بازار مدعيان را ما داغ كردهايم
ادعاي تشرف، از همان زمان غيبت صغراي حضرت(علیه السلام)شروع ميشود و در كنار آن چهار نمايندة خاصّ امام(علیه السلام)كه مأموريت داشتند، خيلي افراد ادعا كردند و نامههاي متعددي از طرف امام(علیه السلام)در رد و تكذيب آن دروغگوها صادر شده است؛ حتي مواردي هست كه حضرت آنها را لعنت كردهاند.
آیت الله سيد ابوالحسن مهدوي(حفظه الله)، امام جمعه موقت و از سخنرانان و اساتيد مباحث اخلاقي و معارف مهدوي شهر اصفهان هستند. ايشان مسئوليت بنیاد خيرية فرهنگي المهدي(علیه السلام) و ستاد احیای امر به معروف ونهی از منکر را نيز عهدهدار بوده و از محضر اساتيد بزرگواري چون آيتالله العظمی مظاهری(حفظه الله) وآيتالله ناصري دولتآبادي(حفظه الله) بهره بردهاند. اين همه موجب شد تا درباره ی مسأله ی «ادعاهاي مهدويت و تكليف ما نسبت به آن» با ايشان به گفتوگو بنشينيم، كه حاصل آن تقديم ميشود.
اما در مورد اصل ادعاي تشرف ما مطلب خاصي نداريم مگر همان دليل عقلي كلي كه اگر كسي ادعايي كرد، انسان بايد ببيند ادعاي او مطابق با واقع هست يا نه. اين مثل ديگر ادعاهاي معمولي است كه مثلاً كسي ميگويد من فلان علم را بلد هستم؛ علم جفر، طي الارض و... ما بلافاصله رد نميكنيم، تصديق هم نميكنيم. قبل از هر چيز او را امتحان ميكنيم تا ببينيم قرائني براي صدق گفتار او هست يا نه. اگر كسي آمد به شما گفت من ديشب يك خوابي ديدهام، هيچ راهي براي امتحان او نداريد كه مثلاً شخص ديگري بگويد بله او كه داشت خواب ميديد من هم خواب او را ميديدم. در چنين مواقعي فقط و فقط بايد آن گوينده، انسان راستگويي باشد. يعني قرائن ديگري ـ غير از خود خواب ـ بايد صدق آن را تأييد كند. وقتي سالهاست با او ارتباط داريد و ميدانيد دروغ نميگويد و بر رفتارش مواظبت دارد، ميپذيريد. ولي اگر كسي را نميشناسيد، اصل بر رد كردن چنين ادعاهايي است. غير از اين، ما از ائمة دين(علیهم السلام) ، سخن و نظراتي اينچنين راجع به مدعيان تشرف نداريم.
از طرف ديگر نمايندههاي حضرت بايد از خودشان معجزه هم نشان ميدادند كه بگويند ما با امام(علیه السلام) ارتباط داريم. لذا بين دو محذور قرار گرفته بودند. البته امام(علیه السلام) هم خيلي آنها را تأييد ميكردند. گاهي معجزه به دستشان جاري ميشد و از درون كيسههايي كه مردم براي امام(علیه السلام) فرستاده بودند، خبر ميدادند. گاهي دستور صادر ميشد كه ديگر پولي از كسي به عنوان وجوهات نگيريد، پولها را به فلانجا ارجاع دهيد. گاهي ميخواستند شيعهها را شناسايي بكنند؛ نامه از طرف حضرت صادر ميشد كه بگوييد از اين مدت، نه كسي كربلا برود و نه سامرا. چون گفته بودند شيعيان را از اين طريق شناسايي و دستگير بكنيد و از آنها اطلاعات بگيريد. تا جايي كه مدتي بود شيعيان ديگر به كربلا و سامرا نميرفتند. تا اينكه دستور رسيد كه برويد. آن زمان، زمان خيلي سختي بود.
