از ذرهٔ سرگشته، قرار تو کجاست وی مشت غبار، اعتبار تو کجاست در آمدن و بودن و رفتن مجبور ای عاجز مضطر، اختیار تو کجاست
از ذرهٔ سرگشته، قرار تو کجاست
وی مشت غبار، اعتبار تو کجاست
در آمدن و بودن و رفتن مجبور
ای عاجز مضطر، اختیار تو کجاست
وی مشت غبار، اعتبار تو کجاست
در آمدن و بودن و رفتن مجبور
ای عاجز مضطر، اختیار تو کجاست