خلاصه تفسیر آیات ۱۳ تا ۱۵ سوره فتح | استاد میرباقری

تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)

غنیمت در اسلام ابزاری برای بندگی است، نه هدفی برای دنیاطلبی و فخرفروشی. تفاوت بنیادین نگاه اسلام به ثروت با نظام‌های مادی و استکباری را در ادامه در تفسیر آبت الله میربارقی از آیات ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ سوره فتح بخوانید.
دوشنبه، 25 خرداد 1405
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: سید محمد کاظم میرباقری
موارد بیشتر برای شما
تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)
«بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
 
مقاله‌ی پیش‌رو، برگرفته از مباحث تفسیری آیت‌ الله سیدمحمد‌مهدی میرباقری درباره سوره فتح است. این مباحث در چهارده مقاله خلاصه شده است و آنچه پیش‌رو دارید، مقاله هفتم از این مجموعه است که به تفسیر آیات سیزدهم تا پانزدهم سوره مبارکه فتح اختصاص دارد.
یکی از ویژگی‌های تفسیری استاد میرباقری این است که ارتباط معانی ظاهری آیات را با معانی باطنی آنها  -بر اساس روایات اهل بیت (ع)- کشف می‌کنند. همین ویژگی باعث شده برخی نکات تفسیری ایشان منحصربه‌فرد باشد و برای خواننده تازگی داشته باشد.
ما در این سلسله مقالات پیوسته، مهم‌ترین مباحث استاد در تفسیر سوره فتح را گزینش کرده‌ایم و در برخی موارد نکات تکمیلی یا مثال‌هایی به آنها افزوده‌ایم. سعی شده مفاهیم اصلی، همان مفاهیم مورد نظر ایشان باشد و تغییری در اصل محتوا ایجاد نشود.

امیدواریم این مقاله برای شما مفید واقع شود.

شما می‌توانید مقالات قبلی را از طریق آدرس زیر مطالعه بفرمایید:
مقاله اول: تفسیر سوره فتح (آیه ۱)
مقاله دوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲ تا ۴)
مقاله سوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۵ تا ۷)
مقاله چهارم: تفسیر سوره فتح (آیات ۸ و ۹)
مقاله پنجم: تفسیر سوره فتح (آیه ۱۰)
مقاله ششم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۱ و ۱۲)

همچنین می‌توانید ادامه مباحث را در مقالات بعدی از طریق آدرس‌های زیر مطالعه بفرمایید:
مقاله هشتم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۶ و ۱۷)
مقله نهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۸ تا ۲۱)
مقاله دهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۲ و ۲۳)
مقاله یازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۴ و ۲۵)
مقاله دوازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۶ و ۲۷)
مقاله سیزدهم: تفسیر سوره فتح (آیه ۲۸)
مقاله چهاردهم: تفسیر سوره فتح (آیه ۲۹)

نمای کلی
تفسیر آیات ۱۳ تا ۱۵ سوره فتح
الف- اهمیت ایمان به طرح پیامبر
ب-قدرتِ مطلقه و مغفرت پروردگار
ج- فلسفه غنیمت در دستگاه الهی
۱- غنیمت در اسلام
۲- عبور از فرعونیت
۳- غنیمت ظاهری و باطنی
۴- طمعِ مخلفین و تهمتِ حسادت
۵- تفاوت نظام اقتصادی اسلام با سایر نظام‌ها
 

مروری بر مباحث پیشین

سوره فتح در فضای پس از واقعه صلح حدیبیه در سال ششم هجری نازل شده است؛ زمانی که پیامبر اکرم (ص) در پی یک رؤیای صادقانه، به همراه حدود ۱۵۰۰ نفر از مؤمنان برای انجام مناسک عمره راهی مکه شدند، اما در منطقه‌ای به نام «حدیبیه» با ممانعت قریش روبرو گردیدند. در آن شرایط بحرانی و پس از شایعه کشته شدن فرستاده حضرت، مؤمنان زیر سایه درختی، پیمانی تاریخی برای ایستادگی تا پای جان بستند که به «بیعت رضوان» مشهور شد؛ خداوند نیز با نازل کردن «سکینه» و آرامش ملکوتی بر دل‌های آنها، این صلح را نه یک عقب‌نشینی، بلکه یک «فتح مبین» و نقشه‌ای راهبردی برای فروپاشی جبهه کفر و جهانی شدن اسلام نامید.

در آیات پیشین، ابعاد مختلف این نقشه بزرگ الهی تبیین شده است که خلاصه آن به شرح زیر است:
آیه ۱: تعریف فتح به عنوان یک مسیر تاریخی و پیوسته که از بیعت رضوان آغاز شده و تا ظهور حضرت حجت (عج) امتداد دارد.
آیات ۲ تا ۴: تبیین هدایای چهارگانه الهی (مغفرت، اتمام نعمت، هدایت و نصرت عزیز) و نقش «سکینه» در افزایش ایمان مؤمنان.
آیات ۵ تا ۷: تشریح حکمت ابتلائات و سختی‌های مسیر برای غربالگری و جدا کردن صف مؤمنان صادق از منافقان سوءظن‌دار.
آیات ۸ تا ۹: معرفی مقام «شهود» پیامبر (ص) و وظایف چهارگانه امت (ایمان، نصرت، تعظیم و تسبیح) در همراهی با ایشان.
آیه ۱۰: بیان حقیقت ملکوتی بیعت که در آن دست پیامبر همان «یدالله» است و پیوند اراده انسان با اراده خدا را رقم می‌زند.
آیات ۱۱ تا ۱۲: افشای نیت واقعی «مخلفین» یا جاماندگان که به دلیل سوءظن به خدا و غلبه محاسبات مادی، از همراهی با رسول الله سرباز زدند.

برای درک عمیق‌تر هر یک از این مفاهیم، می‌توانید به مقالات قبلی این مجموعه مراجعه کنید که آدرس آن ابتدای همین مقاله آمده است.

اکنون در آیات ۱۳ تا ۱۵، به بررسی پیامدهای کفر به این طرح الهی و تفاوت ماهوی غنیمت در نگاه اسلام با نگاه مادی پرداخته می‌شود. اکنون بیاید ابتدا این آیات را با دقت بخوانیم:

خلاصه تفسیر آیات ۱۳ تا ۱۵ سوره فتح
بیاید ابتدا آیات مورد نظر از سوره فتح را با هم بخوانیم: 
 
«وَمَن لَم یُؤمِن بِاللَّهِ وَرَسولِهِ فَإِنّا أَعتَدنا لِلکافِرینَ سَعیرًا * وَلِلَّهِ مُلکُ السَّماواتِ وَالأَرضِ یَغفِرُ لِمَن یَشاءُ وَیُعَذِّبُ مَن یَشاءُ وَکانَ اللَّهُ غَفورًا رَحیمًا * سَیَقولُ المُخَلَّفونَ إِذَا انطَلَقتُم إِلىٰ مَغانِمَ لِتَأخُذوها ذَرونا نَتَّبِعکُم یُریدونَ أَن یُبَدِّلوا کَلامَ اللَّهِ قُل لَن تَتَّبِعونا کَذٰلِکُم قالَ اللَّهُ مِن قَبلُ فَسَیَقولونَ بَل تَحسُدونَنا بَل کانوا لا یَفقَهونَ إِلّا قَلیلًا»
و هر کس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورد، پس [بداند که] ما برای کافران آتشی شعله‌ور آماده کرده‌ایم. و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین برای خداوند است. هر که را بخواهد، [و شایسته بداند،] می‌بخشد و هر که را بخواهد، [و سزاوار بداند،] عذاب می‌کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است. آن‌گاه که شما برای به دست آوردن غنیمت‌ها روانه [خیبر] می‌شوید، جهادگریزان [حدیبیه] می‌گویند: «بگذارید ما هم به دنبال شما بیاییم.» می‌خواهند کلام خدا را تغییر دهند. [که متخلّفان حدیبیه را از غنایم بعدی محروم کرده است. به آنان] بگو: «شما هرگز دنبال ما نخواهید آمد! خداوند از پیش چنین فرموده است.» پس آنها به زودی می‌گویند: «[خدا ما را بازنداشته، بلکه] شما نسبت به ما حسد می‌ورزید.» [چنین نیست!] بلکه آنها جز اندکی نمی‌فهمند.
 

الف- اهمیت ایمان به طرح پیامبر

خدای متعال بعد از بیان برخی از سخنان جاماندگان و پاسخ‌های که بیان فرمود، اعلام می‌کند که هر کسی که خدا و رسول او ایمان نیاورد، ناچار گرفتار مسیری خواهد شد که انتهای آن جهنم است. در این آیات هشدارهای بسیار جدی برای ما وجود دارد.
 
اگر ما اهل سوء ظن به خدای متعال باشیم، اگر اهل چسبیدن به دنیا و مادیات باشیم، از غافله رسول الله (ص) جا خواهیم ماند وقتی  با رسول خدا سیر می‌کنیم، هر بار با یکی از تدابیر او مواجه می‌شویم که در ابتدای امر از حکمت آن اطلاعی نداریم و چه بسا از نظر ما و به حسب ظواهر امر، آن کار غیر عاقلانه هم باشد، اگر ما در این موارد به رسول الله و طرح او ایمان نیاوریم و از سوء ظن خود یا دیگران تبعیت کنیم، در واقع در این مرحله به کفر مبتلا شده‌ایم؛ به نظر می‌رسد این آیات شریفه هشداری برای این موارد است. از این رو بلافاصله بحث باز بودن باب مغفرت الهی را در آیه بعدی مطرح می‌فرماید.
 
تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)
 

ب-قدرتِ مطلقه و مغفرت پروردگار

در ادامه، پروردگار بر مالکیتِ مطلقِ خود تأکید می‌ورزد تا ریشه تمام سوءظن‌ها را بخشکاند: «وَلِلَّهِ مُلکُ السَّماواتِ وَالأَرضِ». در این عالم، هیچ قدرتی در عرضِ قدرت خدا نیست. مخلفین چون گمان می‌کردند قریش یا طواغیت قدرتی دارند، دچار ترس شدند. خداوند می‌فرماید فرمانروایی مطلق در آسمان‌ها و زمین از آن خدا است و مغفرت و عذاب به دست او است «یَغفِرُ لِمَن یَشاءُ وَیُعَذِّبُ مَن یَشاءُ».
 اگر می‌آمرزد و اگر عذاب می‌کند، هر دو بر پایه «مشیتِ حکیمانه» است. آمرزشِ او برای کسانی است که در مدارِ ولایتِ پیامبر باقی بمانند و عذابش برای کسانی است که با اصرار بر سوءظن، خود را از رحمتِ واسعه محروم کنند. تکرارِ دو صفتِ «غفور» و «رحیم» در انتهای آیه، نشان‌دهنده آن است که بنای اصلیِ خدا بر گشودنِ ابوابِ رحمت است، مگر آنکه بنده خود تمامِ درها را به روی خویش ببندد و در آیه ۱۶ راه توبه مخلَّفان را بیان می‌کند.
 

تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)

ج- فلسفه غنیمت در دستگاه الهی

در امتداد واکاوی جریان «مخلفین»، اکنون به فصلی می‌رسیم که در آن طمعِ دنیاییِ جاماندگان با منطقِ الهیِ فتوحات برخورد می‌کند. ما باید بدانیم که در جبهه حق، مفهوم «غنیمت» تفاوت بنیادینی با آنچه در لشکرهای مادی و امپراتوری‌های تاریخ می‌گذرد، دارد. اگر نگاه ما به غنیمت اصلاح نشود، ممکن است در محاسبات خود دچار همان خطایی شویم که اعرابی‌های مخلَّف را به وادی سقوط کشاند.
 

۱- غنیمت در اسلام

نخستین نکته‌ای که باید درک کنیم این است که خداوند متعال، مؤمنین را برای «کشورگشایی» اجیر نکرده است. در لشکرهای بشری، سربازان مانند «مزدوران» و «اجیرانی» هستند که برای تصاحب خاک و غارت اموال دشمن می‌جنگند و فرماندهان نیز با وعده تقسیم غنایم، آنها را به میدان می‌کشند. اما در جبهه پیامبر (ص)، غنیمت هدف نیست؛ بلکه یک «رزق حاشیه‌ای» است که خداوند برای اداره امور مادی امت در نظر گرفته است.
 
