بحران های اقتصادی، فرصتها و تهدیدات (بخش دوم)

چکیده این مقاله، بخش دوم از یک مقاله طولانی است که در مجله کسب و کار هاروارد به چاپ رسیده است و در مورد بحران های اقتصادی و تصمیماتی که کارافرینان و کارکنان کسب و کارهای نوپا با آن مواجه هستند را مورد بررسی قرار می دهد. در بخش اول مقاله، به این سوال پاسخ داده شد که " پس از اینکه پذیرفتید تلاشهای پیشین شما به نتایج قابل ملاحظه ای نرسیده است، به شخصه چقدر حاضرید بازهم تلاش کنید؟". در این قسمت، پس از بیان مقدمه کلی، به سراغ سوال دوم می رویم و آن را مورد بررسی قرار می دهیم.
پنجشنبه، 12 مهر 1397
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
بحران های اقتصادی، فرصتها و تهدیدات (بخش دوم)
هنگام بروز بحران‌های اقتصادی، کارافرینان باید از خود چه سوالاتی بپرسند
 
چکیده
این مقاله، بخش دوم از یک مقاله طولانی است که در مجله کسب و کار هاروارد به چاپ رسیده است و در مورد بحران های اقتصادی و تصمیماتی که کارافرینان و کارکنان کسب و کارهای نوپا با آن مواجه هستند را مورد بررسی قرار می دهد. در بخش اول مقاله، به این سوال پاسخ داده شد که " پس از اینکه پذیرفتید تلاشهای پیشین شما به نتایج قابل ملاحظه ای نرسیده است، به شخصه چقدر حاضرید بازهم تلاش کنید؟". در این قسمت، پس از بیان مقدمه کلی، به سراغ سوال دوم می رویم و آن را مورد بررسی قرار می دهیم.

تعداد کلمات: 1369 مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه

بحران های اقتصادی، فرصتها و تهدیدات (بخش دوم)
نویسنده / نویسندگان:     Peter Vanham  
مترجم: محمدصادق جمشیدی اردشیری
اوضاع کارافرینان در بحرانهای اقتصادی چگونه است
پس از نوسانات شدید بازار سهام در ماههای اخیر،  برخی از تحلیلگران از خود می پرسند که آیا قرار است دوره جدیدی از بحرانهای اقتصادی آغاز گردد یا خیر. اگر بخواهیم بر اساس عملکرد کلی اقتصاد کلان قضاوت کنیم، باید بگوئیم که فعلا نیازی به نگرانی وجود ندارد.اما برای کارآفرینان که ترجیح میدهند در شرایط کنونی، حاشیه امنیت مناسبی داشته باشند، این سوال همچنان پا برجاست: هنگامی که بحران اقتصادی آتی رخ میدهد، چه باید بکنید؟
پاسخها برای کارآفرینان و کارکنان کسب و کارهای نوپا، متفاوت از سرمایه گذاران است. برای بیشتر سرمایه گذاران، دستورالعمل واضح است: سهام خود را در بازار نقد کنید تا زیان کمتری متوجه شما شود، یا اینکه سهام خود را نگه دارید و امیدوار باشید همه چیز زیر و رو شود، و یا اینکه سهامی که به کف قیمتی بازار رسیده است را بخرید. با این اوصاف، بیشتر سود و زیانها جنبه مالی دارند و با اینکه اتخاذ یک تصمیم درست، بسیار دشوار به نظر میرسد، ولی دستورالعملها شفاف هستند.
با این حال، اوضاع برای کارآفرینان و کارکنان به همین سادگی و وضوح نیست. تصور کنید که نه تنها پول خود را بر روی پروژه ای سرمایه گذاری کرده اید، بلکه تمام هم و غم خود و زمانتان را هم بر سر آن گذاشته اید. زمانی که شما بیشترین و بهترین سالهای عمر خود را در یک شرکت سرمایه گذاری کرده اید، تغییرات در محیط کلان اقتصادی ممکن است موجب ایجاد تحولاتی شود که به سختی میتوان آن را پیش بینی و جهت یابی کرد. شما نه تنها مجبور هستید که پیشنهادهای متفاوتی که دارای بهترین پیامدهای اقتصادی هستند را مد نظر قرار دهید، بلکه همچنین باید پیشنهادهایی را مورد ملاحظه قرار دهید که سطح رفاه شما - و در بیشتر موارد، خانواده شما- را به بهترین وجه، تامین نماید.

سوال دوم
سوال دوم این است که در زمان بحران اقتصادی، چه مقدار نقدینگی برای شما باقی مانده است و چقدر مایل هستید که آن را به مخاطره بیندازید (در این شرایط سرمایه خود را به کار گرفتن، به نوعی قمار کردن است)؟ علاوه بر آن، بحران اقتصادی شما را وادار می کند که سرمایه گذاری های گذشته خود را، زیان ده ببینید، و همچنین باید در سرمایه‌ گذاری های آینده خود و نرخ بازگشت آنها، با توجه به واقعیتهای تازه و نامطلوب بازار، تجرید نظر و مجددا تحلیل کنید.
ارزیابی این عوامل میتواند به کارآفرینان و کارکنان کسب و کارهای نوپا کمک کند تا سریعتر به جمع بندی برسند. در هر صورت، بصیرت پیش از وقوع بحران، بهتر از دانش پس از رخداد است. قبل از آنکه مدیر عامل شوم، برای نگارش کتابم با چندین نفر گفتگو کردم که راهنماییهای مفیدی دستگیرم شد. من با آنها در مورد اثرات آخرین بحران -سقوط دات کام ها در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱- بر کسب و کارهای نوپا، مصاحبه کرده بودم. همانطور که عنوان کتاب نشان میدهد، افرادی که من با آنان صحبت کردم، به مقام مدیرعامل یا رئیس هیئت مدیره شرکتهای بزرگ رسیده بودند: یکی از آنان مدیرعامل شرکت اینفوسیس شده بود؛ فرد دیگری که از یک کمپانی خصوصی بزرگ، کمپانی آب و هوا (weather ) انتخاب شده بود؛ و سومین فرد، مدیر یک کسب و کار نوپای موفق به نام پلامبی بوده است.
اما زمانی که آنان با تنگناهای پر پیچ خم بحرانهای دات کام مواجه شدند، آینده ی شرکت متبوعشان و همچنین دورنمای شغلی آنها با عدم اطمینان روبرو بود.
دیوید کنی (David Kenny)، رئیس هیئت مدیره کمپانی دیجیتاس (Digitas)، که یک آژانس تبلیغاتی آنلاین در ایالات متحده است،  در مارس ۲۰۰۰ از نظر قیمت سهام، یک شرکت متمول و چند میلیون دلاری بود (سهام این شرکت در بورس با اقبال عمومی بسیاری مواجه بود )، اما فقط ظرف چند هفته آینده، دستخوش چنان تغییرات اسفناکی شد که فقط در تلاش برای بقای کسب و کار خود بود.
باید این سوال را در نظر بگیرید که چقدر دارایی نقدی برای شما باقی مانده است و یا اینکه تا چه حد می تواند تامین گردد، و از لحاظ مالی تا چه میزان امنیت دارید. اگر شما دسترسی به منابع مالی بیشتری دارید، تا چه حد تمایل دارید آن را در شرایط بحرانی به کار بگیرید تا جایی که به اصطلاح، کفگیر به ته دیگ برسد؟ این سوالی بود که دیوید کنی از شرکت دیجیاتو، می-بایست به ان پاسخ دهد. و تا آن زمان، ریسک انجام این کار برای زندگی شخصی اش هم بسیار بالا بود. در اواسط دهه سوم زندگی، او دو فرزند خردسال در خانه داشت که نیاز به تامین و توجه داشتند. اگر قرار بود او چنین ریسکی انجام دهد، بهتر بود که شرایط آینده شرکت برایش این ارزش را داشت که او دست به چنین ریسکی بزند. با این حال، خوشبختانه همسر او دارای درآمد مستقلی بود و به اندازه ای کافی بود که بتواند خانواده اش را تامین کند و جای نگرانی نباشد. به عنوان رئیس هیت مدیره شرکت دیجیاتو، او به تازگی توانسته بود از طریق عرضه اولیه سهام، مبلغ 223 میلیون دلار ورودی سرمایه داشته باشد که ارزش مالی شرکت را به 1.4 میلیارد دلار رسانده بود. به بیان دیگر، او از پایه های مستحکم مالی، هم در خانواده و هم در شرکتش برخوردار بود و از این رو تصمیم گرفت که ریسک کند و تلاش نماید تا شرکت خود را از غرق شدن در بحران، نجات دهد. این ممکن بود زیرا پولی که شرکت، درست قبل از شروع بحران و به وسیله عرضه اولیه سهام به دست آورده بود، هنوز در حساب بانکی شرکت بود. این پول مانند توانایی مضاعفی بود که می توانست به کار گرفته شود. ساختار مالی شرکت ها، همواره اینگونه مستحکم و پر از پول نیست. اگر جیب شرکت شما از پول سرمایه گذاران اولیه و زودهنگام پر است و درآمدها به دلیل رخداد بحران اقتصادی، در حال پایین آمدن است، ممکن است بهتر باشد دست نگه دارید. آوردن پول از طریق وام یا انتشار سهام، و یا حتی بدتر از آن از جیب خودتان، ممکن است شبیه ریختن آن در یک گودال بی انتها باشد. در این حالت، ممکن است بهتر باشد که از این کار صرفنظر کنید و برنامه هایی که در ذهن دارید را مسکوت بگذارید.
با این حال، کنی به فلسفه وجودی و بنیادین شرکت اعتقاد راسخ داشت و آن این بود که آینده، متعلق به تبلیغات دیجیتالی است. او با خود چنین اندیشید که اگر او و شرکتش بتوانند در مقابل طوفان بحران مقاومت کنند و دوام بیاورند، می توانند جزو معدود شرکتهای باقیمانده در عرصه رقابت باشند و سهم غالب بازار را از آن خود کنند. اگر او میتوانست شرکت خود را سرپا نگه دارد، میتوانست به ثروتی چندین میلیون دلاری دست پیدا کند. بنابراین او تصمیم گرفت تا در یک سفر پر مخاطره و بحث برانگیز پا بگذارد، شب و روز کار میکرد، هزینه ها را  تا جایی که امکان داشت به حداقل رساند، و همه ی اینها در شرایطی بود که به شدت تلاش می کرد تا جریان درآمدی را در سطح قابل قبولی نگه دارد. این شرایط باعث شد که اثرات نامطلوبی برای او به بار بیاید، او مجبور به اخراج چند همکلاسی دانشگاهش شد و همچنین بخش زیادی از زمانی که می بایست در کنار خانواده باشد را از دست داد، اما تلاش های او در نهایت منجر به پیامد مثبت مالی گردید. او توانست شرکت خود را سرپا نگه دارد و پس از فروکش کردن بحران، آن را به قیمت بسیار خوبی به فروش رساند.

 


مقالات مرتبط
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.