فایده دوری از تعلقات دنیایی در زندگی

انسان، موجودی است سرشار از تعلق. از نخستین لحظات تولد، در پی دل ‌بستگی ‌هایی است که به مرور در قالب اموال، موقعیت، خانواده، فرزندان، دوستان و حتی جانش جلوه می ‌یابد. دل ‌سپردگی به این داشته ‌ها اگر چه طبیعی است اما بیشتر اوقات به مانعی جدی بر سر راه کمال و بندگی خالصانه خدا تبدیل می ‌شود.
شنبه، 28 تير 1404
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : سید حسین خاتمی
موارد بیشتر برای شما
فایده دوری از تعلقات دنیایی در زندگی
انسان، موجودی است سرشار از تعلق. از نخستین لحظات تولد، در پی دل ‌بستگی ‌هایی است که به مرور در قالب اموال، موقعیت، خانواده، فرزندان، دوستان و حتی جانش جلوه می ‌یابد. دل ‌سپردگی به این داشته ‌ها اگر چه طبیعی است اما بیشتر اوقات به مانعی جدی بر سر راه کمال و بندگی خالصانه خدا تبدیل می ‌شود. قرآن کریم با بیانی شفاف از ما می‌ خواهد که از این دل‌بستگی ‌ها بگذریم. این گذشت نه از سر نفی زندگی، بلکه برای آن‌ که نشان دهیم در عمق جان خود، تنها به خدا دل بسته ‌ایم باید وجود داشته باشد. این آموزه بنیادین، نه ‌تنها یک دستور عبادی، بلکه شالوده‌ ای برای ساختن یک سبک زندگی توحیدی، اجتماعی و اخلاق‌ محور است.
 
آری، انسان موجودی است دل ‌بسته؛ از نخستین لحظات زندگی ‌اش با مادر، تا آخرین لحظه‌ حیات، همواره چیزی برای دوست داشتن و دل ‌سپردن دارد. گاه این دلبستگی ‌ها خاستگاهی مادی دارند؛ ثروت، مکنت، قدرت، شهرت، فرزند یا حتی جان؛ گاه نیز در لایه ‌های پیچیده ‌تری از نفس انسان شکل می ‌گیرند میل به امنیت، میل به جاودانگی، میل به مالکیت و غلبه اما در میان این ‌همه، قرآن کریم ما را به امری مهم فرا می ‌خواند که در نگاه نخست، خلاف طبیعت انسان می ‌نماید که در واقع، مسیر رشد و رهایی اوست. کمال در دین گذشتن از آنچه دوست داریم، برای خدا تعریف می شود.
 
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ»؛ شما هرگز به نیکی و کمال واقعی نمی‌رسید، مگر آنکه از آنچه دوستش دارید، ببخشید.(آل‌عمران/۹۲) این آیه، نقطه عزیمت اصلی ما در درک معنای انفاق و فداکاری در راه خداست. انفاقی که خدا از انسان می‌ طلبد، صرفاً بخشیدنِ چیزی اضافه بر نیاز نیست بلکه بخشیدن «محبوب» است، چیزی که دل به آن بسته ‌ایم. آنچه انسان را رشد می‌ دهد، نه خرج کردنِ اموالِ بی ‌ارزش و اضافی، بلکه دل کندن از آن چیزهایی است که بخشی از هویت فردی ما شده ‌اند. در اینجاست که انفاق، یک عمل ساده مالی نیست؛ بلکه سلوکی روحی و توحیدی است.
 
