مقدمه:
از سال ۱۹۴۸م که اشغال فلسطین رخ داد و رژیم جعلی صهیونیستی با پشتیبانی مستقیم آمریکا و قدرتهای غربی از جمله انگلیس بر فلسطین مسلط شد، این سرزمین شاهد دههها اشغالگری، کشتار و پاکسازی نژادی بوده است.تاریخ فلسطین آغشته به خون هزاران شهیدی است که در راه آزادی این سرزمین جان باختهاند. از آن زمان تاکنون، فلسطینیان در هر فرصتی اراده خود را برای بازگشت به وطن و پایان دادن به اشغال نشان دادهاند، اما اشغالگر همواره با استفاده از ماشین جنگی خود و حمایتهای بینالمللی، این حرکتها را سرکوب کرده است.
غزه، تنها بخشی کوچک اما تعیینکننده از جغرافیای فلسطین، بارها و بارها هدف حملات بیوقفه قرار گرفت و مردمش تحت شدیدترین محاصرهها زیستند. این محاصره، که از سال ۲۰۰۷ به شکل خفقانآوری ادامه یافت، با هدف خفه کردن هرگونه صدای مقاومت و مشروعیتزدایی از حاکمیت فلسطینی شکل گرفت.
عملیات طوفان الاقصی در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، تنها یک حمله نظامی نبود؛ بلکه نقطه اتصال دههها مقاومت، خشم انباشته ملت فلسطین، و نیاز راهبردی به تغییر وضعیت در برابر دشمنی بود که با اتکا به حمایت جهانی و چراغ سبز سیاسی غرب، قصد داشت پروژه پاکسازی کامل غزه را اجرایی کند.
این عملیات بهعنوان یک زلزله استراتژیک، معادلات پیچیده منطقه را به هم ریخت و فصل جدیدی را در تقابل فلسطین و رژیم اشغالگر صهیونیستی گشود.
این مقاله، ۱۰ دستاورد کلیدی عملیات طوفان الاقصی را بررسی نموده و به شبهه ارزشمند نبودن این عملیات با توجه به حجم پاسخ تلافیجویانه رژیم صهیونیستی و هزینههای سنگین انسانی و زیرساختی وارده بر غزه، پاسخ میدهد و جایگاه صبر و پایداری مردم غزه را بهعنوان سرمایه معنوی و راهبردی بیان مینماید.
۱. طوفان الاقصی؛ جهش راهبردی و آغاز عصر تازه مقاومت فلسطین
عملیات طوفان الاقصی بیش از آنکه یک حمله نظامی باشد، یک بازتعریف از استراتژی مقاومت بود. مقاومت فلسطین همواره دارای فراز و نشیبهایی بوده است؛ از انتفاضه اول (۱۹۸۷-۱۹۹۳) که با سنگها و شورشهای مردمی تعریف میشد، تا انتفاضه دوم (۲۰۰۰-۲۰۰۵) که شاهد ورود گروههای مسلح و حملات پیچیدهتر بود. پس از آن، غزه به سنگر مقاومت تبدیل شد و نبردها بیشتر در قالب جنگهای محدود و محاصرههای متناوب شکل گرفت.سیر تاریخی و تغییر تاکتیکها
انتفاضههای پیشین با وجود دستاوردهای مقطعی، در نهایت نتوانستند اشغالگری را به طور ریشهای متوقف سازند، عمدتاً به دلیل عدم هماهنگی استراتژیک و تمرکز بر تاکتیکهای محلی. طوفان الاقصی اما یک جهش تاکتیکی و راهبردی بود. این عملیات با استفاده ترکیبی از نفوذ زمینی، عملیات سایبری، استفاده از پهپادهای انتحاری و نفوذ به مناطق غیرقابل نفوذ، مفهوم «دفاع فعال» را به سطح جدیدی ارتقا داد.بازگشت مسأله فلسطین به صدر اولویتهای جهانی
پیش از اکتبر ۲۰۲۳، مسأله فلسطین در حاشیه توجهات بینالمللی قرار گرفته بود. توافقات ابراهیم و عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی با برخی کشورهای عربی، تلاشی برای دفن این پرونده بود. اما طوفان الاقصی، این پرونده را با فوریت و شدتی بیسابقه به میز مذاکرات جهانی بازگرداند. رسانههای اصلی جهان که پیشتر تلاش میکردند روایت رژیم صهیونیستی را پوشش دهند، ناچار به پرداختن به واقعیتهای میدانی و انسانی غزه شدند. سازمان ملل، مجامع بینالمللی و دانشگاهها تحت فشار افکار عمومی مجبور به موضعگیری شدند.ایجاد موازنه جدید در تقابل با دشمن
این عملیات نشان داد که «بازدارندگی» رژیم صهیونیستی، که براساس برتری اطلاعاتی و نظامی مطلق بنا شده بود، شکسته شده است. برای اولین بار، بخشهای وسیعی از سرزمینهای اشغالشده در اطراف غزه برای مدت قابل توجهی تحت کنترل رزمندگان فلسطینی درآمد. این امر یک موازنه روانی و عملیاتی جدید ایجاد کرد که نشان داد هزینههای اشغالگری برای رژیم صهیونیستی میتواند بسیار فراتر از آن چیزی باشد که تصور میشد.۲. فرو ریختن سپر اطلاعاتی دشمن و شکست غرور امنیتی رژیم صهیونیستی
یکی از بزرگترین دستاوردهای طوفان الاقصی، افشای شکافهای عمیق در یکی از پیشرفتهترین ساختارهای امنیتی جهان بود. رژیم صهیونیستی خود را بهعنوان «جزیره ثبات و امنیت» در منطقه معرفی میکرد که با شبکهای از تکنولوژیهای جاسوسی و اطلاعاتی، توانایی پیشبینی و خنثیسازی هرگونه تهدید را دارد.ساختار اطلاعاتی رژیم صهیونیستی
ساختار اطلاعاتی رژیم صهیونیستی متکی بر سه ستون اصلی است: موساد (اطلاعات خارجی)، شاباک (امنیت داخلی) و آمان (اطلاعات نظامی). بخش عمده تمرکز این نهادها بر حفظ برتری فنی و جاسوسی در کشورهای همسایه و تهدیدهای راهبردی مانند ایران و حزبالله بوده است. آنها با اتکا به فناوریهای پیشرفته مانند سیستمهای مرزی هوشمند، دوربینها، حسگرهای زیرزمینی و شنود الکترونیکی، اعتقاد داشتند که میتوانند هرگونه تحرک در مرز غزه را رصد کنند.دلایل شکست در شناسایی عملیات
شکست در شناسایی طوفان الاقصی دلایل متعددی داشت از جمله:* خودبزرگبینی استراتژیک: مقامات رژیم صهیونیستی، عملیات هفتم اکتبر را غیرممکن و خارج از تواناییهای حماس میدانستند. آنها بر این باور بودند که حماس درگیر بقای داخلی و مذاکرات غیرمستقیم است.
* انحراف منابع: بخش بزرگی از منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی به سمت تهدیدات راهبردیتر (مانند ایران و برنامه هستهای آن) یا جبهه شمالی (حزبالله) هدایت شده بود، در حالی که غزه بهعنوان یک چالش مدیریتی تلقی میشد.
* شکست در تحلیل اطلاعات انسانی: نفوذ به شبکههای تصمیمگیری حماس یا درک عمق برنامهریزی آن با شکست مواجه شد. عملیات به شکلی مخفیانه طراحی و اجرا شد که هیچ یک از کانالهای اطلاعاتی غربی یا رژیم صهیونیستی نتوانستند آن را کشف کنند.
* اشتباه در ارزیابی تکنولوژیک: علیرغم پیشرفتهای فنی، عملیات براساس غافلگیری در زمان و مکان اجرا شد که سیستمهای رصد الکترونیکی و حرارتی را دور زد. استفاده از پهپادها برای نابودی زیرساختهای مرزی در ابتدای عملیات، سیستمهای هشدار اولیه را فلج کرد.
تأثیر این ضربه بر ساختار تصمیمگیری امنیتی
این شکست نهتنها منجر به استعفای مقامات امنیتی رژیم صهیونیستی شد، بلکه اعتماد داخلی به نهادهای امنیتی را به شدت تضعیف کرد. مفهوم «عمق استراتژیک» رژیم صهیونیستی به چالش کشیده شد و ثابت گردید که فاصله چند کیلومتری بین غزه و شهرکهای رژیم صهیونیستی، هیچ تضمینی برای امنیت ایجاد نمیکند. این امر منجر به بازنگریهای بنیادین در دکترین نظامی رژیم صهیونیستی شد.۳. ناکامی رژیم صهیونیستی در تحقق پروژههای جنگی و بنبست اهداف سیاسی
رژیم صهیونیستی وارد جنگی شد که اهداف آن، در ظاهر روشن اما در عمل دستنیافتنی بود. این اهداف شامل سه محور اصلی بود که هیچکدام به طور کامل محقق نشدند.اهداف رژیم صهیونیستی
* اهداف اعلامی:۱. نابودی کامل توان نظامی و سیاسی حماس در غزه.
۲. بازگرداندن تمامی اسرا به هر قیمتی.
۳. تضمین عدم تکرار عملیاتهای مشابه در آینده.
* اهداف پنهانی:
۱. تغییر بافت جمعیتی و جغرافیایی غزه با ایجاد یک منطقه حائل وسیع.
۲. عادیسازی روابط منطقهای در سایه ائتلاف علیه ایران.
۳. بازگرداندن اعتبار سیاسی و امنیتی کابینه متزلزل نتانیاهو.
شکست پروژه نابودی حاکمیت حماس بر غزه
پس از ماهها عملیات زمینی گسترده، محاصره و بمباران، حماس توانست ساختار فرماندهی و تونلهای خود را حفظ کرده و به عملیاتهای چریکی خود ادامه دهد. نظامیان رژیم صهیونیستی نتوانستند مرکز ثقل مقاومت را از بین ببرند. هر بار که یک منطقه پاکسازی میشد، نیروهای حماس میتوانستند به سرعت در شکافهای موجود نفوذ کرده و عملیاتهای ضربتی انجام دهند.مذاکرات تبادل اسرا و اثرات آن بر سیاست داخلی رژیم صهیونیستی
مذاکرات تبادل اسرا به عاملی کلیدی در ناکامی سیاسی رژیم صهیونیستی تبدیل شد. فشار خانوادههای اسرا و جامعه داخلی رژیم صهیونیستی، کابینه را مجبور کرد تا وارد مذاکراتی شود که در نهایت با آتشبس موقت و تبادل اسرا همراه بود. این مذاکرات، از دیدگاه حماس، به معنای به رسمیت شناختن مقاومت بهعنوان طرف مذاکره و توانایی برای اخذ امتیازات بزرگ بود. از سوی دیگر، این امر باعث شکافهای عمیق سیاسی در داخل رژیم صهیونیستی شد، زیرا نتانیاهو تحت فشار جناحهای راست افراطی بود که خواهان ادامه جنگ تا نابودی کامل حماس بودند.۴. شکستن اسطوره شکستناپذیری ارتش صهیونی و فروریختن هیبت نظامی آن
ارتش رژیم صهیونیستی همواره بهعنوان یکی از کارآمدترین و مجهزترین ارتشهای منطقه، با حمایت مالی و تکنولوژیک بیوقفه غرب، معرفی شده است. افسانه شکستناپذیری این ارتش، موتور محرک ترس و بازدارندگی آن بود.پیشینه تبلیغاتی ارتش دشمن
رژیم صهیونیستی با استفاده از جنگهای کلاسیک گذشته (مانند جنگ شش روزه یا جنگ اعراب و رژیم صهیونیستی ۱۹۷۳) و تواناییهای تکنولوژیک خود در جنگهای هوایی (مانند عملیاتهای گسترده علیه غزه در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱)، سعی در القای برتری مطلق داشت. تمرکز بر نیروی هوایی، جنگ الکترونیک و سامانههای پدافند موشکی مانند گنبد آهنین، تصویری از ارتشی فناناپذیر ساخته بود.مقایسه با جنگهای پیشین و تلفات بیسابقه
