یوم الله 22 بهمن غروب استعمار آمریکا، طلوع استقلال ایران

در این مطلب، به بررسی اقدامات خصمانه آمریکا از قبل از انقلاب، حمایت از شاه و توطئه‌های بعد از انقلاب تا امروز پرداخته می‌شود.
سه‌شنبه، 23 بهمن 1403
تخمین زمان مطالعه: 37 دقیقه
پدیدآورنده: قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
یوم الله 22 بهمن غروب استعمار آمریکا، طلوع استقلال ایران
مقدمه:
نقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در 22 بهمن 1357، نقطه عطفی در تاریخ این سرزمین بود. این انقلاب نه تنها نظام سلطنتی وابسته به آمریکا را سرنگون کرد، بلکه بساط شرارت‌ها و دخالت‌های این کشور را نیز در ایران برچید. پیش از پیروزی انقلاب، آمریکا با حمایت از رژیم شاه، نقش پررنگی در سرکوب مردم و غارت منابع کشور داشت. کودتای 28 مرداد، تحمیل کاپیتولاسیون، تشکیل ساواک و حمایت از حکومت استبدادی شاه، از جمله جنایات آمریکا در این دوران بود.
 
آمریکا با این اقدامات، تلاش داشت تا ایران را به کشوری وابسته و تحت سلطه خود تبدیل کند و از منابع آن به نفع خود بهره‌برداری کند. اما با پیروزی انقلاب اسلامی، مردم ایران نشان دادند که حاضر به تحمل این وضعیت نیستند و خواهان استقلال و آزادی هستند.
 
22 بهمن، روزی است که مردم ایران با اتحاد و همدلی خود، بساط ظلم و ستم را برچیدند و فصل جدیدی را در تاریخ خود رقم زدند. در این نوشتار، قصد داریم به بررسی شرارت‌های آمریکا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، نقش این کشور در حمایت از رژیم شاه، و توطئه‌های آن پس از پیروزی انقلاب تا به امروز بپردازیم.
 

یوم الله 22 بهمن، غروب استعمار آمریکا، طلوع استقلال ایران

شرارت‌ آمریکا در حادثه کودتای 28 مرداد

حادثه از این قرار بود که دولت مصدق که نفت، منبع ثروت ملی کشور را از چنگ انگلیسی‌ها و از دست انگلیسی‌ها با کمک افرادی که بودند -مرحوم آیت‌الله کاشانی و دیگران- توانست خارج کند، یک اشتباه تاریخی انجام داد و آن تکیه به آمریکا بود.
 
 در مقابل دشمنی انگلیسی‌ها، فکر کرد باید یک پشتیبانی در عرصه بین‌المللی داشته باشد، این پشتیبان آن روز از نظر او آمریکا بود؛ به آمریکایی‌ها اعتماد کرد؛ امید او به آمریکایی‌ها بود.
 
 از این خوش‌بینی و ساده‌اندیشی، آمریکایی‌ها استفاده کردند، کودتای بیست‌وهشتم مرداد را به راه انداختند. یک مأمور آمریکایی با نام و نشان مشخص که کاملاً مضبوط است و ما می‌شناسیم، می‌دانیم -اسمش هم در تاریخ هست- بلند شد آمد اینجا؛ (عامل کودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت کرد بین اراذل و اوباش که کودتا را راه بیندازد؛ آمریکایی بود.
 
تدبیر کار را خودشان هم اعتراف کردند، اقرار کردند. بعد هم حکومت ظالمانه‌ی پهلوی را سالهای متمادی بر این کشور مسلط کردند، ساواک تشکیل دادند، مبارزان را به زنجیر کشیدند، شکنجه کردند) آمریکایی بود، رفت در سفارت انگلیس یا در سفارت یک کشور غربی یا شاید هم کانادا مستقر شد و پولی را که آورده بود تقسیم کرد،
 
 افرادی را با خودش همراه کرد؛ عناصر و عوامل داخلی خائن هم وجود داشتند؛ کودتای بیست‌وهشتم مرداد را راه انداخت و همه زحماتی را که ملت ایران در ظرف دو سه سال -دوران ملی شدن صنعت نفت- کشیده بودند، بر باد داد.
 
مصدق را هم گرفتند، بردند زندانی کردند و محمدرضای پهلوی را که از ایران فرار کرده بود، برگرداندند، به سلطنت نشاندند؛ و ۲۵ سال از سال ۳۲ تا سال ۵۷ این ملت، زیر یوغ حکومت تحمیلی و وابسته پهلوی به انواع خفت‌ها، انواع فشارها، انواع سختی‌ها مبتلا شد؛ آمریکایی‌ها این کار را کردند.
 
مستشاران نظامی‌شان ارتش ما را تصرف کردند، عوامل اقتصادی‌شان سیاست‌های اقتصادی خود را پیش بردند؛ علاوه بر اینها -اینها کارهای ظاهری و مشهود بود- کارهای غیر مشهودی کردند که هنوز تحلیلگران ما متأسفانه نرسیده‌اند که به حرکات غیر مشهودِ در جهت نابودی ثروت‌های معنوی و انسانی ملت ایران که از طرف آمریکایی‌ها در ایران در این ۲۵ سال انجام گرفت، رسیدگی کنند؛ هنوز نتوانسته‌اند.
 
اینها مسائلی است که جای تحقیق دارد و جای دنبال‌گیری دارد. ۲۵ سال اختناق، فشار بر ملت ایران، ضایع کردن منابع انسانی این کشور، غارت منابع طبیعی این کشور، بدنام کردن ملت ایران در میان ملت‌های مسلمان در منطقه، کارهایی بود که آمریکایی‌ها در این مدت کردند.
 
 چقدر انسان‌ها کشته شدند، چقدر انسان‌ها زندان رفتند، چقدر انسان‌ها شکنجه شدند، در داخل کشور چه سیاست‌های خائنانه‌ای علیه ملت ایران انجام گرفت که همه در سایه حضور آمریکایی‌ها و حضور دولت دست‌نشانده آمریکایی‌ها در ایران بود و به‌خاطر اعتمادی که آن روز، آن آقا از روی ساده‌اندیشی به آمریکا کرد. [1] کودتای ۲۸ مرداد را باید سرآغاز تسلط آمریکا بر ایران و دخالت در امور کشورمان به‌حساب آورد.
 
شرارت آمریکا در تحکیم پایه‌های حکومت استبدادی شاه
حمایت دولت آمریکا از شاه پس از ۲۸ مراد ۱۳۳۲ وارد مرحله جدیدی شد و آمریکایی‌ها با تمام توان، از شاه حمایت کردند. حمایت مالی آمریکا پس از کودتا به طرز شگفت‌انگیزی افزایش یافت به‌گونه‌ای که ۱۲ روز پس از کودتای ۲۸ مرداد، آمریکا با پرداخت یک وام ۴۵ میلیون دلاری به ایران موافقت نمود.
 
 در سال ۱۳۳۰ کمک مالی آمریکا به ایران بالغ‌بر ۳/۱ میلیون دلار بود، درحالی‌که این رقم در سال پس از کودتا به ۷۰ میلیون دلار یعنی ۶۰ برابر رقم قبلی رسید.
 
همچنین درحالی‌که تعداد مستشاران سازمان سیا در ایران در سال ۱۳۳۰ کمتر از ۱۰ نفر بود، سه سال بعد به ۳۰۸ نفر رسید.
 
نفوذ آمریکا در دستگاه حاکمیت ایران روزبه‌روز بیشتر می‌شد تا جایی که کارتر، ایران را جزیره ثبات خواند؛ و علاقه خود را نسبت به رژیم شاه این‌گونه توصیف نمود «هیچ کشور دیگری در جهان برای برنامه‌ریزی مشترک، از ایران به آمریکا و ما نزدیک نیست.
 
هیچ کشور دیگری برای بررسی مشکلات منطقه‌ای که موردعلاقه هر دو طرف ما نیز هست، ارتباط نزدیک‌تری از ایران با ما ندارد و هیچ رهبر دیگری نزد من احترامی عمیق‌تر و رابطه‌ای دوستانه‌تر از شاه ندارد».  آمریکا تا آخرین روزهای حیات سیاسی شاه، دست از حمایت وی برنداشتند و در برابر همه جنایات از او حمایت می‌کردند.
 

شرارت آمریکا و بی اعتنایی کارتر به شاهنشاه ایران

1- سردی روابط اولیه
وقتی جیمی کارتر در سال ۱۹۷۷ میلادی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شد، محمدرضا پهلوی پیام تبریکی برای وی فرستاد، اما کارتر تا ۲۸ روز بعد پاسخی به این تبریک نداد. این تاخیر عجیب در پاسخ به تبریک شاه وی را نسبت به کارتر و دولتش بدبین کرد و با توجه به اینکه به تئوری توطئه نیز باور داشت، به تدریج به این باور رسید که متحدانش علیه او توطئه خواهند کرد..
 
کارتر پس از مدتی تلاش کرد رابطه خود با حکومت پهلوی را بهبود ببخشد؛ چرا که آمریکا شدیدا گرفتار بحران سوخت بود. در ۲۲ آبان ۱۳۵۶ محمدرضا شاه پهلوی و همسرش با دعوت رسمی جیمی کارتر به آمریکا سفر کردند.
 
2- سفر شاه به آمریکا و اشک‌های کاخ سفید
سفر شاه به آمریکا به دعوت کارتر، به جای آنکه مایه دلگرمی باشد، به صحنه‌ای از تزلزل تبدیل شد. تصاویری از شاه در حال پاک کردن اشک‌هایش در کاخ سفید، بازتاب گسترده‌ای یافت. این اشک‌ها ناشی از گاز اشک‌آور پلیس برای متفرق کردن دانشجویان معترض به شاه بود.
 
3- سخنرانی جزیره ثبات و چرخش ناگهانی
کارتر برای جبران سفر تلخ شاه، به ایران سفر کرد و در سخنرانی خود، ایران را "جزیره ثبات" نامید و از شاه تمجید کرد. اما این تعریف و تمجید دیری نپایید و با افزایش اعتراضات، کارتر تصمیم به عدم حمایت از شاه گرفت.
 
4- دلایل عدم حمایت کارتر از شاه
مقامات دولت ایالات متحده، هیچکدام شناخت مناسبی از وضعیت سیاسی ایران نداشتند. خود کارتر نیز به دلیل اختلاف نظر میان مشاوران امنیّتی و دیپلمات‌های وزارت خارجه، از اتخاذ تصمیمی واحد و منسجم برای حل بحران رژیم پهلوی عاجز بود.
 
 در وضعیتی که شاه نیازمند کمک و حمایت جدی و منسجم ایالات متحده بود، حمایت‌های ایالات متحده اغلب به گونه‌ای گسسته و نامنسجم صورت می‌گرفت و مشاوره‌های آمریکا به پادشاهی که از لحاظ روان شناختی کاملا به حمایت این کشور وابسته بود عمدتا متناقض و مبهم به نظر می‌رسید.
 
ایالات متحده در ماه‌های آبان و آذر سال ۵۷ بدون داشتن سیاست منسجم خاصی در قبال بحران ایران به برخورد‌های بی‌هدف و بی‌برنامه خود ادامه داد.
 اتخاذ این رویکرد از سوی بریتانیا و ایالات متحده به هیچ عنوان برای شاه که در جریان انقلاب بر میزان وابستگی روانی‌اش به حمایت قدرت‌های خارجی افزوده شده بود، خوشایند نبود.
 
نهایتا افزایش اعتراضات، کارتر به واهمه انداخت و گزارش سالیوان، سفیر وقت آمریکا در ایران مبنی بر بیماری درمان‌ناپذیر شاه، کارتر را مصمم کرد که دست از حمایت وی بردارد و نهایتا در جریان کنفرانس گوادلوپ عدم حمایت ایالات متحده از حکومت پهلوی را اعلام کرد.
 
5- کنفرانس گوادلوپ و نقش آن در انقلاب ایران
کنفرانس گوادلوپ نشستی بین چهار قدرت اصلی بلوک غرب (آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان غربی) بود که در دی ماه سال ۱۳۵۷ در جزیره گوادلوپ برگزار شد.
 
رهبران شرکت‌کننده در این کنفرانس عبارت بودند از:
1- جیمی کارتر (رئیس جمهور آمریکا)
2- جیمز کالاهان (نخست وزیر انگلستان)
3- والری ژیسکاردستن (رئیس جمهور فرانسه)
4- هلموت اشمیت (صدراعظم آلمان غربی)
 
موضوع اصلی کنفرانس:
موضوع اصلی این کنفرانس، بررسی وضعیت بحرانی ایران و انقلاب اسلامی بود.
 
  تصمیمات و نتایج کنفرانس:
1- در این کنفرانس، رهبران غربی به این نتیجه رسیدند که دیگر نمی‌توانند از رژیم شاه حمایت کنند.
2-آن‌ها تصمیم گرفتند که از ارتش ایران برای برقراری نظم و ثبات در کشور حمایت کنند.
3- همچنین، تصمیم گرفته شد که شاه باید هرچه سریع‌تر ایران را ترک کند.
 
دیدگاه‌ها و تحلیل‌ها کنفرانس:
1- والری ژیسکاردستن رئیس جمهور وقت فرانسه در کتاب خاطراتش درباره تصمیم کارتر برای عدم حمایت از شاه می‌نویسد: «پرزیدنت جیمی کارتر در کمال غافلگیری ما اعلام کرد ایالات متحد تصمیم گرفته دیگر از رژیم شاه حمایت نکند. بدون پشتیبانی ایالات متحد، این رژیم ازدست‌رفته است.
 
2- کارتر که یک سال پیش به صورت غلوآمیزی از محمدرضاشاه تمجید کرده بود، این بار در کنفرانس گوادلوپ به حاضرین اعلام کرد که «آیت الله خمینی مرد باایمان و خداپرستی است و من هم با ایمانم پس خوب با هم کنار خواهیم آمد و ضمن اینکه شاه بیمار است و دیگر قادر به اداره کشور نیست.»
جیمی کارتر خود بعد‌ها در خاطراتش نوشته  که در گوادلوپ حمایت بسیار کمی از شاه وجود داشت و همگی متفق‌القول بوده‌اند که شاه باید از ایران خارج شود. ظاهرا تنها هلموت اشمیت بود که رای ممتنع داشت.
 
3- ژیسکاردستن نیز اعلام کرد که بهتر است شاه هرچه سریع‌تر ایران را ترک کند.
 
4- شاه، کنفرانس گوادلوپ را توطئه‌ای از سوی آمریکا و انگلیس علیه خود می‌دانست.شاه بعد از خروج از ایران موضع کارتر را دلیل بالاتر رفتن میزان اعتراضات اعلام کرد و گفت:
 
«کارتر هیچ شم سیاسی نداشت و به دلیل بی‌اطلاعی از گذشته ملل، تفاوت فرهنگ‌ها، روانشناسی و رفتار آن‌ها و ضعف تحلیل اوضاع جاری جهان و پیش‌بینی آینده، تحت تأثیر تلقین و نفوذ اطرافیان خود به‌ویژه برژینسکی ضد روس برای آمریکا در درازمدت مشکلات متعدد خواهد آفرید که رفع آن‌ها نیاز به هزینه کردن صد‌ها میلیارد دلار و حتی تحمل تلفات دارد.»
 
6- دلخوری شاه از کارتر
گزارش‌هایی که به کارتر داده بودند همگی سویه‌های خاصی داشت. سالیوان به وی گفته بود روحانیون و ارتش دو نیروی ضد شوروی هستند و خطر کمونیسم را از ایران دور می‌کنند. کارتر تا جایی پیش رفت که پس از انقلاب هم به مدت ده ماه اجازه ورود «رهبر داهی» را به آمریکا نداد و نهایتا با اکراه پذیرفت که محمدرضا پهلوی تنها برای درمان وارد آمریکا شود.
 
به گفته دوستان نزدیک شاه، از جمله اردشیر زاهدی، محمدرضاشاه در ایام پایانی عمر همواره از بی‌وفایی و نمک‌نشناسی کارتر و دیگر هم‌پیمانان سابق اش که دست از حمایت از وی برداشته بودند، گلایه می‌کرد.
 
برای وی دردناک بود که هیچ کدام از این شرکا و دوستان سابق حتی حاضر به پذیرفتن وی در کشور خودشان به عنوان مسافر موقت نیز نبودند و مدام به اردشیر زاهدی می‌گفت: «اردشیر جان؛ این همه کشور در دنیا وجود دارد. یعنی هیچ جایی در دنیای به این بزرگی برای من نیست؟»
 
 البته شاه فراموش نکرده بود که انسان‌های بسیاری به‌واسطه عدم رواداری وی با مخالفان سیاسی‌اش دربه‌در شده بودند و نه در وطن خود و نه در هیچ جای دنیای به این بزرگی جایی برای رفتن نداشتند.
 

شرارت آمریکا  در تشکیل ساواک در ایران

تأسیس ساواک در ایران تحت نظارت آمریکا انجام گرفت که نه‌تنها سازمان سیا یعنی آژانس جاسوسی خارجی آمریکا در آن شرکت داشت، بلکه سازمان اف. بی. آی که آژانس داخلی آمریکاست نیز در این راه کمک‌های فراوانی کرد. آموزش نیروهای ساواک توسط افسران سازمان سیا هم در داخل کشور و هم در آمریکا صورت می‌گرفت.
 
ارتشبد حسین فردوست دراین‌باره می‌نویسد: «در نخستین قدم، شناخت سازمانی که مأمور راه‌اندازی آن بودم ضرورت داشت. وضع سازمان را مطالعه کردم و با تک‌تک مدیران کل بحث نمودم. بدین ترتیب مشخص شد که از سال ۱۳۳۵، ساواک توسط ده مستشار آمریکایی طبق قواره سازمان خودشان سازمان‌دهی شده است؛ بنابراین ساواک دو وظیفه اطلاعاتی و امنیتی را به عهده داشت و تلفیقی بود از دو سازمان سیا و اف. بی. آی»
 
بدین‌وسیله آمریکا توانست با تأسیس ساواک در ایران، کانونی قوی از سازمان جاسوسی آمریکا را بدون هزینه خود تأسیس کند؛ تا ازیک‌طرف حافظ رژیم سلطنتی باشد که این رژیم با اطمینان خاطر، منافع آمریکا در منطقه را تأمین نماید و از طرف دیگر با توجه به موقعیت ایران، از این طریق بتواند رقیب اصلی خود، یعنی شوروی سابق را زیر نظر بگیرد.
 
مام‌خمینی معتقد بود، هدف از تأسیس ساواک در رژیم پهلوی، خدمت به رژیم، و ایجاد ترس و وحشت و مقابله با ملت بود[2]؛ چنان‌که به دلیل تبلیغات گسترده، ذهنیت مردم بر نفوذ و نیروی بی‌حد ساواک شکل گرفته بود و گمان می‌کردند هر سخنی علیه محمدرضا پهلوی حتی در داخل خانه، با پیامدهای سنگینی مواجه خواهد شد و به این ترتیب وحشت تا درون خانواده‌ها راه یافته بود.[3]
 
ایشان معتقد بود افرادی که برای عضویت در سازمان امنیت انتخاب می‌شوند، دین ندارند و رژیم تلاش می‌کند کسانی را در این کار بگمارد که مخالف دین باشند؛ اغلب مقامات بلندپایه ساواک نیز بهایی هستند؛ زیرا اگر شیعه باشند دست به چنین کارهایی نمی‌زنند.[4]
 
امام‌خمینی از آن‌رو که اسرائیل به مأموران سازمان امنیت، آموزش شکنجه می‌داد،[5] این کشور را شریک جنایات پهلوی و ساواک معرفی می‌کرد.[6]
 
امام‌خمینی همچنین با تشبیه ساواک به اداره تفتیش عقاید قرون وسطایی خاطرنشان کرده‌است از نظر ساواک، ملت ایران یا باید به‌طور کامل از نظر پهلوی، حتی اگر بر خلاف اسلام و مصالح مسلمانان باشد، پیروی کنند یا با انواع تهدید، اهانت، شکنجه و محرومیت از حقوق انسانی مواجه خواهند بود.[7]
 
 ایشان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، ابهت ساواک را از دست رفته می‌دید[8] و در آستانه پیروزی انقلاب، بر انحلال و محاکمه عوامل این سازمان غیر مردمی و عامل ظلم و تعدی تأکید می‌کرد[9]؛ در عین حال پس از پیروزی با تذکر به مسئولان، برای رعایت موازین شرعی و اسلامی در برخورد با مخالفان و حتی عوامل ساواک، به اجتناب از تعرض به خانواده‌های آنان توصیه کرد.[10]
 

شرارت‌ آمریکا در تحمیل لایحه کاپیتولاسیون

کاپیتولاسیون چیست؟
کاپیتولاسیون (Capitulation) واژه‌ای فرانسوی و به معنای انعقاد عهدنامه و قرارداد یا خود عهدنامه است و از نظر حقوقی به قراردادهایی گفته می‌شود که به موجب آن، اتباع یک کشور در قلمرو دولتی دیگر مشمول قوانین قضایی کشور خود باشند. در زبان فارسی از کاپیتولاسیون با تعبیر «امتیاز قضایی» یا «حق قضاوت کنسولی» یادشده است.[11]
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: رژیم طاغوت پهلوی به خاطر وابستگی‌اش به آمریکا، در مجلس آن روز تصویب کردند که مأمورین آمریکائی از دادگاه‌های ایران و امکانات قضائی و امنیتی ایران معافند. این اسمش کاپیتولاسیون است.
 
از نظر خود آمریکائی‌ها، رابطه‌ی بین آمریکا و کشورهای به قول خودشان جهان سوم، رابطه‌ی ارباب و رعیت است؛ آنها هر اختیاری در این کشور دارند؛ نفتش، گازش، منافعش و پولش را بگیرند و ملت را اینجور تحقیر کنند. [12]
 
احیای کاپیتولاسیون و علل آن
محمدرضا پهلوی و کارگزاران او، شاهان قاجار را دربارهٔ اعطای حق قضاوت کنسولی به بیگانگان، سالیان دراز نکوهش می‌کردند و اعطای آن را نشانه بی‌لیاقتی آنان و الغای آن را نشانه میهن‌پرستی، غیرت ملی و آزادمنشی رژیم پهلوی نشان می‌دادند؛[۱3].
 
 ولی خود رژیم پهلوی که زیر سلطه آمریکا بود نتوانست در برابر درخواست آمریکا برای مصونیت قضایی نیروهایش در ایران در سال ۱۳۳۸ و پافشاری بر آن در سال‌های بعد، مقاومت کند و سرانجام در ۲۱ مهر ۱۳۴۳ خواسته آمریکا را عملی کرد.[۱4]
 
 تشویق مستشاران آمریکایی به حضور در ایران و واداشتن مقامات ایران به نگهبانی از اتباع و اموال امریکایی‌ها از انگیزه‌های اصلی این قرارداد بود.[۱5] تحقیر ملت ایران و چیره‌شدن امریکایی‌ها بر این کشور[۱6] و نیز برتری‌جویی آمریکا بر رقبا به‌ویژه انگلستان از دیگر انگیزه‌های آن بود.[۱7]
  
محتوای کاپیتولاسیون در سخنان امام خمینی (ره)
1-امنیت کامل برای آمریکائیها
1- تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند.
 
 اگر یک خادم امریکایی، اگر یک آشپز امریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاه های ایران حق ندارند محاکمه کنند! باز پرسی کنند! باید برود امریکا! آنجا در امریکا ارباب ها تکلیف را معین کنند!
 
2- کوچک کردن ملت و شاه
2-  ملت ایران را از سگ های امریکا پست تر کردند. اگر چنانچه کسی سگ امریکائی را زیر بگیرد باز خواست از او می کنند، اگر شاه ایران یک سگ امریکائی را زیر بگیرد باز خواست می کنند و اگر چنانچه یک آشپز امریکائی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد،بزرگتر مقام را زیر بگیرد هیچ کس حق تعرض ندارد. چرا؟
  
3- وام و فروش کشور
این قرضه دلار چه به سر این ملت می‌آورد؟ این ملت فقیر ده سال، ۱۰۰ میلیون دلار، ۸۰۰ میلیون تومان نفع پول به آمریکا بدهد! در عین حال ما را بفروشند برای یک همچو کاری!
 
هی قرض روی قرض بیاورید! هی نوکر بشوید! البته دلار نوکری هم دارد، دلارها را شما می خواهید استفاده کنید نوکریش را ما بکنیم. اگر ما زیر اتومبیل رفتیم کسی حق ندارد به امریکائی ها بگوید بالای چشمت ابروست لکن شماها استفاده اش را بکنید، مطلب این طور است.
 
 نباید گفت اینها را آن آقایانی که می گویند که باید خفه شد، این جا هم باید خفه شد این جا هم خفه بشویم ما را بفروشند و خفه بشویم قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم والله گناهکار است کسی که داد نزند، والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند (گریه شدید حضار). به داد اسلام برسید ما زیر چکمه امریکا برویم چون ملت ضعیفی هستیم! چون دلار نداریم!
 
3- مستشاران آمریکایی و تحقیر ملت
نظامیان آمریکایی، مستشاران نظامی آمریکایی به شما چه نفعی دارند آقا؟ اگر این مملکت اشغال آمریکاست پس چرا اینقدر عربده می‌کشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی می‌زنید؟
 
اگر این مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از ارباب‌ها بالاترشان می‌کنید؟ پس چرا از شاه بالاترشان می‌کنید؟ اگر نوکرند مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید، اگر کارمند شما هستند مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل می‌کنند شما هم عمل کنید.
 
اگر مملکت ما اشغال آمریکایی است پس بگویید، پس ما را بردارید بریزید بیرون از این مملکت، اگر ما زیر اتومبیل رفتیم کسی حق ندارد به آمریکایی‌ها بگوید بالای چشمت ابروست لکن شماها استفاده‌اش را بکنید، مطلب این طور است.
 
4- دولت و مجلس غیرقانونی
چه می‌خواهند با ما بکنند؟ این دولت چه می‌گوید به ما؟ این مجلس چه کرد با ما؟ این مجلس غیرقانونی، این مجلس محرم، این مجلسی که به فتوای و به حکم مراجع تقلید تحریم شده است، این مجلسی که یک وکیلش از ملت نیست، این مجلسی که به ادعا می‌گوید ما از انقلاب سفید آمده‌ایم. آقا کو این انقلاب سفید؟ پدر مردم را درآوردند.
 
7- عتراض و فریاد
نباید گفت اینها را، آن آقایانی که می‌گویند که باید خفه شد، این جا هم باید خفه شد، این جا هم خفه بشویم، ما را بفروشند و خفه بشویم، قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم. والله گناهکار است کسی که داد نزند، والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند. به داد اسلام برسید.
 
8- آمریکا، منفورترین دشمن
ما زیر چکمه آمریکا برویم چون ملت ضعیفی هستیم! چون دلار نداریم! آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر. امروز دولت آمریکا منفورترین دولت در نظر ماست: اما امروز سر و کار ما با این خبیث‌هاست، با آمریکاست.
رئیس جمهور آمریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما، امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما، یک همچو ظلمی به دولت اسلامی کرده است.
 
3.توطئه‌های پشت پرده
معلوم می‌شود زیر پرده چیزهایی است و ما نمی‌دانیم. در مجلس گفتند نگذارید پرده‌ها بالا برود، معلوم می‌شود برای ما خواب‌ها دیده‌اند. از این بدتر چه خواهند کرد؟ نمی‌دانم از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ چه می‌خواهند با ما بکنند؟ چه خیالی دارند اینها؟
 
این قرضه دلار چه به سر این ملت می‌آورد؟ این ملت فقیر ده سال، ۱۰۰ میلیون دلار، ۸۰۰ میلیون تومان نفع پول به آمریکا بدهد! در عین حال ما را بفروشند برای یک همچو کاری! نظامیان آمریکایی، مستشاران نظامی آمریکایی به شما چه نفعی دارند آقا؟
 
پیامدهای کاپیتولاسیون
وقتی امام خمینی (ره) می فرمودند که کاپیتولاسیون "سند بردگی ملت ایران" است، این عبارت به روشنی نشان دهنده عمق فاجعه و ذلتی بود که این قانون برای ملت ایران به ارمغان می آورد.
 
یا وقتی می گفتند که این قانون باعث "تسلط غارتگران آمریکایی-صهیونیستی" بر کشور می شود، این عبارت به صراحت نشان دهنده خطرات اقتصادی و سیاسی این قانون برای استقلال و منافع ملی ایران بود.
 
مهم ترین موارد از پیامدهای منفی و ناگوار کاپیتولاسیون از دیدگاه امام خمینی (ره) که) با تشریح این پیامدها و خطرات ناشی از این قانون، سعی در آگاه کردن مردم و علما و بسیج آنها برای مقابله با این مصوبه ننگین داشتند.
 
1- سند بردگی ملت ایران
امام خمینی قرارداد کاپیتولاسیون را به منزله سند بردگی ملت ایران و پایمال کردن حیثیت ارتش و دادگاه های ایران می دانست.
 
2-پایین تر از همه ملت های جهان
از نظر امام خمینی، ایران با امضای این قرارداد خود را از همه ملت های جهان پایین تر کرده و قرارداد ننگینی را امضا کرده است که دولت پاکستان، اندونزی، ترکیه و آلمان غربی زیر بار آن نرفتند.
 
3- اسارت توسط آمریکایی ها
 امام خمینی معتقد بود که مجلس با رای مثبت خود به این قرارداد، ایران را در اسارت آمریکایی ها درآورده است.
 
4- مخالفت با اسلام و قرآن:
 از نظر امام خمینی، کاپیتولاسیون مخالف با اسلام و قرآن بود و لازم بود که مردم و علما علیه آن قیام کنند.
 
5- خرد کردن حیثیت کشور:
امام خمینی معتقد بود که مصونیت دادن به نظامیان آمریکایی یعنی خرد کردن حیثیت کشور و بر باد رفتن استقلال قضایی آن است.
و مایه ذلت و ننگ ایران و سقوط حیثیت کشور می دانست.
 
6- تسلط غارتگران آمریکایی-صهیونیستی
از نظر امام خمینی، کاپیتولاسیون باعث مسلط شدن غارتگران آمریکایی- صهیونیستی در همه شئون نظامی، سیاسی، تجاری، صنعتی، زراعی و بازارها می شد.
  

شرارت‌ آمریکا (ژنرال هایزر) در آستانه پیروزی انقلاب

در هشتم بهمن، یعنی چند روز قبل از ورود امام خمینی به کشور، مردم در خیابان‌های تهران، خیابان انقلاب، تجمع کرده بودند. ژنرال هایزر، فرستاده آمریکا که به ایران آمده بود تا شاید بتواند به نوعی رژیم را از انقلاب نجات دهد، در خاطرات خود می‌نویسد (اینها اسناد تاریخی است) که به ژنرال قره‌باغی گفت که در مواجهه با مردم، لوله تفنگ‌هایتان را پایین بیاورید؛ یعنی مردم را بکشید، تیر هوایی بی‌خودی در نکنید، مردم را قتل‌عام کنید.
 
اینها هم همین کار را کردند، لوله تفنگ‌ها را پایین آوردند، تعدادی جوان و نوجوان کشته شدند ولی جمعیت عقب نرفت. هایزر می‌گوید؛ قره‌باغی بعد آمد به من گفت که این تدبیر تو فایده‌ای نکرد، مردم عقب نرفتند، آن وقت هایزر می‌گوید من دیدم این ژنرال‌های شاه چقدر کودکانه فکر می‌کنند؛ یعنی باید ادامه می‌دادند، باید مرتب می‌کشتند.
 
 ببینید این رژیم دست‌نشانده بود. ژنرال آمریکایی دستور قتل‌عام هم‌وطنان را به ارتشبد ایرانی می‌دهد و این به دستور او و به توصیه او عمل می‌کند و چون فایده‌ای ندارد، می‌رود به او می‌گوید فایده‌ای ندارد؛ او هم می‌گوید اینها بچه اند، اینها کودکانه فکر می‌کنند. این، ماحصل و خلاصه حکومت پهلوی در ایران است. [۱8]
 

شرارت‌ آمریکا (ژنرال هایزر) در کودتای نوژه

کودتای نوژه یا عملیات نقاب، طرحی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود که در سال ۱۳۵۹ توسط برخی نظامیان و با حمایت آمریکا و چند کشور دیگر طراحی شده بود. قرار بود در این کودتا، پایگاه هوایی نوژه در همدان تصرف و از آنجا حملاتی هوایی و زمینی علیه مراکز مهم کشور انجام شود.
 
همزمان با ظهور نشانه‌های سقوط سلطنت پهلوی، امریکا کوشید با اعزام ژنرال هایزر به ایران و انجام کودتای نظامی، زمام امور را به دست بگیرد. در پی این تصمیم‌ هایزر بی‌درنگ با برنامه‌های کاملا سری در 14 دی 1357 وارد تهران شد.
 
برژینسکی به صراحت می‌گوید طرح امریکا از اعزام هایزر، انجام یک کودتای خونین به فاصله کوتاهی پس از خروج محمدرضا پهلوی از ایران بود. هایزر خود درباره مأموریتش می‌نویسد: « وظیفه اصلی من در این مأموریت، به کار بردن همه تلاش‌هایم جهت امکان دادن به دولت بختیار یا هر دولت غیر نظامی دیگری که با غرب سرسازگاری داشته باشد، بود»[19]
 
ژنرال چهار ستاره امریکایی روز سوم بهمن57 (بیست و سوم ژانویه1979) در پاسخ به نامه ژنرال الکساندر هیگ نوشت: «روشی که من مشغول انجام آن هستم، در درجه اول اجرای کودتای نظامی تحت رهبری بختیار است»[20] هایزر اذعان می‌کند: «تا آن‌جا که توانسته بودم... فرماندهان ارتش را ترغیب کرده بودم که طرح‌های لازم را برای کودتا تهیه کنند».[21]
 
طرح کودتای هایزر با ورود امام به کشور در 12 بهمن‌ماه، به صورت جدی‌تر در محافل سیاسی امریکا پیگیری شد. متعاقب ورود امام به ایران، هایزر اعلام کرد: ارتش هم اکنون توان کودتا را دارد.[22] بنابر اظهارات برژینسکی «سرانجام ... به بختیار چراغ سبز داده شد تا آن‌چه که پیشنهاد کرده بود به انجام رساند».[23]
 
متعاقب صدور فرمان کودتا، دستور حکومت نظامی و قتل عام مردم هم صادر شد. با صدور این فرمان، رحیمی فرماندار نظامی و رئیس شهربانی، به پلیس تهران دستور داد که نیروهای پلیس و ارتش هر جنبده‌ای را که در روز یک شنبه 22 بهمن در خیابان‌ها مشاهده کردند به گلوله ببندند. [24] سرلکشر منوچهر خسروداد (فرمانده هوا نیروز) نیز در روز 21 بهمن ماموریت داشت روی تهران چترباز پیاده کند و در ستاد انقلاب و منزل امام، کسی را زنده باقی نگذارد.
 
با پخش خبر کودتای نظامی، امام خمینی با صدور اعلامیه‌ای حکومت نظامی را نامشروع دانستند. به دنبال این اعلامیه امام، مردم یک‌باره به خیابان‌ها ریختند و با سنگربندی خیابان‌ها عبور نیروهای اعزامی ارتش را سد کردند. به فاصله کوتاهی مقر فرماندهان ارتش، نخست‌وزیری و ... به محاصره نیروهای انقلاب در آمد.
 
بنابر گزارش روزنامه کیهان؛ «دراین زمان سپهبد آذر برزین جانشین ربیعی و سرلشگر روحانی از درب جنوبی وارد پادگان شدند و افراد نیروی هوایی را دعوت به خلع سلاح و بازگشت به پادگان‌ها نمودند اما مذاکرات دو ساعته طرفین به جایی نرسید لذا سپهبد برزین و سرلشگر روحانی آنجا را ترک نمودند». [25]
 
 بنابراین طرح کودتا، با رشادت مردم و تدبیر امام شکسته شد. چندی بعد هایزر امریکایی با مشاهده وضع موجود و ناامیدی از عدم اجرای نقشه‌های خود ایران را ترک کرد.
 
 هدف اصلی، بمباران بیت امام خمینی و کشتن ایشان بود. با این حال، کودتا پیش از اجرا توسط نیروهای امنیتی کشف و خنثی شد. در پی آن، صدها نفر دستگیر و تعدادی از عوامل اصلی کودتا اعدام شدند. این کودتا با شکست مواجه شد و به تقویت نظام جمهوری اسلامی و افزایش هوشیاری نیروهای امنیتی منجر شد.
 
مقام معظم رهبری می فرمایند :من بعضی از این وسوسه‌ها و تلاشهایی را که دستگاههای جاسوسی دشمن در ارتش کرده است به شما عرض می‌کنم: ... ماجرای کودتای پایگاه شهید نوژه را ترتیب دادند و برنامه‌ریزی کردند.
 
این هم از طرف همان دستگاههای جاسوسی دشمن، برای فتح ارتش بود. آنها می‌خواستند یا موفّق شوند - که این هدف اوّلشان بود - و با این توفیق، با دستِ ارتشی که عناصر نفوذی‌شان در آن بود، به انقلاب خاتمه دهند و یا اگر موفّق نشدند، بین مردم و ارتش و بین انقلاب و ارتش فاصله بیندازند.
 
توطئه‌ی خطرناکی بود. اما این توطئه هم به وسیله ارتشیها خنثی شد. شاید ملت ایران نداند آن کسانی که موجب شدند توطئه‌ی کودتایِ بسیار خطرناک پایگاه شهید نوژه خنثی شود، خودِ جوانان ارتشی بودند که آمدند به ما اطّلاع دادند.
 
 یک خلبان جوان در نیمه‌ی شب آمد و درِ خانه‌ی ما را زد و با اصرارِ زیاد ما را وادار کرد که حرفش را گوش کنیم. حرفش این بود که این کودتا در ظرف بیست‌وچهار ساعت آینده انجام می‌گیرد. بعد هم عناصر دنبال کننده‌ی این قضیه - نظامیان و ارتشیهای متدیّن آن پایگاه - بیشترین نقش را در خنثی کردن آن کودتا داشتند.
 
 آن کسی که در این صحنه از ارتش دفاع کرد، خودِ ارتش بود. خودِ ارتش نگذاشت که این چنگال دشمن به او وصل شود و توطئه‌ی خود را در ارتش پیاده کند. آن جوان خلبان هم، بعدها جانباز شد. الان هم هرجا هست، امیدواریم که مشمول فضل خدا باشد. این هم یک امتحان بود که توطئه‌ی دشمن، باز به وسیله خودِ ارتش خنثی شد و از بین رفت. [26]
 
شرارت‌ خصمانه آمریکا در صحرای طبس
پس از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی در تهران توسط دانشجویان، آمریکایی‌ها برای حل بحران گروگان‌گیری تلاش زیادی انجام دادند و فشارهای زیادی را علیه کشور ما ایجاد نمودند و هم‌زمان با فعالیت‌های گسترده تبلیغاتی و رسانه‌ای علیه کشورمان، تحریم‌های اقتصادی علیه کشورمان توسط آمریکا و برخی کشورهای اروپایی به مرحله اجرا درآمد.
 
 و دارایی‌های ایران در این کشور مسدود گردید. آمریکایی‌ها ابتدا خواهان مذاکره با کشورمان در این خصوص بودند؛ اما پیش‌شرط امام برای مذاکره، تحویل شاه معدوم به ایران بود و آمریکایی‌ها به‌جای پذیرفتن این خواست طبیعی ملت ایران، در فاز نظامی قدم نهادند.
 
هدف آشکار امریکایی‌ها از عملیاتِ نجات این بود که با حمله‌ای شبانه، گروگان‌ها را از سفارتخانه ربوده، با تبلیغات گسترده آن را به عنوان اقدامی قهرمانانه در تاریخ ارتش آمریکا و کاخ سفید ثبت کنند و برگ برنده‌ای در انتخابات ریاست‌جمهوری به دست آورند[۲7].
 
 اما برخی از تحلیلگران برآن‌اند که هدف اصلی ماجرای طبس اقدام به کودتا و بازگرداندن قدرت به خاندان پهلوی بود.[28] برژینسکی به نقل از کارتر می‌گوید پس از آزادی امریکایی‌ها باید ضربه واقعی به ایرانیان وارد شود. مایلز کاپلند از دست‌اندرکاران سابق دستگاه اطلاعاتی آمریکا و همکار روزولت در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران، تصریح می‌کند هدف از تهاجم طبس، تنها آزادی گروگان‌ها نبود، بلکه هدف سرنگونی رژیم ایران بود.[29]
 
 به گفته برخی از عوامل داخلی شرکت‌کننده در این عملیات، هدف از عملیات طبس تحویل تسلیحات فوق مدرن برای یک جنگ چریکی گسترده و سراسری به گروهی از افسران وفادار به محمدرضا پهلوی بود. شورش برخی از اقوام مرزی علیه نظام اسلامی و تصرف شهرهایی چون زاهدان نیز در برنامه قرار داشته‌است.[30]
 
برژینسکی در کتاب توطئه در ایران می‌نویسد: «طرح عملیات نجات را من ابتدا به‌عنوان آخرین چاره یا یک اقدام اضطراری در صورت به خطر افتادن جان گروگان‌ها تعقیب می‌کردم و به مؤثر بودن عملیات نظامی، نظیر محاصره دریایی ایران، تصرف جزیره خارک و حملات هوایی به هدف‌هایی در داخل خاک ایران، بیشتر اعتقاد داشتم».
 
آمریکایی‌ها پس از مطالعات فراوان و با اتکا به عناصر ضدانقلاب و وابسته به رژیم منحوس شاه، مصمم به حمله به ایران شدند و در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ شبانه تعدادی از نیروهای آموزش‌دیده و ویژه خود را توسط پنج فروند هواپیمای پیشرفته آمریکایی در یکی از فرودگاه‌های متروکه، در صحرای طبس پیاده کردند .
 
تا ازآنجا بر اساس برنامه‌ریزی قبلی و یک‌زمان بندی دقیق، عملیات نظامی خود را آغاز کنند؛ اما با عنایت خداوند و الطاف خفیه الهی، گرفتار طوفان شده و با انهدام هواپیماها، این عملیات نظامی به شکست مفتضحانه‌ای برای آمریکا تبدیل شد.
 

شرارت‌ و دخالت نظامی مستقیم آمریکا در جنگ با ایران

آمریکا از ابتدای انقلاب اسلامی، سیاست‌های خصمانه متعددی را علیه ایران دنبال کرده است. این اقدامات شامل فشارهای اقتصادی و تحریم‌های گسترده با هدف تضعیف اقتصاد ایران و ایجاد نارضایتی در بین مردم بوده است.
 

شرارت آمریکا در فشارهای اقتصادی و تحریمی علیه ایران

تحریم‌ها بخش‌های مختلفی از جمله نفت، گاز، بانکداری و حتی دارو را شامل شده و زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است. با این حال، ایران با وجود همه سختی‌ها، در برابر این تحریم‌ها ایستادگی کرده و تلاش کرده است آنها را به فرصتی برای پیشرفت و خودکفایی تبدیل کند.
 

شرارت‌ و حمایت آمریکا از مخالفان نظام

علاوه بر این، آمریکا از گروه‌های مخالف نظام جمهوری اسلامی از جمله منافقین حمایت کرده و آنها را از نظر مالی، تسلیحاتی، رسانه‌ای و تبلیغاتی پشتیبانی کرده است. هدف از این حمایت‌ها، مقابله با نظام اسلامی و براندازی آن بوده است. آمریکا همچنین در فتنه‌های مختلف داخلی نیز دخالت داشته و از آنها حمایت کرده است.
 

شرارت و فضاسازی سیاسی آمریکا در جنگ روانی علیه نظام

فضاسازی سیاسی و تبلیغاتی و جنگ روانی علیه نظام جمهوری اسلامی از دیگر ابعاد اقدامات خصمانه آمریکا بوده است. این کشور با استفاده از رسانه‌های مختلف، اتهاماتی مانند نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم و تلاش برای دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی را به ایران نسبت داده است. هدف از این اتهامات، تخریب وجهه ایران در سطح بین‌المللی و ایجاد فشار بر این کشور بوده است.
 

شرارت آمریکا در اختصاص بودجه‌های کلان علیه ایران

آمریکا بودجه‌های کلانی را برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی اختصاص داده است. این بودجه‌ها صرف حمایت از گروه‌های مخالف، فعالیت‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی، و اقدامات سایبری می‌شود. هدف از این بودجه‌ها، تضعیف نظام و ایجاد ناآرامی در ایران است.
 

شرارت ومقابله آمریکا با فناوری هسته‌ای ایران

در حالی که آمریکا پیش از انقلاب از برنامه هسته‌ای ایران حمایت می‌کرد، پس از انقلاب با آن مخالفت کرده و تلاش کرده است از دستیابی ایران به فناوری هسته‌ای جلوگیری کند. این تلاش‌ها شامل صدور قطعنامه‌های ضد ایرانی، تحریم‌ها و حتی ترور دانشمندان هسته‌ای بوده است.
 

شرارت آمریکا در تهاجم فرهنگی و جنگ نرم

علاوه بر این، آمریکا جنگ نرم و تهاجم فرهنگی گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کرده است. هدف از این جنگ نرم، تغییر فرهنگ و باورهای جامعه ایران و تضعیف پایه‌های انقلاب اسلامی است. بیش از شصت بنیاد و مؤسسه آمریکایی در زمینه جنگ نرم علیه ایران فعال هستند و از رسانه‌های مختلف برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند.
 

شرارت آمریکا در برجام

رجام، توافقی بین ایران و گروه ۱+۵ بود که در سال ۲۰۱۵ امضا و در سال ۲۰۱۶ اجرایی شد. هدف این توافق، محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران در ازای لغو برخی تحریم‌ها بود. با این حال، آمریکا از ابتدا به طور مکرر به نقض برجام متهم شد.
 
در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به صورت یکجانبه از برجام خارج شد و تحریم‌های لغو شده را دوباره علیه ایران اعمال کرد. ترامپ ادعا کرد که برجام نمی‌تواند از ساخت بمب هسته‌ای توسط ایران جلوگیری کند و این توافق به اندازه کافی سخت‌گیرانه نیست.
 
این اقدام آمریکا با انتقادهای بین‌المللی مواجه شد و بسیاری از کشورها، از جمله متحدان اروپایی آمریکا، این تصمیم را محکوم کردند. خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌های جدید، به تضعیف این توافق و افزایش تنش‌ها بین ایران و آمریکا منجر شد.
 

نتیجه:

با طلوع فجر 22 بهمن، دوران سلطه آمریکا بر ایران به پایان رسید و مردم ایران، مسیر عزت و استقلال را در پیش گرفتند. اگرچه آمریکا پس از پیروزی انقلاب نیز از توطئه‌ها و دشمنی‌های خود دست برنداشت و با تحریم‌ها، جنگ تحمیلی و حمایت از گروه‌های تروریستی، سعی در تضعیف نظام اسلامی داشت، اما ملت ایران با مقاومت و پایداری خود، تمامی این توطئه‌ها را خنثی کرد.
 
 22 بهمن، نماد ایستادگی ملت ایران در برابر استکبار جهانی و یادآور این حقیقت است که با اتحاد و همدلی می‌توان در برابر هر قدرتی ایستاد و پیروز شد.
 

پی نوشت ها:

1.بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان(۱۳۹۴/۰۸/۱۲)
2.نساء، ۱۴۱.
3.امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱/۴۰۹–۴۱۴.
4.محتشمی‌پور، خاطرات سیاسی، ۳۸۲.
5.محتشمی‌پور، خاطرات سیاسی، ۳۸۲؛ دوانی، نهضت روحانیون ایران، ۴–۳/۵۷۷–۵۷۸.
6.مؤسسه تنظیم، سیر مبارزات، ۴/۴۹.
7.مؤسسه تنظیم، امام در آینه اسناد، ۲/۲۲۳.
8.مؤسسه تنظیم، امام در آینه اسناد، ۲/۲۲۴.
9.مؤسسه تنظیم، امام در آینه اسناد، ۴/۶۵.
10.مؤسسه تنظیم، امام در آینه اسناد، ۴/۴۳–۴۴ و ۴۷.
11.آشوری، دانشنامه سیاسی، ۲۵۶؛ علی‌بابایی، فرهنگ روابط بین‌الملل، ۲۷۲؛ دهخدا، لغتنامه دهخدا، ۱۱/۱۵۷۶۲.
12..بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان(۸۹/۸/۱۲)
13. روحانی، نهضت امام‌خمینی، ۱/۱۰۱۲.
14. اسداللهی، احیای کاپیتولاسیون و پیامدهای آن، ۴۲–۴۳ و ۶۴؛ حاضری، احیا و الغای کاپیتولاسیون در ایران، ۱۰۰.
15. روحانی، نهضت امام‌خمینی، ۱/۱۰۱۳–۱۰۱۵.
16. روحانی، نهضت امام‌خمینی، ۱/۱۰۱۲؛ حاضری، احیا و الغای کاپیتولاسیون در ایران، ۱۰۰.
17. روحانی، نهضت امام‌خمینی، ۱/۱۰۱۷.
18.بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان(۱۳۹۴/۰۸/۱۲)
19. رابرت هایزر، مأموریت در تهران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 6
20. سقوط شاه، جان گروگان‌ها و منافع ملی، ص 306
21. رابرت هایزر، مأموریت در تهران، ص 6
22. همان، صص 274-276
23. برژینسکی، اسرار سقوط شاه، ترجمه حمید احمدی، تهران، جامی، 1362، ص 103
24. روزنامه اطلاعات، چهارشنبه 2 اسفند 1357، ص 2
25. روزنامه کیهان ، دوشنبه 23 بهمن 1357 ، شماره 10637
26.بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان و پرسنل ارتش .۱۳۷۴/۰۱/۳۰
27. هاشمی رفسنجانی، روزهای پایداری، ۱/۲۵.
28. جمهوری اسلامی، ۵/۲/۱۳۹۴، ۶.
29. کیه‌زا، هدف تهران، ۱۳۶.
30. مازندی، ایران، ابرقدرت قرن، ۱۷ و ۲۸.
 

منابع:

https://fa.wiki.khomeini.ir/wiki تجاوز نظامی آمریکا به طبس
https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=13014
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=31309
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=10552
https://historydocuments.ir/?page=post&id=3436
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=31309
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=31309
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c207_41045
https://www.mehrnews.com/news/2048261
https://www.khabaronline.ir/news/1232559
http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/3023/
https://fa.wiki.khomeini.ir/wikiکاپیتولاسیون
http://nahad-tums.ir/Article.aspx?ID=13
https://fa.wiki.khomeini.ir/wikساواک
http://www.imam-khomeini.ir/fa


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط