عضویت العربیة English
سه‌شنبه، 13 مرداد 1394 (سال دولت و ملت، همدلی و همزبانی)
امام على علیه السّلام فرمودند: پایدارى زندگى به برنامه‌ریزىِ درست و وسیله رسیدن به آن، مدیریت صحیح است. غرر الحکم و درر الکلم، ح 6807
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/دين پژوهی/معصوم شناسی/اصحاب و یاران/حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا

تبلیغات
آخرین مقالات
نویسنده‌ای مؤمن و ذهن‌گرا

نویسنده‌ای-مؤمن-و-ذهن‌گراجیمز جویس متولد 1882 و متوفی 1941 میلادی شاید بزرگترین نویسنده‌ی این قرن باشد که زندگی‌اش را همچون مؤمنی ادامه ...

عوامل پیوند اجتماعی در یک قبیله‌ی بدوی

عوامل-پیوند-اجتماعی-در-یک-قبیله‌ی-بدویبا بررسی فقدان پیوستگی‌ای که بین حق مادری و عشق پدری وجود دارد، تمام توجه خود را بر روابط بین مرد، از ادامه ...

نظام‌های قانون نزد بدویان

نظام‌های-قانون-نزد-بدویانقوانین بدوی، کالبدی از قواعد متجانس را، که کاملاً یکتاست، و تکیه براساس توسعه در نظامی به هم پیوسته دارد،‌ ادامه ...

جادوگری و خودکشی نزد بدویان

جادوگری-و-خودکشی-نزد-بدویاندر جریان شرح و توصیف، با دو واقعه مواجه شدیم: شغل جادوگری، همچون شیوه‌ی قهر و جبر قانونی؛ و توسل به خودکشی ادامه ...

چه کساني مخالف اصل «ولايت فقيه» در قانون اساسي بودند؟

چه-کساني-مخالف-اصل-ولايت-فقيه-در-قانون-اساسي-بودند قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با روندي کاملا مردم‌سالارانه به تصويب رسيد و نمايندگان مجلس خبرگان قانون ادامه ...

پیشگویی دبیر

پیشگویی-دبیرروزگاری روستایی ساده‌ای بود که کارش بافتن کتان بود و با این کار به زحمت نان بخور و نمیر خود را به دست ادامه ...

داستان رامپسینیت

داستان-رامپسینیتیکی از فرعونهای مصر به نام رامپسینیت گنجی از زر و گوهرهای گرانبها فراهم آورده بود. گنجی چنان بزرگ که ادامه ...

داستان شهدخت بختان

داستان-شهدخت-بختانروزی رامسس دوم، فرعون مصر بر آن شد که در کشور خویش به سیر و سیاحت بپردازد مرزهای کشور مصر در دوران سلطنت ادامه ...

مقایسه انسان شناسی اسلامی و پست مدرن و تأثیر آن در فلسفه اخلاق

مقایسه-انسان-شناسی-اسلامی-و-پست-مدرن-و-تأثیر-آن-در-فلسفه-اخلاقآنچه در این نوشتار بدان می‌پردازیم ارائه دو تصویر از انسان است كه درست مقابل هم قرار گرفته اند. تصویر ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 12683 بار

چهارشنبه، 4 دی 1387

حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا

حر بن یزید ریاحی که از سپاه کوفه به سپاه امام حسین علیه السلام ملحق شده و توبه کرده بود، با شادمانی به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یاری کرد.
او نزد امام رفت و گفت:« من اولین کسی بودم که راه را بر تو گرفتم. به من اجازه ده تا اولین کشته باشم، به امید اینکه در قیامت با جدت مصافحه کنم.»
امام فرمود:« تو از کسانی هستی که خدا توبه آنها را پذیرفته است.»
پس اولین کسی که جلو افتاد و با سپاه دشمن مبارزه کرد حرّ بود.
او در روز عاشورا دلیرانه می جنگید و رجز می خواند:« من حّر هستم که میزبان میهمان‌هایم. شمشیرم را بر شما فرود می آورم و از بهترین کسی که ساکن سرزمین بلا شده است حمایت می کنم. می زنم شما را و باکی ندارم.»
حر بن یزید به اتفاق زهیر بن قین با دشمن پیکار می کردند. هر گاه یکی از آنها در محاصره دشمن قرار می گرفت، دیگری او را از محاصره بیرون می آورد، و مدتی به این گونه پیکار کردند. اسب حرّ زخمی شد اما او همچنان سواره پیکار می کرد و رجز می خواند تا این که مردی به نام « یزید بن سفیان » که با حر دشمنی دیرینه داشت به او حمله کرد ولی حرّ به او هم امان نداد و او را از دم شمشیر گذراند.
پس از آن فردی به نام «ایوب بن شرح» تیری به اسب حر زد و آن را از پای در آورد. حرّ بناچار از اسب پیاده شد و پیاده رزمید تا بیش از چهل نفر را به قتل رساند. در این هنگام بود که لشگر پیاده نظام عمر بن سعد بر او حمله ور شدند و او را به شهادت رساندند.
امام علیه السلام بر بالین حرّ نشست و خون از چهره او پاک کرد و این جملات را فرمود:« تو حر و آزادی، همان گونه که مادرت بر تو نام «حرَ» را نهاد، تو در دنیا و آخرت حرّ و آزاده هستی.»
یکی از اصحاب امام علیه السلام در رثای حرّ این گونه سرود:« نیکو آزاده‌ای بود حرّ که از قبیله بنی ریاح است. او هنگامی که نیزه ها بر او فرود می آمدند صبور و شکیبا بود. و نیکو حرّی بود؛ چرا که خود را فدای حسین کرد و صبح هنگام جان خود را نثار کرد.»
بعضی این اشعار را به امام حسین علیه السلام نسبت داده اند.

بدن سالم حر پس از صدها سال

شاه اسماعیل صفوی پس از تصرف بغداد، به کربلا آمد و در آنجا از برخی مردم شنید که از حر به دلیل اینکه به امام حسین علیه السلام اجازه‌ی خروج از کربلا را نداده و باعث وقوع حادثه عاشورا شده بد می‌گویند.
شاه اسماعیل فرمان داد قبر او را نبش کنند. آن‌گاه بدن سالم او را دید که شبیه مردی بود که خفته باشد. دستمالی که امام حسین علیه السلام بر سر وی بسته بود، هنوز بر سرش بود. همین که دستمال را باز کردند، خون تازه روان شد و هرچه کردند با دستمال دیگری خون را بند بیاورند ممکن نشد.
با مشاهده‌ی عظمت حر، شاه اسماعیل دستور داد گنبد و بارگاهی برایش بنا کنند.

منابع:

مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 10 »
حیاة الامام الحسین، ج 3، ص 221.
قصه کربلا، ص 303.
نفس المهموم، ص 141.

منبع: دانشنامه رشد


نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.