به مناسبت ۷ ذی‌‌الحجه: سالروز شهادت امام باقر علیه السلام

امام محمد باقر علیه السلام؛ شهید علم و حقیقت در برابر طاغوت

این مقاله به بررسی زمینه‌سازی و عوامل مؤثر بر شهادت حضرت امام باقر علیه السلام با تحلیل رفتارهای امویان به‌ویژه هشام بن عبدالملک و دسیسه‌های آنها برای حذف آن حضرت می‌پردازد.
شنبه، 2 خرداد 1405
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
امام محمد باقر علیه السلام؛ شهید علم و حقیقت در برابر طاغوت

مقدمه: 

شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام، یکی از رخدادهای تلخی است که در تاریخ اسلام ثبت شده و تأثیر عمیقی بر سیر تاریخ تشیع گذاشته است. 

امام باقر علیه السلام که به‌عنوان عالمی بزرگ و مفسری برجسته در علوم دینی شناخته می‌شود، در برابر ظلم و ستم امویان ایستادگی و مقاومت کرد ولی سرانجام قربانی نقشه‌های شوم حاکمان ستمگر گردید. 

در زمان حاکمیت هشام بن عبدالملک، دسیسه‌ها و کینه‌ورزی‌های امویان علیه اهل بیت علیهم السلام به اوج خود رسید و این امر موجب شد تا امام باقر علیه السلام، هدف ترور و توطئه‌هایی قرار گیرد که در نهایت منجر به شهادت ایشان گردید.

امویان، در طول تاریخ خود، همواره به دنبال راهی برای سرکوب اندیشه شیعی و از بین بردن شخصیت‌های بارز آن بودند. به همین دلیل، هر زمان که احساس خطر می‌کردند، بی‌محابا به نقشه‌های ترور و حذف فیزیکی متوسل می‌شدند. در این راستا، هشام بن عبدالملک، خلیفه وقت، با کینه‌ای عمیق نسبت به امام باقر علیه السلام و با بهره‌گیری از اختلافات درون‌خانوادگی علویان، سناریویی پیچیده برای حذف این امام همام طراحی کرد.

این مقاله به بررسی زمینه‌سازی و عوامل مؤثر بر شهادت امام باقر علیه السلام می‌پردازد. در این نوشتار، به تحلیل رفتارهای امویان، به‌ویژه هشام بن عبدالملک، و دسیسه‌های آنها برای حذف امام باقر علیه السلام پرداخته خواهد شد. 

همچنین، جزییات مربوط به توطئه‌های سیاسی علیه امام باقر علیه السلام و وصیت‌های آن حضرت مورد بحث قرار می‌گیرد تا بهتر با ابعاد شخصیتی و تاریخی این امام همام و زمینه‌های شهادت ایشان آشنا شویم.
 

زمینه‌‏سازی شهادت امام باقر علیه السلام 

حاکمان ستمکار همواره در پی یافتن راهی آسان برای از میان‏‌بردن امامان علیهم السلام و اندیشه شیعی بوده‌‏اند. در این میان، دامن‏‌زدن به اختلاف‏‌های درونی و بهره‌‏گیری از عناصر ناراضی علیه امامان علیهم السلام را شیوه‌‏ای آسان و کارساز و برای حکومت، بی‏‌خطر می‏‌پنداشته‌‏اند. 

هشام‏ بن عبدالملک، از همین شیوه بهره جست و زید‏ بن حسن را که با امام باقر علیه السلام بر سر میراث رسول خدا صلّی الله علیه و آله و امر امامت دشمنی داشت، به خدمت گماشت. وی سرانجام، پس از سفر به شام برای دیدار با خلیفه، امام باقر علیه السلام را مسموم ساخت و به شهادت رسانید.

البته به نقلی معتبرتر، ابراهیم ‏بن ولید‏ بن عبدالملک‏ بن مروان حضرت را به دستور هشام مسموم کرد. 

در هر حال، دست هشام در این ماجرا پنهان است؛ زیرا آنچه هشام از آن بیم داشت و برای حکومت خود زیانبار می‏‌دانست، از یک سو وجود امام، و از سوی دیگر، درگیری آشکارا با آن حضرت بود. 

او به پندار خویش با از میان‏‌بردن امام باقر علیه السلام به صورت نهانی و به وسیله کسی از خاندان علی علیه السلام از این دو مشکل می‌‏رهید.

امام محمد باقر علیه السلام: شهید علم و حقیقت در برابر طاغوت
 

مقدمات شهادت امام محمدباقر علیه السلام

۱. امویان؛ کینه‌‏توزی‏‌ها و دشمنی‌‏ها
بغض و کینه فرزندان امیه به خاندان وحی هرگز قابل ترسیم نبود و محدود به زمان و دوره خاصی نشد؛ کینه‌‏ای که آتش آن سال‏‌ها پیش از ظهور اسلام برافروخته شد و در طول سالیان متمادی زبانه کشید و پس از فروپاشی خلافت اموی نیز سرمشق و الگویی برای دیگر دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت شد.

از رفتارهای مشترک امویان‏ که ریشه در دشمنی آنها با فرزندان پیامبر صلّی الله علیه و آله داشت، بددهانی و پرخاشگری به آنان بود. تاریخ نشان می‌‏دهد که چگونه این میراث زشت را به فرزندان و خلفای پس از خود می‏‌سپردند و از هیچ فرصتی برای ناسزاگفتن به پیشوایان بزرگ اسلام نمی‏‌گذشتند. 

این ادبیات، چنان در میان خلفای اموی رایج بود که هر یک در آن از دیگری پیشی می‏‌گرفت و روی دیگری را سفید می‏‌کرد. بررسی دوره اموی نشان می‏‌دهد که هشام‏ بن عبدالملک در این زمینه، پیشگام‌‏تر از دیگران است. 

دوران خلافت او روزگار سختی را برای شیعه و به‌‏ویژه امام باقر علیه السلام رقم زد که برخاسته از دشمنی منحصر به فرد او در بین خلفای پیشین بود؛ زیرا در دوره حکمرانان پیشین، آن امام از مدینه به دربار احضار نشد و این خود گویای دشمنی خاص هشام با امام بود. 

ابوبکر حضرمی می‏‌گوید:
«هنگامی که ابوجعفر علیه السلام به شام احضار شد و نزد هشام‏ بن عبدالملک رفت و در آستانه در قرار گرفت، هشام به اطرافیان خود گفت: وقتی من از توبیخ و ناسزا به محمد‏ بن علی علیه السلام زبان برتافتم و باز ایستادم، شما سرزنش او را آغاز کنید. 

هشام اجازه ورود داد، امام به همه حاضران یکجا سلام گفت و نشست. 

هشام از این‏که امام، خلیفه را در سلام‏‌دادن با دیگران مساوی دانست و بدون اجازه نشست بسیار خشمگین شد و گفت: ای محمد ‏بن علی! نشد یکی از شما یکپارچگی مسلمانان را نشکند و کسی را به سوی خود فرا نخواند و از روی نادانی گمان نکند که امام نیست. 

هنگامی که خاموش شد ـ بنابر دستور ـ هر یک از حاضران مجلس شروع به سرزنش کردند. 

امام درنگ کرد تا همگان خاموش شدند. آن‏ گاه ایستاد و فرمود: ای مردم، به کدامین سو می‏‌روید و شما را به کجا می‏‌کشانند؟ خداوند، پیشینیان شما را به وسیله ما هدایت کرد و ختم هدایت آخرین شما را نیز به ما واگذاشت. اگر شما چند صباحی حکمرانی دارید، بدانید که ما نیز فرمانروایی تعیین‌‏شده داریم که پس از او، حکمرانی از آن کسی نیست که ما اهل «عاقبت» هستیم و خداوند فرموده «وَالعاقِبَةُ للمُتَّقینَ» (اعراف: 128). 

هشام که به سختی احساس درماندگی می‌‏کرد، صحبت امام را قطع کرد و دستور داد که امام را به زندان بیفکنند...».
 
۲. بهانه‏‌جویی‏‌های هشام
تداوم حکمرانی هشام (از سال 105 تا 125 ق) تنگنای بزرگی بر شیعیان و عامل مهمی در سختی روزگارشان بود. چه بسا هر روز بر خودرأیی و خودکامگی‌‏های او افزوده می‌‏شد و هر روز به بهانه‌‏ای، امام و شیعیان را بیشتر در فشار ستمگری خود می‌‏گذاشت. 

از بهانه‌‏جویی‌‏های او برای دست‏‌یافتن به فرصتی برای مخدوش‏‌کردن چهره امام و آزاررسانیدن به او، ترتیب‌‏دادن مسابقه تیراندازی در شام بود که به شکست او انجامید. 

او، همچنان در تب و تاب این رسوایی می‏‌سوخت تا این‏که امام را به سوی مدینه رهسپار کرد؛ ولی پیش‏تر، مأمورانی را فرستاد تا در مسیر رسیدن به مدینه به مردم بگویند کسی اجازه فروختن نیازمندی‏‌های زندگی از خوردنی و آشامیدنی به امام را ندارد و به مدت سه روز کسی به آنان چیزی نمی‌‏فروخت و نیز هنگام رسیدن به مدینه، دروازه‌‏ها را به روی آنان نگشودند تا خلیفه بدین ‏وسیله آتش کینه خود را با انتقام‌‏جویی خاموش کند.

هشام حتی از اختلافات درونی علویان برای ضربه‌‏زدن به امام بهره می‌‏جست و با دامن زدن به آن و تحریک نارضایتی‏‌های کوچک علویان از یکدیگر می‏‌کوشید آنان را بر ضد امام بشوراند. در این رهگذر، اختلاف «زید ‏بن حسن» از علویان بر سر میراث و موقوفات رسول خدا صلّی الله علیه و آله بر شمردنی است. 

ابوبصیر به نقل از امام صادق علیه السلام می‌‏گوید:
«زید‏ بن حسن همواره با پدرم بر سر میراث پیامبر صلّی الله علیه و آله اختلاف داشت و می‌‏گفت: من از فرزندان حسن علیه السلام هستم و از تو بر میراث پیامبر صلّی الله علیه و آله سزاوارترم؛ زیرا من از تبار فرزند بزرگ‏‌تر اویم. 

پس آن ‏گونه که رواست میراث پیامبر صلّی الله علیه و آله را در مورد من تقسیم کن. ولی پدرم از او روی می‌‏گرداند. 

او شکایت نزد قاضی برد و زید ‏بن حسن در حضور قاضی به زید ‏بن علی ‏بن حسین علیه السلام توهین کرد. زید گفت: نفرین بر دشمنی‌‏ای که در آن به مادرها توهین و ناسزا روا داشته شود. به خدا سوگند تا پایان عمرم با تو سخن نخواهم گفت. (گویا در این ماجرا زید‏ بن علی نماینده امام بوده و از سوی امام سخن می‌‏گفته است.) و نزد پدرم بازگشت و ماجرا را باز گفت. 

ولی زید‏ بن حسن دست‏‌بردار نبود. نزد امام آمد و او را پیش قاضی خواند. هنگام خارج شدن، پدرم به او فرمود: ای زید، تو خنجری را زیر لباست پنهان کرده‌‏ای... و با نشان‏‌دادن معجزه‌‏ای او را بیدار ساخت. 

زید از هوش رفت. پس از آن زید سوگند یاد کرد دیگر از مخالفت با پدرم دست بردارد، ولی همان روز به سوی خلیفه رفت و گفت: من از نزد جادوگری دروغ‏‌پیشه می‌‏آیم که رهاگذاشتن او را بر تو نمی‏‌پسندم و آنچه را دیده بود بیان کرد. 

خلیفه نیز با سوءاستفاده از این ماجرا، به والی خود در مدینه نوشت که محمد‏ بن علی علیه السلام را دست‌‏بسته نزدش بفرستد و به زید گفت: اگر او را به تو بسپارم آیا حاضری وی را به قتل برسانی؟ زید‏ بن حسن گفت: بله. 

والی مدینه با اندیشیدن درباره پیامدهای این کار به هشام نوشت: 
این دست‏‌نوشته من حمل بر نافرمانی‌‏ام نشود، ای امیرالمؤمنین، من دستور تو را رد نمی‏‌کنم، ولی پیشنهادی از روی دل‏سوزی برایت دارم. مردی که خواسته بودی [دست بسته نزد تو بفرستم] امروز کسی به پاکی و پاکدامنی و پارسایی‌‏اش در روی زمین نیست... و من تعرض امیرالمؤمنین به او را ناپسند می‏‌بینم...».
 
۳. طراحی نقشه شهادت
هشام در کابوس‌‏های خود قتل امام باقر علیه السلام را می‌‏دید و در پی راه‌حل مناسبی برای اجرای آن بود تا بدون آن‏ که خود به طور مستقیم در آن شرکت کند به گونه‌‏ای پنهانی، امام را از سر راه خود بردارد. از این‏ رو، برخی نوشته‌‏اند که او از مخالفت زید ‏بن حسن و امام بهره گرفت تا به وسیله او، امام را به شهادت برساند و بدین ‏ترتیب، قتل امام را بر گردن او بیندازد. 