در زمان غيبت كبرا يك مقدار از جهتي سختي كمتر شد چون ارتباط كمتر شد و لذا آن سودجوييها كمتر بود. اما در عين حال چهار، پنج نفر ادعا كردند كه برخي را هم اعدام كردند وليكن هر چه جلوتر آمده است مثلاً در زمان خود ما برخي به يك نحوي ادعا ميكنند كه پذيرش عمومي داشته باشد. مثلاً كسي ميگويد حاجتهايتان را به من بگوييد تا من نزد امام(علیه السلام) ببرم. اگر يك مقدار جرئت بيشتري پيدا كند مثل محمدعلي باب كه كمكم گفت من خودم باب امام زمانم. يك مقدار كه گذشت، ديد مريدهاي احمقي دارد گفت من خودم امام زمانم، كمكم رسيد به خدا و پيغمبر و ادعاهاي بالاتر كرد. برخي سودجوييها اينچنين است، تا زماني كه ببينند مخاطبان و مريدانشان پذيرش دارند ادعا ميكنند. ما هم وظيفه داريم موارد اينطوري را كه بدون دليل، ادعا ميكند بدون تحقيق رد بكنيم و لازم نيست ببينيم آدم خوبي است يا نه تا بفهميم راست ميگويد يا دروغ. ما از طرف امام(علیه السلام) دليل داريم كه نائب خاص وجود ندارد لذا بايد به شدت آنها را تكذيب كرد، ما هم وظيفه داريم آنها را رد كنيم.
اما مواردي كه صرف ادعاي تشرف است يعني فقط ميگويد من خدمت امام رسيدم و جريان تشرفش را نقل ميكند، از آنجا كه اصل تشرف امكان دارد و به تعبير مرحوم نهاوندي(رحمت الله علیه)، بيش از هزار نفر را داريم كه خدمت امام زمان(ع) رسيدهاند، اينها را ما در بقعة امكان ميگذاريم. تا وقتي كه طرف نخواهد سودجويي بكند يا ادعاهاي ديگري بكند، بلكه تنها اصل تشرف را ميگويد، ممكن است باشد و ممكن است نباشد. اگر قرائن مبني بر صحت گفتارش بود ميپذيريم؛ مثل مراجع و بزرگان كه زياد بودهاند و تشرفاتي داشتهاند كه انسان اطمينان به صحت گفتارشان دارد.
خلاصه اينكه اگر فردي ادعاي تشرف داشت و به دنبال جمع كردن مريد، كسب شهرت، مال و منال و يا امور شهواني و خلاف شرع بود، بدون هيچ ترديدي او را تكذيب كنيد و مطمئن باشيد كه دروغگوست ولي اگر كسي صرفاً گفت من تشرفي داشتهام و به دنبال آن چيزي ديگري مطرح نكرد، شما نه او را رد و نه تأييد كنيد و بگوييد ممكن است راست بگويد؛ همين و بس.
منبع: ماهنامه موعود شماره 90
آیت الله سيد ابوالحسن مهدوي(حفظه الله)، امام جمعه موقت و از سخنرانان و اساتيد مباحث اخلاقي و معارف مهدوي شهر اصفهان هستند. ايشان مسئوليت بنیاد خيرية فرهنگي المهدي(علیه السلام) و ستاد احیای امر به معروف ونهی از منکر را نيز عهدهدار بوده و از محضر اساتيد بزرگواري چون آيتالله العظمی مظاهری(حفظه الله) وآيتالله ناصري دولتآبادي(حفظه الله) بهره بردهاند. اين همه موجب شد تا درباره ی مسأله ی «ادعاهاي مهدويت و تكليف ما نسبت به آن» با ايشان به گفتوگو بنشينيم، كه حاصل آن تقديم ميشود.
چرا اين همه مدعي تشرف در شرايط حاضر سر برآوردهاند؟
در منابع و متون و از اقوال ائمه(علیهم السلام)چه سخنان و نظراتي دربارة مدعيان بيان شده است؟
اما در مورد اصل ادعاي تشرف ما مطلب خاصي نداريم مگر همان دليل عقلي كلي كه اگر كسي ادعايي كرد، انسان بايد ببيند ادعاي او مطابق با واقع هست يا نه. اين مثل ديگر ادعاهاي معمولي است كه مثلاً كسي ميگويد من فلان علم را بلد هستم؛ علم جفر، طي الارض و... ما بلافاصله رد نميكنيم، تصديق هم نميكنيم. قبل از هر چيز او را امتحان ميكنيم تا ببينيم قرائني براي صدق گفتار او هست يا نه. اگر كسي آمد به شما گفت من ديشب يك خوابي ديدهام، هيچ راهي براي امتحان او نداريد كه مثلاً شخص ديگري بگويد بله او كه داشت خواب ميديد من هم خواب او را ميديدم. در چنين مواقعي فقط و فقط بايد آن گوينده، انسان راستگويي باشد. يعني قرائن ديگري ـ غير از خود خواب ـ بايد صدق آن را تأييد كند. وقتي سالهاست با او ارتباط داريد و ميدانيد دروغ نميگويد و بر رفتارش مواظبت دارد، ميپذيريد. ولي اگر كسي را نميشناسيد، اصل بر رد كردن چنين ادعاهايي است. غير از اين، ما از ائمة دين(علیهم السلام) ، سخن و نظراتي اينچنين راجع به مدعيان تشرف نداريم.
راه شناسايي ادعاي غيرواقعي از ادعاي واقعي چيست؟
وظيفة ما در برخورد با مدعيان تشرّف در عصر حاضر چيست؟
مدعيان در پي چه هستند، آيا گروه بندي خاصي دارند؟
سابقة ادعاي تشرّف از گذشته تا امروز چگونه بوده است؟
از طرف ديگر نمايندههاي حضرت بايد از خودشان معجزه هم نشان ميدادند كه بگويند ما با امام(علیه السلام) ارتباط داريم. لذا بين دو محذور قرار گرفته بودند. البته امام(علیه السلام) هم خيلي آنها را تأييد ميكردند. گاهي معجزه به دستشان جاري ميشد و از درون كيسههايي كه مردم براي امام(علیه السلام) فرستاده بودند، خبر ميدادند. گاهي دستور صادر ميشد كه ديگر پولي از كسي به عنوان وجوهات نگيريد، پولها را به فلانجا ارجاع دهيد. گاهي ميخواستند شيعهها را شناسايي بكنند؛ نامه از طرف حضرت صادر ميشد كه بگوييد از اين مدت، نه كسي كربلا برود و نه سامرا. چون گفته بودند شيعيان را از اين طريق شناسايي و دستگير بكنيد و از آنها اطلاعات بگيريد. تا جايي كه مدتي بود شيعيان ديگر به كربلا و سامرا نميرفتند. تا اينكه دستور رسيد كه برويد. آن زمان، زمان خيلي سختي بود.
در زمان غيبت كبرا يك مقدار از جهتي سختي كمتر شد چون ارتباط كمتر شد و لذا آن سودجوييها كمتر بود. اما در عين حال چهار، پنج نفر ادعا كردند كه برخي را هم اعدام كردند وليكن هر چه جلوتر آمده است مثلاً در زمان خود ما برخي به يك نحوي ادعا ميكنند كه پذيرش عمومي داشته باشد. مثلاً كسي ميگويد حاجتهايتان را به من بگوييد تا من نزد امام(علیه السلام) ببرم. اگر يك مقدار جرئت بيشتري پيدا كند مثل محمدعلي باب كه كمكم گفت من خودم باب امام زمانم. يك مقدار كه گذشت، ديد مريدهاي احمقي دارد گفت من خودم امام زمانم، كمكم رسيد به خدا و پيغمبر و ادعاهاي بالاتر كرد. برخي سودجوييها اينچنين است، تا زماني كه ببينند مخاطبان و مريدانشان پذيرش دارند ادعا ميكنند. ما هم وظيفه داريم موارد اينطوري را كه بدون دليل، ادعا ميكند بدون تحقيق رد بكنيم و لازم نيست ببينيم آدم خوبي است يا نه تا بفهميم راست ميگويد يا دروغ. ما از طرف امام(علیه السلام) دليل داريم كه نائب خاص وجود ندارد لذا بايد به شدت آنها را تكذيب كرد، ما هم وظيفه داريم آنها را رد كنيم.
اما مواردي كه صرف ادعاي تشرف است يعني فقط ميگويد من خدمت امام رسيدم و جريان تشرفش را نقل ميكند، از آنجا كه اصل تشرف امكان دارد و به تعبير مرحوم نهاوندي(رحمت الله علیه)، بيش از هزار نفر را داريم كه خدمت امام زمان(ع) رسيدهاند، اينها را ما در بقعة امكان ميگذاريم. تا وقتي كه طرف نخواهد سودجويي بكند يا ادعاهاي ديگري بكند، بلكه تنها اصل تشرف را ميگويد، ممكن است باشد و ممكن است نباشد. اگر قرائن مبني بر صحت گفتارش بود ميپذيريم؛ مثل مراجع و بزرگان كه زياد بودهاند و تشرفاتي داشتهاند كه انسان اطمينان به صحت گفتارشان دارد.
خلاصه اينكه اگر فردي ادعاي تشرف داشت و به دنبال جمع كردن مريد، كسب شهرت، مال و منال و يا امور شهواني و خلاف شرع بود، بدون هيچ ترديدي او را تكذيب كنيد و مطمئن باشيد كه دروغگوست ولي اگر كسي صرفاً گفت من تشرفي داشتهام و به دنبال آن چيزي ديگري مطرح نكرد، شما نه او را رد و نه تأييد كنيد و بگوييد ممكن است راست بگويد؛ همين و بس.
منبع: ماهنامه موعود شماره 90