پیامبرش را پیروی کند، [خداوند] او را در باغهایی [بهشتی] درآورد که نهرها از زیر [درختان] آن جاری است و هر کس سرپیچی کند، او را به عذابی دردناک، کیفر خواهد کرد.
الف- توبه در مقام عمل
مخلفین و بازماندگان، وقتی پیروزیِ پیامبر را دیدند، نزد ایشان آمدند و ابراز پشیمانی کردند. اما خداوند متعال در آیه شانزدهم، راه توبه واقعی را برای آنها چنین ترسیم میفرماید: به جاماندگان از میان بادیهنشینها بگو: «به زودی به [رویارویی با] گروهی سرسخت دعوت خواهید شد که با آنها بجنگید تا تسلیم شوند. پس اگر اطاعت کنید، خداوند پاداشی نیک به شما خواهد داد و اگر سرپیچی کنید، همانگونه که پیش از این نافرمانی کردید، شما را به عذابی دردناک کیفر خواهد کرد».بر اساس این آیه، راه توبه باز است، اما توبه فقط به زبان نیست، اگر در ادعای خود صادق هستید و میخواهید آن جاماندگی را جبران کنید، بسمالله! میدانِ دیگری در پیش است؛ میدانی در برابر دشمنانی که «أُولی بَأْسٍ شَدید» یعنی سرسخت هستند.
خداوند میفرماید اگر شما این اقدام عملی را انجام دهید، خداوند هم به شما اجر حسن خواهد داد: «إِن تُطیعوا یُؤتِکُمُ اللَّهُ أَجرًا حَسَنًا» و اگر سرپیچی کنید، همانگونه که پیش از این نافرمانی کردید، شما را به عذابی دردناک کیفر خواهد کرد: «وَإِن تَتَوَلَّوا کَما تَوَلَّیتُم مِن قَبلُ یُعَذِّبکُم عَذابًا أَلیمًا».
میتوان گفت توبه در جبهه حق، یک «جراحیِ ترمیمی» است. کسی که پیمان شکسته، پیوندش با منبع نور قطع شده است. برای وصل شدن دوباره، ممکن است نیاز به پرداخت هزینهای سنگینتر باشد. پیامبر (ص) به عنوان «طبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّه»، مرهم توبه را به کسی میدهد که حاضر باشد تیغِ ابتلا و امتحانِ سختِ بعدی را به جان بخرد.
ب- حقیقت توبه
نکته بعدی که درباره توبه باید توجه داشت این است که توبه واقعی زمانی رخ میدهد که انسان بفهمد جدایی از کاروان ولیّ خدا، یعنی سقوط در بنبستِ مطلق. نمونه این را میتوان در داستان جنگ تبوک دنبال کرد که در سوره توبه مطرح شده است. جنگ تبوک از سختترین جنگهای اسلام است. فاصله زیادی با مدینه داشت و مسلمانان تا نزدیکی روم رفتند و امکاناتشان هم بسیار کم بود؛ راه دور و امکانات کم، نزدیک بود شک و شبهه به دلهای مؤمنان راه پیدا کند و قلوبشان منحرف شود؛ اما خدای متعال به خاطر استقامتی که کرده بودند و در کنار حضرت ایستاده بودند، نظر رحمت خود را بر آنها برگرداند.در سوره توبه بعد از بیان این نکات صحبت از سه نفر میشود که در میانه راه از همراهی پیامبر دست کشیدند. اما کمی بعد آنها از کرده خود بسیار پشیمان شدند تا جایی که خدای متعال خداوند درباره آنها میفرماید:
«حَتّىٰ إِذا ضاقَت عَلَیهِمُ الأَرضُ بِما رَحُبَت وَضاقَت عَلَیهِم أَنفُسُهُم وَظَنّوا أَن لا مَلجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلّا إِلَیهِ ...»
تا آن گاه که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد و از خود به تنگ آمدند و فهمیدند که در برابر خدا، هیچ پناهگاهی جز خود او نیست.
تا آن گاه که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد و از خود به تنگ آمدند و فهمیدند که در برابر خدا، هیچ پناهگاهی جز خود او نیست.
این همان «شرطِ پذیرشِ توبه» است. تا زمانی که بنده در بادیه تعلقاتش خوش است و به اموال و خانوادهاش دلخوش کرده، توبهاش لقلقه زبان است. توبه یعنی رسیدن به این درک که بدون خدا و بدون امام، انسان هیچ راهی برای نجات ندارد تا جایی که زمین با تمام وسعتش برای او تنگ شود. نکته مهم این است که وقتی انسان به این نقطه میرسد، خدای متعال بر انسان توبه میکند، توبه یعنی بازگشتن؛ وقتی انسان به این درک میرسد و هستی و جانش برایش تنگ میشود، خدا بر او توبه میکند تا او بتواند به سوی خدا توبه کند، همچنان که در ادامه آیه شریفه فرموده است:
«... ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتوبوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوّابُ الرَّحیمُ» (سوره توبه، آیه ۱۱۸)
پس خداوند بر آنها توبه کرد [و لطف خویش را شامل آنها ساخت] تا آنها توبه کنند. همانا خداوند توبهپذیر و مهربان است.
پس خداوند بر آنها توبه کرد [و لطف خویش را شامل آنها ساخت] تا آنها توبه کنند. همانا خداوند توبهپذیر و مهربان است.
بازماندگان در سوره فتح اگر میخواهند برگردند، باید از آن «اعرابی بودن» و بادیهنشینیِ روح هجرت کنند و به مقامی برسند که جانشان به خاطر دور بودن از خدا و رسول به لب آید.
پس در نظام الهی، راه بازگشت هرگز بسته نیست، اما توبه به معنایِ «دور زدنِ تکالیف» هم نیست. راه توبه همین است که اگر در جایی پشتِ حق را خالی کردیم، بدانیم جبرانش با نشستن و غصه خوردن حاصل نمیشود. باید در میدانِ بعدی که ممکن است سختتر باشد، استقامتِ خود را نشان دهیم. باید بدانیم که فاتحِ حقیقی خدا است و او به همراهیِ ما نیازی ندارد و ما هستیم که به خدای متعال نیاز داریم.
ج- تفاوت عذرتراشی با عذر واقعی
آیا هر کسی که در میدان حاضر نشد، در زمره «مخلفین» و مغضوبین است؟ خداوند متعال در آیه هفدهم سوره فتح، میان دو گروه مرزی را ترسیم میکند؛ گروهی که «عذرتراش» هستند و گروهی که «واقعاً معذورند»؛ افرادی که نابینا هستند یا پایشان آسیب دیده و یا گرفتار مریضی و از این دست مشکلات هستند را نباید در دسته مخلفین جای داد و از این رو خدای متعال عذر این دسته از افراد را در آیه ۱۷ پذیرفته است.این موضوع در سوره توبه بیشتر باز شده است؛ صرفِ بیمار بودن یا ناتوانیِ مالی کافی نیست؛ خداوند در سوره توبه میفرماید:
«لَیسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَلا عَلَى المَرضىٰ وَلا عَلَى الَّذینَ لا یَجِدونَ ما یُنفِقونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحوا لِلَّهِ وَرَسولِهِ ما عَلَى المُحسِنینَ مِن سَبیلٍ وَاللَّهُ غَفورٌ رَحیمٌ» (سوره توبه، آیه ۹۱)
بر ناتوانان و بیماران [که نمیتوانند در جهاد شرکت کنند] و تهیدستانی که چیزی برای خرج کردن [در راه جهاد] نمییابند، ایرادی نیست. به شرط آن که خیرخواه خدا و پیامبرش باشند، [و از آنچه در توان دارند، مضایقه نکنند.] زیرا بر نیکوکاران، راهِ سرزنش و مؤاخذهای نیست و خداوند بخشنده مهربان است.
بر ناتوانان و بیماران [که نمیتوانند در جهاد شرکت کنند] و تهیدستانی که چیزی برای خرج کردن [در راه جهاد] نمییابند، ایرادی نیست. به شرط آن که خیرخواه خدا و پیامبرش باشند، [و از آنچه در توان دارند، مضایقه نکنند.] زیرا بر نیکوکاران، راهِ سرزنش و مؤاخذهای نیست و خداوند بخشنده مهربان است.
