زندگی نامه ی آیت الله سيد محمد مهدي درچهاي رحمت الله علیه
نویسنده: سيد عباس رفيعي پور علوي
وي آخرين فرزند سيد مرتضي درچهاي بود كه در سال 1278 هـ . ق در قريه درچه متولد شد. سيد محمد مهدي تحصيلات خود را نزد پدر فرزانهاش تا ده سالگي فرا گرفت. در همين سنين بود كه غبار يتيمي بر سر و رويش نشست و پدر و استادش را از دست داد.
آية الله سيد محمد مهدي درچهاي، برادر كوچكتر آقا سيد محمد باقر در علم، تقوا، امانت و صداقت، زبانزد خاص و عام بود.
سيد مهدي درچهاي از مجتهدين و مدرسين حوزة اصفهان بود. او در حوزة علميه اصفهان و حوزه علمية نجف تحصيل نمود و در مدرسه نيمآور اصفهان به تدريس پرداخت. بعد از فوت علامة درچهاي، امامت مسجد و تدريس در مسجد نو اصفهان به وي واگذار شد.[1]
در اين جا لازم است به اختصار، بخشهايي از زندگي آية الله سيد مهدي درچهاي اشاره شود:
1. آخوند ملا محمد كاظم خراساني.
2. آية الله شيخ هادي تهراني.
3. آية الله آقا شيخ محمد حسن مامقاني.[3]
«شبي پس از نماز و مشاغل درسي به مدرسه آمدم و داخل حجره شدم. ديدم هيچ چيزي حتي وسيله روشنايي و خوراكي در حجره نيست و اتفاقاً شب عيد بود. بيرون آمدم و استخاره كردم يك سوره «اذا وقعة الواقعه» (را) قدم زنان اطراف صحن مدرسه بخوانم، خوب آمد. خواندم. استخاره كردم تكرار كنم، خوب آمد و اين عمل چند مرتبه تكرار شد. سپس استخاره كردم بروم داخل حجره. بنشينم خوب آمد، همان كردم. ديدم كسي آمد پشت درب و آن را كوبيد و صدا زد؛ درب را باز كردم. ديدم يكي از شخصيتهاي نجف است، مرا دعوت كرد براي مهماني (كه) آن شب به خانهاش بروم. قبول كردم و رفتم. براي خواب هم مرا نگه داشت. فردا مرا به حمام برد؛ پس از بيرون شدن از حمام؛ ديدم وسائل حمام تازه و لباس نو و بسيار خوب از قبيل عبا، عمامه، قبا و پيراهن و غيره را تماماً گذارده تا بپوشم. بعداً كه به مدرسه آمدم؛ ديدم مقداري پول طلا هم در جيب قبا براي مخارج بعدي گذارده بود.»[4]
پس از بازگشت به اصفهان، حوزه درسي ايشان مانند گذشته از درسهاي پرجمعيت بوده (است) و يك دوره قوانين براي جمعيت انبوهي از فضلا تدريس نموده و بعد از آن آنچه از ايشان تقاضاي درس قوانين ميكنند قبول نكرده تا آن كه يكي از فرزندانشان مريض ميشود، براي شفاي او نذر ميكند؛ تقاضاي طلاب را اجابت نمايد و لذا يك دوره ديگر نيز ميگويند و سپس مكاسب، رسائل، كفايه و درس خارج فقهاً و اصولاً در دورههايي و شاگردان زيادي پرورش دادند و مجلس درس را در مسجد نوبازار (اصفهان) قرار داده؛ در ايوان قبله تدريس ميفرمودند و سپس به مدرسه نيم آور ميآمدند و ساعاتي را در حجره اشتغال به مطالعه داشتند و در ضمن مراجعات مردم به ايشان، قسمتي آن جا انجام ميگرفت.
1. آية الله حاج سيد مرتضي پسنديده (برادر امام خميني)
2. علامه حاج سيد مرتضي موحد ابطحي.
3. آية الله حاج شيخ عباسعلي اديب حبيب آبادي.
4. آية الله حاج شيخ عبدالجواد جبل عاملي سدهاي.
5. آية الله حاج سيد عبدالحسين طيب.
6. آية الله شهيد حاج ميرزا عطاء الله اشرفي اصفهاني.
7. حاج شيخ علي مشكوة خوزاني (سدهي).
8. آية الله حاج شيخ محمد رضا جرقويهاي.
9. آية الله حاج سيد يوسف خراساني.
10. آية الله حاج ميرزا رضا كلباسي.
11. آية الله سيد علي نجف آبادي.
12. آية الله سيد محمد نجف آبادي....[5]
1. يك دوره اصول از اول مباحث الفاظ تا آخر تعادل و تراجيح.
2. كتاب الطهارة.
3. كتاب الصلوة.
4. رسالهاي درباره صوم به صورت مختصر.
5. رسالهاي درباره رضاع.
6. حواشي بر رسالة عملية مرحوم آية الله حاجي كلباسي.
كه قبلاً محشي به حاشيه مرحوم آية الله شيخ انصاري و حاشيه مرحوم آية الله آقا سيد محمد باقر درچهاي شده بود.[6]
هجرت به مشهد مقدس
آية الله سيد محمد مهدي درچهاي در سال آخر عمر تصميم گرفت كه به مشهد مقدس برود و در آن جا ساكن شود. سرانجام همراه بعضي از اعضاي خانواده، در جوار ثامن الحجج ـ عليه السلام ـ سكونت گزيد. علما، مراجع و شخصيتهاي مقيم مشهد، به ديدن ايشان رفتند و با اصرار از ايشان خواستند كه ظهر زير گنبد و شبها در ايوان مسجد گوهرشاد، اقامة جماعت كند. وي درخواست آنها را قبول كرد و در 5 ـ 6 ماهي كه در آنجا بود زائران حرم رضوي به ايشان اقتدا ميكردند؛ تا اين كه در اثر سكتهاي كه چند سال قبل از هجرت ايشان به مشهد مقدس عارض شده بود و ماندن در كنار تربت پاك امام رضا ـ عليه السلام ـ برايش مشكل بود، در اواخر زمستان سال 1363 هـ . ق به اصفهان بازگشت.[7]
پيكر ايشان را پس از غسل دادن و كفن كردن، به مسجد جامع اصفهان بردند و فرداي آن روز، آية الله حاج آقا رحيم ارباب (ره) برايشان نماز خواند و از آن جا با تشييع جنازه باشكوهي به تخت فولاد بردند و در بقعة وسط تكيه كازروني به خاك سپردند.[8]
نيز گفتند: خواب ديدم «جمعيت زيادي آمدند مرا به مسجد جامع براي اقامة نماز جمعه ببرند، با اين كه من فتوي به وجوب آن نميدهم.» و اتفاقاً جمعيت بسياري ظهر جمعه آمدند و جنازه ايشان را پس از غسل دادن و كفن كردن به مسجد جامع اصفهان بردند و پس از نماز ميت و مراسم دفن، به عزاداري پرداختند و چند روز ختم براي ايشان برقرار بود.
/س
آية الله سيد محمد مهدي درچهاي، برادر كوچكتر آقا سيد محمد باقر در علم، تقوا، امانت و صداقت، زبانزد خاص و عام بود.
سيد مهدي درچهاي از مجتهدين و مدرسين حوزة اصفهان بود. او در حوزة علميه اصفهان و حوزه علمية نجف تحصيل نمود و در مدرسه نيمآور اصفهان به تدريس پرداخت. بعد از فوت علامة درچهاي، امامت مسجد و تدريس در مسجد نو اصفهان به وي واگذار شد.[1]
در اين جا لازم است به اختصار، بخشهايي از زندگي آية الله سيد مهدي درچهاي اشاره شود:
هجرت به اصفهان
استادان
هجرت به نجف اشرف
استادان
1. آخوند ملا محمد كاظم خراساني.
2. آية الله شيخ هادي تهراني.
3. آية الله آقا شيخ محمد حسن مامقاني.[3]
زندگي در نجف اشرف
«شبي پس از نماز و مشاغل درسي به مدرسه آمدم و داخل حجره شدم. ديدم هيچ چيزي حتي وسيله روشنايي و خوراكي در حجره نيست و اتفاقاً شب عيد بود. بيرون آمدم و استخاره كردم يك سوره «اذا وقعة الواقعه» (را) قدم زنان اطراف صحن مدرسه بخوانم، خوب آمد. خواندم. استخاره كردم تكرار كنم، خوب آمد و اين عمل چند مرتبه تكرار شد. سپس استخاره كردم بروم داخل حجره. بنشينم خوب آمد، همان كردم. ديدم كسي آمد پشت درب و آن را كوبيد و صدا زد؛ درب را باز كردم. ديدم يكي از شخصيتهاي نجف است، مرا دعوت كرد براي مهماني (كه) آن شب به خانهاش بروم. قبول كردم و رفتم. براي خواب هم مرا نگه داشت. فردا مرا به حمام برد؛ پس از بيرون شدن از حمام؛ ديدم وسائل حمام تازه و لباس نو و بسيار خوب از قبيل عبا، عمامه، قبا و پيراهن و غيره را تماماً گذارده تا بپوشم. بعداً كه به مدرسه آمدم؛ ديدم مقداري پول طلا هم در جيب قبا براي مخارج بعدي گذارده بود.»[4]
حوزة علمية اصفهان
پس از بازگشت به اصفهان، حوزه درسي ايشان مانند گذشته از درسهاي پرجمعيت بوده (است) و يك دوره قوانين براي جمعيت انبوهي از فضلا تدريس نموده و بعد از آن آنچه از ايشان تقاضاي درس قوانين ميكنند قبول نكرده تا آن كه يكي از فرزندانشان مريض ميشود، براي شفاي او نذر ميكند؛ تقاضاي طلاب را اجابت نمايد و لذا يك دوره ديگر نيز ميگويند و سپس مكاسب، رسائل، كفايه و درس خارج فقهاً و اصولاً در دورههايي و شاگردان زيادي پرورش دادند و مجلس درس را در مسجد نوبازار (اصفهان) قرار داده؛ در ايوان قبله تدريس ميفرمودند و سپس به مدرسه نيم آور ميآمدند و ساعاتي را در حجره اشتغال به مطالعه داشتند و در ضمن مراجعات مردم به ايشان، قسمتي آن جا انجام ميگرفت.
شاگردان
1. آية الله حاج سيد مرتضي پسنديده (برادر امام خميني)
2. علامه حاج سيد مرتضي موحد ابطحي.
3. آية الله حاج شيخ عباسعلي اديب حبيب آبادي.
4. آية الله حاج شيخ عبدالجواد جبل عاملي سدهاي.
5. آية الله حاج سيد عبدالحسين طيب.
6. آية الله شهيد حاج ميرزا عطاء الله اشرفي اصفهاني.
7. حاج شيخ علي مشكوة خوزاني (سدهي).
8. آية الله حاج شيخ محمد رضا جرقويهاي.
9. آية الله حاج سيد يوسف خراساني.
10. آية الله حاج ميرزا رضا كلباسي.
11. آية الله سيد علي نجف آبادي.
12. آية الله سيد محمد نجف آبادي....[5]
تأليفات
1. يك دوره اصول از اول مباحث الفاظ تا آخر تعادل و تراجيح.
2. كتاب الطهارة.
3. كتاب الصلوة.
4. رسالهاي درباره صوم به صورت مختصر.
5. رسالهاي درباره رضاع.
6. حواشي بر رسالة عملية مرحوم آية الله حاجي كلباسي.
كه قبلاً محشي به حاشيه مرحوم آية الله شيخ انصاري و حاشيه مرحوم آية الله آقا سيد محمد باقر درچهاي شده بود.[6]
هجرت به مشهد مقدس
آية الله سيد محمد مهدي درچهاي در سال آخر عمر تصميم گرفت كه به مشهد مقدس برود و در آن جا ساكن شود. سرانجام همراه بعضي از اعضاي خانواده، در جوار ثامن الحجج ـ عليه السلام ـ سكونت گزيد. علما، مراجع و شخصيتهاي مقيم مشهد، به ديدن ايشان رفتند و با اصرار از ايشان خواستند كه ظهر زير گنبد و شبها در ايوان مسجد گوهرشاد، اقامة جماعت كند. وي درخواست آنها را قبول كرد و در 5 ـ 6 ماهي كه در آنجا بود زائران حرم رضوي به ايشان اقتدا ميكردند؛ تا اين كه در اثر سكتهاي كه چند سال قبل از هجرت ايشان به مشهد مقدس عارض شده بود و ماندن در كنار تربت پاك امام رضا ـ عليه السلام ـ برايش مشكل بود، در اواخر زمستان سال 1363 هـ . ق به اصفهان بازگشت.[7]
فرجام نيك
پيكر ايشان را پس از غسل دادن و كفن كردن، به مسجد جامع اصفهان بردند و فرداي آن روز، آية الله حاج آقا رحيم ارباب (ره) برايشان نماز خواند و از آن جا با تشييع جنازه باشكوهي به تخت فولاد بردند و در بقعة وسط تكيه كازروني به خاك سپردند.[8]
رؤياي صادق
نيز گفتند: خواب ديدم «جمعيت زيادي آمدند مرا به مسجد جامع براي اقامة نماز جمعه ببرند، با اين كه من فتوي به وجوب آن نميدهم.» و اتفاقاً جمعيت بسياري ظهر جمعه آمدند و جنازه ايشان را پس از غسل دادن و كفن كردن به مسجد جامع اصفهان بردند و پس از نماز ميت و مراسم دفن، به عزاداري پرداختند و چند روز ختم براي ايشان برقرار بود.
پي نوشت :
[1] . مدرس، تاريخ و سياست، ص 69.
[2] . از مكتوبات حجة الاسلام سيد تقي درچهاي.
[3] . همان.
[4] . همان.
[5] . مصاحبه با حجت الاسلام حاج سيد تقي درچهاي.
[6] . همان.
[7] . از تحقيقات و مكتوبات حجة الاسلام سيد تقي درچهاي.
[8] . همان.
/س