از این‏ رو با طرح نقشه‌‏ای پلید، اسبی را که زین آن با سم بسیار مهلکی آغشته شده بود توسط زید ‏بن حسن به امام پیش‏کش کرد. زید، اسب را به منزل امام برد و امام با دیدن او فرمود: وای بر تو ای زید! چه سنگین است آنچه می‏‌خواهی انجام دهی و آنچه [به عنوان هدیه] در دست داری...».

آن‏ گاه سوار بر اسب شد و سم به بدن امام راه یافت. پاهای حضرت امام محمد باقر علیه السلام متورم شد و پس از سه روز امام به شهادت رسید. 

در تاریخ شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام اختلاف است ولی بیشتر منابع معتبر، آن را هفتم ذی‌الحجه‏ سال 114ق و سن شریف ایشان را به هنگام شهادت 58 سال نگاشته‌‏اند.

امام محمد باقر علیه السلام: شهید علم و حقیقت در برابر طاغوت
 

زمان شهادت امام باقر علیه السلام

بی‏‌گمان، شهادت امام محمد باقر علیه السلام در دوران هشام‏ بن عبدالملک رخ داده است؛ زیرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125ق بوده است و واپسین سالی که مورخان برای شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده‏‌اند، سال 118 هجری است. 

با توجه به برخوردهای خشن هشام با امام باقر علیه السلام و دشمنی انکارناپذیر امویان با خاندان علی علیه السلام، شک نیست که او در شهادت امام باقر علیه السلام به گونه‌‏ای نهانی دست داشته است.

هشام برای عملی‏‌ساختن توطئه خود، از کسان مورد اطمینان خویش بهره جست. او، ابراهیم ‏بن ولید را که مردی اموی و دشمن اهل بیت علیهم السلام بود، به خدمت گرفت.

ابراهیم، امکانات لازم را در اختیار کسی قرارداد که از بنی‏‌هاشم بود و می‌‏توانست به راحتی به امام باقر علیه السلام نزدیک شود و برنامه خائنانه هشام را عملی سازد و امام باقر علیه السلام را به شهادت رساند.
 

وصیت سیاسی امام باقر علیه السلام

کلینی نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود:
پدرم چنین وصیت کرد: «بخشی از اموال مرا وقف کن تا ده سال در سرزمین منی، در موسم حج، برایم عزاداری کنند و بر مظلومیتم بگریند.»

منی سرزمینی است که حاجیان پس از کوچ از عرفات و مشعر، مدت سه روز آن جا آرامش می‏‌گزینند و فرصت اندیشه و تفکر می‏‌یابند. استفاده از این فرصت برای هدایت مسلمانان، یکی از مهم‌ترین اهداف این وصیت‌‏نامه سیاسی است. 

برافراشتن خیمه امامت در این سرزمین می‏‌تواند بستری شایسته برای پرتوافکنی نور ولایت به سراسر جهان باشد و چون شهادت امام باقر علیه السلام بسیار مرموز بود، امام تلاش کرد تا با به‌‏کارگیری این شیوه، مسلمانان را از ماهیت واقعی و چهره حقیقی امویان آگاه کند تا از خود بپرسند که دلیل برپایی هر ساله این مجالس، آن هم در تجمع سالانه مسلمانان چیست. 

از این‏ رو، این وصیت جنبه اعتراض به هشام و افشاگری درباره او و دیگر خلفای اموی داشته و تنها حرکتی نمادین به شمار نمی‌‏رفته است.
 
وصیت‌‏های امام باقر علیه السلام
عبدالاعلی از امام صادق علیه السلام روایت می‏‌کند:
«وقتی هنگام شهادت پدرم سررسید به من فرمود: چند گواه نزد من حاضر کن و من چهار نفر از قریش که یکی از آنها نافع بود، حاضر کردم. 

سپس فرمود: بنویس این چیزی است که یعقوب به فرزندانش وصیت کرد: ای پسرانم، به راستی خدا برای شما دین‏داری را برگزیده است، مبادا بمیرید جز این‏ که مسلمان باشید (بقره: 132). 

سپس به من امر کرد آن بُردی را که در آن روزهای جمعه نماز می‏‌خواند، کفنش کنند و عمامه مخصوصش را به سرش بندند و... و او را در قبر گذارند. 

سپس به گواهان فرمود: خدای رحمتتان کند، برگردید و چون آنها برگشتند، گفتم: پدر جان، این مطالب اهمیت چندانی نداشت که شما بر آن گواه گرفتید. 

فرمود: پسرم، من ناپسند داشتم که تو در تصدی امر خاکسپاری و کفن من، مغلوب نگاه شوی و بگویند که به تو وصیتی نشده و می‏‌خواستم دلیل و مدرک داشته باشی.

و نیز آن حضرت به امام صادق علیه السلام سفارش کرد: ای جعفر! با یارانم مهربان باش. 

و فرزند گرامی‌شان در پاسخ گفت: فدایت شوم! آنان را به جایگاه بلندی از دانش و معرفت می‌‏رسانم که هر کدام در شهری باشند، نیاز به پرسش از کسی نداشته باشند».

امام محمد باقر علیه السلام: شهید علم و حقیقت در برابر طاغوت
 

خاکسپاری و سوگواری شهادت امام باقر علیه السلام

هنگامی که حضرت امام محمد باقر علیه السلام به شهادت رسید، حضرت امام صادق علیه السلام آن‏ گونه که پدر بزرگوارش وصیت کرده بود، ایشان را تجهیز کرد و با احترام تمام به همراه تشییع‌‏کنندگان، بدن مطهر امام باقر علیه السلام را به قبرستان بقیع برد و او را در کنار پدر خویش، امام سجاد علیه السلام و عموی پدر خویش، امام حسن مجتبی علیه السلام به خاک سپرد. غبار اندوه و غم مدینه را فرا گرفت و مسلمانان دسته‏ دسته برای تسلیت ‏گفتن نزد امام صادق علیه السلام آمدند.

سالم ‏بن ابی‏‌حفصة می‏‌گوید:
«وقتی ابوجعفر محمد ‏بن علی الباقر علیه السلام وفات یافت، به دوستان خود گفتم: کمی صبر کنید و بیایید همگی نزد اباعبداللّه‏ جعفر بن محمد علیه السلام برویم و به او تسلیت بگوییم. 

وقتی داخل خانه شدیم به او گفتم: انّا للّه‏ و انّا الیه راجعون. به خدا سوگند کسی بدرود زندگانی گفت که هرگز به مانندش بین او و رسول خدا صلّی الله علیه و آله در پاسخ به مسائل دیده نشد. 

امام صادق علیه السلام اندکی درنگ فرمود و در پاسخ، کلماتی از قرآن را بر زبان جاری ساخت...».

پس از آن، امام صادق علیه السلام فرمود: هر شب چراغی را در حجره‌‏ای که امام به شهادت رسید، روشن کنید.
 

نتیجه‌گیری:

شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام به عنوان یک حادثه تاریخی، سمبلی از ایستادگی در برابر ظلم و ستم حاکمان است.

حضرت امام محمد باقر علیه السلام با علم، بینش و پارسایی خود همواره در تلاش بود تا نور هدایت را در دل مومنان زنده نگه دارد و با آگاهی بخشی به جامعه، آنان را از خطرات و مشکلات دوران خود مطلع کند. رفتار متعهدانه ایشان و پایداری در برابر فساد و انحراف، همواره الگویی برای پیروان مکتب تشیع بوده و هست.

دسیسه‌های سیاسی امویان و به‌ویژه نقشه‌های شومی که توسط هشام بن عبدالملک و حامیانش طراحی شد، نشان‌دهنده اوج کینه‌توزی و عداوت آنان نسبت به اهل بیت علیهم السلام بود. 

این عدم تحمل نسبت به اندیشه‌های گهربار حضرت امام محمد باقر علیه السلام و میل به حذف ایشان از صحنه، نه تنها به تضعیف مقام امام و تفکر شیعی نینجامید، بلکه منجر به رشد و گسترش بیشتر این تفکر در آینده گردید. قیام‌ها و اعتراضات بعدی که از سوی شیعیان صورت گرفت، تأثیرات شهادت امام باقر علیه السلام را در تاریخ اسلام و تشیع نشان می‌دهد.

وصیت‌های حضرت امام محمد باقر علیه السلام به فرزندان و یاران خود نیز نمایانگر اندیشه‌های عمیق و استراتژیک ایشان در زمینه هدایت جامعه و پاسداری از اصول اسلامی است.

شهادت این امام همام، یک ضایعه بزرگ برای جامعه اسلامی بود ولی از طرفی فرصتی بود تا افکار و عقاید آن حضرت با جدیت بیشتری در میانه انحرافات و فسادهای آن زمان گسترش یابد. 

منبع: چشمه علوم (رهیافتی بر شخصیت‌شناسی، سیره‌شناسی و اندیشه‌شناسی امام محمد باقر علیه السلام)، ناشر: اداره‌ کل پژوهش‌های اسلامی رسانه، قم، اسفند 1393ش.

تنظیم و تکمیل: تحریریه راسخون
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط