داود نماينده و دوبله هايش


 

نويسنده: شاپور عظيمي




 
اگر از نمايش گاه بي گاه چند مستند ايراني كه اخيراً به سينماها راه يافته اند بگذريم ، تنها محل نمايش آثار مستند در سال هاي گذشته ، همواره تلويزيون بوده است . سنت نمايش فيلم ها و سريال هاي مستند در تلويزيون ، ديرپا است و شماري از بزرگان دوبله ، در اين آثار حرف زده اند . استاداني هم چون احمد رسول زاده ، هوشنگ لطيف پور ، ناصر ممدوح ، اكبر مناني و در مقاطعي استاد منوچهر اسماعيلي ، تجربه هايي در اين زمينه داشته و دارند . در سال هاي بعد ، كسان ديگري مانند داود نماينده ، غلام علي افشاريه ، علي اكبر گودرزي طائمه به اين عرصه پا گذاشته اند . حتي در مواردي نيز شاهد حضور دوبلورهايي در اين عرصه بوده ايم كه بعدها يا به اين كار ادامه نداده اند يا كم و بيش در دوبله آثار مستند حضور داشته اند . در اين موارد مي توان به نيكو خردمند اشاره كرد كه بيش از سه دهه پيش ، به همراه ناصر ممدوح سريال مستند پنجره ها را دوبله مي كرد يا زهره شكوفنده كه جسته گريخته ، مستندهاي عمدتاً داخلي را گويندگي كرده است .
در سال 1368 مجموعه مستندي از شبكه اول تلويزيون به نمايش درآمد كه به شدت مورد توجه بينندگان قرار گرفت . خلاقيتي كه در فيلم برداري ، ميزانسن ها و استفاده از پرندگان دست آموز در مستند حس برتر به كار برده شده بود ، با نمايش پشت صحنه آن به عنوان آخرين قسمت از اين مجموعه ،آن را محبوب تر كرد . اما در اين ميان نبايد نقش دوبله داود نماينده را فراموش كرد كه صداي يكنواخت و لحن جدي اش ( كه شاخصه هاي كلام او نيز هستند ) كاملاً در خدمت روايت اين مجموعه بود : ( در واقع خيلي اتفاقي دوبله اين مجموعه به من داده شد . مدير تأمين برنامه شبكه اول از من خواست اين كار را انجام دهم . ابتدا قصد نداشتم قبول كنم چون حس مي كردم شايد از عهده اش برنيايم . اما تصميم گرفته شده بود كه حتماً من اين كار را بكنم . خوش بختانه ، دوبله اين كار با استقبال روبه رو شد و حتي سال بعد و در هفته اول فروردين 1369 بار ديگر از شبكه پخش شد .)
نماينده ، مستند موفق ديگري نيز در كارنامه دارد . رودخانه كراويرا داستان زندگي كروكوديل ها در يك رودخانه است . اين مستند يك بار بدون راوي پخش شده بود و بار ديگر با صداي نماينده و در يكي از جمعه ها ، به جاي فيلم سينمايي از تلويزيون پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت . از ديگر مستندهايي كه او حرف زده مي توان به شاهد عيني ، مهاجران ،(مجموعه اي در مورد ايرانيان ساكن خارج از كشور)، حباب و مجموعه برنامه هاي مستند 5 اشاره كرد كه به خاطر گويندگي در آن ، جايزه گوينده برتر را دريافت كرد .
نماينده ، كارش را از راديو و با خسرو فرخزادي شروع كرد . او كه در رشته فن بيان و در مسابقه هاي دانش آموزي تهران مقام اول را كسب كرده بود ، بازيگر نمايش هايي شد كه از برنامه هاي جوانان راديو پخش مي شد . در اين مدت ، گاهي به انجمن گويندگان هم رفت و آمد داشت تا اين كه در 1355 به عضويت آن جا در آمد .
هم نسل هاي او كه در همين سال كارشان را در دوبله آغاز كردند فريبا شاهين مقدم ، حسين باغي و خسرو شمشيرگران هستند . اولين فيلمي را كه حرف زده ، به خوبي به ياد دارم:( اولين كارم در دوبله ، روس ها دارن ميان ساخته نورمن جيوسن بود كه آلن اركين در آن بازي مي كرد و مدير دوبلاژش محمدعلي زرندي بود . اين فيلم در استوديو مولن روژ دوبله مي شد و ديالوگ هاي من دو سه خط بيش تر نبود .)
با دوبله انيميشن سوزي و گربه در سال 1357 كه نماينده به ياد دارد نقش سوزي را به مريم شيرزاد داده بود ، براي نخستين بار مديريت دوبلاژ را تجربه كرد . سال بعد و به عنوان يكي از اولين مجريان برنامه هاي تلويزيوني برنامه اي به نام ميعاد در بهار را اجرا كرد . او گويندگي و اجرا را هرگز رها نكرده و چندين بار هم در جشنواره هاي مختلف ( از جمله جشنواره هاي سراسري سيما ، در مجموع نه مرتبه كه شش بار آن ، هر ساله بوده ) جايزه گوينده برگزيده را دريافت كرده است . در سال 1370 او بيش از 150 برنامه مستقيم (ارتباط نزديك) را اجرا كرده و يك سال هم مجري برنامه (سيماي عدالت) بود و براي يك سال هم ، در گروه اقتصاد ، اجراي (نگاه هفته) را برعهده داشت . او كه از ابتدا به قصد دوبله فيلم ها و سريال هاي مستند وارد اين كار نشده بود ، در همان سال و با دوبله مستند زندگي درختان دوبله آثار مستند را آغاز كرد و آن را رها نكرد . علاوه بر دوبله آثار مستند ، او فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني بسياري را نيز دوبله كرده كه مي توان به دوبله سريال انيميشن بينوايان اشاره كرد كه مرحوم حسين معمارزاده در آن حرف مي زد و در ميانه هاي كار درگذشت .
بسياري وقت ها منوچهر والي زاده در دوبله فيلم هاي آمريكايي كه از تلويزيون پخش مي شود ، به جاي بازيگران سياه پوست حرف مي زند . اين روالي است كه ظاهراً به تدريج دارد در تلويزيون جا مي افتد . نماينده هم در تازه ترين فيلم هايي كه دوبله كرده ، يعني من روبات با بازي ويل اسميت و مرد استخواني با حضور دنزل واشنگتن از صداي منوچهر والي زاده استفاده كرده است . خود او در اين دو فيلم حرف نزده و دليل خودش را هم دارد:( من در كارهاي ديگران حرف زده ام و خواهم زد . اما ترجيح مي دهم در كارهايي كه خودم دوبله مي كنم ، حرف نزنم يا كم تر حرف بزنم . دليلش هم اين است كه مدير دوبلاژ بايد تمام حواسش به كارش باشد . اين را در مورد خودم مي گويم و نه ديگران ، كه اگر بنا بر حرف زدن باشد ، فكر مي كنم تا به حال در چند هزارتايي فيلم مستند و داستاني حرف زده ام . براي همين سعي دارم در كارهاي خودم حرف نزنم تا تمركز بيش تري داشته باشم .)
او در كنار دوبله ، زمينه هاي ديگري را تجربه كرده كه به نوعي به حرفه اصلي اش نزديك اند . نماينده در يك آلبوم موسيقي ، همراه با احمدرضا احمدي ، اشعاري را دكلمه كرده است . او حتي تجربه حضوري كوتاه در سينما نيز داشته ، در صحنه اي از بانوي ارديبهشت (1376) به عنوان مجري تلويزيوني ، با طوبي خانم مصاحبه مي كند .
نماينده از جمله دوبلورهايي است كه در دوبله آثار مستند ، سبك خاصي در كارشان دارند . سبك او تلفيقي ست از همان لحن و حالت بي فرازو فرودي كه به آن اشاره شد و تشخصي كه نماينده همواره سعي مي كند در صدايش حفظ كند . تقريباً كم تر پيش مي آيد كه او احساس را به صدايش راه بدهد . ممكن است برخي اين را ضعف صداي يك دوبلور بدانند .اگر حتي چنين باشد ، نماينده اين را به يك نقطه قوت در كارش بدل كرده است . آنهايي كه آثار مستند را به زبان اصلي ديده و شنيده اند ، احتمالاً با اين نظر موافقند كه آن چه در متن اصلي اين آثار براي كارگردان ها مهم است ضرباهنگ كلمات است و اطلاعاتي كه بايدگوينده آن ها را بخواند . البته آواها و لحن راويان در اين آثار بي اهميت نيستند . براي مثال نگاه كنيد به صداي محكم و قدرتمند پيتر يوستينف در مستندهايي كه روايت كرده است . با اين همه ، اين مستندها وقتي به فارسي برگردانده مي شوند ، جادوي كلام و لحن دوبلورها خود را نشان مي دهد . صداي هوشنگ لطيف پور روي مستندي درباره زندگي لئوناردو داوينچي ، صداي احمد رسول زاده روي مستندهاي حيات وحش ، صداي اكبر مناني روي تصويرهاي مستند تاريخي توتن خامون و صداي داود نماينده روي تصويرهاي حس برتر كاري مي كنند كارستان . در واقع مثل اين است كه انگار با دوبله يك فيلم مستند ، آن اثر دوباره (و اين بار به فارسي) جان مي گيرد . پس شايد اين اغراق نباشد اگر دوبلورهاي آثار مستند را مستندساز بدانيم و بخوانيم .
منبع:نشريه ماهنامه سينمايي فيلم شماره398