در طوفان الاقصی، به ویژه در ساعات اولیه، مقاومت توانست تلفات سنگینی به نیروهای زمینی رژیم صهیونیستی وارد کند. گزارشها حاکی از آن بود که تعداد نظامیان رژیم صهیونیستی کشته شده در یک روز، بیش از تلفات این رژیم اشغالگر در چند سال درگیریهای پیشین بود. این امر به ویژه در تواناییهای نفوذ به پایگاههای نظامی و تصرف تجهیزات و اسرا، مشهود بود.اعترافات فرماندهان صهیونیستی و بازتاب جهانی
پس از هفتهها جنگ، فرماندهان ارشد نظامی رژیم صهیونیستی به دشواریهای موجود در غزه اذعان کردند. آنها اعتراف کردند که هدف اعلام شده یعنی «نابودی کامل حماس» به دلیل مقاومت شدید و توانایی سازماندهی مجدد نیروها، بسیار دشوارتر از پیشبینیهاست. شکست در آزادسازی اسرا بدون دادن امتیازات قابل توجه و میزان تلفات غیرنظامیان که با خشم جهانی همراه شد، افسانه حرفهای بودن ارتش رژیم صهیونیستی را مخدوش کرد.۵. شکستن انحصار روایت دشمن و جهانیشدن صدای مقاومت
عملیات طوفان الاقصی یک نقطه عطف در جنگ اطلاعاتی و رسانهای بود. اگر در جنگهای پیشین، رژیم صهیونیستی توانسته بود روایت غالب را بر جهان تحمیل کند، این بار افشاگریهای میدانی و مستندسازی لحظه به لحظه جنایات جنگی، این روایت را به چالش کشید.نقش رسانهها و جنبشهای دانشگاهی
استفاده گسترده مبارزان فلسطینی از شبکههای اجتماعی، پخش تصاویر زنده از درگیریها و ثبت جنایات جنگی، تصویری متفاوت از آنچه رسانههای جریان اصلی غربی ارائه میدادند، منعکس کرد. در دانشگاههای غرب، موجی از حمایت دانشجویی از فلسطین شکل گرفت که دولتهای غربی را تحت فشار قرار داد. این جنبشها، تمرکز را از مقاومت به سمت اشغالگری و حقوق بشر منتقل کردند.تغییر روایت از «تروریسم» به «حقطلبی»
با مشاهده ابعاد ویرانی و کشتار غیرنظامیان در غزه، بسیاری از کشورهای جهان و افکار عمومی، رویکرد خود را تعدیل کردند. واژههایی مانند «تروریسم» که به طور خودکار برای توصیف مقاومت استفاده میشد، جای خود را به «مقاومت در برابر اشغالگری» و «حقوق مشروع فلسطینیان» داد. دادگاه بینالمللی لاهه و دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) با طرح اتهامات نسلکشی علیه رژیم صهیونیستی، اعتبار بینالمللی این رژیم را به شدت خدشهدار کردند.۶. بازگشت آرمان آزادی کامل فلسطین به کانون معادلات مقاومت
یکی از دستاوردهای راهبردی طوفان الاقصی، بازگرداندن مسأله آرمان فلسطین به چارچوب اصلی آن بود؛ یعنی آزادی کل سرزمین تاریخی فلسطین.موضع مقاومت در رد تقسیم جغرافیایی تحمیلی
توافقات اسلو و طرحهای صلح پیشین، براساس تقسیمبندیهای جغرافیایی ۱۹۶۷ (کرانه باختری، غزه و قدس شرقی بهعنوان دولت فلسطینی) شکل گرفته بود. اما عملیات طوفان الاقصی با نفوذ به شهرکهای رژیم صهیونیستی، این پیام را مخابره کرد که مقاومت هرگز مرزهای تحمیلی را به رسمیت نمیشناسد و هدف نهایی، آزادی تمام سرزمین است.تقویت آرمان آزادی کامل سرزمین فلسطین
