کاوش معرفت (2)
ضرورت توجه به اخلاق
جامعه هاي مترقي و به اصطلاح متمدن، به جهت روگرداني از ارزش هاي اصيل انساني، روز به روز به جاهليت نزديک تر مي شوند و نور معنوي که سبب روشنايي دلهاست، جاي خود را به تيرگي مي دهد و قلب ها زنگار فراموشي موازين اخلاقي مي گيرد و مسلمانان نيز به خاطر عمل نکردن به معارف بلند اسلام، هر روزه گرفتار مشکلاتي هستند. احياي ارزش هاي اصيل اخلاقي و بازگشت به اصول فراموش شده ي اسلامي، شرط لازم حاکميت بخشيدن اسلام در جوامع اسلامي است.
فراگيري و عمل به دستورهاي اخلاقي، انسان را از هر گونه عيب و نقص منزه و مبرا ساخته و او را به قله سعادت مي رساند، مهار نيروهاي سرکش نفس و رام نمودن آن ها و قرار دادن شان در مسير اعتدال سبب مي شود تا حکمت و عدالت و عفت تقويت شود و افراد به مکارم اخلاق برسند.
علم اخلاق، علم شناخت معادن موجود در سرزمين نفس است که بايد آنها را استخراج نمود و به صورت مکارم اخلاق براي بهره برداري عمومي آماده ساخت!! و با اين علم است که نهال گل هاي زيبا و معطر فضايل در صفحه نفس غرس مي شود و مکارم اخلاق به وجود مي آيد و رايحه ي دل انگيز آن مشام سعادت طلبان را نوازش مي دهد.
مکارم اخلاق، علاوه بر آن که صاحبش را به عالي ترين درجات انسانيت در دنيا مي رساند و بر ديگران برتري مي دهد، در آخرت هم به عالي ترين درجات بهشت ارتقاء خواهد داد. از اين رو لازم ترين علمي است که بايد آن را فرا گرفت. امام کاظم عليه السلام در سخني زيبا، ضرورت فراگيري اين علم را بيان مي کند و مي فرمايند: «الزم العلم لک ما دلک علي صلاح قلبک و اظهر لک فساده»(1) لازم ترين علم ها براي تو، آن علمي است که دل و ضمير وجودت را اصلاح کند و فساد اخلاق تو را ظاهر سازد.
رسالت اخلاق
رسالت علم اخلاق اين است که با شناسايي استعدادهاي گوناگون انسان و فضايل و رذايل روح آدمي، چگونگي ايجاد تعادل در ميان اميال گوناگون و راه و روش تربيت نفس را ميسر سازد؛ به گونه اي که انسان بتواند به کمال شايسته خود نايل شود. تفسير واقعي اين کمال و سعادت به آن است که انسان به قدر ظرفيت و استعداد خود، چه در صفات نفساني و چه در حوزه ي رفتاري، جلوه ي اسماء و صفات الهي گردد، تا در حالي که همه جهان طبيعي به تسبيح جمال و جلال خداوند متعال مشغول اند، انسان با اختيار و آزادي خويش، مقرب ترين و کامل ترين و گوياترين مظهر الهي باشد.
پس مي توان چنين نتيجه گرفت: رسالت علم اخلاق، شناسايي خلق هاي پسنديده و خوي هاي ناپسند و راه پيراستن نفس از خلق هاي ناپسند و روش آراستن نفس به سجاياي پسنديده است. طبيعي است، وقتي شخص به آنچه که شرع مقدس به عنوان فضيلت بر شمرده است عمل نمود و از آنچه نهي کرده اجتناب کند، متخلق به اخلاق الهي مي گردد و مظهر اسماء و صفات حضرت حق جل و علا مي شود.
حال که اهميت و رسالت اخلاق روشن شد به تعريف آن مي پردازيم:
تعريف اخلاق
مجمع البحرين خلق (بالضم) را به سجيه و طبيعت و کيفيت نفساني که افعال از آن به آساني صادر مي شود، معنا کرده است.(4)
علماي اخلاق براي آن تعاريفي ذکر نموده اند: ابن مسکويه چنين مي گويد: «خلق همان حالت نفساني است که انسان را به انجام کارهايي دعوت مي کند، بي آنکه نياز به تفکر و انديشه داشته باشد.»
پس سلسله صفاتي که در نفس و روح انسان ثابت و ريشه دار است و به صورت ملکه شده و به راحتي منشأ صدور اعمال خوب يا بد مي شود، اخلاق ناميده مي شود. گاهي اين افعال و اعمال شرعا و عقلا پسنديده است که به آن اخلاق نيکو و گاهي ناپسند مي باشد که به آن اخلاق بد مي گويند.(5)
پي نوشت :
1- مستدرک الوسايل، ج 12، ص 166.
2- مستدرک سفينه البحار، ج 8، ص 311.
3- مفردات راغب، ص 159، ماده" خلق".
4- مجمع البحرين، ج 1، ص 693، ماده "خلق".
5- ر.ک: اخلاق شبر، ص 31 و درسهاي اخلاق اسلامي، محمدي گيلاني، ص 23 و اخلاق در قرآن، مکارم شيرازي، ج 1، ص 24.
/س