ژوي سالخورده، راننده لکوموتيو بخاري و دستيارش لي ژيژونوگ سوزن بان با يکديگر روابط نزديکي دارند. روزي ژيژونوگ متوجه مي شود سروکله دوستش نه در محل کار و نه حتي اطراف معدني که بيش از سي سال در آن کارکرده بودند، پيدا نيست. او براي يافتن دوستش همه جا را زير پا مي گذارد. و به تدريج رابطه آن ها معنايي ديگر مي يابد. منبع: صنعت سينما- 91
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.