بررسی نظریه های درباره  منشأ دین
 
چکیده
یکی از مسائل مربوط به دین پژوهی در عصر جدید تعریف دین و چیستی آن است. چنین نظریه هایی می توانند نشان دهنده یک الگو باشند که در طی زمان باعث پیدایش دیدگاهای مختلف شده است. در این پژوهش سعی شده تا بطور خلاصه  به آراء و نظریات دین پژوهان، بپردازیم. از جمله این دین پژوهان می توان به دیدگاه تایلورو فریزر و هم چنین فروید و دورکیم اشاره کرد.

کلید واژه: دین پژوهی، جان باوری، جادو، امر مقدس 

تعداد کلمات:1134 کلمه، تخمین  زمان مطالعه: 5 دقیقه

 
نویسنده: سمیه خلیلی (دانشجوی دکتری) 
 

1. جان باوری و جادو

اولین دیدگاه بررسی نظریه های تایلور و جیمز فریزر است. تایلور درباره منشأ دین به نظریه جان باوری یا آنیمیسم اعتقاد داشت. از سوی دیگر فریزر غالباً به چیزی که نظریه جادو در دین خوانده می شود، پیوند دارد. این دو نظریه ارتباط  نزدیکی با یکدیگر دارند. هر چند که دیدگاه تایلور ریشه دار تر است اما نظر فریزر که شاگرد تایلور بوده از شهرت بیشتری برخوردار است.
برای ارائه نظر تایلور باید به دیدگاه او درباره اسطوره نیز توجه کرد. او اعتقاد به موجودات روحانی را مطرح می کند. تایلور معتقد است در میان همه ادیان یک ویژگی مشترک وجود دارد و آن اعتقاد به ارواحی است که مانند انسان می اندیشند و عمل و احساس دارند.
در نتیجه جوهر دین و اسطوره شناسی را جان باوری می داند. ( ریشه آنیمیسم از آنیما لاتینی به معنای روح است.) به اعتقاد تایلور انسان ها اعتقاد دارند که سرنوشت آنها در دست ارواح است که این ارواح نیک یا خبیث اند و به مرور که مونوتئیسم می شوند سعی می کنند هر دو را در آن خدا جمع کنند. در نتیجه تایلور معتقد بوده انسان به لحاظ فرهنگی سه مرحله را پشت سر گذاشته :

1. مرحله توحش savage stage)) 2. مرحله بربریت (barbaric ) 3. مرحله تمدن civilization))
یعنی انسانها در آغاز در توحش به سر می بردند که نشانه های این دوره شکار و گرداوری است که انسانها در این دوره از طریق شکار حیوانات و گرداوری میوه های درختان گوناگون به زندگی می پرداختند . در نتیجه آموخته ها و اندوخته های متناسب با این دوره را داشتند. نهایتاً این مرحله جای خود را به بربریت داده است. در این مرحله انسان به اهلی کردن حیوانات و پرورش گیاهان پرداخت. سپس وارد مرحله جدیدی به نام تمدن شد که این مرحله با هنر و کتابت آغاز می شود. پس بر این اساس فرآیند تحول و تطور در عنصر فرهنگی دین ساری بوده است. دین هم یک سیر تطور گرایانه را داشته که از مرحله آنیمیسم به مونوتئیسم میرسد. در نهایت تایلور یک تصویر مختلط از دین و توسعه ارائه می دهد. او استدلال می کند که دین جان باورانه، به صورت تلاش مردم اولیه برای فهم جهان به شکل پاسخی به اسرار و رویدادهای نامعلوم آن، یک همتای طبیعی برای علم ارائه می دهد.

 

بیشتر بخوانید: نظریه جان باوری درباره دین


اما دیدگاه بعدی که تعلق دارد به مردم شناس معروفی به نام جیمز فریزر. شاخه زرین عنوان اثر معروف اوست که نظریه  جادو و دین را مطرح می کند. فریزرهم مانند تایلور معتقد بود که زندگی انسان اولیه برای زنده ماندن متمرکز بر نزاع بوده است. هر کاری را برای درک و تغییر جهان انجام می دهد که شرایط مطلوب را برای خودش ایجاد کند. در واقع با علم به شناخت طبیعت می رسد و با فن و تکنولوژی به تغییر رفتار طبیعت می پردازد. انسان اولیه برای زنده ماندن نیازمند علم و فن زمان خود است که امروزه از آن به سحر و جادو تعبیر می شود. فریزر با مثال های زیادی که میزند نشان می دهد که مردم بسیط و ساده چگونه این نکته را مسلم می پندارند که طبیعت بر طبق اصل تقلید و تماس عمل می کند. در اصل تقلیدی اعتقاد بر این است که بر اصل شباهت اشیا به هم مربوط می شوند و بر هم اثر می گذارند. اما در پیوند مسری جزئی بر جزئی اثر می گذارد. پس جادو بر اساس این فرض بنا شده که هر گاه آیین یا عملی به طور شایسته انجام شود، تأثیرات طبیعی آن باید به همان نحوی که معین شده رخ دهد. در نتیجه اطمینان و اعتمادی که در این گونه آیین ها وجود دارد نشان می دهد که آن ها نوعی علم را برای مردم ابتدایی به وجود می آورند.

انسانها در آغاز در توحش به سر می بردند که نشانه های این دوره شکار و گرداوری است که انسانها در این دوره از طریق شکار حیوانات و گرداوری میوه های درختان گوناگون به زندگی می پرداختند . در نتیجه آموخته ها و اندوخته های متناسب با این دوره را داشتند. نهایتاً این مرحله جای خود را به بربریت داده است. در این مرحله انسان به اهلی کردن حیوانات و پرورش گیاهان پرداخت. سپس وارد مرحله جدیدی به نام تمدن شد که این مرحله با هنر و کتابت آغاز می شود. پس بر این اساس فرآیند تحول و تطور در عنصر فرهنگی دین ساری بوده است. دین هم یک سیر تطور گرایانه را داشته که از مرحله آنیمیسم به مونوتئیسم میرسد. در نهایت تایلور یک تصویر مختلط از دین و توسعه ارائه می دهد. او استدلال می کند که دین جان باورانه، به صورت تلاش مردم اولیه برای فهم جهان به شکل پاسخی به اسرار و رویدادهای نامعلوم آن، یک همتای طبیعی برای علم ارائه می دهد.

2. دین و شخصیت

نظریه فروید درباره روانکاوی و ناخودآگاه می باشد. او چنین ادعا داشت که دین کلاً یک وسیله روان شناختی است که ما بوسیله آن، آرزوها، فضیلت ها و ایده ال های خود را به یک موجود فوق طبیعی تخیلی که خدا می نامیم نسبت می دهیم و در این فرآیند، تنها خود را تحقیر می کنیم. به نظر فروید، رفتار دینی همیشه به بیماری روانی شباهت دارد، لذا مناسب ترین مفهوم برای تبیین دین را دلایلی می داند که بوسیله روان کاوی توسعه داده شده اند. در نهایت در کتاب « توتم و تابو» تفسیری روان شناختی از زندگی اقوام ابتدایی ارائه می دهد. به دو عمل اقوام ابتدایی  اشاره می کند.
استفاده از توتم های «حیوانی» و رسم «تابو».در مورد تابو می توان گفت که اشخاص یا اشیایی تابو نامیده می شوند که قبیله ای بخواهد آنها را ممنوع اعلام کند. فروید در این کتاب از سایر نظریه ها فراتر می رود و آن اشاره به این نکته است که هیچ نکته خاصی برای ساختن تابو یا ممنوع ساختن همگی این اشیاء وجود نداشت، جز اینکه بعضی اوقات مردم می خواستند به شکلی آنها را ممنوع کنند. بدون تردید این ها جرایمی هستند که مردم می کوشیدند بدان ها متعهد باشند .اما سؤالی مطرح می شود که اگر اعتقاد به توتم و تابو اشتباه باشد پس چرا عقیده به آن را حفظ می کنند؟ فروید با توجه به « ناخودآگاه» پاسخ می دهد. به نظر او می توان کل دین را به نتیجه پریشانی روانی « تقلیل» داد. یهنی تقلیل به مجموعه ای از ایده ها و عقایدی که با دقت بیشتر معلوم می شود که تحقق آرزوها پنداری است که بوسیله ناخودآگاه بوجود آمده است.

 

3. جامعه به عنوان یک امر مقدس

این نظریه، دیدگاه جامعه شناسی به نام «امیل دورکیم» است . ادعای دورکیم این است که دین یک چیز کاملاً اجتماعی است. او بر این موضوع تأکید می کند با اینکه ما به عنوان یک فرد هر یک از ما در زندگی خود حق انتخاب داریم، اما این انتخاب را در یک چارچوب اجتماعی انجام می دهیم. مثلا به زبانی صحبت می کنیم که خودمان آن را نساخته ایم. یا به حقوقی پایبند هستیم که خود آن را بنیان نگذاشته ایم. در هر فرهنگی دین ارجمند ترین بخش این گنجینه اجتماعی است. نتیجه ای که او می گیرد این است که:
1. دین محصول جامعه است.
2. همه آیین های دینی به منظور تقویت انسجام اجتماعی انجام می گیرند.
3. یکی بودن خدا و جامعه. او بیان می دارد که پیروان ادیان هر چند تصور می کنند که خدای خود را می پرستند  اما در واقع آنها جامعه را می پرستند.

 
منبع
پالس، دانیل، ترجمه محمد عزیز بختیاری، هفت نظریه درباب دین، انتشارات مؤسسه پژوهشی امام خمینی، 1389