خلاصه تفسیر آیه اول سوره فتح | استاد میرباقری

تفسیر سوره فتح (آیه ۱)

در نگاه برخی افراد صلح حدیبیه در ظاهر یک عقب‌نشینی بود، اما خداوند با قاطعیت آن را «فتح مبین» نامید. چرا خداوند ماجرای صلح حدیبیه و تجدید بیعت مؤمنان با رسول الله را آغاز مسیر پیرزوی اسلام به شمار آورده که به ظهور حضرت مهدی (عج) ختم خواهد شد؟ تفاوت صلح حدیبه با مذاکرات امروزی در چیست؟ پاسخ را در تفسیر آیت‌الله میرباقری در ادامه دنبال کنید.
سه‌شنبه، 19 خرداد 1405
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: سید محمد کاظم میرباقری
موارد بیشتر برای شما
تفسیر سوره فتح (آیه ۱)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

 
مقاله پیش‌رو، برگرفته از مباحث تفسیری آیت‌الله سیدمحمد‌مهدی میرباقری است که در سلسله جلساتی به تفسیر سوره‌ مبارکه فتح پرداخته‌اند. این مباحث در قالب چهارده مقاله خلاصه شده است و آنچه پیش‌رو دارید، مقاله اول از این مجموعه است که به تفسیر آیه اول سوره مبارکه فتح می‌پردازد.

یکی از ویژگی‌های تفسیری استاد میرباقری این است که ارتباط بین معنای ظاهر آیات را با معنای باطن آنها  -بر اساس روایات اهل بیت (ع)- کشف می‌کنند. همین ویژگی باعث شده برخی نکات تفسیری ایشان منحصربه‌فرد باشد و برای خواننده تازگی داشته باشد.

ما در این سلسله مقالات پیوسته، مهم‌ترین مباحث استاد در تفسیر سوره فتح را گزینش کرده‌ایم و در برخی موارد نکات تکمیلی یا مثال‌هایی به آنها افزوده‌ایم. سعی شده مفاهیم اصلی، همان مفاهیم مورد نظر ایشان باشد و تغییری در اصل محتوا ایجاد نشود.
امیدواریم این مقاله برای شما مفید واقع شود.

شما می‌توانید ادامه این مباحث را در مقالات بعدی مطالعه بفرمایید:
مقاله دوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲ تا ۴)
مقاله سوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۵ تا ۷)
مقاله سوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۵ تا ۷)
مقاله چهارم: تفسیر سوره فتح (آیات ۸ و ۹)
مقاله پنجم: تفسیر سوره فتح (آیه ۱۰)
مقاله ششم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۱ و ۱۲)
مقاله هفتم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵) 
مقاله هشتم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۶ و ۱۷)
مقله نهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۸ تا ۲۱)
مقاله دهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۲ و ۲۳)
مقاله یازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۴ و ۲۵)
مقاله دوازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۶ و ۲۷)
مقاله سیزدهم: تفسیر سوره فتح (آیه ۲۸)
مقاله چهاردهم: تفسیر سوره فتح (آیه ۲۹)

نمای کلی
سوره فتح در یک نگاه: داستان شکوهمند یک پیروزی
امتداد فتح از بیعت رضوان تا ظهور
تفسیر آیه ۱ از سوره فتح
الف- معنای فتح در آیه اول
ب- پیامبر محور فتح
ج- امتداد فتح تا دوره غیبت
د- معنای مبین بودن فتح در سوره
هـ- صلح حدیبیه؛ تغییر موازنه فرهنگی جهان
و- تفاوت مذاکرات امروز با مذاکرات صلح حدیبیه
۱- تفاوت در «به رسمیت شناختن» و تغییر جایگاه
۲- ایجاد تغییر در موازنه فرهنگی
۳- خطر انحلال در نظام سلطه
۴- تفاوت در «حسن ظن» و «سوءظن» به نصرت الهی
۵- اهداف مذاکره؛ بندگی یا تصاحب امکانات مادی
نتیجه‌گیری
 

سوره فتح در یک نگاه: داستان شکوهمند یک پیروزی

تصور کنید در سال ششم هجری هستید؛ پیامبر اکرم (ص) در رؤیای وحیانی می‌بینند که به همراه یارانش، با اقتدار و آرامش وارد مکه شده و مناسک حج را به‌جا می‌آورند. این خواب برای جامعه‌ای که سال‌ها از خانه‌ و قبله‌اش دور مانده بود، جرقه‌ای از امید می‌شود. پیامبر (ص) به مسلمانان مدینه و قبایل اطراف فراخوان داد که آماده سفر حج شوند.
 
در میان برخی از مردم ولوله‌ای به پا شد؛ می‌گفتند پیامبر می‌خواهد یارانش را در دهان شیر ببرد! رفتن به سوی مکه و مردمانی که در مدت نزدیک به بیست سال از هیچ جنایتی مانند قتل و غارت و شکنجه و راه انداختن جنگ‌های خونین فروگذار نکرده بودند، با هیچ محاسبه مادی درست از آب در نمی‌آمد؛ آن هم بدون همراه داشتن هیچ سلاحی. به همین دلیل، از میان تمام مسلمانان تنها حدود ۱۵۰۰ نفر با پیامبر (ص) همراه شدند.
 
وقتی به مرز مکه در منطقه‌ای به نام «حدیبیه» رسیدند، نیروهای قریش راه را بستند. فضا به‌شدت ملتهب شد. پیامبر اکرم (ص) وارد گفت‌وگو شد. نماینده‌ای از خود را برای مذاکره به سوی آنها فرستاد و با گذشت یکی دو روز خبری از او نشد؛ شایعه شد که نماینده پیامبر را کشته‌اند. در این لحظه حساس، زیر سایه درختی، پیامبر از یارانش پیمانی گرفت که به «بیعت رضوان» مشهور شد؛ پیمانی برای ایستادگی تا پای جان. در اوج این فشار و اضطراب، خداوند آرامشی عمیق بر دل‌های مؤمنان نازل کرد که در سوره فتح از آن به «نزول سکینه بر قلب‌های مؤمنان» یاد شده است.
 
ماجراهای مختلفی در این بین رقم خورد و سرانجام، کار به یک قرار داد صلح کشید که در ظاهر برای برخی از مسلمانان تلخ و ناخوشایند بود؛ آنها باید بدون انجام حج عمره به مدینه برمی‌گشتند، قراردادهایی امضا می‌کردند که ناعادلانه به نظر می‌رسید و برخی حتی دچار شک شدند که آیا واقعاً این راه به پیروزی ختم می‌شود؟ برخی بر پیامبر خرده می‌گرفتند که تو به ما وعده داده بودی که حج بجا خواهیم آورد؛ پیامبر می‌فرمود هنوز هم این را می‌گویم و این وعده الهی شدنی است؛ من به شما وعده حج دادم و مطمئن باشید این وعده انجام خواهد شد.
 
آنها نمی‌دانستند که اگر پیامبر امسال به این شکل به سمت مکه حرکت نمی‌کردند و این قرار داد صلح را امضا نمی‌کردند، راه حج به آسانی در دو سال بعد باز نمی‌شد. مهمترین مفاد این پیمان این بود:
مشرکین تا ده سال نباید علیه مسلمانان و هم‌پیمان‌های آنها جنگ راه بیندازند.
سال بعد یعنی سال هفتم هجرت، باید مسجد الحرام سه روز در اختیار مسلمانان قرار بگیرد تا حج عمره بجا آورند.

درست در همین مسیر بازگشت بود که سوره فتح نازل شد و خداوند با قاطعیت فرمود: «ما برای تو پیروزی آشکاری رقم زدیم». این صلح، نه یک عقب‌نشینی، بلکه بزرگ‌ترین طرح راهبردی برای فروپاشی جبهه کفر بود که راه را برای فتح مکه و بلکه فراتر از آن باز کرد. در واقع فتح مکه آغاز یک فتح تاریخی است که انتهای آن ظهور حضرت مهدی (عج) و جهانی شدن اسلام است که در آخر سوره به آن اشاره شده است.

در واقع همان ایمان به خدا و رسول، و همان اراده‌ی پولادین مؤمنان در میان میدانِ ترس و تردید، بود که موجب جلب رضای خدای متعال شد و اتفاقات شگرفی را رقم زد؛ خدای متعال به دلیل این ایستادگی و ایمان راسخ، ابهت دشمن را در هم شکست و مسیر یک فتح تاریخی و بدون خون‌ریزی را پیش روی پیامبر گشود و آن را «فتح مبین» نامید.
 
بلافاصله بعد از انتشار خبر صلح حدیبیه بود که قبایل مختلف که دلشان با اسلام بود، اما از ترس مشرکین آن را پنهان می‌کردند، به اسلام پیوستند و در عرض دو سال بخش‌های عمده‌ای از سرزمین عربستان یا اسلام آوردند و یا با پیامبر گرامی اسلام (ص) هم‌پیمان شدند. این چنین بود که قدرت سیاسی رسول الله (ص) با سرعت چشمگیری افزایش یافت.
 
مسلمانان بر اساس قرارداد حدیبیه، سال بعد -یعنی سال هفتم- به حج رفتند. در سال هشتم مشرکان با یکی از قبایل غیر مسلمانِ هم‌پیمان پیامبر اکرم (ص)، وارد جنگ شدند. پیامبر گرامی اسلام (ص) در پی این نقض پیمان فرخوان عمومی دادند و با حدود یازده هزار مسلمان به سمت مکه حرکت کردند در حالی که دو سال قبل و در زمان صلح حدیبیه تنها هزار و چهارصد نفر ایشان را همراهی می‌کرند. حضرت بدون هیچ درگیری‌ای وارد مکه شدند و مکه را فتح کردند. بعد از آن به سمت طائف حرکت کردند و طائف را نیز از چنگال اهل شرک نجات دادند و این چنین گستره حکومت حضرت تمام شبه قاره عربستان را فرا گرفت.
 

امتداد فتح از بیعت رضوان تا ظهور

سوره فتح ناظر به چنین فضایی است، اما محدود به آن نیست. اهل‌بیت عصمت و طهارت که از سوی قرآن به عنوان عالمان و معلمان حقیقی قرآن معرفی شده‌اند، درباره سوره فتح و آیات آن نکاتی بیان کرده‌اند که با مطالعه آنها متوجه می‌شویم مسأله فتح پیامبر اکرم (ص) فراتر از زمان ایشان و فراتر از منطقه عربستان است.
 
همچنان که در آخر سوره، وعده جهانی شدن اسلام در کل دنیا مطرح شده و از اصحاب آخرالزمانی حضرت رسول (ص) صحبت به میان آمده است.
 
پس درست است که این سوره به بهانه صلح حدیبیه و فتح مکه نازل شده و از یک فتح ظاهری و محدود به یک زمان و مکان خاص بحث را شروع کرده، اما این بحث را امتداد داده و آن را تا فتح نهایی و ظهور حضرت مهدی (عج) و جهانی شدن اسلام ناب ادامه داده است. در واقع خدای متعال اعلام کرد که با ماجرای صلح حدیبیه و بیعت رضوان فتحی‌ را آغاز کرده است که از دل آن جهانی شدن اسلام به دست حضرت مهدی و اصحاب آخرالزمانی ایشان رقم خواهد خورد.
خب حالا با این مقدمه بیاید وارد پیام‌های سوره فتح بشیم و ببینیم خدای متعال برای این مسیر طولانی و پر پیچ و خم چه صحبتی با ما مسلمانان و بلکه جامعه جهانی دارد. این مسیر تا کجا ادامه خواهد یافت و امروز ما در کجای این مسیر طولانی هستیم؟ اینها پرسش‌های مهمی است که باید پاسخشان را به دست آوریم. باید حواسمان باشد که سوره را در حد یک داستان تاریخی و این که چه درسِ عبرت‌هایی برای ما دارد تنزل ندهیم. افق سوره فرازمانی است و ناظر به سیر رو به جلوی نور اسلام است.
اگر فکر می‌کنید سوره فتح فقط درباره یک واقعه تاریخی در ۱۴۰۰ سال پیش است، سخت در اشتباهید. این سوره، نقشه راهی است که از صدر اسلام آغاز شده و تا عصر ظهور ادامه دارد. بیایید پیام‌های کلیدی این سوره را گام به گام بررسی کنیم تا با این نگاه بیشتر آشنا شویم:
 

تفسیر آیه ۱ از سوره فتح

خدای متعال در آیه اول می‌فرماید:‌
«إِنّا فَتَحنا لَکَ فَتحًا مُبینًا»
به راستی ما پیروزی آشکاری را برای تو پیش آوردیم.

این آیه دارای نکات ویژه‌ای است که در اینجا به طور خلاصه به آن می‌پردازیم:
 

الف- معنای فتح در آیه اول

نخستین چیزی که در تفسیر سوره فتح با آن روبرو می‌شویم، تغییر نگاه ما به مفهوم پیروزی است. در نگاه قرآن، فاتح اصلی نه شمشیرها هستند و نه راهبردهای بشری؛ بلکه خداوند می‌فرماید: «ما برای تو فتح کردیم». این یعنی پیروزی یک «نقشه آسمانی» است که بر اساس علم بی‌انتهای خدا و حکمت او طراحی شده است. این سوره از یک مقطع تاریخی به عنوان «فتح» صحبت نمی‌کند، بلکه از «فتح» به عنوان یک مسیر بلند و تاریخی صحبت می‌کند. فتحی که آغازش بیعت رضوان است که در ابتدای سوره فتح آمده و انتهایش جهانی شدن دین اسلام و پرورش اصحاب آخرالزمانی رسول‌الله (ص) است که در انتهای سوره با عظمتی خاص از آن یاد شده است؛ اصحابی والا مقام که شایستگی همراهی آخرین منجی بشریت را دارند و در تورات و انجیل نیز از آنها سخن به میان آمده است.
 
تفاوت اصلی فتوحات نبی‌اکرم با کشورگشایی‌های امپراتوران تاریخ در این است که پیامبر به دنبال تصاحب خاک نیست؛ بلکه به دنبال «فتح قلوب» و «آزادسازی اراده‌ها» است. قدرت‌های طاغوتی با ایجاد ساختارهای جبرآمیز فرهنگی و اجتماعی، ذهن و اراده انسان‌ها را به بند می‌کشند تا آن‌ها مجبور به بندگی غیرخدا شوند.
 
اما پیامبر، مأمور است تا این «اغلال و زنجیرهای پنهان» را از دست و پای جان انسان‌ها باز کند و این هدف است که معنای دقیق فتح را مشخص می‌کند. پیامبر فضایی را ایجاد می‌کند که در آن، انسان با اختیار و بلوغ خود، مسیر توحید را انتخاب کند. این همان معنای هدایت به «صراط مستقیم» در متن فتوحات است؛ مسیری که در آن بندگی خدا نه یک اجبار، بلکه یک انتخاب آگاهانه و سرشار از محبت است. در بخش‌های بعدی این موضوع بیشتر تبیین خواهد شد.

تفسیر سوره فتح (آیه ۱)
 

ب- پیامبر محور فتح

نکته مهم دیگر این است که خداوند این فتح را مستقیماً به شخص پیامبر (ص) نسبت می‌دهد: «فَتَحنا لَکَ»؛ یعنی «برای تو فتح کردیم». این نشان می‌دهد که تمام برکات و گشایش‌هایی که در طول تاریخ -از گذشته تا امروز و تا روز ظهور- نصیب امت اسلام شده و می‌شود، مدیون وجود مقدسی است که پرچمدار این حرکت است. تمام برکات تاریخ اسلام، از مغفرت و اتمام نعمت گرفته تا هدایت و نصرت، ابتدا بر وجود مقدس پیامبر (ص) نازل می‌شود و سپس از طریق ایشان به امت سرریز می‌گردد.
 
به بیان دقیق‌تر رسول گرامی اسلام (ص) مدار و نقطه محوری توحید در عالم است او مرکز و محور فتحوحات دین توحیدی اسلام است. از این رو هر کسی که بخواهد در مسیر تاریخی این «فتح مبین» قرار بگیرد، باید در مدار ولایت و رهبری او حرکت کند. بدون پیوند با این محور، هر تلاشی مانند دویدن در بیراهه است:
 
«اَلْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ بَصِیرَةٍ کَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ اَلطَّرِیقِ لاَ یَزِیدُهُ سُرْعَةُ اَلسَّیْرِ إِلاَّ بُعْداً» (الکافی، ج ۱، ص ۴۳)
هر که بدون بصیرت عمل کند مانند کسى است که به بیراهه می‌رود سرعت گرفتن او در این مسیر فقط او را از هدف دورتر می‌کند.

اما اگر مسیرش را با پیامبر یکی کرد و همراه او شد، حتی سختی‌های مسیر پله‌ای برای جهش‌های بزرگتر می‌شود.
 
پیامبر تنها مأمور به ابلاغ نیست، بلکه ناخدای کشتی فتوحاتی است که باید یاران خود را به بلوغ و پختگی برساند. این مسیر، جاده‌ای هموار برای عافیت‌طلبی نیست، بلکه آمیخته با ابتلائات سنگین است تا صف خوبان از بدان جدا شود.
هر کسی بخواهد از برکات این فتح (مغفرت، نعمت و هدایت) برخوردار شود، باید بر مدار پیامبر و با پیامبر حرکت کند. بدون پیوند با این نور الهی، تلاش‌ها به «فتح مبین» منجر نمی‌شود؛ اما در کنار او، حتی شکست‌های ظاهری (مانند احد) بخشی از فرآیند پیروزی نهایی است.

تفسیر سوره فتح (آیه ۱)
 

ج- امتداد فتح تا دوره غیبت

پیامبر حتی برای عصر غیبت نیز طرح دارند و ما امروز اگر می‌خواهیم به مسیر فتح رسول الله (ص) که منتهی به ظهور می‌شود، باید طرح او را بشناسیم و به آن بپیوندیم. اساسا انقلاب اسلامی ایران در راستای طرح رسول الله (ص) در این عصر متولد شده است. انقلاب قسمتی از طرح رسول الله (ص) برای این مقطع تاریخ است برای رسیدن به عصر ظهور.
این انقلاب که به دست یک فقیه جامع الشرایط به مردم ارائه شد و مورد پذیرش آنها قرار گرفت، طرحی است برآمده از متون دینی. مؤمنین در عصر غیبت رها نشده‌اند و حضرت حجت فقها را برای این دوره پر التهاب بین خود و مردم حجت قرار دادند و ما بر اساس این حجیت است که طرح انقلاب اسلامی و نظام ولایت فقیه را از یک فقیه جامع و کامل و اهل ورع و تقوا گرفتیم و پای آن ایستاده و با جان و مالمان از آن حفاظت می‌کنیم.
 
نکته کلید که همگی بخصوص جوانان باید به آن توجه کنند این است: پیوند با پیامبر و امام، صرفاً یک پیوند عاطفی و منحصر در گذشته تاریخ نیست؛ بلکه یک پیوند عاطفی و عقلی و راهبردی است که تا عصر ظهور امتداد دارد. تمام گشایش‌هایی که ما امروز در زندگی معنوی و اجتماعی خود حس می‌کنیم، «غنایم پنهان» همان فتحی است که خداوند برای پیامبرش رقم زد.
 

د- معنای مبین بودن فتح در سوره

کلمه «مبین» به معنای «آشکار» نشان‌دهنده پیروزی‌ای است که هیچ شک و شبهه‌ای در آن راه ندارد. اگرچه در لایه اول، صلح حدیبیه یک پیروزی سیاسی و فتح مکه یک پیروزی نظامی بود، اما در باطنِ این فتح، همان «غلبه مطلق حق بر باطل» است که در عصر ظهور به کمال می‌رسد. «فتح مبین» یعنی گشوده شدن افق‌های پنهان غیب بر روی مؤمنان؛ به گونه‌ای که در اوج سختی‌ها، نور نصرت الهی را مشاهده کنند.
 
آنها که آمده بودند تا وارد مکه شوند، دست غیب الهی را در این تدبیر می‌بینند و برای همین آسوده‌خاطر، با چشم باز، قلب آرام و با یقین با پیامبر خود دوباره بیعت می‌کنند و لحظه‌ای در سخنان او شک نمی‌کنند. این پیروزی چنان واضح است که حتی دشمن در اوج قدرت، در برابر اراده الهی زمین‌گیر می‌شود و تن به صلح با دشمنی می‌دهد که سال‌ها در صدد نابودی او بوده است.
 
تا اینجا دانستیم که اولاً جنس فتح و پیروزی پیامبر با پیروزی قدرت‌های مادی متفاوت است و ثانیاً به این نکته دقت کردیم که رسول الله (ص) مدار اصلی اسلام و فتوحات آن است؛ اما معانی دقیق‌تری از فتح مبین می‌توان داشت؛ پیامبر در این راه مأمور به استقامت است: «فَاستَقِم کَما اُمِرتَ؛ همان گونه که امر شده‌ای استقامت کن».
 
در واقع بار سنگین فتوحات بر دوش پیامبر است، ایشان با استقامتی بی‌نظیر مسیر بندگی خدا را هموار کرده‌اند. پیامبر (ص) رنج‌های عظیمی را تحمل کردند تا امت به بلوغ برسد و خواسته‌ها و اراده‌هایشان به بیش از دنیا تعلق بگیرد. فتوحات پیامبر در مراحل مختلفی ظاهر می‌شود؛ یک روز در صلح حدیبیه، یک روز در فتح مکه و یک روز در حماسه عاشورا. در تمام این مراحل، «استقامت ولیّ خدا» است که راه عبادت خدا را برای امت باز نگاه می‌دارد. نصرت عزیزی که خداوند وعده داده، پیروزی‌ای است که هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را به شکست تبدیل کند؛ چرا که ریشه در استقامت و توکل مطلق بر خدا دارد.
 

هـ- صلح حدیبیه؛ تغییر موازنه فرهنگی جهان

قدرت‌های طاغوتی و فراعنه زمان، تنها با زنجیرهای مادی بر انسان‌ها سلطه نمی‌رانند؛ آن‌ها با ایجاد ساختارهای نامحسوس اجتماعی و فرهنگی، ادراکات و اراده‌های بشر را در بند می‌کشند.  پیامبر اکرم (ص) مأمور به شکستن همین «اغلال و زنجیرهای پنهان» است که در قرآن کریم مطرح شده است:
 
«وَیَضَعُ عَنهُم إِصرَهُم وَالأَغلالَ الَّتی کانَت عَلَیهِم» (سوره اعراف، آیه ۱۵۷)
پیامبر بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر گردن مردم نهاده‌اند را بر می‌دارد.

صلح حدیبیه، یکی از نقاط مهم تاریخی است که در آن ابهت پوشالی کفر فرو ریخت و بستر برای بندگی آزادانه و آگاهانه انسان فراهم شد. این فتح الهی، فضا را از استضعاف فرهنگی خارج کرد تا کلمه توحید بتواند به عمق جان‌های مردمان نفوذ کند. همچنان که بعد از صلح حدیبیه، شاهد پیوستن گروه‌های زیادی از مردم به دین اسلام و یا هم‌پیمان شدن با دین اسلام هستیم. پس یک جنبه مهم فتح که در آیه مطرح شده همین نکته است.
 

و- تفاوت مذاکرات امروز با مذاکرات صلح حدیبیه

در فضای تحلیل‌های سیاسی امروز، گاه شاهدیم که برخی آگاهانه یا ناآگاهانه، مذاکرات کنونی میان جبهه حق و قدرت‌های استکباری را با واقعه «صلح حدیبیه» مقایسه می‌کنند؛ اما چنین مقایسه‌ای اگر بدون شناخت مختصات فتح الهی باشد، یک «خطای فاحش و راهبردی» است. برخی از نکات کلیدی که تفاوت‌های اساسی بین این دو را بیان می‌کند از این قرار است:
 

۱- تفاوت در «به رسمیت شناختن» و تغییر جایگاه

نخستین و مهم‌ترین تفاوت، در نوع مواجهه دشمن با جبهه حق است. در صلح حدیبیه، دشمن (مشرکین قریش) ناچار شد پیامبر اکرم (ص) را به عنوان یک «طرف مذاکره قانونی» و قدرت تثبیت‌شده به رسمیت بشناسد و معاهده‌ای برابر امضا کند. اما در مذاکرات امروزی، قدرت‌های جهانی همچنان تلاش می‌کنند جبهه حق را در موضع «متهم و مجرم» نگاه دارند. آن‌ها با تهمت‌هایی چون تروریسم و ضدیت با حقوق بشر، سعی دارند ماهیت طرف مقابل را نفی کنند، در حالی که صلح حدیبیه نقطه‌ای بود که در آن، ابهت پوشالی کفر فرو ریخت و آنها مجبور شدند پیامبر را به رسمیت بشناسند.

تفسیر سوره فتح (آیه ۱)
 

۲- ایجاد تغییر در موازنه فرهنگی

فتح الهی مأمور به تغییر «موازنه فرهنگی جهان» است. صلح حدیبیه از آن جهت «فتح مبین» نامیده شد که توانست ساختارهای نامحسوس و زنجیرهای پنهان فرهنگی کفر را بشکند و بستر را برای نفوذ کلمه توحید باز کند. اما مذاکراتی که در این سال‌ها شاهد آن بودیم کاملا به عکس بود و در واقع به نوعی منجر به پذیرش «نظم کنونی جهان» از طرف ما شد؛ نظمی که بر پایه استضعاف ملت‌ها و سلطه اولیاء طاغوت بنا شده است. چنین مذاکره‌ای نه یک فتح، بلکه ابزاری برای گسترش سلطه شیطان خواهد بود. در واقع، مذاکره‌ای که در مدار «طرح فتوحات نبی‌اکرم» باشد، باید منجر به آزادی اراده‌های انسان از اسارت فرهنگ مادی شود، نه پناه بردن به دامن قدرت‌های مادی.
 

۳- خطر انحلال در نظام سلطه

قدرت‌های استکباری امروزه با ایجاد «اسناد و قوانین بین‌المللی پیچیده»، جوامع را در مسیری قرار می‌دهند که نتیجه‌اش سقوط در سراشیبی فرهنگ مادی است. تفاوت صلح رسول‌الله با مذاکرات امروز در این است که حضرت به دنبال شکستن همین «اغلال و ساختارهای جبرآمیز اجتماعی» بود تا مسیر بندگی خدا باز شود. اما مذاکرات امروزی که اکثرا از طرف قدرت‌ها طراحی می‌شوند، برای آن است که ملت‌ها را مجبور به تبعیت از خودشان کنند.
 
آنها خودشان قوانینی یکجانبه را که به نفع خودشان است، نوشته و بر ملت‌ها تحمیل می‌کنند و خودشان هم به آن پایبند نیستند؛ قوانینی مانند حق وتو که برای قدرت‌ها در نظر گرفته شده گواه بر این مطلب است. در واقع قوانین سازمان ملل یک سلاح نرم در دست قدرت‌ها است برای چپاول نرم و کم‌هزینه‌تر و با ظاهری آبرومندانه. پس مذاکراتی که در این زمین بازی شکل می‌گیرد با صلحی که رسول گرامی اسلام (ص) به نفع اسلام رقم زد اصلا قابل مقایسه نیست.
 

۴- تفاوت در «حسن ظن» و «سوءظن» به نصرت الهی

در جریان صلح حدیبیه، مؤمنین واقعی با تکیه بر «سکینه الهی» و اطمینان به طرح پیامبر، حتی تلخی‌های ظاهری صلح را بخشی از پروژه پیروزی می‌دیدند. تفاوت بزرگ در این است که در مذاکرات امروزی، برخی دچار «سوءظن به خدا و رسول» می‌شوند و گمان می‌کنند قدرت‌های مادی شکست‌ناپذیرند و تنها راه نجات، تسلیم در برابر اراده آن‌ها است. مذاکره با چنین رویکرد اشتباهی اصلا قابل مقایسه با مذاکره‌ای نیست که از اعتماد به خدا و عدم خضوع در برابر غیر او نشأت می‌گیرد. این نگاه غلط ناشی از نشناختن «جنود سماوات و ارض» است که پشتیبان طرح فتوحات الهی هستند. در واقع نوع بینش و تفکر مذاکره کننده است که روح مذاکره است و به آن معنا می‌دهد و بینش مذاکره کننده است که تفاوت ماهوی ایجاد می‌کند، هرچند که ظاهر هر دو یکی باشد.
 

۵- اهداف مذاکره؛ بندگی یا تصاحب امکانات مادی

در طراحی و نقشه پیامبر، صلح و جنگ هر دو وسیله‌ای برای «گسترش توحید» هستند که از هر کدام در زمان درست استفاده می‌شود. اما در نگاه مادی، مذاکره تنها برای تقسیم منافع و تصاحب غنایم است. تفاوت صلح حدیبیه با مذاکرات مرسوم در این است که پیامبر با صلح، راهی را برای «فتح قلوب» گشود، در حالی که مذاکرات امروزی اگر از مدار ولایت امام خارج شود، تنها به تقسیم قدرت میان طواغیت منجر شده و تغییری در حقیقت عبودیت انسان‌ها ایلاد نمی‌کند.
 

نتیجه‌گیری

خواننده محترم باید بداند که هر مذاکره‌ای، «صلح حدیبیه» نیست. صلح حدیبیه فتح بود چون «موازنه را به نفع حق تغییر داد» و دشمن را مجبور به پذیرش حقیقت اسلام و عقب‌نشینی کامل کرد. اگر در مذاکره‌ای، جبهه حق همچنان در نگاه دشمن «مجرم» باشد و مجبور به تبعیت از نظامات مادی شیطان گردد، این با «فتح مبین» سوره فتح فرسنگ‌ها فاصله دارد. معیار پیروزی در مذاکره، امتیازات مادی نیست (که تازه همین هم حاصل نشده است)، بلکه «گشوده شدن ابواب ایمان و بندگی» در جهان است.

تفسیر سوره فتح (آیه ۱)
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.