این عملیات نشان داد که مقاومت، اگرچه در غزه متمرکز بود، اما بخشی از یک استراتژی بزرگتر برای پایان دادن به اشغال از رود تا دریا است. این رویکرد، آرمان فلسطین را از یک مسأله سرزمینی محدود به یک جنبش آزادیبخش جامع تبدیل کرد و هرگونه تلاش برای سازش بر سر اصول بنیادین را دشوار ساخت.۷. ایمان، ایستادگی و فرهنگ شهادت؛ سرمایه معنوی مردم غزه
مقاومت نظامی بدون پشتوانه مردمی، پایداری چندانی ندارد. مردم غزه، با تحمل ویرانیهای بیسابقه، تبدیل به ستون فقرات اصلی عملیات طوفان الاقصی شدند.آمار حمایت مردمی و نقش ایمان و فرهنگ دینی
با وجود از دست دادن هزاران نفر از اعضای خانواده و تخریب خانهها، در نظرسنجیهای صورتگرفته در اراضی اشغالی پس از عملیات طوفان الاقصی، سطح حمایت از حماس و تداوم مقاومت در غزه افزایش یافت. این پایداری ریشه در فرهنگ اسلامی منطقه و آموزههای دینی دارد که شهادت و پایداری در برابر ظلم را ارزشی متعالی میداند.اثرات روانی محاصره و بمباران بر شکلگیری مقاومت مستحکم
محاصره طولانیمدت غزه، مردم این منطقه را به طور اجباری برای شرایط سخت آماده کرده بود. این شرایط، نهتنها آنها را متلاشی نکرد، بلکه یک عزم راسخ برای تغییر وضعیت موجود ایجاد نمود. ایمان به اینکه «این تاریکی نمیتواند ابدی باشد»، سرمایه روانی مقاومت را تقویت کرد. این صبر، عاملی بود که رژیم صهیونیستی انتظار آن را نداشت.۸. تحمیل شروط مقاومت بر دشمن و تثبیت دستاوردهای میدانی
یکی از برجستهترین و بیسابقهترین نتایج عملیات طوفان الاقصی، الزام رژیم صهیونیستی به پذیرش شروطی بود که پیش از این، نهتنها آنها را به شدت رد میکرد بلکه حتی مطرحکردنشان را نشانه ضعف دشمن میدانست. این تحول، از نظر راهبردی نشاندهنده انتقال ابتکار عمل از تلآویو به غزه و اعمال فشار مستقیم مقاومت بر اراده سیاسی و امنیتی رژیم اشغالگر بود.تغییر معادله قدرت و مذاکرات از موضع برتر مقاومت
در شرایطی که پیش از طوفان الاقصی، رژیم صهیونیستی هر مذاکرهای درباره آتشبس یا تبادل اسرا را با تعیین پیششرطهای یکجانبه آغاز میکرد، مقاومت توانست با استفاده از ظرفیتهای میدانی و حمایت مردمی، چارچوب مذاکرات را مطابق منافع خود بازنویسی کند. به عبارت دیگر، این نه تلآویو، بلکه غزه بود که دستور جلسه را بنا بر «میدان» و «نیاز بقا» تعیین میکرد.نمونه بارز؛ آتشبس موقت در قبال آزادی اسرا
در توافقات آتشبس پس از موج نخست عملیات، رژیم صهیونیستی ناچار شد در برابر آزادی تعداد محدودی از اسرا ـ که بخش قابل توجهی از آنان از نیروهای نظامی رژیم بودند ـ آتشبس موقت را بپذیرد و همزمان صدها زندانی فلسطینی را آزاد کند. این معامله که با ساختار کاملاً متفاوت نسبت به گذشته انجام شد، نشان داد مقاومت نهتنها توانسته است دست دشمن را در زمین ببندد، بلکه در میز مذاکره نیز ابتکار را در اختیار دارد.فرصت بازسازی و تثبیت میدانی
آتشبس موقت، برخلاف تصور اولیه دشمن، نه یک امتیاز برای آنها بلکه فرصتی راهبردی برای مقاومت بود؛ فرصتی برای:* سازماندهی مجدد نیروها و بازچینش خطوط دفاعی و هجومی.
* ترمیم زیرساختهای ضربهخورده در غزه و تقویت شبکههای لجستیکی.
* آمادهسازی حجم تازهای از توان موشکی و پهپادی برای مراحل بعدی نبرد.
تحمیل هزینه روانی و سیاسی بر دشمن
پذیرش شروط مقاومت در برابر دیدگان افکار عمومی خودِ رژیم صهیونیستی و جامعه جهانی، شکافهای عمیق در ساختار سیاسی و امنیتی تلآویو را آشکار کرد. برای نخستین بار، رسانههای عبری واژه «شکست در برابر غزه» را بیپرده به کار بردند؛ این همان جنگ روانی معکوس است که مقاومت در کنار جنگ میدانی، به دشمن تحمیل کرد.تثبیت دیپلماسی مقاومت در محور منطقهای
این قدرتنمایی، پیام مستقیمی برای متحدان و دشمنان محور مقاومت داشت: غزه قادر است حتی در شرایط محاصره، قواعد بازی را عوض کند و دشمن را پای میز مذاکره از موضع ضعف بنشاند. همین تجربه، الگویی برای آینده نبردهای منطقهای و مخصوصاً در صورت بالا گرفتن تنشهای چندجبههای خواهد بود.۹. همافزایی محور مقاومت و تغییر توازن قوا در منطقه
عملیات طوفان الاقصی را نمیتوان صرفاً یک اقدام محدود در جغرافیای نوار غزه دانست؛ این رخداد نقطه تلاقی اراده مشترک و همافزایی چندین جبهه در قالب محور مقاومت بود که براساس درک واحد از تهدید و فرصت، یک نمایش کمسابقه از هماهنگی چندبعدی را به میدان آورد.چندجبههای کردن جنگ علیه رژیم صهیونیستی
با آغاز طوفان الاقصی، مقاومت اسلامی در لبنان، یمن، عراق و حتی عرصههای دیپلماسی و رسانه، بهگونهای عمل کرد که ارتش رژیم صهیونیستی (IDF) مجبور شد منابع و نیروهای خود را در چندین جبهه تجزیه کند:* حزبالله لبنان: با اجرای دهها عملیات موشکی، توپخانهای و نفوذ محدود زمینی، جبهه شمالی را به حالت آمادهباش دائم درآورد و بخش قابل توجهی از سامانههای پدافندی و یگانهای ضربتی خود را در مرزهای شمالی تثبیت کرد.
* انصارالله یمن: حملات موشکی، پهپادی و رهگیری کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی و متحدانش در دریای سرخ، بعد اقتصادی و معادلات انرژی را به بحران افزود و بر هزینههای جهانی این درگیری تأثیر گذاشت.
* گروههای مقاومت عراق: هدفگیری پایگاههای آمریکا در عراق و سوریه، پیام آشکاری به حامیان اصلی رژیم اشغالگر داد که هرگونه پشتیبانی لجستیکی و عملیاتی از تلآویو، هزینه امنیتی خواهد داشت.
* نقطه عطف؛ عملیات «وعده صادق» ایران: پس از حمله رژیم صهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق، جمهوری اسلامی ایران با اجرای عملیات وعده صادق، نهتنها واکنش مستقیم و آشکار نظامی نشان داد بلکه پیام کلیدی محور مقاومت را تثبیت کرد: «تهدید مستقیم هسته مرکزی مقاومت در فلسطین، کل محور را وارد میدان میکند.» این پیام، راهبرد «پرهیز از درگیری مستقیم» دشمن را برهم زد و معادله بازدارندگی منطقهای را به شکل محسوسی به نفع مقاومت تغییر داد.
پیامدهای راهبردی همافزایی محور مقاومت
* شکستن انحصار قدرت نظامی رژیم صهیونیستی: جبهههای متعدد نشان دادند که حتی پیشرفتهترین ارتش منطقه نمیتواند همزمان در چند میدان بزرگ و ناهمگون برتری خود را حفظ کند.* ارتقای بازدارندگی ترکیبی: ترکیب تهدید میدانی، تهدید اقتصادی، عملیات روانی و دیپلماسی مقاومت، به یک سپر چندلایه بدل شد.
* تثبیت همبستگی راهبردی: ارتباط مستمر بین مراکز فرماندهی گروهها و دولتهای عضو محور، نشاندهنده بلوغ شبکهای است که میتواند پاسخهای هماهنگ و چندسطحی را با سرعت بالا اجرا کند.
* تغییر توازن قوا در سطح منطقهای: تا پیش از طوفان الاقصی، دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی بر «حفظ جنگ در جغرافیای محدود» استوار بود. اما این عملیات ثابت کرد که میدان نبرد فلسطین دیگر یک نقطه منفرد نیست، بلکه گرهای در شبکهای از جبهههای همزمان است که از مدیترانه تا دریای سرخ، و از مرزهای لبنان تا خلیج فارس امتداد دارند. این تحول، نه یک حادثه مقطعی بلکه یک تغییر ساختاری در موازنه قواست که پیامدهای بلندمدتی برای راهبردهای امنیتی صهیونیستها و حامیان غربی آنان به همراه خواهد داشت.
۱۰. رسوایی اخلاقی غرب و شفافشدن چهره قدرتهای مدعی حقوق بشر
حمایت بیقید و شرط آمریکا و اروپا از رژیم صهیونیستی، تناقضات عمیق در مواضع سیاسی غرب را به نمایش گذاشت و موجب انزوای دیپلماتیک آنها شد.تناقض ادعاهای حقوق بشری
کشورهایی که همواره مدعی دفاع از حقوق بشر، دموکراسی و قوانین بینالمللی بودند، در قبال جنایات آشکار در غزه سکوت کردند یا به توجیه آن پرداختند. این دوگانگی، اعتبار اخلاقی غرب را در چشم ملتهای جهان، به ویژه در جنوب جهانی، از بین برد.اثرات افشای این چهره بر روابط بینالملل
بسیاری از کشورهای جهان سوم و کشورهای اسلامی، با دیدن حمایتهای نظامی و سیاسی غرب از اقدامات رژیم صهیونیستی، به این نتیجه رسیدند که نظام بینالمللی تحت سلطه قدرتهای بزرگ است و معیارها برای همه یکسان نیست. این امر موجب تقویت بلوکهای غیرغربی و نزدیکی کشورها به محور مقاومت شد.پاسخ به شبهه عدم ارزشمندی عملیات طوفان الاقصی
یکی از اصلیترین شبهاتی که پس از عملیات طوفان الاقصی مطرح شد، این بود که با توجه به حجم گسترده پاسخ تلافیجویانه رژیم صهیونیستی و هزینههای سنگین انسانی و زیرساختی وارده بر غزه، آیا این عملیات از نظر راهبردی ارزشمند بوده است؟ پاسخ به این پرسش مستلزم درک منطق و هدف جنگهای آزادیبخش است.* منطق هزینه-فایده در جنگهای آزادیبخش: در جنگهای آزادیبخش، هزینه مستقیم انسانی و مادی، بخشی از قیمت تمامشده برای شکستن چرخه اشغالگری است. اگر یک جنبش آزادیبخش تنها در صورتی اقدام کند که هیچ هزینهای نداشته باشد، در واقع هرگز نمیتواند اشغالگر را وادار به ترک سرزمین کند.
* فرمول راهبردی: هزینه مقاومت در مقایسه با هزینه تداوم اشغال برای دشمن باید مقایسه شود. اگر هزینه مقاومت نسبت به هزینه تداوم اشغال برای دشمن، موفقیت نسبی کسب کرده باشد، پس این عملیات بهجا و بهموقع انجام شده است. طوفان الاقصی هزینههای غیرقابل تحملی بر امنیت، اقتصاد و جایگاه بینالمللی رژیم صهیونیستی تحمیل کرد که بسیار بیشتر از هزینههای خود عملیات بود. شکست اطلاعاتی دشمن، احیای آرمان فلسطین و بیدار کردن افکار عمومی جهان، ارزش این عملیات را توجیه میکند.
* پیامدهای جلوگیری از نابودی کامل غزه: اگر این عملیات صورت نمیگرفت، رژیم صهیونیستی با خیال راحت به اجرای طرحهای بلندمدت برای پاکسازی تدریجی غزه ادامه میداد. عملیات طوفان الاقصی، تلاشی بود برای پیشدستی و تغییر معادلات پیش از آنکه اشغالگر بتواند ساختارهای خود را در غزه تثبیت کند و عملیاتهای داخلی و خروج تدریجی را به صورت یکطرفه مدیریت نماید.
صبر و پایداری مومنانه مردم غزه
سرمایه اصلی مقاومت در غزه، نه موشکها و تونلها، بلکه ایمان و پایداری مردم آن است. این صبر، یک استراتژی فعال است نه انفعالی.* مفهوم صبر در فرهنگ مقاومت اسلامی: صبر در فرهنگ مقاومت اسلامی، به معنای نشستن و انتظار کشیدن نیست، بلکه به معنای مقاومت در برابر فشارها با اتکا به مبانی اعتقادی و حفظ روحیه مبارزاتی است. مردم غزه با ایستادگی در برابر شدیدترین حملات، نشان دادند که ارادهشان تسلیمناپذیر است.
* اثرات راهبردی پایمردی مردم غزه بر فرسایش دشمن: هر روزی که مردم غزه در برابر بمبارانها مقاومت میکنند، زمان بیشتری برای ارتش رژیم صهیونیستی صرف میشود، هزینههای نظامی و بینالمللی آنها افزایش مییابد و اعتبار دولت جعلیشان در نزد متحدان غربی کاهش مییابد. این پایداری، عامل اصلی فرسایش اراده سیاسی در تلآویو است.
جمعبندی و راهکارهای حفظ دستاوردهای طوفان الاقصی
عملیات طوفان الاقصی نقطه عطفی تاریخی بود که معادلات منطقه را تغییر داد و مسیر مقاومت را برای آینده مشخص ساخت. این عملیات نشان داد که معادلات صرفاً نظامی، هرچند مجهز به پیشرفتهترین تسلیحات و فناوریها، در برابر ایمان و اراده ملتی که آرمان آزادی را در دل دارد، محکوم به شکست است.این عملیات، نهتنها هیمنه رژیم صهیونیستی را درهم شکست، بلکه روح تازهای در کالبد محور مقاومت و وجدان بیدار جهان دمید. از این پس، مبارزه فلسطین وارد مرحلهای سرنوشتساز شده است؛ مرحلهای که چشمانداز آن، شکستن کامل حلقه اشغال و بازگشت عزت و استقلال به این سرزمین مبارک است.
برای بهرهبرداری کامل از دستاوردهای این عملیات و تداوم مسیر آزادی، باید راهکارهای زیر مدنظر قرار گیرد:
* تقویت پیوند بین گروههای مقاومت: هماهنگی استراتژیک و عملیاتی بین جبهههای مختلف مقاومت (غزه، کرانه باختری، لبنان، یمن، عراق و ایران) باید تقویت شود تا بازدارندگی منطقهای رژیم صهیونیستی به سطوح بالاتری ارتقا یابد.
* توسعه رسانه مقاومت: سرمایهگذاری گسترده بر تولید محتوای چندرسانهای قوی، دقیق و واکنشگرا برای شکستن انحصار رسانهای دشمن و جذب افکار عمومی جهانی ضروری است.
* آموزش نسل جوان: انتقال آرمانهای مقاومت و تاریخ واقعی فلسطین به نسلهای جدید، برای تضمین تداوم مبارزه در آینده. آموزش تکنیکهای مقاومت مدنی و نظامی باید در اولویت قرار گیرد.
* حمایتهای غیررسمی کشورهای اسلامی: شناسایی کانالهای تأمین منابع و حمایتهای لجستیکی به شیوههایی که تحت فشار غرب قرار نگیرند.
* استراتژی مقاومت پایدار: تمرکز بر فرسایش توان نظامی و اقتصادی رژیم اشغالگر صهیونیستی در درازمدت، از طریق عملیاتهای هدفمند و حفظ آمادگی رزمی در همه جبههها.
* هنر و ادبیات مقاومت: استفاده از ابزارهای فرهنگی، هنری و ادبی برای ثبت رنجها، نمایش اراده پیروزی و ترویج فرهنگ جهاد و شهادت در سطح جهانی.
سخن پایانی:
امروز، فلسطین تنها یک جغرافیا نیست؛ پرچمی برافراشته برای همه آزادگان جهان است. هر قدم در مسیر حفظ و گسترش دستاوردهای طوفان الاقصی، گامی به سوی شکستن زنجیرهای ستم و رسیدن به صبح آزادی قدس شریف است. وعده الهی تخلفناپذیر است و ما یقین داریم که این سرزمین مقدس، بار دیگر در آغوش امت خود خواهد بود.نویسنده: سیدامیرحسین موسوی تبار
منبع: تحریریه راسخون
© استفاده از این مطلب، فقط با ذکر منبع بلامانع است.