آیا می ‌توان به مرحله ‌ای رسید که انسان از همه چیز خود، حتی جانش، برای خدا بگذرد؟ قرآن، نه ‌تنها این امکان را تأیید می ‌کند، بلکه از آن به‌ عنوان شاخص ایمان واقعی یاد می‌ نماید. در صدر اسلام، مسلمانانی بودند که نه‌ فقط اموال بلکه همه‌ هستی شان را در راه خدا فدا کردند و قرآن آنان را الگو معرفی می ‌کند. سوره توبه، آیه۱۱۱ در این زمینه صراحتی تکان ‌دهنده دارد: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ...»؛ خداوند از مؤمنان جان‌ ها و مال ‌های‌ شان را خریداری کرده، در برابر بهشت. در این معامله الهی، خداوند مشتری است و انسان فروشنده اما آنچه فروخته می ‌شود، نه تنها مال بلکه خودِ جان است. این بیان، نشان از اوج بندگی دارد: آنجا که انسان به چنان مرتبه ‌ای از معرفت می ‌رسد که دیگر خود را مالک مال و جان نمی ‌بیند، بلکه آن را امانتی می‌ داند که باید به صاحب اصلی ‌اش باز گرداند.
 
نکته لطیف در این آیه، واژه «اشترى» است؛ خدا می ‌خرد، یعنی حرمت می‌ گذارد، معامله می ‌کند، نه اینکه به زور بگیرد. این خود، نشانگر تکریم بندگان است. خداوند نمی ‌خواهد ما را مجبور به فداکاری کند، بلکه می ‌خواهد ما خودمان آزادانه، از روی ایمان، محبت و معرفت، به این معامله وارد شویم. به ما اختیار داده می شود که خودمان را به بالاترین درجات معنوی برسانیم که ای بسا از نظر مادی هم بتواند به رشد ما کمک کند.
 

مرز میان انفاق ظاهری و فداکاری عاشقانه

در بسیاری از جوامع، انفاق‌های ظاهری رایج است. گاهی برای تبلیغات، گاهی برای جلب محبت، گاهی به قصد تطهیر وجدان! اما آنچه قرآن بر آن اصرار دارد، انفاق از سر محبت به خدا و با نیت پاک است. در سوره بقره آیه256 آمده: «وَ مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ...»؛ یعنی کسانی که اموال خود را برای جلب رضای خدا می‌بخشند و نه از سر ریا یا انتظار تشکر... این بیان نشان از آن دارد که معیار ارزش‌گذاری انفاق نزد خدا، نیت انسان است. عمل ظاهری، اگر بدون نیت الهی باشد، به منزله‌ هیچ است. حتی اگر همه‌ دارایی ‌ات را ببخشی اما برای نمایش و شهرت، از نظر قرآن ارزشی ندارد.
 

فلسفه عبور از مال، فرزند و جان

سؤال اساسی این است: چرا باید انسان از مال، فرزند یا جان خود بگذرد؟ آیا خدا به مال ما نیاز دارد؟ پاسخ روشن است: «لَن یَنَالَ اللَّهَ لُحُومُها وَلا دِمَاؤُهَا وَلَکِن یَنَالُهُ التَّقْوَى مِنکُمْ...»؛ خدا گوشت و خون قربانی ‌های شما را نمی ‌گیرد، بلکه تقوای شما به او می ‌رسد.(حج/۳۷) این ‌گونه بخشش ‌ها، تمرینی برای رسیدن به تقواست. یعنی انسانی که می‌ تواند از مال یا فرزندش در راه خدا بگذرد، در واقع در حال پالایش روح خویش و تقویت توحید عملی خود است. او دیگر بنده‌ پول و دنیا و عاطفه نیست بلکه بنده خداست و بس.

فایده دوری از تعلقات دنیایی در زندگی

اهل‌بیت علیهم‌ السلام؛ الگویی جاودانه در فداکاری

سوره انسان، تصویری بی‌نظیر از فداکاری خانوادگی اهل‌بیت(علیهم ‌السلام) ارائه می‌دهد. امام علی(علیه السلام)، حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، امام حسن و امام حسین(علیهما‌ السلام) سه شب روزه می‌ گیرند و هر شب غذای افطار اندک خود را به فقیر، یتیم و اسیر می‌ دهند و خودشان با آب افطار می کنند. با این نیت: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَلا شُکُوراً»؛ جز رضای خدا هیچ نمی‌خواهیم؛ نه پاداش، نه سپاس.(انسان/۹) این فداکاری، از درون دل ‌هایی می ‌جوشد که به نقطه توحید ناب رسیده ‌اند. نه‌ تنها مال، بلکه آسایش و حتی قوت روزانه را نیز در مسیر عشق الهی قربانی می ‌کنند. آیا ما نیز می ‌توانیم به این مرحله برسیم؟
 

رسیدن به مقام انفاق کامل؛ راهی سخت اما ممکن

قرآن ما را تنها به مقام انفاق آگاه نمی‌ سازد، بلکه برای رسیدن به آن نیز راهکار می ‌دهد. در سوره حدید آمده است: «آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ»؛ انفاق کنید از آنچه خدا شما را در آن جانشین ساخته. درک این حقیقت که ما مالک نیستیم بلکه جانشین هستیم، یکی از مهم ‌ترین مبانی روانی و فلسفی انفاق است. انسان وقتی بفهمد که اموال، موقعیت ‌ها و استعدادهایش صرفاً ودیعه ‌ای از جانب خداست، دیگر دل بستن به آن‌ها را پوچ می‌ داند و بخشیدن‌ شان را افتخار.
 

تدریج در انفاق؛ تمرینی برای دل‌کندن

اسلام، با درک روان‌ شناسی انسان، توصیه می ‌کند که انسان از انفاق ‌های کوچک آغاز کند. صدقه‌ های پنهانی، کمک به نیازمندان اطراف، گذشت از بخشی از رفاه خود برای رفاه دیگران و به تدریج بخشیدن دارایی ‌های ارزشمند. این مسیر، تمرین عبور از منیت و تعلق است.
 
از امام علی(علیه ‌السلام) نقل است: «إنّ لله عباداً اختصّهم بالنّعم لِمنافعِ العِبادِ، یُقرُّها فی أیدیهم ما بَذَلوها، فإذا مَنَعوها نزعها منهم و حوّلها إلى غیرهم»؛ خداوند بندگانی دارد که نعمت ‌ها را در اختیارشان قرار می‌ دهد تا در راه دیگران مصرف کنند. تا زمانی ‌که می ‌بخشند، نعمت باقی است اما اگر بخل ورزند، آن را می‌ گیرد. این روایت تأکید می‌ کند که انفاق، نه فقط یک عمل مستحبی، بلکه وظیفه ‌ای الهی و اجتماعی است. اگر در انجامش کوتاهی کنیم، نعمت از ما گرفته خواهد شد.
 

بالاترین مرحله: فدا کردن جان در راه خدا

در تاریخ اسلام، فداکاری‌ های بسیاری ثبت شده که انسان ‌هایی جان خود را در راه خدا دادند. از جمله برجسته ‌ترین آنان، حضرت سیدالشهدا(علیه ‌السلام) است. او نه ‌تنها مال، بلکه خانواده، فرزندان، یاران و نهایتاً جان خود را در راه خدا فدا کرد. این اوج بندگی است. در زیارت اربعین آمده: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ خون خود را در راه تو داد تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد. این فداکاری، تجسم کامل آیه‌ معامله با خداوند است. امام حسین علیه ‌السلام، جانش را تقدیم کرد، نه برای پیروزی ظاهری، بلکه برای حفظ دین خدا و بیداری انسان ‌ها.
 

چگونه ما نیز به این مقام برسیم؟

برای رسیدن به مرتبه‌ای که بتوان از همه دارایی‌ها در راه خدا گذشت، باید در سه جبهه گام برداشت:  
۱. اصلاح معرفت: باید بفهمیم که هیچ چیز واقعاً از ما نیست؛ همه چیز امانت است. شناخت مالکیت حقیقی خداوند و فنای انسان در برابر او، اساس این راه است.

۲. تمرین عملی: از چیزهای کوچک آغاز کنیم. ببخشیم حتی وقتی نیازمندیم. در سختی هم دست دیگران را بگیریم. این تمرین‌ها، قلب را نرم و تعلقات را کم می‌کند.

۳. یاد مرگ و قیامت: وقتی باور کنیم که هیچ‌چیز را با خود نمی‌بریم، بخشیدن آسان‌تر می‌شود. قرآن بارها یادآور می‌شود که آنچه انفاق کنید، برای آخرت‌تان ذخیره می‌شود، و آنچه نگه دارید، از دست می‌رود. «ما عِندَکُم یَنفَدُ وَ ما عِندَ اللهِ باقٍ»؛ آنچه نزد شماست فانی است، و آنچه نزد خداست پایدار.(نحل/۹۶) 

در یک کلام، انفاق همه دارایی‌ها در راه خدا، اوج ایمان و نشانه توحید حقیقی است. این راه را اهل‌بیت(علیهم ‌السلام) با جان خویش پیمودند و ما نیز اگر بخواهیم بندگان واقعی خدا باشیم، باید در این مسیر گام نهیم. اگر دل از دنیا برداریم، دل به خدا خواهیم سپرد. و این، رمز جاودانگی انسان در ملکوت الهی است.
 
فایده دوری از تعلقات دنیایی در زندگی
 
از خدا تا انسان ها و مخلوقات جزوی از سبک زندگی
هر زمانی و در هر مکانی از هر انسانی بپرسید که به چه چیزی بیشتر از همه علاقه دارد؟ پاسخ می دهد به یک زندگی خود اما این زندگی خوب اولا شرایط و لوازمی دارد و بعد نیازمند ثبات و دوام است. برای هر دوی این موارد باید به خوب بودن زندگی دیگران هم توجه داشته باشیم. یعنی اگر زندگی خوبی می خواهیم باید برای دیگران هم زندگی خوبی بخواهیم و برای آن تلاش کنیم.
 
در اینجا هر انسانی به خاطر منافع خودش به فکر فداکاری برای دیگران می افتد ولی وقتی وارد حیطه اخلاق و دین می شویم دیگر منافع خودمان مهم نیست بلکه برای زندگی دیگران از منافع خودمان می گذریم و از خوشحالی و آسایش دیگران خوشحالیم حتی اگر منافع خودمان تامین نشود. این مهم نیاز به ورود به بحث سبک زندگی دارد. فداکاری برای خلق خدا باید زندگی ما جاری باشد. ما باید به خودمان بقبولانیم که انفاق و فداکاری و ایثار جزو انسانیت و زندگی ما است و می تواند ما و جامعه ما را رشد دهد و از همه نظر قوی کند. برای رسیدن به این مهم مسائلی را باید در نظر بگیریم:
 
۱. عبور از مالکیت ظاهری به سوی خلیفه‌گری الهی
قرآن کریم در سوره حدید آیه۷، ما را به درک این حقیقت فرا می ‌خواند که دارایی‌ های ما، در حقیقت امانت‌ هایی هستند که خداوند به دست ما سپرده است: «...وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ»؛ انسان خلیفه خدا در زمین است، نه مالک مطلق. وقتی این نگاه در جان انسان رسوخ کند، دیگر مال و موقعیت را انبار نمی‌کند، بلکه در مصرف، انفاق و کارکرد اجتماعی آن می ‌اندیشد. زندگی او از فردگرایی به سمت رسالت ‌مداری پیش می ‌رود؛ چراکه خود را در قبال امانت‌ها مسئول می‌ داند.
 
۲. رسیدن به نیکی کامل از دل محبوب ‌ترین دارایی ‌ها
سوره آل‌عمران آیه ۹۲، شاخص نیکی راستین را در این می‌ داند که انسان بتواند از آنچه دوست می ‌دارد بگذرد: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ»؛ نیکی در نگاه قرآن، صرفاً در ظاهر اعمال نیست، بلکه در دل کندن از آنچه به آن دل بسته ‌ایم نهفته است. مال، زمان، قدرت، مقام یا حتی فرزند؛ هر آنچه مرکز ثقل دلبستگی انسان باشد، اگر در راه خدا قربانی شود، انسان را به ساحت «برّ» وارد می ‌کند. این نقطه ‌ای است که عبودیت حقیقی شکل می‌ گیرد و تعلق به غیر خدا می ‌شکند.
 
۳. تقویت توحید عملی از طریق انفاق خالصانه
انفاق، در نگاه قرآن، تجلی توحید عملی است. در سوره بقره آیه ۲۶۵ می‌ فرماید: «وَ مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ...»؛ کسی که برای رضای خدا انفاق می ‌کند، در عمل نشان می ‌دهد که بنده خداست، نه بنده دارایی. این نوع انفاق، نه برای ریا، شهرت یا احساس خوب شخصی است، بلکه برای جلب رضایت معبودی است که همه چیز از اوست. انفاق خالصانه، تمرین عملی عبودیت و تحقیر تعلق به دنیاست.
 
۴. الگوبرداری از اهل‌بیت(علیهم ‌السلام) در سبک زندگی توحیدی
در سوره انسان، داستانی از اهل‌بیت(علیهم ‌السلام) روایت می ‌شود که سه شب غذای افطار خود را به یتیم، اسیر و فقیر می‌دهند در حالی که خود گرسنه ‌اند. «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ...»؛ این سبک زندگی، مبتنی بر بخشیدنِ بی ‌چشم ‌داشت، دقیقاً روح انفاق الهی را نشان می ‌دهد. انفاقی بدون منت، بدون ریا و بی‌نیاز از تشکر و همین سبک است که خانواده ‌ای را در قرآن جاودانه می ‌کند. اگر سبک زندگی خانوادگی ما بر این منوال شکل گیرد، جامعه ‌ای کریمانه و مؤمنانه ساخته خواهد شد.
 
۵. گستره انفاق؛ از مال تا جان
قرآن در سوره توبه، آیه۱۱۱، معامله ‌ای آسمانی را به تصویر می ‌کشد: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ...»؛ خداوند نه ‌تنها مال، بلکه جان انسان را می ‌خرد. او مشتری جان مؤمنان است. بالاترین مرتبه انفاق، گذشتن از جان در راه خداست اما این آمادگی از تمرین انفاق مالی، زمانی و موقعیتی آغاز می ‌شود. کسی که بتواند از خواسته‌ هایش در راه خدا بگذرد، در روز نیاز، جان هم خواهد داد.
 
۶. تأثیر انفاق بر روابط انسانی و اجتماعی
فردی که تمرین انفاق کرده، در روابط شخصی ‌اش اهل گذشت، مدارا و فداکاری می ‌شود. در اختلافات خانوادگی، کینه ‌توز نیست؛ در مواجهه با نیاز دیگران، بی ‌تفاوت نیست؛ در بحران ‌ها، گوشه ‌نشین نیست. چنین فردی، با انفاق وقت، محبت، علم و احترام، دیگران را رشد می ‌دهد و سبک زندگی ‌اش، الهام‌ بخش جامعه می ‌شود.

فایده دوری از تعلقات دنیایی در زندگی

۷. تبدیل انفاق به مسؤولیت اجتماعی
در نگاه دینی، انفاق فقط عمل فردی نیست، بلکه مسئولیتی اجتماعی است. کسی که توان دارد و نمی ‌بخشد، در محرومیت دیگران سهیم است. امام علی(علیه ‌السلام) فرمود: «ما جاع فقیر إلّا بما مُتّع به غنیّ»؛ هیچ فقیری گرسنه نمی ‌ماند، مگر به دلیل زیاده‌ خواهی ثروتمندی. در سبک زندگی دینی، هر مؤمن باید خود را مسئول نیازمندان بداند و پیش ‌قدم در حل مسائل اجتماعی باشد.
 
۸. اصلاح اقتصاد خانواده و جامعه بر پایه انفاق
سبک زندگی دینی، با انفاق پیوندی جدی دارد. مصرف ‌گرایی، چشم ‌و هم‌چشمی، تجمل ‌گرایی و اسراف، در نگاه قرآن نه ‌تنها مذموم ‌اند، بلکه مانع رشد معنوی ‌اند. جامعه ‌ای که اهل انفاق باشد، سرمایه را به جریان خیر می ‌اندازد، فقر را کاهش می ‌دهد و عدالت را ترویج می‌ کند. خانواده ‌ای که فرزندانش با روحیه انفاق بزرگ شوند، نسلی فداکار، مقاوم و نوع ‌دوست تربیت خواهد کرد.
 
۹. انفاق در حوزه‌های نوین زندگی
در عصر امروز، انفاق تنها مالی نیست. استفاده از رسانه برای آگاهی ‌بخشی، کمک علمی به نیازمندان، وقف دانش، وقت، ایده و حتی سکوت مؤمنانه در مقابل فحاشی، همه نوعی از گذشتن برای خداست. کسی که قلم، تخصص، رسانه، جایگاه یا ارتباطات خود را در راه خدا صرف کند، مشمول انفاق قرآنی است.
 
۱۰. پیام عاشورا؛ اوج گذشت در راه خدا
حضرت سیدالشهدا(علیه ‌السلام) با فدا کردن عزیزترین سرمایه‌ هایش، از مال و یاران گرفته تا فرزند شیرخواره، تجسم کامل آیه توبه شد. در زیارت اربعین آمده است: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ...»؛ او خون خود را در راه خدا داد تا انسان ‌ها را از جهالت و گمراهی نجات دهد. این گذشت، فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ الگویی ماندگار برای هر انسان مؤمنی است که می‌خواهد در راه خدا هزینه دهد.
 
۱۱. تأثیر انفاق بر خودسازی و آرامش روح
کسی که می ‌بخشد، سبک می ‌شود. تعلقات از او برداشته می‌شود و در درونش آرامشی شکل می‌گیرد که از هیچ مال و قدرتی حاصل نمی‌شود. خداوند می‌فرماید: «ما عِندَکُم یَنفَدُ وَ ما عِندَ اللَّهِ باقٍ»؛ آنچه نزد شماست، فناپذیر است، اما آنچه نزد خداست، باقی خواهد ماند.(نحل/۹۶) انفاق، تنها راه حفظ واقعی داشته‌ هاست. آنچه بخشیدی، مانَد و آنچه نگه داشتی، فنا شود.
 
۱۲. تربیت فرزندان با الگوی انفاق
کودکی که می ‌بیند پدر یا مادر بخشی از درآمد یا وقت خود را برای کمک به دیگران صرف می ‌کند، ناخودآگاه روحیه‌ بخشندگی را فرا می ‌گیرد. والدینی که فرزندان را در کارهای خیر شریک می ‌کنند، نسلی اهل خدمت و ایثار پرورش می ‌دهند؛ نه نسلی منفعت ‌محور و مصرف ‌زده. این خود یکی از ارکان سبک زندگی قرآنی است.
 
انفاق، راهی از عبودیت تا آبادانی جامعه
گذشتن از دارایی ‌ها در راه خدا، صرفاً یک فضیلت فردی نیست؛ بلکه پایه‌گذار سبک زندگی ‌ای است که در آن انسان از بند مالکیت، حرص، خود خواهی و ترس آزاد می ‌شود. چنین انسانی، هم در برابر خدا بنده‌ ای خالص است، هم در جامعه فردی مؤثر و الهام ‌بخش. او به ‌جای دغدغه داشتن، دغدغه خدمت دارد؛ به ‌جای انباشتن، در اندیشه جاری ساختن است و به‌جای زندگی در دایره «من»، در جهان «ما» تنفس می ‌کند.
 
انفاق، نه پایان مال، بلکه آغاز انسان است و آن‌ که از دل آن عبور کند، به دریای توحید، آرامش، عزت و رضای الهی خواهد رسید.


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط