روابط متقابل علویان طبرستان  با خلفای  عباسیان

روابط متقابل علویان طبرستان با خلفای عباسیان
( 316 ـ 250 هـ . ق / 929 ـ 864 م)


 

نویسنده : عبدالمجیدخطیب
منبع : اختصاصی راسخون




 

روابط متقابل علویان طبرستان  با خلفای  عباسیان

چکیده :
یکی از دولتهای مقتدر شیعی که از اواسط قرن سوم تا اوائل قرن چهارم هجری در دوران خلفای عباسی تشکیل شد، دولت علویان طبرستان بود. رهبری این دولت را علویان شیعه مذهب به دست داشتند. این دولت یکی از مخالفان جدی خلفای عباسی و نمایندگان محلی ایشان بود.
علویان در مدت حکومت خود برای دولت مرکزی بسیار مشکل ساز بودند. در بررسی سیر و علل تشکیل این دولت شیعی می¬توان به عوامل گوناگونی اشاره کرد، از آن جمله:
1 ـ عملکرد خلفای عباسی با علویان و شیعیان.
2 ـ عملکرد ظالمانة حکام محلی و نمایندگان خلفای عباسی در منطقة طبرستان.
3-خصوصیات منحصر به فرد منطقة طبرستان و سرزمینهای رویان و دیلمان .
پس از تشکیل دولت علویان طبرستان و تثبیت حکومت ایشان ، رابطه این دولت شیعی با حکومت خلفای عباسی قابل بررسی و بازبینی می باشد .
این رابطه و عملکرد دو طرفی عامل اصلی تشکیل،تداوم و سقوط حکومت علویان طبرستان را در تاریخ رقم زده است.منابع مختلف تاریخی نشانه ای بر مثبت بودن روابط دو دولت برای ما بیان نکرده است و آنچه از نشانه ها و قرائن بدست می آید بیانگر خصمانه بودن این روابط به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بوده است.
ما در این نوشتار برآنیم تا علل و مبانی روابط خصمانه دولت علویان طبرستان با خلفای عباسی که منجر به فروپاشی و سقوط دولت علویان طبرستان شد را، بررسی نماییم.
کلید واژه:
طبرستان ، علویان ، عباسیان .
مقدمه:
پس از ورود اسلام به ایران یکی از سرزمینهائی که در دوران خلفای اسلامی سرداران لشکر اسلام، هیچگاه نتوانستند بر آن تسلط پیدا بکنند، منطقه طبرستان و سرزمین دیلم بود. در اثر مبارزه فراوان مردم این مناطق تا زمان خلفای عباسی هیچگونه تسلط و کنترل دائمی توسط خلفای اسلامی بر این مناطق وجود نداشت.
دشمنی مردمان این منطقه با خلفای اموی و عباسی و مقاومت سرسخت ایشان به گونه ای بود که آخرین منطقه بلاد اسلامی ومرزهای مناطق تحت کنترل مسلمانان منتهی به منطقه طبرستان و سرزمین دیلم می¬شد.
همچنین طبق نقل منابع تاریخی آزار و تعقیب علویان و شیعیان از طرف خلفای اموی و عباسی باعث می شد تا این افراد با فرار از مناطق تحت کنترل خلفا به مکانهای دوردست و امن پناه ببرند. این هجرت¬ها به صورت فردی یا دسته جمعی و خانوادگی انجام می¬گرفت. یکی از مناطق امنی که شیعیان و علویان فراری از جور و ستم خلفای اموی و عباسی برای پناه گرفتن و مخفی شدن به آن روی می آوردند، مناطق کوهستانی شمال فعلی ایران یعنی منطقه طبرستان قدیم و سرزمین دیلم یعنی گیلان و مازندران کنونی بوده است. علاوه بر خصوصیات جغرافیایی، مخالفت و سرسختی مردم این منطقه در دشمنی با خلفای اموی و عباسی را می¬توان یکی دیگر از عوامل پناه بردن علویان به این منطقه شمرد. بدین دلیل این مردم شهره مخالفت و سرسختی در دشمنی با خلفای اسلامی شده بودند.
اهمّ منابع تاریخی مورد استفاده در این بحث به ترتیب عبارتند از:
1 ـ تاریخ رویان (اولیاء الله آملی)2-تاریخ طبرستان (ابن اسفندیار) 3ـ تاریخ طبرستان رویان و دیلمان (ظهیرالدین مرعشی) 4 ـ مقاتل الطالبیین (ابوالفرج اصفهانی) 5 ـ مروج الذهب(مسعودی) 6-مقالات و الفرق(اشعری قمی) – تاریخ یعقوبی.
جغرافیای طبرستان
طبرستان نام سابق مازندران و قسمتی از ایالت قدیمی فرشواذگر(1) می¬باشد.(2) این ایالت شامل آذربایجان، طبرستان، گیلان، دیلم، ری، قومس، دامغان و گرگان بوده است. طبرستان در جنوب و جنوب شرقی دریای خزر و در سرزمینی سرسبز، آباد، دارای موانع طبیعی فراوان قرار داشته است. از شهرهای آن ساری، مامطیر، ترجی، ناتل، چالوس، رویان، کلار، آمل را می-توان نام برد. محل حکومت سلاطین طبرستان شهر آمل بوده است.
این سرزمین از شرق به ولایت خراسان و گرگان، از غرب به دیار گیلان و عراق عجم، از شمال به دریای خزر و از جنوب به ناحیه ری و قومس منتهی می¬شده است.
عوامل موثر در مخالفت علویان طبرستان با عباسیان
در بررسی عوامل موثر در مخلفت و دشمنی میان علویان طبرستان با خلفای عباسی میتوان به چند عامل مهم اشاره کرد.

الف:مذهب علویان طبرستان
 

در منبع کهن تاریخی درباره مذهب علویان مطالب مختلفی بیان شده است.برخی مورخین شواهدی دال بر دوازده امامی بودن آنها بیان کرده وبرخی دیگر شواهدی دال بر زیدی بودن آنها ارائه کرده اند.
از مهمترین مواردی کهمی توان ازآن استنباط به تشیع دوازده امامی علویان طبرستان کرد عبارتند از:
1 ـ اعلامیة حکومتی حسن بن زید(3) شامل:
الف ـ مردم را به متابعت به کتاب خدا و سنت پیامبر وادار کنید به گونه ای که در اصول و فروع دین از رفتار و گفتار علی (علیه¬السلام) پیروی کنند.

ب ـ از عقیده جبریه و مشبهه دوری گزینند.
 

پ ـ در اذان و اقامه «حی علی خیر العمل» بگویند.
 

ت ـ در اقامه هر عبارت را دو مرتبه بگویند.
 

ث ـ در نماز «بسم الله الرحمن الرحیم» را با صدای بلند بخوانند.
 

ج ـ برای نماز بامداد قنوت را واجب دانند.
 

چ ـ در نماز میت پنج تکبیر بخوانند.
 

ح ـ همچنین ممنوعیت مسح کشیدن بر کفشها.
 

2 ـ کتاب انساب الائمه و موالیدهم الی صاحب الامر که منسوب به ناصر اطروش می¬باشد.
3 ـ توجه زیاد محمد بن زید به مقابر ائمه اطهار(علیهم¬السلام) و تعمیر و بازسازی آن اماکن مقدسه.
4 ـ ناصر اطروش پدر بزرگ سید مرتضی علم الهدی بوده است که سید ازعلمای بزرگ شیعیان دوازده امامی محسوب می-شود و ایشان در کتاب مسائل الناصریات اشاره به این امر نموده¬اند.
5 ـ طبق نقل ابن اسفندیار و اولیاء الله آملی ابوالحسین احمد فرزند ناصر اطروش نیز امامی مذهب بوده است.(4)
6 ـ نوة ناصر کبیر یعنی فرزند علی شاعر بنام محمد بن علی شاعر از شاگردان امام حسن عسکری (علیه¬السلام) بوده است.(5)
همچنین ازمهمترین مواردی که می توان استناد به زیدی بودن علویان طبرستان کرد عبارتند از:
1-قیام یحیی بن زید و مخفی شدن وی در خراسان ،که در اثر حضور وی جنبش و انقلاب عظیمی برضد امویان در ایران شکل گرفت.(6)
2-حضور یحیی بن عبد الله از نوادگان امام حسن، که او پس از واقعه فخ وبه منظور حفظ جان به دیلمان پناه برد و حضور وی اولین حضور علویان در منطقه طبرستان و دیلمان بیان شده است.(7)
3-حضور باقیماندگان از قیام یحیی بن عمر طالبی در منطقه دیلمان و طبرستان و اتحاد ایشان با دیلمیان برای دشمنی بر علیه عباسیان که در زمان مستعین روی داد.(8)
4- اعتقادات ویژه زیدیه که با برخی عملکرد حکام علوی تطبیق دارد.برخی از ایناعتقادات عبارتند از:
الف ـ این فرقه امام را از اولاد علی بن ابیطالب می¬دانند، خواه از فرزندان امام حسن (علیه¬السلام) یا امام حسین (علیه¬السلام) باشد.(9)
ب ـ امامت مفضول را با وجود فاضل جایز می¬دانند. (خلافت چندین امام در زمان واحد).(10)
پ ـ قائل به صفات خاص قدوسی و ظهور تجلی الهی یا علوم غیبی نیستند.
ت ـ شرط امامت را قیام و خروج به شمشیر می دانند.(11)
5-شعر ابوالحسین احمد پسر ناصر کبیر در مذمت زیدیه:(12)
یا ایها الزیدیه المهمله
امامکم ذا آیه منزله
توبوا الی الرحمن و استغفروا
من قبل ان تاتکم زلزله

ب- حمایت علویان از مردم منطقه طبرستان
 

طبرستان از سال 226 تا 250 هجری در دست طاهریان قرار داشت. در این مدت 6 نفر از طرف آل طاهر در طبرستان حکومت داشتند. حاکمان طبرستان در این اواخر نمایندگانی را برای اداره و حکومت این سرزمین از طرف خود به منطقه گسیل می داشتند. این نمایندگان با نهایت بی¬رحمی با مردم برخورد کرده و با دریافت مالیات فراوان ظلم و تعدی بسیار، مردم را مورد آزار و اذیت قرار می دادند. به همین علت مردم طبرستان شروع به مهاجرت ازاین منطقه کردند.
این رفتارها خود مقدمة شروع نهضتی دوباره در این منطقه گردید. مردم ناراضی با یأس از حاکمان محلی و حکام طاهری به طرف علویان ساکن در این سرزمین رفتند که مشهور به مبارزه بر ضد عباسیان و عمال بی انصاف آنها بودند. این علویان به طور پنهانی به فعالیت¬های سیاسی مشغول بوده و به خاطر عقائد خود آشکارا تأکید بر مخالفت با خلفا عباسی و حکام آنها می¬کردند.
قبول دعوت مردم طبرستان توسط حسن بن زید برای رهبری این جنبش مردمی بر ضد عباسیان و عمال آنها در سال 250 هجری خود دلیلی بر این مدعاست.(13)

ج-اختلافات کلامی بین شیعه و اهل سنت:
 

تقابل عقاید بین اهل تسنن با شیعیان و به تبع آن بین خلفای عباسی با علویان طبرستان را می توان از دیگر عوامل خصومت این دو دولت با یکدیگر دانست .از جمله این اختلافات می توان به اختلاف کلامی درباره قدیم یا حادث بودن قرآن کریم اشاره کرد.ابن اسفندیار این قضیه را چنین بیان می کند:
روزی حسن بن زید سواره از یکی از محله های شهر آمل می گذشت. در این حین بر روی دیواری به نوشته ای برخورد کرد که: «قرآن کلام الله غیر مخلوق و من قال مخلوق فهو کافر» که این جمله عقیده اهل تسنن و بیشتر خلفای عباسی بود و ایرانیان و بخصوص معتزلیان مخالف این عقیده بودند و قائل به حادث بودن قرآن و مخلوق بودن آن بودند.
داعی کبیر چند لحظه¬ای ایستاد و با تأمل به آن نوشته نگریست ؛ سپس به راه خود ادامه داد اما پس از مدت کمی بازگشت ولی اثری ازآن نوشته روی دیوار نبود. وی با لبخندی گفت: به خدا سوگند که از کشتن رهایی یافتند، یعنی اگر آن نوشته هنوز روی دیوار بود تمام ایشان را می کشتم.(14)
این واقعه نشان از نزدیکی و هم فکر بودن عقائد شیعیان علوی و معتزلیان داشته و تقابل این دو با خلفای عباسی و اهل تسنن آن زمان را به اثبات می رساند.

د-استیلای حکام علوی بر مناطق تحت تصرف عباسیان
 

از جمله تصرفات داعی کبیر در زمان حکومتش می توان، به استیلای وی بر ولایات ری ،ابهر ، قزوین وزنجان اشاره کرد،که با ارسال نامه ای از طرف جستان بن وهسودان مبنی بر حضور یکی از یاران لایق داعی کبیر در ری، جهت به دست گرفتن حکومت ری، داعی کبیر احمد بن عیسی را به ری فرستاد. او نیز با همکاری جستان بن وهسودان بخشی از ولایت ری را به تصرف درآورد.(15) همچنین با کمک قاسم بن علی قزوین و ابهر و زنجان را به تصرف خود درآورد و مردم این بلاد نیز دعوت داعی کبیر را اجابت کردند و با او بیعت نمودند. پس از این با حرکت قاسم بن علی به طرف عراق و دستگیری عبدالله بن عزیز از سرداران طاهریان و کشته شدن آن، خبر این پیشرویها به بغداد و خلیفه عباسی رسید. در این ایام خبرهای ناگواری برای خلیفه به بغداد می رسید و خبر پیشرفت علویان طبرستان و ناتوانی لشکر خراسان و عجز دولت طاهریان خلیفه را به وحشت انداخت و خلیفه درصدد اعزام یک لشکر جهت سرکوبی داعی کبیر و یاران او برآمد. این لشکر سرانجام به فرماندهی شخصی به نام مفلح سریعاً به طرف طبرستان حرکت کرد و در قزوین با لشکریان داعی کبیر روبرو شد. لشکر بغداد پس از شکست ایشان به ری رفته و آنجا را نیز فتح کرد. بعد از آن با فتح قومس عازم گرگان شد و آن را نیز فتح نمود و تصمیم به حرکت وفتح طبرستان گرفت. سپس با ورود به طبرستان پس از جنگی سخت بر لشکر داعی کبیر غلبه کرد و ساری را فتح نموده و پس از چند روز توقف درساری به طرف آمل حرکت کرد.(16)
سردار لشکر بغداد تا سال 255 در آمل مستقر بود و پس از آن چالوس را محل استقرار خود قرار داد. با رسیدن خبر مرگ خلیفه عباسی المعتز بالله، لشکر بغداد سریعاً تمام منطقه متصرفات خود را تخلیه کرده و به طرف بغداد حرکت کرد و دوباره داعی کبیر زمام امور را در دست گرفت. پس از آن دیگر هیچگاه حوزه حکومت وی از حدود سرزمین های شمال ایران و طبرستان فراتر نرفت.(17)

ه-ظهور دولت سامانی در ماوراء النهر
 

دولت سامانی پس از تثبیت موقعیت خود در منطقه ماوراءالنهر و از میان برداشتن عمرو بن لیث صفاری متوجه محمد بن زید علوی فرمانروای طبرستان شد. دولت سامانی به منظور تصرف طبرستان لشکری به رهبری محمد بن هارون روانه گرگان کرد. این قضیه در سال 287 اتفاق افتاد، و در پایان با کشته شدن محمد بن زید به نفع سامانیان خاتمه یافت .(18)
پس از آن نیز جنگهای دیگری بین حکام علوی طبرستان مانند ناصر کبیر و حسن بن قاسم با سامانیان صورت پذیرفت که برخی به نفع علویان و برخی به نفع سامانیان به اتمام رسید. از آن جمله می توان به نبرد سال 314 هجری اشاره کرد که با شکست سنگین امیر سامانی همراه بود(19) ،در این زمان خلیفة عباسی در بغداد نامة تندی به امیر سامانی نوشت :
که من مال و خون کسان خود را به تو سپردم اما تو کار رعیت را مهمل گذاشتی و به زبونی دادی و ولایت را نابسامان کردی تا سپید جامگان بدینجا درآمدند.(20)
خلیفه امیر سامانی را ملزم کرد که آنها را از آنجا بیرون کند. وی نیز سپاه عظیمی فراهم کرد و با کمک ترکان به ری حمله کرد و آن منطقه را پس گرفت.
علل و عوامل سقوط دولت علویان طبرستان:
شاید بتوان عوامل ذیل را از مهمترین عوامل سقوط دولت علویان طبرستان دانست. این عوامل عبارتند از:
1) جنگهای گستردة علویان با سامانیان، طاهریان و عباسیان.
2) جنگهای دائمی علویان با حکام محلی .
3) همزمانی جنگهای علویان با یکدیگر.
4 ) عقیدة قیام به سیف که از عقائد زیدیه بوده و باعث اختلافات داخلی ایشان می¬شد.
5) حمله¬های مکرر ایشان به اطراف و گاهی مواضع دوردست که باعث تضعیف و صرف هزینة فراوان می¬شد.
6) نداشتن یک برنامة مشخص حکومتی.
کلام آخر
با توجه به مطالب بیان شده میتوان چنین نتیجه گرفت که هم عامل تشکیل و هم عامل سقوط دولت علویان طبرستان بر مبنای خصومت و دشمنی با خلفای عباسی بوده است.
طبق بیان منابع تاریخی مهمترین دلیل حضور علویان در منطقه طبرستان و دیلمان برای حفظ جان از دشمنی خلفای عباسی بوده است. همچنین پاسخ مثبت علویان به درخواست مردم آن منطقه نیزبرای مبارزه با نمایندگان ظالم خلفای عباسی بیان شده که منجر به تشکیل حکومت علویان طبرستان شد.اختلافات مذهبی،عقیدتی،کلامی و همچنین تجاوزات و تصرفات ارضی نیز از مهمترین ادله برای ادامه خصومت بین این دو دولت شیعی و سنی بوده است.
در یک جمع بندی کلی میتوان مهمترین اختلافات دو دولت عباسیان و علویان طبرستان را چنین بیان کرد:
1-مذهب علویان طبرستان
2-حمایت علویان از مردم منطقه در برابر ظلم حکام محلی
3-اختلافات کلامی بین شیعیان و اهل تسنن
4-استیلای حکام علوی بر مناطق تحت تصرف عباسیان
5-ظهور دولت سامانی در منطقه ماوراءالنهر
در پایان می توان چنین بیان کرد که برخی از اختلافات پیش گفته فیمابین عباسیان و علویان ازمهمترین علل فروپاشی و سقوط دولت علویان طبرستان در اوایل سده چهارم هجری بوده است.

