در حالی که بدون شک، خبر دادن به کسی در مورد شکنجه شدن و مجازاتش خبر خوبی نیست. این دوگانگی چگونه حل می شود؟
پاسخ اجمالی:
استعمال لفظ «بشارت» در قرآن در مورد خبرهای بد، به معنای خوشایند بودن آنها نیست؛ بلکه کاربرد این واژه در مورد اخبار ناخوشایند یا از باب کاربرد دوم آن است؛ همچون تمام الفاظ دیگری که دارای معانی متعدد هستند (لفظ مشترک) و یا این که از باب کاربرد مجازی و استعاره است و آیات مزبور حقیقتاً درصدد این که «خبر دادن از عذاب» را «خبر مسرتبخش» معرفی نمایند، نیستند.
پاسخ تفصیلی:
خداوند برنامه ای هدایت بخش را توسط انبیاء در اختیار بشریت قرار داد تا با عمل کردن به آن به سعادت برسد. این برنامه با توجه به نیازهای بشری و با توجه به رفتار مخاطبان و خواسته های آنان، شامل وعده ها و یا وعیدها است؛ خداوند در موقع لزوم گاه با زبان تشویق سخن گفته و گاه با زبان تهدید.
اثر تربیتی و مثبت این نوع سخن گفتن، امری تردیدناپذیر است؛ اما آنچه در این بین قابل توجه است آیاتی از قرآن است که از الفاظی که برای تشویق و یا دادنِ خبرهای خوشایند به کار می رود، برای تهدید و دادنِ خبرهای ناخوشایند استفاده نموده است؛ به عنوان مثال، در آیهی 21 سورهی آل عمران از واژهی «بشارت» برای وعدهی به عذاب، استفاده شده است:
«کسانی که نسبت به آیات خدا کفر می ورزند و پیامبران را به ناحق می کشند، و [نیز] مردمی را که امر به عدالت می کنند به قتل می رسانند، را به کیفر دردناک [الهی] بشارت ده».
حال جای طرح این سؤال است که با این که مسلماً خبر دادن به کسی در مورد شکنجه و مجازات شدنش خبر خوبی نیست، چرا قرآن در این موارد از لفظ «بشارت» برای وعده دادن عذاب به کفار و منافقین استفاده نموده است؟ آیا قرآن وعدهی به عذاب را خبر خوبی می داند که از این واژه استفاده کرده است؟
از آنجا که قرآن به زبان عربی نازل شده است لازم است به بررسی مفهومیِ واژهی «بشارت» در زبان عربی بپردازیم. «بشارت» از مادهی «بشر» است که در اصل به معنای پوست صورت آمده (3) و از آنجا که حالت شادی و اندوه در پوست صورت به خوبی نمایان می شود، واژهی «بشارت» درباره خبر مسرّت بخش یا حزن آور نیز بکار می رود. (4)
برخی از مفسرین قرآن با استناد به استعمال لغوی قایلند اگرچه لفظ «بشارت» در اخبار خوشایند استعمال بیشتری دارد اما استعمال آن برای وعدهی به عذاب نیز استعمالی حقیقی و بدون استعاره و مجاز است. (5)
به عبارت دیگر نباید کاربرد لفظ «بشارت» را در خبرهای مسرت بخش منحصر نمود تا اشکال شود چگونه «خبر دادن از عذاب» خبر خوبی است؛ بلکه کاربرد دیگر این واژه دربارهی خبرهای حزن انگیز است و در آیات نامبرده منظور از «بشارت» همین کاربرد دوم است.
برخی دیگر از مفسرین با پذیرفتن این که کاربرد حقیقی واژه «بشارت» در خبرهای مسرت بخش است، دربارهی آیات پیش گفته قایلند که کاربرد این واژه در خبرهای حزن آور استعمالی مجازی و از باب استعاره است که به منظور تحقیر کفار و منافقین انجام گرفته است. این استعمال نوعی انذار و وعید به حساب می آید، که اثر تهدیدی و انذاری آن چندین برابر انذارهای معمولی است؛ چرا که موجب اندوه و حسرت کفار و از طرفی نیز باعث تقویت روحیهی مؤمنین می شود. (6)
لازم به ذکر است که این نوع سخن گفتن در زبان عربی و غیرعربی رواج دارد. در ضرب المثلی از زبان شاعری عرب، آمده است: «خوشامدگویی بین آنها زدن یکدیگر است». (7)
در زبان فارسی نیز گاه در مقام تهدید کسی که کار بدی انجام داده گفته می شود: «مزد این کار تو را خواهم داد». (8)
حاصل این که، استعمال لفظ «بشارت» در قرآن در مورد خبرهای بد، به معنای خوشایند بودن آنها نیست؛ بلکه کاربرد این واژه در مورد اخبار ناخوشایند یا از باب کاربرد دوم آن است همچون تمام الفاظ دیگری که دارای معانی متعدد هستند (لفظ مشترک) و یا این که از باب کاربرد مجازی و استعاره است و آیات مزبور حقیقتاً درصدد این که «خبر دادن از عذاب» را «خبر مسرت بخش» معرفی نمایند، نیستند.
پینوشتها:
1. «إِنَّ الَّذِینَ یکْفُرُونَ بِآیاتِ اللهِ وَیقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ حَقٍّ وَیقْتُلُونَ الَّذِینَ یأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ». آل عمران (3) / 21.
2. «بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا یکَذِّبُونَ وَاللهُ أَعْلَمُ بِمَا یوعُونَ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ». انشقاق (84) / 22-24؛ و نیز ر.ک: جاثیه (45) / 8؛ توبه (9) / 3 و 34؛ نساء (4) / 138؛ لقمان (31) / 7.
3. المفردات فی غریب القرآن، ص 124، ذیل مادهی بشر.
4. قاموس قرآن، ج 1، ص 194؛ لسان العرب، ج 4، ص 61.
5. تفسیر نمونه، ج 4، ص: 169.
6. تفسیر نمونه، ج 26، ص 319 و ج 21، ص 237؛ المیزان، ج 13، ص 65.
7. «تحیة بینهم ضرب وجیع». المفردات فی غریب القرآن، ص 126. این شعر از اشعار «معدیکرب» است که راغب، از البصائر 2 / 201؛ و خزانة الأدب 252/9، و دیوانه ص 149، و الممتع ص 260، و الخصائص 1 / 368، نقل نموده است.
8. تفسیر نمونه، ج 2، ص 481.
منبع: پاسخ به شبهات قرآنی (ناسازگاری در قرآن، توهم یا واقعیت)، گروه نویسندگان، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ اول، 1391ش.