در وادی معرفت نه گیر است و نه دار کانجا همه بر هیچ نهٰادند سوار رفتم که زمعرفت زنم دم، گفتا دریا به دهان سگ مگردان مردار
در وادی معرفت نه گیر است و نه دار
کانجا همه بر هیچ نهٰادند سوار
رفتم که زمعرفت زنم دم، گفتا
دریا به دهان سگ مگردان مردار
کانجا همه بر هیچ نهٰادند سوار
رفتم که زمعرفت زنم دم، گفتا
دریا به دهان سگ مگردان مردار