پي نوشت ها :
 

1. فرش یعنی هامون، اذ یعنی کوهستان، گر یعنی دریا، در کل یعنی پادشاه کوه و دشت و دریا، (تاریخ طبرستان، ابن اسفندیار).
2.بهاء الدین محمد بن حسن ابن اسفندیار کاتب، تاریخ طبرستان، تصحیح عباس اقبال، ج 1، ص 56.
3.اولیا الله،آملی، تاریخ رویان،تصحیح منوچهر ستوده ،انتشارات بنیاد فرهنگ ایران،تهران،1348،ص92و93 .
4.همان ص111 .
5. ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ص 98. 6 .ابن واضح احمد بن ابی یعقوب،یعقوبی، تاریخ یعقوبی، محمد ابراهیم آیتی، چاپ هفتم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1374. 7. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ترجمة سید هاشم رسولی محلاتی، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1380، ص 447.
8.همان،610. 9. سعد بن عبدالله ابی خلف الأشعری قمی، المقالات و الفرق، تصحیح دکتر محمد جواد مشکور، چاپ اول، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1361، ص 19.
10.همان 18 .
11.همان 71 .
12.اولیا الله، آملی،تاریخ رویان،ص108.
13. ظهیرالدین،مرعشی، تاریخ طبرستان رویان و مازندران، ، نشرشرق، تهران، 1361،ص283.
14ـ بهاءالدین محمد بن حسن ابن اسفندیار،کاتب، تاریخ طبرستان، تصحیح عباس اقبال، ج 1، نشر مجلس، تهران،ص241.
15.همان،243.
16و17.همان،244.
18.همان، 299.
19.همان ،290.
20.ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ترجمة ابوالقاسم پاینده، ج 2، چاپ اول، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374، ص 742.
 

منابع
1.آملی ،اولیا الله ، تاریخ رویان،تصحیح منوچهر ستوده ،انتشارات بنیاد فرهنگ ایران،تهران،1348 .
2 ـ اشعری قمی، سعد بن عبدالله ابی خلف، المقالات و الفرق، تصحیح دکتر محمد جواد مشکور،
چاپ اول، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1361.
3 ـ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ترجمة سید هاشم رسولی محلاتی، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1380.
7 ـ کاتب، بهاءالدین محمد بن حسن ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، تصحیح عباس اقبال، ج 1، نشر مجلس، تهران.
8 ـ مرعشی ظهیرالدین، تاریخ طبرستان، رویان و مازندران، نشرشرق، تهران، 1361.
9 ـ مسعودی، ابوالحسن علی ابن الحسین، مروج الذهب، ترجمة ابوالقاسم پاینده، ج 2، چاپ اول، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374.
10 ـ یعقوبی، ابن واضح احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، مترجم محمد ابراهیم آیتی، چاپ هفتم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1374.