خداوند جان و مال مؤمنین را به بهای بهشت خریداری کرده است:
 
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» (سوره توبه، آیه ۱۱۱)
همانا خدا از مؤمنان، جان‌ها و اموالشان را به بهای بهشت خریداری کرده است.
 
وقتی معامله با خدا بر سرِ بهشت و رضوان است، دیگر غنیمت مادی (مانند اسب و سلاح و طلا) نمی‌تواند مزدِ مجاهد باشد. تصور کنید کسی برای رسیدن به قله‌ای بلند و تماشای افق‌های بی‌کران حرکت می‌کند؛ در میانه راه، چشمه آبی هم برای رفع تشنگی می‌یابد. این چشمه، غنیمتِ راه است، نه هدفِ حرکت. مخلفین کسانی بودند که قله را نمی‌دیدند و تنها به دنبال چشمه بودند.
 
تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)
 

۲- عبور از فرعونیت

حقیقتِ بزرگِ فتوحات نبوی این است که پیامبر اکرم (ص) نمی‌خواهد یک «فرعون» را از بین ببرد تا بعد از آن، اصحاب خودش را به «فرعون‌های جدید» تبدیل کند. در منطق تاریخ، غالباً یک قدرت استکباری می‌رود و قدرتی دیگر با همان خویِ استثمار جایگزین می‌شود. اما طرح پیامبر، «آزادسازی اراده‌ها» از بندگیِ غیرخدا است.
 
ما نباید گمان کنیم که غرض اسلام این است که اموال را از دست کفار قریش بگیرد و به دست عده‌ای دیگر بدهد تا آنها بساط عیش و نوش و کبر راه بیندازند. مثالِ بارز این حقیقت، داستان حضرت موسی (ع) است؛ او بنی‌اسرائیل را از چنگ فرعون نجات داد، بعد از آن که حضرت موسی فاتح شد، مردم را به مصر نبرد تا در آنجا حکومت کنند، ممکن است یکی از علت‌ها همین باشد، که اگر بنی‌‌اسرائیل بروند در همان قصرها و در آن تمدن ساکن شوند، خودشان به فرعون‌های جدید تبدیل می‌شدند. حضرت موسی به آنها فرمود به مصر برنگردید و در آن‌جا بساط فرعونی پهن نکنید، بلکه به سوی «ارض مقدس» کوچ کنید.
 
فتوحات پیامبر برای این است که امکانات عالم از مدار «شیطنت» خارج شده و در مدار «بندگی» قرار گیرد. اگر غنیمتی هم تقسیم می‌شود، برای تقویت جبهه حق است تا امت بتواند بارِ سنگینِ رسالت را به دوش بکشد، نه برای فربه شدنِ نفس‌های سرکش. از این رو کسانی می‌توانند و حق دارند از این غنیمت‌های مادی استفاده کنند که قبل از آن در سختی‌های راه با پیامبر بوده و در این راه تربیت شده‌اند. به عبارت دیگر کسانی می‌توانند از غنیمت‌های مادی بهره ببرند که قبل از آن از غنیمت‌های معنوی جنگ بهره برده‌اند. چرا که قرار است این غنیمت‌ها را در راه ساخت مدینه فاضله انبیاء خرج کنند و کسی که برای این کار تربیت نشده اگر از این غنایم برخوردار شود، آن را در مسیر تفرعن خود خرج خواهد کرد.
 

۳- غنیمت ظاهری و باطنی

در سوره فتح، ما با دو لایه از غنیمت روبرو هستیم:
  • غنیمت ظاهری: همان اموال و غایمی است که در نبردهایی چون خیبر به دست آمد. اینها «مغانم کثیره»ای هستند که خداوند وعده‌اش را به همراهان صادق داد تا معیشت آنها تأمین شود.
  • غنیمت باطنی: این لایه، حقیقتِ اصلی فتح است که در آیات نخستین سوره ذکر شده: «مغفرت»، «اتمام نعمت»، «هدایت به صراط مستقیم» و «نصرت عزیز».
 
غنیمت واقعی برای یک مؤمن، رسیدن به مقامی است که در آن تحت ولایت مستقیم امام قرار می‌گیرد و جانش از آلودگی‌های شرک پاک می‌شود. این غنیمت باطنی، پایان‌ناپذیر است و تا عصر ظهور و قیامت همراه انسان خواهد بود. مخلفین چون چشمِ باطن‌بین نداشتند، تنها به دنبال پوسته (اموال خیبر) بودند و از مغز (ولایت و هدایت) محروم ماندند.
 
تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)
 

۴- طمعِ مخلفین و تهمتِ حسادت

داستان مخلفین به نقطه‌ای دردناک می‌رسد؛ آنها که در روزِ سختی پیامبر را تنها گذاشتند و گمان کردند کارِ کاروان تمام است، به محض اینکه بوی پیروزی و غنایم خیبر به مشامشان رسید، دوان‌دوان آمدند و گفتند: «ذَرُونَا نَتَّبِعْکُمْ» یعنی بگذارید ما هم دنبال شما بیاییم تا سهمی ببریم. آنها می‌خواستند بدون پرداخت هزینه، در پاداشِ وفاداران شریک شوند.
پاسخ خداوند قاطع بود: «لَن تَتَّبِعُونَا کَذَٰلِکُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ» یعنی هرگز دنبال ما نخواهید آمد؛ این‌گونه خداوند از پیش فرموده است. این منعِ الهی، نه از سرِ بخل، بلکه بر اساس «حکمت و عدالت» بود. غنیمت، پاداشِ کسانی است که در طوفانِ ابتلائات پای بیعتِ خود ایستادند و لرزش به دل راه ندادند.
 
تکان‌دهنده‌ترین بخش، عکس‌العمل مخلفین است؛ آنها به جای توبه و درکِ اشتباه خود، به پیامبر و مؤمنین تهمت زدند و گفتند: «بَلْ تَحْسَدُونَنَا» یعنی شما به ما حسادت می‌ورزید که نمی‌گذارید در غنایم شریک شویم! خداوند در پاسخ می‌فرماید: «بَلْ کَانُوا لَا یَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِیلًا» بلکه آنها جز اندکی نمی‌فهمند.
 
در جبهه حق، معیارِ همراهی، «صدقِ قلبی» است، نه «طمعِ مادی». کسی که برای غنیمت می‌آید، در اولین پیچِ سختی، تبدیل به «مخلف» می‌شود. تهمتِ حسادتی که مخلفین به مؤمنین زدند، نشان‌دهنده آن است که وقتی انسان از مدار فهمِ غیبی خارج شود، تمامِ اقداماتِ حکیمانه ولیّ خدا را با ترازویِ نفسِ خود اندازه می‌گیرد.
 

۵- تفاوت نظام اقتصادی اسلام با سایر نظام‌ها

برای این که تفاوت غنیمت در اسلام با سایر مکاتب بشری مشخص بشود می‌توان به تفاوت نظام اقتصادی اسلام با سایر مکاتب توجه کرد. در نظام‌های مادی، قواعد اقتصادی به گونه‌ای مهندسی شده‌اند که ثروت مدام میان اقلیتی ثروتمند بچرخد. ثروتمندان با ایجاد قوانین و ساختارهای آشکار و پنهان کاری می‌کنند که نتیجه چرخش اموال در جامعه، ثروتمندتر شدن ثروتمندان و فقیرتر شدن فقیران باشد. اما اسلام ساختارهایی را حاکم می‌کند تا عدالت بر قرار شود و هدف آن رشد روحی و عقلی و عاطفی انسان‌ها است. برای نمونه خدای متعال در سوره حشر می‌فرماید:
 
«ما أَفاءَ اللَّهُ عَلىٰ رَسولِهِ مِن أَهلِ القُرىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسولِ وَلِذِی القُربىٰ وَالیَتامىٰ وَالمَساکینِ وَابنِ السَّبیلِ کَی لا یَکونَ دولَةً بَینَ الأَغنِیاءِ مِنکُم وَما آتاکُمُ الرَّسولُ فَخُذوهُ وَما نَهاکُم عَنهُ فَانتَهوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ العِقابِ» (سوره حشر، آیه ۷)
آنچه را خداوند از [دارایی و زمین‌های] اهل آبادی‌ها به پیامبرش بازگرداند، ویژه خدا و پیامبر و خویشان [پیامبر] و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان آنها است. تا [این اموال] تنها میان ثروتمندان شما در گردش نباشد و آنچه پیامبر برای شما آورده، بگیرید و آنچه شما را از آن بازداشته، ترک کنید و از [نافرمانی] خدا پروا کنید که خداوند سخت‌کیفر است.
 
 
خداوند در این آیه به صراحت از بر هم زدن نظم موجود در گردش اموال در جامعه سخن گفته است: «کَی لا یَکونَ دولَةً بَینَ الأَغنِیاءِ مِنکُم؛ تا [این اموال] تنها میان ثروتمندان شما در گردش نباشد». بعد هم همگان را سفارش می‌کند که در این امور هر چه پیامبر می‌گوید را با اطمینان بگیرید و به آن عمل کنید و نه سخنان و طرح‌ها ی دیگر را. ما از این آیه اجمالاً درک می‌کنیم که نظام اقتصادی اسلام کاملا متفاوت با سایر نظامات است و گردش اموال در جامعه با یک نظم خاص دیگری و در راستای رسیدن به اهداف خاصی صورت می‌گیرد.
 
در نظام سرمایه‌داری، «هدف» تکاثر و قدرت است و همین هدف، ساختارها را طوری می‌چیند که منافع همیشه به جیب قدرتمندان سرازیر شود. اما در نظام اقتصادی اسلام، «هدف» عبودیت و بندگی خداست. این هدف باعث می‌شود که چرخش اموال در جامعه، شکلِ «فضل الهی» و «ذکر» به خود بگیرد که البته بحثی مفصل است که باید در یک مجالی مستقل واکاوی شود.
 
در ماجرای حضرت شعیب نیز همین موضوع دیده می‌شود؛ وقتی ایشان به قومش فرمود که در معامالت کم‌فروشی نکنید و موازین را رعایت کنید، آنها با پوزخند گفتند:
 
«یا شُعَیبُ أَصَلاتُکَ تَأمُرُکَ أَن نَترُکَ ما یَعبُدُ آباؤُنا أَو أَن نَفعَلَ فی أَموالِنا ما نَشاءُ إِنَّکَ لَأَنتَ الحَلیمُ الرَّشیدُ» (سوره هود، آیه ۸۷)
ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان می‌دهد که [به ما بگویی] آنچه را که پدرانمان می‌پرستیدند، رها کنیم؟ یا این که [نتوانیم] آن‌گونه که خود می‌خواهیم، در اموالمان تصرّف کنیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیده‌ای هستی!
 
یعنی آنها خوب می‌فهمیدند که وقتی حضرت شعیب به آنها فرمان می‌دهد که نظام اقتصادیتان را اصلاح کنید، این فرمان در هماهنگی کامل با دینی است که او آورده و می‌خواهد بساط ظلم را بر هم زند. این سخن قوم شعیب امروز هم شنیده می‌شود و یک سخنی نیست که تاریخ مصرف آن گذشته باشد. امروز نیز طرفداران نظام اقتصادی مادی عین این سخن را بر زبان جاری می‌کنند و می‌گویند شما با اقتصاد چه کار دارید، شما مؤمنین و حوزه‌های علمیه و اهل دیانت بروید نمازتان را بخوانید، چه کار با اقتصاد و نظام اقتصادی دارید، اینها بحث‌های تخصصی است و به شما ربطی ندارد!
 
در حالی که واقعیت این است که اگر بخواهیم اسلام به درستی اجرا شود باید اهداف عالیه اسلام را در نظر بگیریم و اقتصادی بر اساس آن اهداف و با معیارهایی که اسلام گفته تولید کنیم. اگر این کار را انجام دهیم قطعا یک علم اقتصادی جدید و متفاوت تولید خواهد شد که نظم اقتصادی جدیدی را ارائه خواهد داد که از آن عدالت و سعادت بشریت حاصل خواهد شد.
 
