ياري دل ما به رايگان برد ياري دل ما به رايگان برد شاعر : امير خسرو دهلوي تا دل طلبيم باز جان برد ياري دل ما به رايگان برد دزد آمد و سر ز پاسبان برد عشق آمد و گردن خرد زد زد قلعه و مهره رايگان برد مانديم از آن حريف دل دزد اين را تو ببر که خسروان برد جان دادم و درد تو خريدم چون روي تو ديد تاب ناورد دل دعوي صبا بري همي کرد