قومیت و ابعاد آن در ایران (2)

عرب‏ها در جنوب غربی ایران ساکنند و در کنار بختیاری‏ها ، دزفولی‏ها ، شوشتری‏ها ، بهبهانی‏ها و کولی‏ها از ساکنان این منطقه به حساب می‏آیند. وقوع انقلاب اسلامی و فضای انقلابی موجب طرح گرایش‏های ناسیونالیسم عربی و گسترش آن گردید. لکن جنگ تحمیلی مانع از بروز آنها شد و موجب انسجام ملی شد. بهبود وضعیت اقتصادی اعراب و تعلقات دینی آنها که غالباً شیعه هستند موجب کاهش فعالیت گسست شده است و عموماً با نظام ملی همسو می‏باشند. آسیب‏پذیری این قوم از عوامل ذیل
پنجشنبه، 3 تير 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
قومیت و ابعاد آن در ایران (2)
قومیت و ابعاد آن در ایران (2)
قومیت و ابعاد آن در ایران (2)

نویسنده : علی رضا اسلامی




قوم عرب

عرب‏ها در جنوب غربی ایران ساکنند و در کنار بختیاری‏ها ، دزفولی‏ها ، شوشتری‏ها ، بهبهانی‏ها و کولی‏ها از ساکنان این منطقه به حساب می‏آیند. وقوع انقلاب اسلامی و فضای انقلابی موجب طرح گرایش‏های ناسیونالیسم عربی و گسترش آن گردید. لکن جنگ تحمیلی مانع از بروز آنها شد و موجب انسجام ملی شد. بهبود وضعیت اقتصادی اعراب و تعلقات دینی آنها که غالباً شیعه هستند موجب کاهش فعالیت گسست شده است و عموماً با نظام ملی همسو می‏باشند. آسیب‏پذیری این قوم از عوامل ذیل موثر است:
1. همجواری این قوم با اعراب که تابع اصل گرایش اقلیت به اکثریت همسو می‏باشد؛
2. عدم بازگشت اعراب سرمایه‏دار به خوزستان در پی جنگ تحمیلی که باعث شده است جمعیت موجود وضع مالی ضعیف‏تری داشته باشند؛
3. مشکلات ناشی از جنگ و بیکاری و جوان بودن جمعیت عربی در مقایسه با وضعیت اقتصادی اعراب منطقه می‏تواند موجب احیای گرایش‏های قومی در منطقه باشد.
از نظر تاریخی غیر از غائله شیخ خزعل (متأثر از ناسیونالیسم عربی با تحریک انگلستان)، پدیده خاص و مهمی در این قوم دیده نمی‏شود و شاهد احیای هویت ملی و مذهبی واحد و عدم فعالیت گسست عرب - فارس هستیم، به ویژه که آرمان‏های شیعی و ملی جمهوری اسلامی بسیاری از شعارهای ناسیونالیستی را خنثی می‏کند.17

قوم ترکمن

ترکمانان در شمال شرق کشور (عمدتاً استان گلستان) و در همجواری جمهوری ترکمنستان ساکنند. در گذشته معارضه بین ترکمن‏ها و دولت مرکزی از جمله معضلات بوده است، زیرا آنان با مقولات نوین مثل ملیت آشنایی نداشته و خواهان نوعی حیات مستقل بوده‏اند که حتی در سال 1881 میلادی حکام ایران طی قراردادی به نام «آخال»، بخشی از این مناطق را به روس می‏دهند و با خوشحالی هیچ گونه ادعای حقوقی را مطرح نمی‏سازند!
این قوم ناسیونالیسم ترکمن را مطرح نکرده، لکن شورش‏های مستمری علیه دولت مرکزی از جمله موارد ذیل داشته است:
الف. همدستی با مخالفان مشروطه جهت سرکوب مشروطه‏خواهان؛
ب. تأسیس شورای ده نفری در سال 1303 و فعالیت آشکار در مخالفت با حکومت مرکزی؛
علوم سیاسی » شماره 34 (صفحه 203)
ج. همکاری ترکمن‏های ایران و ترکمن‏های جمهوری و ترکمنستان و تشدید برخورد با دولت مرکزی؛
د. سوء استفاده از فضای بعد از انقلاب اسلامی و ظهور جنبش موسوم به خلق ترکمن که موجب درگیری‏هایی به ویژه در شهر گنبد کاووس در سال 1358 شد.18

قومیت و ابعاد آن در ایران (2)

5. وضع اقوام در ایران

بررسی پیشینه تاریخی اقوام در ایران نشان می‏دهد که گروه‏های قومی از قوانین تبعیض‏آمیز به ویژه در مورد زبان، مذهب و حقوق مدنی آزرده بودند. در انقلاب مشروطه حقوق این گروه‏ها در نظر گرفته نشد و در زمان پهلوی نیز نشر و توزیع روزنامه‏ها، مجلات و کتب زبان‏های قومی به شدت منع شده و حتی درج اسم مغازه‏ها و بنگاه‏های تجاری به زبان قومی ممنوع بود و پلیس در بعضی مناطق قومی حتی رفت و آمد اهالی را کنترل می‏کرد. تبعیض در اختصاص وام بانک‏ها و ایجاد صنایع بین مناطق فارس‏نشین و مرکزی به نسبت مناطق قومی مشهود بود. مردم استان‏های فارس‏نشین 80 درصد شهرنشین شده‏اند، در حالی که مناطق مرزی مثل ایلام، کردستان و سیستان و بلوچستان حدود 20 درصد شهرنشین هستند.
استان‏های مرکزی و ترک‏زبان دارای رفاه هستند، اما کردستان و بلوچستان محرومند.
- عمدتاً جنبش‏های قومی ترک و کرد با تکیه بر حمایت شوروی و جنبش‏های عرب و بلوچ با حمایت بریتانیا شکل می‏گرفته‏اند.
میزان ادغام جمعیت‏های قومی در بطن جامعه ایرانی نسبتاً پایین است؛ برای مثال کردها با حداقل ادغام از بالاترین میزان همبستگی و قوی‏ترین سازمان سیاسی برخوردارند، در حالی که آذری‏ها به میزان قابل ملاحظه‏ای در جامعه ایران ادغام شده‏اند.
- همزمانی جنبش‏های قومی با تحولات مهم چون انقلاب مشروطه، جنگ جهانی اول (19 - 1914)، جنگ جهانی دوم، جنبش‏های ناسیونالیست - دمکراتیک حزب توده و مصدق (53 - 1941)، قیام اسلامی امام خمینی (1963)، انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی قابل توجه است.
شکاف‏های اساسی قومی در عصر پهلوی‏
نوگرایی در ایران از عصر قاجار آغاز شد و در عصر انقلاب مشروطه و به ویژه در زمان حکومت پهلوی آهنگ آن شدت بیشتری یافت. نوگرایی در زمان رضاخان بر سه اصل مبتنی بود: سکولاریسم، توسعه صنعتی در مرکز و وابستگی به بیگانگان. این اصول موجب شکاف‏های اساسی در ایران گردید. روحانیت و جناح مذهبی در مقابل اقدامات رضاخانی که موجب تهدید ارزش‏های دینی و تعرض به حریم شرع مقدس شد به ستیزه برخاست؛ صنعتی کردن کشور هم که اساساً در پایتخت و مراکز استان‏ها صورت پذیرفت موجب نابرابری‏های اقتصادی و تبعیض نژادی و قومی گردید و منشأ تحرکات سیاسی فراوان و متعددی گردید و ایران شاهد تکوین و بروز قیام‏های قومی و نژادی متعددی شد. وابستگی به بیگانگان نیز موجب شکاف اقشار مختلف گردید که اعتقاد به هویت ملی داشتند.
خواسته‏های گروه‏های اجتماعی بسیج شده که بیشتر رنگ و صبغه مذهبی داشت قابل مذاکره و گفت و گو نبودند، زیرا هیچ گروهی حاضر به مذاکره درباره هویت خود نیست، فلذا راه‏حل‏های سیاسی به بن‏بست رسید و این شکاف‏ها به خشونت کشیده شد.19

6. پتانسیل تهدید اقوام علیه امنیت ملی کشور

مرزنشینی

موقعیت جغرافیایی اقوام معادله امنیت ملی را پیچیده‏تر کرده است. اقوام مختلف و اقلیت‏های مذهبی در حساس‏ترین حوزه‏های راهبردی کشور و جداره‏های مرزی اسکان یافته‏اند که عقبه آنان در ورای مرزها و بیرون از حوزه نفوذ و اثرگذاری حاکمیت ملی قرار دارد. متأسفانه شیب برخی از این حوزه‏ها به خارج از کشور است و از ابعاد ذیل موجب تهدید و آسیب‏شناسانه تلقی می‏شوند:
1. به لحاظ ارتباط و پیوند حوزه‏ها به خارج از مرزها، هر گونه چالش و بحران بیرونی نیز به سادگی به داخل مرزها سرایت می‏کند؛
2. امکان نظارت و تعهد حاکمیت ملی بر حوزه‏ها به شدت تقلیل می‏یابد؛
3. دولت جمهوری اسلامی ایران را به صورت بالقوه با پدیده ایرردنتیسم (جنبش استقلال‏طلبانه‏ای که خواستار الحاق به نیمه جدا شده خویش در آن سوی مرز است) مواجه خواهد ساخت.20
استقرار اقوام مشابه در مناطق همجوار کشورهای همسایه‏
امروزه بخشی از اقوام ترک، کرد، بلوچ و عرب در ایران و بخشی از آنها در مناطق همجوار دیگر کشورها ساکن هستند. هر چند وجود این اقوام در همسایگی ایران می‏تواند موجب نفوذ فرهنگی ایران شود، اما به صورت معکوس موجب دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران شده است و معمولاً افکار ناسیونالیستی و تجزیه‏طلبی از همین مناطق وارد می‏شود، برای مثال می‏توان به مقر گروه‏های تجزیه‏طلب کرد مثل حزب منحله دمکرات در مناطق کردنشین شمال عراق، جنبش ملی بلوچستان ایران موسوم به جمبا در بلوچستان، پاکستان، جنبش خلق عرب در عراق و پان ترکیست‏ها در جمهوری آذربایجان و ترکیه اشاره کرد.21
وجود کانون‏های فعال بحران‏های قومی و مذهبی در جداره‏های همسایگان ایران مثل هندوستان، گرجستان، روسیه، لبنان، فلسطین اشغالی و دیگر نقاط خاورمیانه ممکن است کل منطقه را در شعله‏های آتش فتنه غوطه‏ور ساخته و به سرعت با بحران‏های واگرایی قومی، مذهبی مواجه سازد.22

دخالت بیگانگان

مسئله تکثر قومی و مذهبی کشور زمانی که با اهداف و مطامع استعماری بیگانه و دشمنان همراه شود از اهمیت و حساسیت فوق العاده‏ای برخوردار می‏شود و تنوع و ناهمگونی فرقه‏ها و اقلیت‏های قومی و مذهبی از مهم‏ترین ابزار آنها محسوب می‏شود. با نگاهی به حوادث و رخدادهای تاریخ معاصر کشور، ردپای نفوذ و مداخله بیگانگان را در آشوب‏های قومی مشاهده می‏کنیم.23
موازی بودن شکاف قومی با شکاف‏های مذهبی و زبانی (شکاف متراکم)
شکاف‏ها و تعارض گروه‏های متنوع نقش مهمی در میزان ثبات با ایجاد بی‏نظمی و ناامنی کشور دارد. این شکاف‏ها و تعارضات ممکن است متقاطع یا موازی، فعال یا غیر فعال، واحد یا متعدد باشند. تعداد گروه‏ها، موازی بودن آنها و فعال شدن شکاف‏ها موجب اختلاف با سایر مناطق و دولت مرکزی و در نتیجه بی‏ثباتی و ناامنی می‏گردد که در ایران قابل مشاهده است، زیرا در اغلب مناطق قومی‏نشین کشور، تضاد قومی و نژادی با تضاد زبانی و تفاوت مذهبی همراه است، بالطبع اگر این تضادها فعال شود و شکاف‏ها عمیق گردد موجب ناامنی خواهد گردید.24

قومیت و ابعاد آن در ایران (2)

7. جامعه مدنی و گروه‏های قومی در ایران (قبل و پس از انقلاب اسلامی)

قبل از استقرار دولت مدرن در ایران، تمایز دولت از اقوام آسان نبود، زیرا سران اقوام و قبایل در ساختار دولت حضور داشتند و دولت و اقوام ایرانی به یکدیگر وابسته بودند و نظام واحدی را تشکیل می‏دادند که هویت ایرانی بود. دولت برای بسیج سپاه و اخذ مالیات و عوارض و تأمین امنیت مرزها متکی به گروه‏های قومی بود و گروه‏های قومی نیز در قدرت دولتی سهیم بودند و از آن منتفع می‏شدند و اگر تعادل میان آن دو به هم می‏خورد مجدداً این تعادل برقرار می‏شد. اقوام فارس، ترک، کرد و لر و... به یگانگی تاریخی پاس و ماد و به اسطوره مشترک قوم آریا می‏رسد. اختلاف لهجه و گویش‏های زبانی نیز حاکی از آن اصل مشترک است. همراهی اقوام بختیاری در دوران مشروطه به اشتراک عقیده با ایرانیان شیعه و تأکید کردها بر اصالت ایرانی خود و همراهی ایلات قشقایی در جریان ملی شدن صنعت نفت حاکی از این وحدت ایران است.
پس از انقلاب اسلامی ایران فعالیت گروه‏های مخالف و تجزیه طلب در مناطق قومی‏نشین بحران‏هایی آفرید، لکن در جریان جنگ تحمیلی با رهبری امام خمینی (قدس سره) موجب همراهی اقوام برای دفاع از ایران گردید. در دوران بازسازی سعی در محرومیت‏زدایی و فعالیت‏های عمرانی و گسترش زیربناهای اقتصادی شد و پس از آن جامعه مدنی شکل گرفت.
با مطالعه قانون اساسی می‏توان زیربناهای حقوق شهروندی را در اصول مختلف به شرح ذیل یافت:
- حق مشارکت در امور سیاسی در اصل هفتم.
- برخورداری از حقوق مساوی در اصل نوزدهم که با صراحت می‏گوید مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.
- برابری همگان در مقابل قانون در اصل بیستم.
- مصونیت جان و مال همگان در اصل بیست و پنجم.
- ممنوعیت تفتیش عقاید مردم در اصل بیست و سوم.
- برخورداری همگان از امنیت فکری در اصل بیست و پنجم.
- حق ابراز عقیده به طرز عمومی در اصول بیست و چهارم و بیست و هفتم.
- آموزش و پرورش رایگان برای همه در اصل سی‏ام.
- برخورداری همگان از مسکن مناسب با نیاز در اصل سی و یکم.
- برخورداری عموم مردم از امنیت قضایی و حقوقی در اصل سی و دوم.
- ابزارهای جامعه مدنی یا نهادهای میانجی دولت و مردم در اصل ششم و بیست و ششم آمده است که احزاب و جمعیت‏ها، انجمن‏های سیاسی و صنفی و انجمن‏های اسلامی یا اقلیت‏های دینی شناخته شده آزادند، مشروط بر این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند.
- شوراها که در اصول هفتم و صدم تا یکصد و ششم آمده است و از ارکان تصمیم‏گیری و اداره امور کشور شمرده شده است.
- به رسمیت شناختن زبان‏های محلی اقوام ایرانی در کنار زبان ملی یعنی فارسی در اصل پانزدهم.
- لزوم رعایت حقوق ایرانیان غیر مسلمان در اصول سیزدهم و چهاردهم.
- آزادی فعالیت مطبوعات در اصل بیست و چهارم.
- حق تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‏ها در اصل بیست و هفتم.
لذا می‏توان گفت آحاد ملت و کلیه شهروندان ایرانی منهای تمایزات قومی و مذهبی صاحب حق هستند.25
قومیت در سند چشم‏انداز بیست ساله‏
یکی از الزامات توسعه در جمهوری اسلامی ایران برای تحقق سند چشم‏انداز بیست ساله تکیه بر همبستگی ملی و مشارکت عمومی و یافتن راهکارهای مناسب برای همگرایی قومیت‏ها، مذاهب، اقلیت‏ها و گروه‏های مختلف و هوشیاری لازم به تحریکات سازمان یافته دشمن و دسیسه‏ها و نقشه‏های آنها در جهت ایجاد تنش و بحران است.26
8. راهبردهای مناسب برای انسجام اجتماعی و جلوگیری از فعالیت گرایش‏های قومی‏
1. ارائه طرح مفهوم شهروندی به جای ما - دیگری - قومیت و...
2. توسعه نهادهای مشارکتی و گشودن باب مذاکره.
3. پرهیز از سرکوب و تبدیل نقش سرکوبگرانه دولت به رأفت و رحمت.
4. جلوگیری از بسط محرومیت (در پست‏های سیاسی، حمایت‏های اقتصادی و...).
5. نفی الگوی دولت معیوب و رسیدگی به همه کشور.
6. خشکاندن فضای ذهنی محرومیت و محرومیت‏زدایی.
7. جامعه‏پذیری سیاسی کارآمد و هدایت نهادهایی چون خانواده و مدرسه برای آموزش نسل جدید و رفع شکاف.
8. عدم تحقیر در عرصه هنر و ادبیات و...
9. نفی صلح منفی (عاجز بودن افراد در مقابل یک کانون سیاسی مقتدر) و ایجاد صلح مثبت در برقراری نظام عادلانه و کسب رضایت افراد و پرهیز از خشونت.27
9. مهم‏ترین تهدیدات، آسیب‏ها و فرصت‏ها در حوزه پاره فرهنگ‏های قومی و مذهبی برای امنیت سیاسی و فرهنگی ایران‏
با توجه به آنچه تا کنون بیان شد، چند نمونه از خرده فرهنگ‏ها را در جدول ذیل از جهت فرصت، تهدید و آسیب ارائه می‏کنیم.

پي نوشت:

17. اصغر افتخاری، پیشین.
18. حجت اللَّه ایوبی، پیشین.
19. حسین عصاریان‏نژاد، پیشین.
20. همان.
21. همان.
22. همان.
23. همان.
24. جعفر حق‏پناه، «جامعه مدنی و قومیت‏ها در جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه مطالعات راهبردی، پیش شماره دوم (1377).
25. مرتضی خسروی، «الزامات فرهنگ سند چشم‏انداز 20 ساله»، ماهنامه اطلاعات راهبردی، ش 39.
26. همان.

منبع:فصلنامه علوم سیاسی شماره 34


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما