یارب! نه دلم بستهٔ غمهای تو بود؟ چشمم شب و روز غرق نمهای تو بود؟ بر جرم و خطای من چه میگیری خشم؟ چون جمله به امید کرمهای تو بود
یارب! نه دلم بستهٔ غمهای تو بود؟
چشمم شب و روز غرق نمهای تو بود؟
بر جرم و خطای من چه میگیری خشم؟
چون جمله به امید کرمهای تو بود
چشمم شب و روز غرق نمهای تو بود؟
بر جرم و خطای من چه میگیری خشم؟
چون جمله به امید کرمهای تو بود