قرآن نفیس بایسنقری در موزه‌های جهان

غیاث الدین بایسنغر از شاهزادگان تیموری، پسر شاهرخ میرزای تیموری و گوهرشاد بیگم و نوه امیر تیمور گورکانی بود. او شاهزاده و امیری هنرمند و هنرپرور و از حامیان بزرگ هنر، معماری و فرهنگ و از خوشنویسان طراز اول عهد خود و در خطوط ششگانه، شاگرد شمس الدین محمد بن حسام هروی معروف به شمس بایسنقر و در خطوط محقق و ثلث از استادان برجسته تمام ادوار بود و با راه‌اندازی کارگاه و کتابخانه‌ای بزرگ، هنرمندان را از نقاط مختلف به هرات منتقل کرد و بدین ترتیب، مکتب هنری هرات شکل گرفت و ذیل آن، آثار ماندگاری خلق شد، از جمله قرآن بزرگ و نفیسی که امروزه نمونه های بجا مانده از این قرآن نفیس بایسنقری در موزه‌های جهان دیده می‌شود.
سه‌شنبه، 30 بهمن 1403
تخمین زمان مطالعه:
گردآورنده : ابوالفضل رنجبران
موارد بیشتر برای شما
قرآن نفیس بایسنقری در موزه‌های جهان
بایسنقر، غیاث‌الدین بن شاهرخ بن تیمور
یکی از نفیس‌ترین قرآن‌ها که به نام کاتبش بایسنقر میرزا معروف است، پس از هفتاد سال در قالب نمایشگاهی باشکوه، همزمان با روز «کتاب، کتاب‌خوانی و کتابدار»، در کتابخانه و موزه ملی ملک به نمایش درمی‌آید. برای آشنایی با چگونگی کتابت این قرآن و کاتب آن و همچنین سرنوشت عجیب این مصحف نوشتار پیش رو از نظر می‌گذرد؛ بایسنقر، غیاث‌الدین بن شاهرخ بن تیمور مشهور به سلطان بایسنقر بهادرخان یا معزالدین، شاهزاده تیمور در بیست و یکم ذی الحجه ۷۹۹ هجری قمری در هرات متولد شد.

قرآن نفیس بایسنقری در موزه‌های جهان

بایسنقر: فرزند شاهرخ بن تیمور
وی فرزند شاهرخ بن تیمور بود که نقش مهمی به عنوان حامی هنر و معماری ایفا کرد و خود خوشنویس طراز اول محسوب می‌شد. به گفته فصیح، مورخ عصر تیموری، وی در سن هفده سالگی به عنوان والی منصوب شد و در این مدت هر زمان مسئولیت‌های یک والی اجازه می‌داد به زندگی فرهنگی‌اش در هرات باز می‌گشت. به زبان فارسی، عربی و ترکی مغولی مسلط بود و بر خلاف عرف شاهزادگان گاهی به این زبان‌ها شعر می‌سرود. شهرت شاهزاده بیش از هر چیز در زمینه خوشنویسی بود. وی استاد شش گونه خط بود و شاهد این مدعا کتیبه ایوان جنوبی مسجد گوهرشاد به خط ثلث است.

کارگاه هنری، شاهزاده بایسنقر
شهرت شاهزاده بایسنقر و کارگاه هنری که وی بر آن نظارت داشت شاید در هیچ زمینه‌ای به اندازه کتاب‌آرایی نباشد. در کارگاه هنری کتابخانه باغ سفید هرات به مدیریت مولانا جعفر تبریزی (جعفر بایسنقری)گروهی از هنرمندان مشهور آن زمان در زمینه‌های گوناگون چون خوشنویسی، نگارگری، صحافی مشغول به کار بودند و شاهکارهایی چون شاهنامه بایسنقری، قرآن بایسنقری، کلیله و دمنه و گلستان را خلق کردند. وی در هفتم جمادی‌الاول سال ۸۳۷ هجری قمری در باغ سفید نزدیک هرات در گذشت و در حیاط مدرسه گوهرشاد هرات به خاک سپرده شد.

عمر اقطع، کاتب مصحف قرآن بایسنقری
بر اساس کتاب گلستان هنر، نوشته قاضی میر احمد، مصحف قرآن بایسنقری توسط عمر اقطع نوشته شده است.

وی در کتاب خود چنین می‌نویسد: «دیگر از خوشنویسان مشهور عمر اقطع است که دست راست نداشته و به دست چپ خط بر صحایف به نوعی می‌نگاشت که دیده اولوالابصار در آن خیره و عقل اولوالالباب از مشاهده آن طیره می‌گشت.»

امیر تیمور گورکانی برای سلطان صاحبقران، مصحفی به خط غبار نوشت که در کوچکی و حجم به گونه‌ای بود که می‌توانست در زیر نگین انگشتری قرار دهد و برای هدیه نزد سلطان صاحبقران برد. وی به واسطه آنکه کلام حضرت ملک علام را در نهایت حقارت و کوچکی نوشته بود، مورد پسند واقع نشد و توجهی به وی نکرد و عمر اقطع از این مهم منفعل شده، مصحف دیگری در غایت بزرگی چنانچه هر سطری از آن یکذرع بلکه بیشتر بود، نوشت. بعد از اتمام و تذهیب و زینت و جلد آن را بر گردونی بسته به جانب دولتخانه صاحبقران روان شد، چون این خبر به گوش سلطان صاحبقران رسید با جمعی از علما و صلحا و اکابر و امرا و اعیان دولت، پیاده به استقبال شتافته، اکرام و احترام بیشتر کرد.

این شرح از سوی هیچ یک از مورخان قبل و بعد از وی تأیید نشده است. در هیچ یک از منابع و اسناد تاریخی اطلاعات دقیق و مستندی از نام سفارش‌دهنده، سازنده و کاتب یا کاتبان ذکر نشده است. جیمز بیلی فریز، سیاح انگلیسی، در سفرنامه خراسان خود نگارش قرآن را به شاهزاده بایسنقر میرزا نسبت می‌دهد و می‌نویسد:
«در برگشت از سواری، برای دیدن امامزاده‌ای رفتم. تنها مکان قدیمی در قوچان که به هیچ وجه مورد توجه نبوده است، مگر به یک علت. در این جا بعضی از برگ‌های متعلق به یک قرآن عظیم وجود دارد که شاید در دنیا بی‌نظیر است با اینکه با روش خیلی بی‌ملاحظه‌ای حفظ شده است. این قرآن به وسیله بایسنقر میرزا، پسر شاهرخ و نوه تیمور بزرگ، نوشته شده و توسط وی برروی قبر فاتح بزرگ در سمرقند گذاشته شده است.» (به نقل از: خبرگزاری بین المللی قرآن کریم. جهاد دانشگاهی)

در سفرنامه ناصر‌الدین شاه به خراسان در سال ۱۳۰۰ هجری قمری نیز چنین آمده؛ «در اینجا قرآنی به خط بایسنقر که صفحات بزرگ دارد دیده شد، قدری تماشا کرده پایین آمدیم...».

محمدتقی خان حکیم نیز در کتاب خود درباره این قرآن این چنین نوشته است: «بعضی از اوراق قرآن کریم به خط شریف میرزا بایسنقر بن شاهرخ گورکانی در این امامزاده دیده می‌شود که از معظم عجایب و تحف و نفایس عالم است که اگر ابن مقله زنده شود، تراشه قلمش را به مقله بردارد. صفا و استحکام خط این قرآن زیاده از حد وصف و خارج از بیان است، طول صفحه دو نوع ذرع و نیم عوض یک ذرع و ۱۰ گره، طول هر سطر یک ذرع و عرض سطرش پنج گره و فاصله بین سطور یک چارت، اندازه نیش قلم یکصد ذرع (یک سانتیمتر) طول جدول یک ذرع و سه چارک و هر صفحه هفت ذرع است.»

در مجله‌نامه آستان قدس رضوی نیز درباره قرآن بایسنقری چنین گفته شده؛ «این قرآن که عکس آن در برگ نخستین این شماره مندرج است یکی از نشانه‌های مشهود، صفت خط محقق است. حکایت شده است که نخستین قرآن به خط بسیار ریز نوشت و با جمله «چرا قرآن را کوچک نمودی» سرزنش شد؛ از این رو به نوشتن چنین قرآن بزرگی اقدام کرد.»

سرگذشت قرآن بایسنقر
جیمز بیلی فریز، سیاح انگلیسی، در سفرنامه خراسان خود درباره سرگذشت قرآن بایسنقر چنین می‌نویسد: «از آنجا (گور امیر تیمور) توسط سربازان محمدخان، جد ایلخانی حاضر، که به همراه نادر شاه در تعرض به ترکستان همراهش بود، این قرآن مورد بی‌حرمتی قرار گرفته است. سربازان نادرشاه این قرآن را تکه تکه کرده و هر یک سهمی از آن انتخاب کردند تا حمل آن آسان باشد و به عنوان نشانه پیروزی به شهرستان بردند. میرگناه خان، پسر ایلخان قوچان تقریباً شصت برگ از این اوراق را گرفته و در امامزاده حفظ کرده است. آنها را در قفسه‌ای گذاشته بودند که کاملاً مورد غفلت واقع شده و گرد و خاک آنها را پوشانده است. این اوراق به کمک کاغذ سیم‌دار ضخیم دسته‌بندی کرده بودند، بدیهی است که برای منظور خاصی این کار انجام شده بود، وقتی آنها را بازکردند، ۱۰ تا ۱۲ فوت طول و ۷ تا ۸ فوت عرض داشت.»(به نقل از: خبرگزاری بین المللی قرآن کریم. جهاد دانشگاهی)

سفرنامه ناصرالدین شاه به خراسان
در سفرنامه ناصرالدین شاه به خراسان نیز درباره سرگذشت این قرآن آمده است؛ «در سرمقبره امامزاده ابراهیم قوچان چند صفحه قرآن خط میرزا بایسنقر دیده شد که زمانی که نادر شاه به بخارا رفته، گویا از سمرقند از سر قبر امیر تیمور آورده و در این مکان قرار داده است. خط درشت بسیار خوبی نوشته است، دو صفحه آن را فرمودیم آوردند که به تهران آورده، مرمت کرده و در موزه دولتی بگذارند، صفحه‌ها خیلی بزرگ است، اما پاره شده؛ هر صفحه یک ورق کاغذ خان‌بالغ است.»

در مجله آستان قدس رضوی آمده است؛ «گفته‌اند که این قرآن قطعاً دارای چند هزار ورق و روی گور امیر تیمور بوده است و نادرشاه افشار آن را به ایران آورد و همواره در جلوی اردوی نادری برده می‌شد و هنگام قتل وی نیز مانند چیزهای دیگر به یغما رفته است. 

مشخصات این قرآن؛ طول هر صفحه ۱۸۰سانتی‌متر، عرض ۱۰۵، اندازه متن ۱۵۹ در ۹۶، ارتفاع خط ۱۲ تا ۱۳ سانتی‌متر و دانگ قلم حداکثر ۴ سانتی‌متر.

موجودی اوراق این قرآن 
 از دیر زمانی پنج ورق از این قرآن در کتابخانه آستان قدس رضوی بود. واقف و تاریخ وقف آن معلوم نیست، در سال ۱۳۰۱ یا ۱۳۰۲ خورشیدی شاهزاده افسر در مسافرت به قوچان در بقعه امامزاده که در کنار جاده است، صندوقی را که در اثر خرابی سقف بقعه زیر گرد و خاک رفته مشاهد کرد و به زحمت درآورد، محتویات آن اوراقی از این قرآن بوده که بیشتر در اثر رطوبت پوسیده بود. مراتب را تلگرافی به عرض رضا شاه (هنگام نخست وزیری) می‌رساند و استدعا می‌کند که اوراق یادشده به کتابخانه آستان قدس رضوی انتقال یابد. سرلشکر خزاعی در عهد نیابت تولیت حاج مقام رضوی، اوراق را تحویل این کتابخانه داد. مجموع محتویات این صندوق حدود دویست قطعه کوچک و بزرگ (از صفحه تمام تا قطعه یک کلمه) بوده که در ۱۰ ورق صحافی شد و چند ورق از آن را قاب گرفته و در غرفه نفایس گذاشته شد.»

کیانوش معتقدی در ویژه‌نامه‌ای که به مناسبت رونمایی از باز نشر قرآن بایسنقری در مجله آستان هنر چاپ شد، در مقاله‌ای با عنوان پژوهشی در شناسایی اوراق پراکنده قرآن بایسنقری در مجموعه‌های ایران و جهان آورده است: «بخش عظیمی از اوراق قرآن بایسنقری بعد از زلزله قوچان در ۱۳۱۳ هجری قمری به کتابخانه آستان قدس رضوی مشهد منتقل شده است، اما بخشی دیگر از اوراق (که عموماً برش خورده، دو پوسته شده و به سطرهای جداگانه‌ای تقسیم شده‌اند) پیش از انتقال(یعنی در زمان تسخیر و غارت سمرقند توسط سپاه نادر) به سرقت رفته‌اند و در طول یکصد سال اخیر، مجموعه‌داران و دلالان هنری اسلامی آنها را خریداری و به موزه‌های مختلفی در داخل و خارج از کشور منتقل کرده‌اند.(به نقل از: خبرگزاری بین المللی قرآن کریم. جهاد دانشگاهی)

در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.

شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران

© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط