حقیقت وحى الهى

دیرزمانى است پژوهشگران ژرف‏اندیش شرق و غرب در سایه پیشرفتهاى دنیاى جدیدصنعت و تکنولوژى پدیده‏هاى جهان هستى را عرصه‏گاه آزمایشها و تحقیقات علمى خودقرار داده‏اند و از ریزترین موجودات تا عظیم‏ترین کهکشانها را مورد مطالعه وبررسى گردانیده‏اند. هر روزه پیرامون جزئى‏ترین مسائل دنیاى علم مقالات و بلکه‏کتابها چاپ مى‏شود و کنگره‏ها برگزار و سخنرانیها ایراد مى‏گردد. این محققان به‏هر پدیده که در خور آزمایش طبیعى و نگاه میکروسکوپى یا تلسکوپى است، دل وهمت مى‏بندند
يکشنبه، 8 دی 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
حقیقت وحى الهى
حقیقت وحى الهى
حقیقت وحى الهى


 

نویسنده:رضا باقى‏زاده
 

مقدمه
 

دیرزمانى است پژوهشگران ژرف‏اندیش شرق و غرب در سایه پیشرفتهاى دنیاى جدیدصنعت و تکنولوژى پدیده‏هاى جهان هستى را عرصه‏گاه آزمایشها و تحقیقات علمى خودقرار داده‏اند و از ریزترین موجودات تا عظیم‏ترین کهکشانها را مورد مطالعه وبررسى گردانیده‏اند. هر روزه پیرامون جزئى‏ترین مسائل دنیاى علم مقالات و بلکه‏کتابها چاپ مى‏شود و کنگره‏ها برگزار و سخنرانیها ایراد مى‏گردد. این محققان به‏هر پدیده که در خور آزمایش طبیعى و نگاه میکروسکوپى یا تلسکوپى است، دل وهمت مى‏بندند و آنچه مى‏توانند توان و ا مکانات به مصرف مى‏رسانند. اما مدت‏زمانى است که پس از سالها بى‏مهرى به مسائل معنوى و متافیزیکى رویکردى تازه‏به این قبیل امور جلوه نموده است. مسائلى چون حقیقت‏ حیات و مرگ، شناخت ماهیت روح و عالم ارواح و پیامهاى غیبى‏و موجودات آسمانى، منزلتى نوین یافته است. از جمله این مباحث مساله وحى‏الهى است و این بحث از آن روى داراى اهمیت است که معتقدیم عقل تنها نمى‏تواندسعادت انسان را رقم بزند، بلکه در تکامل انسان نیاز به برنامه زندگى از طرف‏خداوند دارد که از طریق وحى به پیامبر ابلاغ مى‏گردد.
در این مقال بر آنیم در حد توان پیرامون وحى الهى از ابعاد گوناگون سخن‏بگوئیم بحث در این باره را در چند محور پى مى‏گیریم:

1 - وحى در نظر لغت‏شناسان
 

راغب در مفردات مى‏گوید: «اصل وحى اشاره سریع است‏که گاه با سخنان رمزى و گاهى با صداى خالى از ترکیب لغوى و گاه با اشاره بابعضى اعضاء و جوارح یا با نوشتن صورت مى‏گیرد» (1) .
ابن فارس در مقاییس مى‏گوید: «القاء کردن علمى به صورت مخفیانه یا غیرمخفیانه به دیگرى، و هر چیزى که القاء کردى به سوى غیر خودت تا این که بداندآن وحى است هر طور که باشد» (2) .
ابن منظور در لسان‏العرب مى‏گوید: «وحى اشاره، کتابت، رسالت، الهام، کلام‏مخفیانه و چیزى که به دیگرى القاء شود گفته مى‏شود». «وحى کردم به سوى اوکلامى را» (3) .
از اینرو وحى در لغت اشاره کردن چیزى و القاء آن به سوى دیگرى را گویند.

