داستانی از لتونی

مرد زود باور

مردی بود که اسب را خیلی دوست داشت. این مرد دلش می‌خواست اسب‌هایی داشته باشد که دیگران مانندشان را ندارند. همین که می‌شنید در فلان بازار اسب‌های خوبی برای فروش آورده‌اند فوراً به آن جا می‌رفت. روزی این مرد داشت به بازار
چهارشنبه، 31 شهريور 1395
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
مرد زود باور
مرد زود باور

 

نویسنده: یان نی یدره
مترجم: روحی ارباب



 

داستانی از لتونی

مردی بود که اسب را خیلی دوست داشت. این مرد دلش می‌خواست اسب‌هایی داشته باشد که دیگران مانندشان را ندارند. همین که می‌شنید در فلان بازار اسب‌های خوبی برای فروش آورده‌اند فوراً به آن جا می‌رفت. روزی این مرد داشت به بازار می‌رفت. در راه با مردی که بار خیار داشت همراه شد. از او پرسید:
- بار چه داری؟
فروشنده که از علاقه‌ی آن مرد به اسب آگاه بود جواب داد:
- تخم‌هایی به بازار می‌برم که از آن‌ها اسب بیرون می‌آید.
دوستدار اسب خواست آن‌ها را ببیند. فروشنده قبول کرد. مرد بزرگ‌ترین خیار را انتخاب کرد و پرسید:
- برای این چند باید بدهم؟
فروشنده گفت:
- سیصد روبل.
خریدار سیصد روبل به او داد و خواست راه بیفتد که فروشنده گفت:
- تخم را باید در توی لگن بگذاری و خودت روی آن بنشینی. باید آن قدر روی لگن بنشینی تا کره اسب بیرون بیاید. اگر کسی هم چیزی پرسید باید با صدای بلند بگویی: تپررر و...
آن‌ها از یکدیگر جدا شدند و هر کدام به طرفی رفتند. خریدار همین که به منزل رسید روی لگن نشست تا کره اسب بیرون بیاید. زنش پرسید که چرا روی لگن نشسته است و شوهر جواب داد: تپرررر و... زن از این جواب اوقاتش تلخ شد ولی حرفی نزد. شوهرش را به همان حال باقی گذاشت و رفت. فقط دستور داد برای او غذا و آب ببرند و دیگر چیزی نگفت.
خریدار سه چهار هفته روی لگن نشست و چیزی بیرون نیامد. بالاخره حوصله‌اش سرآمد و لگن را با خیار برداشت و برد توی جنگل وسط بوته‌ها انداخت. در همان موقع از زیر بوته‌ها ناگهان خرگوشی بیرون پرید و فرار کرد.
خریدار مأیوس و محزون به منزل بازگشت. در راه اتفاقاً باز همان فروشنده‌ای را دید که یک خیار به سیصد روبل از او خریده بود. زبان به شکایت گشود که چیزی نمانده بود کره اسب بیرون بیاید، ولی او طاقت نیاورد و آن را در جنگل انداخت. فروشنده حرف‌های او را خوب گوش داد و گفت:
- بلی، کار احمقانه‌ای کردی که نتوانستی کره اسب را به وجود بیاوری. بعد با عجله از او دور شد.
مرد اسب دوست پس از مدت‌ها با زنش در این خصوص صحبت کرد و جریان را بازگفت. زنش وقتی دانست که شوهرش این قدر زودباور است به او خشم گرفت و او را از منزل بیرون راند.
منبع مقاله :
نی‌ یدره، یان؛ (1382)، داستان‌های لتونی؛ ترجمه‌ی روحی ارباب؛ تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم



 

 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
توسل حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته) به حضرت ولی‌عصر (عج) در پیام‌های ۱۶ گانه
توسل حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته) به حضرت ولی‌عصر (عج) در پیام‌های ۱۶ گانه
هنر سکوت؛ چه زمانی حرف نزدن بهترین واکنش اجتماعی است؟
هنر سکوت؛ چه زمانی حرف نزدن بهترین واکنش اجتماعی است؟
«قول سدید» چیست؟ ویژگی‌های یک گفتگوی سالم در قرآن
«قول سدید» چیست؟ ویژگی‌های یک گفتگوی سالم در قرآن
قانون‌مداری به عنوان یک ارزش دینی در جامعه مدرن
قانون‌مداری به عنوان یک ارزش دینی در جامعه مدرن
برخورد با توریست‌ها و غریبه‌ها؛ مهمان‌نوازی و نمایندگی فرهنگ اسلامی
برخورد با توریست‌ها و غریبه‌ها؛ مهمان‌نوازی و نمایندگی فرهنگ اسلامی
پوتین دوباره لباس نظامی به تن کرد
play_arrow
پوتین دوباره لباس نظامی به تن کرد
از خط مقدم درمان تا درد دل‌های پرستاری
play_arrow
از خط مقدم درمان تا درد دل‌های پرستاری
واکنش مؤمنانه در برابر نزاع‌های خیابانی؛ میانجی‌گری یا تماس با پلیس؟
واکنش مؤمنانه در برابر نزاع‌های خیابانی؛ میانجی‌گری یا تماس با پلیس؟
رزمندگان یمنی بر روی بلندترین قله مشرف به باب‌المندب
play_arrow
رزمندگان یمنی بر روی بلندترین قله مشرف به باب‌المندب
اوباش صهیونیست خودروی کشاورزان فلسطینی را آتش زدند
play_arrow
اوباش صهیونیست خودروی کشاورزان فلسطینی را آتش زدند
روایت تلخ پسر شهیده افسانه عقیلا از لحظه شهادت مادر
play_arrow
روایت تلخ پسر شهیده افسانه عقیلا از لحظه شهادت مادر
سردار حسن‌زاده: برای مقابله با جنگ ترکیبی دشمن آماده‌ایم
play_arrow
سردار حسن‌زاده: برای مقابله با جنگ ترکیبی دشمن آماده‌ایم
مجید مجیدی روی سن جشنواره فیلم بوسان: کودکانمان را قطعه قطعه کردند
play_arrow
مجید مجیدی روی سن جشنواره فیلم بوسان: کودکانمان را قطعه قطعه کردند
سالن اجلاس سیکا هنگام سخنرانی رئیس رژیم صهیونیستی خالی شد
play_arrow
سالن اجلاس سیکا هنگام سخنرانی رئیس رژیم صهیونیستی خالی شد
آموزش در حیاط مدرسه به دلیل پوشیدن حجاب!
play_arrow
آموزش در حیاط مدرسه به دلیل پوشیدن حجاب!