«نُصح» یعنی خیرخواهی، اخلاص و پیوند قلبی با طرح امام. ناصح کسی است که اگرچه در میدان نیست، اما دلش برای پیروزیِ جبهه حق میتپد. او از پیشرفتِ کارِ پیامبر خوشحال و از سختیهای او اندوهگین است. تفاوتِ اصلی در همینجا است: مخلفینِ عذرتراش، از جا ماندن خود خوشحال بودند:
«فَرِحَ المُخَلَّفونَ بِمَقعَدِهِم خِلافَ رَسولِ اللَّهِ وَکَرِهوا أَن یُجاهِدوا بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم فی سَبیلِ اللَّهِ وَقالوا لا تَنفِروا فِی الحَرِّ قُل نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَو کانوا یَفقَهونَ» (سوره توبه، آیه ۸۱)
کسانی که بر خلاف [فرمانِ] رسول خدا، از جنگ سر باز زدند و از خانه نشستن خود [به هنگام جنگ تبوک،] شادمان شدند و از این که با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کنند، کراهت داشتند و گفتند: «در این گرما [برای جنگ] بیرون نروید!» بگو: آتش دوزخ، سوزانتر است!» اگر میفهمیدند.
کسانی که بر خلاف [فرمانِ] رسول خدا، از جنگ سر باز زدند و از خانه نشستن خود [به هنگام جنگ تبوک،] شادمان شدند و از این که با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کنند، کراهت داشتند و گفتند: «در این گرما [برای جنگ] بیرون نروید!» بگو: آتش دوزخ، سوزانتر است!» اگر میفهمیدند.
اما معذورینِ صادق، از جا ماندن خود خونجگر میخوردند و که قرآن حال درونیشان را چنین شرح میدهد:
«وَلا عَلَى الَّذینَ إِذا ما أَتَوکَ لِتَحمِلَهُم قُلتَ لا أَجِدُ ما أَحمِلُکُم عَلَیهِ تَوَلَّوا وَأَعیُنُهُم تَفیضُ مِنَ الدَّمعِ حَزَنًا أَلّا یَجِدوا ما یُنفِقونَ» (سوره توبه، آیه ۹۲)
و نیز [اشکالی نیست] بر آنها که چون نزد تو آمدند تا آنها را برای شرکت در جبهه بر مرکبی سوار کنی، گفتی: «چیزی نمییابم که شما را بر آن سوار کنم.» و آنها [از نزد تو] برگشتند، در حالی که چشمانشان از اندوه، اشکبار بود که چرا چیزی ندارند که خرجِ جهاد کنند.
و نیز [اشکالی نیست] بر آنها که چون نزد تو آمدند تا آنها را برای شرکت در جبهه بر مرکبی سوار کنی، گفتی: «چیزی نمییابم که شما را بر آن سوار کنم.» و آنها [از نزد تو] برگشتند، در حالی که چشمانشان از اندوه، اشکبار بود که چرا چیزی ندارند که خرجِ جهاد کنند.
کسی که با تمام وجود میخواهد با امام باشد اما مانعی او را بازداشته، اجرش با مجاهدین یکی است. مثال: ناصح مانند کسی است که پشت جبهه است اما تمام فکر و ذکرش یاری رساندن به مجاهدان است و دائم برای رزمندگان دعا میکند. او در پیروزیها سهم دارد، چون ارادهاش به اراده امام گره خورده است. اما مخلف مانند کسی است که در خانه نشسته و منتظر است تا اگر خبر شکستِ کاروان برسد تا بگوید: «دیدید گفتم این کار شتابزدگی است؟» و اگر هم خبر پیروزی رسید بگوید «بگذارید ما هم در کنار شما سهم ببریم و بر ما حسودی نکنید».
نتیجه آن که میتوان گفت خداوند به «قلبها» مینگرد نه فقط به «قالبها». عذرِ واقعی آن است که با «نصح» و «اضطرار» همراه باشد. اگر کسی به دلیل مشغلههای دنیا (مال و اهل) امام را تنها بگذارد، هر چقدر هم عذر بیاورد، در نگاه وحی «دروغگو» (کاذب) است.
تازه های مجله راسخون
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}