2 - وحى در اصطلاح شرع
 

دستوراتى که خداوند به پیامبران القاء مى‏کند، (به‏عبارت دیگر: ابلاغ رسالتهاى الهى از سوى خداوند بزرگ به پیامبران) را وحى‏مى‏گویند که در بیان مولوى و سعدى به آن اشاره شده است:
وحى آمد سوى موسى از خدا بنده ما را چرا کردى جدا «مولوى‏» در آن وقت وحى از حبل الصفات بیامد به عیسى علیه‏الصلاه «سعدى‏»

3 - حقیقت وحى
 

از جمله سوالات در مورد وحى این است که حقیقت آن چیست؟آیا براى ما قابل ادراک است‏یا خیر؟ به دیگر سخن آیا نسبت‏به چگونگى آن‏مى‏توانیم اطلاعى پیدا کنیم یا این که از راه حس و تفکر عقلى قابل درک نیست؟در این رابطه تفسیرهائى از طرف بعضى از فلاسفه قدیم و جدید صورت گرفته است.که ما در ابتدا آن نظرات را به همراه پاسخ آن مطرح و سپس نظر صحیح را بیان‏مى‏کنیم.

بعضى از فلاسفه قدیم
 

آنها روى مقدمات مفصلى معتقد بودند که وحى عبارت است ازاتصال فوق‏العاده نفس پیامبر با «عقل فعال‏» که سایه آن بر عالم «حس مشترک و خیال‏» نیز گسترده مى‏شود. با بیان چند مقدمه مطلب بالا را اثبات مى‏کنند:
1 - معتقد بودند که روح انسانى داراى سه قوه است: الف: حس مشترک که با آن‏صور محسوسات را ادراک مى‏کند. ب: قوه خال که با آن صورتهاى جزئیه ذهنى را درک‏مى‏نماید.
ج : قوه عقلیه که با آن صور کلیه را درک مى‏کند.
2 - از سوى دیگر آنها اعتقاد به افلاک نه‏گانه بطلمیوسى داشتند و براى افلاک،نفس مجدد (همچون روح براى بدن ما) معتقد بودند و مى‏افزودند : این نفوس فلکى‏از موجودات مجردى به نام «عقول‏» الهام مى‏گیرند و به این ترتیب نه عقل‏مربوط به افلاک نه‏گانه قائل بودند.
3 - نفوس انسانى و ارواح آنها براى فعلیت‏یافتن استعدادها و درک حقائق، بایداز وجود مجردى که آن را «عقل فعال‏» مى‏نامیدند کسب فیض کنند که نامش عقل‏دهم یا عقل عاشر بود و علت این که عقل فعال گویند چون سبب فعلیت استعدادهاى‏عقول جزئیه بود.
4 - هر قدر روح انسان قوى‏تر باشد، ارتباط او و اتصالش با عقل فعال که منبع وخزانه معلومات است، بیشتر خواهد بود. پس یک روح قوى و کامل مى‏تواند درکوتاهترین مدت، وسیع‏ترین معلومات را به فرمان خدا از عقل فعال کسب کند.
هم‏چنین هر اندازه قوه خیال قوى‏تر باشد، بهتر مى‏تواند این مفاهیم را در لباس‏صورت‏هاى حس قرار دهد و هر اندازه حس مشترک قوى‏تر گردد، انسان صور محسوسه‏خارجیه را بهتر درک مى‏کند.
از مجموع این مقدمات نتیجه مى‏گرفتند:
روح پیامبر چون فوق‏العاده قوى است رابطه و اتصالش با عقل فعال بسیار زیاداست و به همین دلیل مى‏تواند در اکثر اوقات معلومات را به صورت کلى از عقل‏فعال بگیرد. و از آنجا که قوه خیالیه او نیز بسیار قوى است و در عین حال‏تابع قوه عقلیه است مى‏تواند صورت‏هاى محسوسه مناسبى به آن صور کلیه که از عقل‏فعال دریافت داشته، بدهد. و در لباسهاى حسى در افق ذهن خود ببیند مثلا اگر آن‏حقائق کلى از قبیل معانى و احکام باشد، به صورت الفاظى بسیار موزون و درنهایت فصاحت و بلاغت از زبان شخصى در نهایت کمال بشنود و چون قوه خیالیه اوتسلط کا مل بر حس مشترک دارد، مى‏تواند به این صور جنبه حسى دهد و پیامبر آن‏شخص را با چشم ببیند و الفاظش را با گوش بشنود.

پاسخ:
 

اولا: این بیان متکى بر مقدماتى مثل افلاک نه‏گانه بطلمیوسى و... است که امروزمردود شناخته شده چون نه این که دلیلى براى اثبات آنها نیست، بلکه دلیلى‏برخلاف آن داریم.
ثانیا: این فرضیه با آنچه از آیات قرآن درباره وحى استفاده مى‏شود، هماهنگ نیست چون آیات قرآن با صراحت وحى را یک نوع ارتباط با خدا مى‏شمارد.
ثالثا: این که اینها پیامبر را هم‏ردیف فلاسفه و نوابغ شمرده‏اند البته با عقلى‏قوى‏تر و روحى نیرومندتر نادرست است زیرا راه وحى از راه ادراکات عقلیه‏جداست (4) .

جمعى از فلاسفه جدید
 

گروهى از فلاسفه جدید معتقدند که وحى یکى ازمظاهر «شعور باطن‏» یا «شعور ناآگاه‏» مى‏باشد.
به دیگر سخن: وحى را «تجلى شعور ناآگاه‏» (وجدان مخفى) مى‏شمرند که به مراتب‏از شعور آگاه قوى‏تر و نیرومندتر است و چون پیامبران مردان فوق‏العاده‏اى‏بودند، وجدان مخفى آنها نیز بسیار نیرومند بوده و تراوشهاى آنها فوق‏العاده‏مهم و قابل ملاحظه بوده است.

پاسخ:
 

آنچه گفته‏اند صرفا یک فرضیه است و هیچ‏گونه دلیلى اقامه نکرده‏اند و پیامبران‏را مردانى با نبوغ فکرى و ظمت‏شخصیت معرفى کرده‏اند بى‏آنکه رابطه آنها را بامبدا جهان هستى، خداوند و دریافت علوم از ناحیه او و از بیرون وجود خودپذیرفته باشند البته اشتباه آنها این است که وحى را با معیارهاى تجربى‏مى‏خواستند دریابند (5) .

برخى از نویسندگان امروز
 

برخى دیگر معتقدند که وحى نتیجه نبوغ فکرى انبیاءمى‏باشد و مى‏گویند آنها مردانى بودند پاک فطرت و داراى نبوغ فوق‏العاده که باآن مصالح جامعه انسانى را درک مى‏کردند و به صورت معارف و قوانینى بر انسانهاعرضه مى‏داشتند در خصوص پیامبر اکرم(ص) مى‏گویند: آن بزرگوار یک نابغه اجتماعى‏بوده که براى نجات جامعه انسانى از پرتگاه انحطاط و توحش و استقرارشان درمهد مدنیت و آزادى قیام کرده و به سوى افکار پاک خود که به صورت یک دین جامع‏و کامل تنظیم کرده بود، دعوت نموده است.
وى داراى افکار پاک و همتى بلند بود و در یک محیط تاریک و تیره‏اى زندگى‏مى‏کرد که جز زورگوئى و خودخواهى و هرج و مرج چیزى در آن حکومت نمى‏کرد. آن‏بزرگوار پیوسته از این اوضاع ناگوار رنج مى‏برد و گاهى که کارد به استخوانش‏مى‏رسید، از مردم کناره‏گیرى نموده در غارى که در کمر یکى از کوههاى تهامه‏بود، روزى چند خلوت مى‏کرد. تا در سن چهل سالگى موفق شد طرحى بریزد که بشر رااز آن وضع اسفناک که مظهر سرگشتگى و خودخواهى و بى‏بند و بارى بود، نجات بخشدو آن آئین اسلام بود. آنهائى که چنین نظرى در مورد پیامبر اکرم(ص) دارند، خودبه دو گروه تقسیم مى‏شوند:
الف: کسانى که براى جهان هستى خدائى را اثبات مى‏کنند و براى نظام دینى اسلام‏ارزشى قائلند مى‏گویند:
«پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله)، افکار پاک خود را سخن خدا و وحى الهى فرض مى‏کرد که خداى‏متعال از راه نهاد پاکش با وى به گفتگو پرداخته است. و روان پاک و خیرخواه‏خود را که این افکار از آن تراوش کرده، در قلب آرامش مستقر مى‏شد روح‏الامین وجبرئیل و فرشته وحى نامید. و به طور کلى قوائى را که در جهان طبیعت‏به سوى‏خیر و هرگونه خوشبختى دعوت مى‏کنند، ملائکه و فرشتگان و قوائى را که به سوى شرو هرگونه بدبختى مى‏خوانند، شیطاین و جن خواند.
و وظیفه خود را که به مقتضاى نداى وجدان عهده‏دار قیام و دعوت مى‏شد، نبوت ورسالت نام گذاشت‏».
مرحوم «علامه طباطبائى‏»(ره) در جواب این گروه مى‏گوید:
اولا: این توجیه باید با بیانات قرآن مجید که سند نبوت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه واله) است وریشه اصلى این سخنان در آن است وفق دهد و تطبیق پذیرد ولى صریح قرآن برخلاف‏این توجیه، دلالت دارد.
اما این که گفتند: «پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) افکار پاکى که به ذهنش خطور مى‏کرد، سخن‏خدا نامیده و معنیش این است که این رشته افکار مانند افکار دیگرش از آن خودش‏و تراوش مغز خودش بود، ولى چون پاک و مقدس بود به خدا نسبت داده شد»; قرآن‏مجید صریحا این را رد مى‏کند.
در آیات تحدى، قرآن را از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه واله) واز هر بشر دیگر به کلى نفى مى‏کندمى‏گوید:
«اگر سخن، سخن، بشر است‏سخنى همانند آن در هر بابى که قرآن سخن گفته ازمعارف اعتقادى و احکام و قصص و حکمت و موعظت ‏بیاورند» (6) .
«اگر جن و انس دست‏به هم داده براى این کار قیام کنند، نخواهند توانست نظیرقرآن را بیاورند» (7) .
بدیهى است که این بیانات با نسبت تشریفى سازگار نیست و قرآن را تنها کلام خدامعرفى مى‏کند.
ثانیا: قرآن مجید در صدها آیه معجزاتى خارق عادت که با نظام عادى طبیعت قابل‏توجهى نیست، اثبات مى‏کند که پیامبران به واسطه آنها نبوت خود را اثبات‏مى‏کرده‏اند و اگر نبوت همان نداى وجدان و وحى آسمانى به معنى افکار پاک بشرى‏بود، اقامه حجت و استمداد از معجزه معنائى نداشت.
این که گفتند:
«پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) روان پاک خود را که در مصلحت‏بینى و خیراندیشى فروگذارى‏نمى‏کرد، روح امین و القاء او را وحى مى‏نامید».
قرآن مجید این نظر را تایید نمى‏کند زیرا القاء کننده آیات را جبرئیل مى‏نامدآنجا که مى‏فرماید:
«بگو کسى که دشمن جبرئیل است همان جبرئیل قرآن را به اذن خدا به دل تو نازل‏کرده‏» (8) .
این آیه پاسخ یهود است که از پیغمبر(صلی الله علیه واله) پرسیدند: این قرآن را چه کسى بر تونازل مى‏کند؟
فرمود: جبرئیل. گفتند: ما با جبرئیل دشمن هستیم زیرا به ما بنى‏اسرائیل‏محدودیتها را او نازل کرد خداوند در این آیه مى‏فرماید: جبرئیل قرآن را به‏اذن خدا به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه واله) نازل نموده و نه از پیش خود. بدیهى است که یهوددشمنى با یک موجود آسمانى داشتند که متصدى رساندن وحى الهى، و از حضرت‏کلیم(ع) و حضرت محمد(ص) جدا بود نه با روان پاک کلیم(ع) یا محمد(صلی الله علیه واله).
در آیه دیگر نزول وحى را به روح امین نسبت داده آنجا که مى‏فرماید: (نزل به‏الروح‏الامین على قلبک) قرآن را روح امین به قلب تو نازل کرده است‏» (9) .
اما این که مى‏گویند: «ملائکه و فرشتگان نام قواى طبیعى است که به خیر و خوشبختى و شیاطین نام‏قواى طبیعى است که به شر و بدبختى دعوت مى‏کنند».
آنچه از قرآن استفاده مى‏شود خلاف این است، بلکه ملائکه و شیاطین را قرآن یک‏عده موجودات بیرون از حس و داراى وجود و شعور و اراده مستقل مى‏داند.
و اینکه مى‏گویند:
«وظیفه خود را که به مقتضاى نداى وجدان عهده‏دار قیام و دعوت مى‏شد نبوت ورسالت نام گذاشت‏». از قرآن مجید خلاف این معنا فهمیده مى‏شود زیرا خداى متعال‏مى‏فرماید (و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقویها) (10) به دلالت آیه هرفرد از انسان با وجدان و نهاد خدادادى خود نیک و بد و زشت و زیباى اعمال خودرا درک مى‏کند و نداى اصلاحات در درون هر انسان نهفته است جز این که برخى گوش‏داده رستگار مى‏شوند و برخى اعتنا نکرده به سوى بدبختى قدم برمى‏دارند چنانکه‏بعد مى‏فرماید: (قد افلح من زکیها و قد خاب من‏دسیها) (11) .
و اگر نبوت و رسالت اثر همین نداى وجدان بود که عمومیت دارد، همه افراد نبوت‏و رسالت را داشتند و حال آن که خداى متعال این منصب را به برخى از افراداختصاص مى‏دهد.
ب: کسانى که آفریدگارى براى جهان معتقد نیستند مى‏گویند:
سازمان نبوت و وحى و تکالیف آسمانى و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ را سیاست‏دینى و در حقیقت از باب دروغ مصلحت‏آمیز مى‏دانند مى‏گویند: پیغمبران مردان‏اصلاح‏طلبى بودند و مقرراتى براى اصلاح جامعه بشرى در شکل دین آوردند و چون‏مردم اعصار گذشته تاریک و غرق جهالت و خرافه‏پرستى بودند، پیغمبران نظم دینى‏را در سایه یک سلسله اعتقادات خرافى از مبدا و معاد نگهداشتند.
علامه طباطبائى (ره) در جواب این گروه چنین بیان مى‏کند:
«با مطالعه تاریخ زندگى پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) در مى‏یابیم که آن حضرت به دعوت خودصد در صد ایمان و کاملا اعتماد و اطمینان داشته است در این صورت اگر داستان‏اعتقادات دینى داستانى خرافى بود، این همه براهین و ادله که در قرآن کریم به‏اعتقادات اسلامى اقامه شده واحتجاجاتى که براى اثبات صانع عالم و توحید وسایر صفات وى و سایر اعتقادات راجع به نبوت و معاد شده، هرگز معنى‏نداشت‏» (12) .