حال با توضیحاتی که ارائه شد کمی مسأله روشن‌تر می‌شود که غنیمت در اسلام چه تفاوتی با غنیمت در غیر اسلام دارد. غنائم جنگی یکی از موضوعات اقتصادی است که اسلام قواعد خاصی با اهداف خاصی را برای آن در نظر گرفته است.
 
تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)
 
از نقشه‌های منافقان
اما منافقان که عامل اصلی تمام رفتارهایشان یا ترس است و یا طمع، می‌خواهند وارد این موضوع شده و خود را شریک در غنائم کنند تا آن طرح الهی را بر هم بزنند از این رو خدای متعال در آیه ۱۵ سوره فتح می‌فرماید: «یُریدونَ أَن یُبَدِّلوا کَلامَ اللَّهِ؛ می‌خواهند کلام خدا را تغییر دهند».
 
در روز غدیر نیز بسیاری از افرادی که بیعت کردند برای آن بود که بتوانند سر بزنگاه کلام خدا را و طرح خدا را تغییر بدهند و این کار را هم کردند.
 
«کلام خدا» در این‌جا همان «مهندسی و طرح الهی» برای تربیت امت و تحقق ولایت است. طرح خدا این است که غنایم و فتوحات (اعم از مادی و معنوی) پاداشِ کسانی باشد که در کوره ابتلائات پخته شده و پای بیعت خود ایستاده‌اند تا بتوانند با پیامبر همراه شوند و به اهداف و فتوحات پیامبر برسند.
 
توطئه مخلفین این است که می‌خواهند این «طرحِ بندگی» را به یک «طرحِ مادی» تبدیل کنند. آنها می‌خواهند فتوحات پیامبر را از مسیرِ اصلی‌اش که «آزادسازی اراده‌ها» است، منحرف کرده و آن را به یک کشورگشاییِ معمولی تبدیل کنند تا خودشان بر کرسی قدرت تکیه زنند. در واقع، آنها می‌خواهند با غصب جایگاه ولایت و خلافت، فرعون‌های جدیدی در لباس اسلام شوند.
 
«تبدیل کلام خدا» یعنی اینکه انسان بخواهد قانونِ «تربیت و سبقت در ایمان» را حذف کند و قانونِ «طمع و قدرت‌طلبی» را جایگزین آن نماید. مخلفین می‌خواستند بدون آنکه از «بادیه تعلقات» کوچ کرده باشند، سرِ سفره «غنائم فتح» بنشینند.
 
تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵)
 
نتیجه‌گیری:
در درگیریِ میان حق و باطل، دشمن تنها با سلاح نمی‌جنگد؛ بلکه بزرگترین توطئه او، «انحراف در اهداف» و «تغییر موازین» است. مخلفینِ امروز کسانی هستند که می‌خواهند حرکت‌های توحیدی را به سمتِ منافعِ شخصی و جناحی سوق دهند و «کلام خدا» (طرحِ ولایت) را به نفعِ «اهواء نفسانی» خود تغییر دهند.
باید بیدار بود و دانست که غنیمتِ حقیقیِ این فتح، رسیدن به مقامی است که در آن، جانِ انسان در مدارِ «ذکر» و «تقوا» قرار می‌گیرد. اگر اهدافِ ما از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی، چیزی جز بندگیِ خدا باشد، ناخودآگاه در زمینِ مخلَّفین بازی کرده‌ایم و سهمی از آن «نصرت عزیزی» که انتهای جاده صلحِ حدیبیه است، نخواهیم داشت.
 
در نهایت هم بالاخره جریان نفاق توانست اسلام و جریان فتحی که پیامبر باز کرده بودند را به انحراف بکشانند. حکومت‌های بنی‌امیه و بنی‌عباس و قبلی‌ها و بعدی‌های آنها که بر اساس موازین پیامبر اکرم (ص) عمل نکردند و اگر هم می‌خواستند نمی‌توانستند عمل کنند. این مسیری است که تنها به دست ولی الله محقق می‌شود. البته خدای متعال ورای تمام آن کارشکنی‌ها جریان حق را پیش برده است. غنایم اصلی فتح ظهور امام زمان است که قطعا محقق خواهد شد، همچنان که در انتهای سوره به آن اشاره شده است.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.