قول صحیح درباره حقیقت وحى
 

بدون شک ما نمى‏توانیم از رابطه وحى‏و حقیقت آن اطلاع زیادى پیدا کنیم چون وحى یک نوع ارتباطى است‏خارج ازارتباطهاى شناخته شده ما. و همچنین ادراکى است‏خارج از حدود ادراکات ما.
علامه طباطبائى (ره) در این باره مى‏فرماید:
«مطلب شایان توجه آن است که شعور وحى نزد ما مرموز بوده و نسبت ‏به چگونگى‏آن اطلاعى نداریم و چگونگى رسیدگى آن به این حقائق را نیز نمى‏فهمیم یعنى یک‏ارتباط واقعى در میان محتویات دعوت دینى از معارف و اخلاق و قوانین وجود داردکه از فکر ما پوشیده است. زیرا اگر رابطه آنها بعینه همان بود که ما مى‏فهمیم‏بدون تردید شعور وحى که درک کننده آنهاست، همان شعور فکرى ما مى‏شد در صورتى‏که این‏طور نیست پس باید گفت که نبى با شعور وحى روابط مرموز آنها را درک‏کرده و در مقام تبلیغ ما با زبان خود ما سخن گفته و از روابط فکرى مااستفاده مى‏کند» (13) . در جاى دیگر در مورد وحى چنین مى‏گوید:
«وحى یک نوع تکلیم آسمانى(غیرمادى) است که از راه حس و تفکر عقلى درک‏نمى‏شود، بلکه با درک و شعور دیگرى است که گاهى در برخى از افراد -بحسب خواست‏خدائى- پیدا مى‏شود.
و دستورات غیبى یعنى نهان از حس و عقل را از وحى و تعلیم خدائى دریافت‏مى‏کند» (14).
بالاخره حقیقت وحى را علامه براى ما انسانها مجهول مى‏داند آنجا که مى‏گوید:
«ما که از این موهبت‏بى‏بهره هستیم و به عبارت دیگر آنها را نچشیده‏ایم حقیقت‏آن براى ما مجهول است تنها برخى از آثار آن را که از آن جمله قرآن مجیدمى‏باشد، به ما رسده است‏» (15) .

پی‌نوشتها:
 

1. المفردات الراغب، ص 515.
2. مقاییس، اللغه، ج‏6، ص 93.
3. لسان العرب، ج‏15، ص 379.
4. تفسیر نمونه، ج‏20، ص 491.
5. همان مدرک.
6. یونس، 38.
7. اسرى، 88.
8. بقره، 97.
9. شعراء، آیه 194.
10. شمس، 8.
11. شمس، 10.
12. علامه طباطبائى، قرآن در اسلام، از ص 73 الى 84.
13. علامه طباطبائى، مجموعه رسائل، مقاله وحى، ص 46.
14. علامه طباطبائى، قرآن در اسلام، ص 85.
15. همان مدرک، ص 100.
 

منبع:مکتب اسلام


حقیقت وحى الهى
حقیقت وحى الهى
حقیقت وحى الهى
 

تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
مراسم اهدای جام قهرمانی مسابقات کشتی فرنگی قهرمانی جهان ۲۰۲۶ به تیم ایران
play_arrow
مراسم اهدای جام قهرمانی مسابقات کشتی فرنگی قهرمانی جهان ۲۰۲۶ به تیم ایران
چاقوکشی در یکی از مراکز رأی‌گیری در اراضی اشغالی
play_arrow
چاقوکشی در یکی از مراکز رأی‌گیری در اراضی اشغالی
دور افتخار سعید اسماعیلی با پرچم مقدس ایران
play_arrow
دور افتخار سعید اسماعیلی با پرچم مقدس ایران
ادعاهای ترامپ : شاید ایران برای پایان جنگ منتظر انتخابات آمریکاست + فیلم
play_arrow
ادعاهای ترامپ : شاید ایران برای پایان جنگ منتظر انتخابات آمریکاست + فیلم
ادعای ترامپ :تا دو سه هفته آینده خواهید دید درباره جنگ با ایران چه اتفاقی خواهد افتاد + فیلم
play_arrow
ادعای ترامپ :تا دو سه هفته آینده خواهید دید درباره جنگ با ایران چه اتفاقی خواهد افتاد + فیلم
نماینده ایران در سازمان ملل: تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ایران در دو جنگ هدف حمله قرار گرفتند + فیلم
play_arrow
نماینده ایران در سازمان ملل: تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ایران در دو جنگ هدف حمله قرار گرفتند + فیلم
ونس افزایش قیمت بنزین در آمریکا را به خشم رهبران خاورمیانه نسبت داد + فیلم
play_arrow
ونس افزایش قیمت بنزین در آمریکا را به خشم رهبران خاورمیانه نسبت داد + فیلم
بن‌گویر در مرکز خرید: کشور در خطر است، به نتانیاهو رأی دهید + فیلم
play_arrow
بن‌گویر در مرکز خرید: کشور در خطر است، به نتانیاهو رأی دهید + فیلم
ترامپ در پاسخ به نگرانی‌ها درباره تشدید خشونت‌ها در اروپا: اصلاً نگران نیستم + فیلم
play_arrow
ترامپ در پاسخ به نگرانی‌ها درباره تشدید خشونت‌ها در اروپا: اصلاً نگران نیستم + فیلم
تکنیک‌های کنترل خشم در لحظه جر و بحث؛ هنر کظم غیظ
تکنیک‌های کنترل خشم در لحظه جر و بحث؛ هنر کظم غیظ
آداب صدا زدن دیگران؛ پرهیز از القاب زشت و احترام به نام‌ها
آداب صدا زدن دیگران؛ پرهیز از القاب زشت و احترام به نام‌ها
لحن و تن صدا؛ چگونه بدون داد زدن، مقتدر و تأثیرگذار باشیم؟
لحن و تن صدا؛ چگونه بدون داد زدن، مقتدر و تأثیرگذار باشیم؟
کشتی دیدنی سعید اسماعیلی در فینال و کسب مدال طلا
play_arrow
کشتی دیدنی سعید اسماعیلی در فینال و کسب مدال طلا
لحظات درخشان هری کین برنده توپ طلای ۲۰۲۶
play_arrow
لحظات درخشان هری کین برنده توپ طلای ۲۰۲۶
نماینده ایران: آژانس در برابر حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران سکوت کرد + فیلم
play_arrow
نماینده ایران: آژانس در برابر حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران سکوت کرد + فیلم