مقدمه:
بیان مسأله
جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است؛ مقطعی که همزمان با فشارهای خارجی، جنگ ترکیبی دشمن، عملیات گسترده روانی و چالشهای درونی، نیاز به درک عمیق از مسیر کلان انقلاب اسلامی بیش از گذشته احساس میشود.در چنین شرایطی، بیانات حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) صرفا توصیههای مقطعی یا واکنشی نیست، بلکه چارچوبی راهبردی برای فهم واقعیتها، شناخت دشمن و ترسیم افق آینده به شمار میآید. مسأله اصلی، عبور از قرائتهای سطحی و پراکنده از این بیانات و رسیدن به یک برداشت منسجم، راهبردی و مسألهمحور است.
ضرورت بحث
در عصر جنگ نرم و تحریف معنا، گزینشیخوانی یا تقلیل بیانات مقام معظم رهبری به شعارهای کلی، عملا کارآمدی آن را کاهش میدهد. در حالی که این رهنودها، ظرفیت تبدیلشدن به نقشه راه حکمرانی، جامعهسازی و تمدنسازی را دارند.ضرورت این بحث از آن جهت دوچندان است که دشمن دقیقا بر نقاط ابهام، تردید و بیتحلیلی جامعه سرمایهگذاری کرده و میکوشد ارتباط منطقی میان «ارزشها»، «واقعیات» و «آینده مطلوب» را قطع کند.
هدف از نگارش مقاله
هدف این نوشتار، ارایه یک تحلیل راهبردی، منسجم و کاربردی از بیانات رهبر معظم انقلاب است؛ بهگونهای که پیامهای اعتقادی، اجتماعی، مدیریتی و راهبردی این رهنمودهای حکیمانه به صورت روشن استخراج شود و در کنار آن، مسیر تحقق عملی منویات معظم له برای مسئولان، نخبگان و عموم مردم ترسیم گردد.در راستای تحقق این هدف، این نوشتار تلاش دارد تا بیانات مقام معظم رهبری را با تبیین از سطح «شنیدن» به سطح «فهم، باور و عمل» برای مقابله موثر و هدفمند با توطئههای دشمنان در جنگ نرم امروز و دستیابی به اهداف و آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی ارتقا دهد.
فراز ۱: میلادی استثنایی در خانه خدا
امروز سالگرد یک میلاد بینظیر است؛ هم از حیث مولد بینظیر است، هم از حیث فرزند ولادتیافته؛ هم مولد و هم مولود. مولد، کعبه است؛ در تاریخ، دیگر ما چه کسی را سراغ داریم که در خانهی خدا، در کعبه متولّد شده باشد؟ مولود، علیّ مرتضی (سلام الله علیه) است که دربارهی ایشان چند جملهای بعداً عرض خواهم کرد. بنابراین، از لحاظ ولادت این بزرگوار، روز سیزدهم رجب یک روز استثنایی و بینظیر است.تبیین فراز ۱: تولد استثنایی امیرالمؤمنین در کعبه؛ پیام نمادین ولایت در هندسه توحید
این فراز از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، فراتر از یک یادآوری تاریخی، حامل یک پیام عمیق اعتقادی و راهبردی در تبیین جایگاه ولایت در منطق اسلام ناب است. تأکید همزمان بر «مولِد» و «مولود»، هندسهای مفهومی میسازد که در آن، پیوند ناگسستنی توحید و ولایت بهصورت عینی و نمادین ترسیم میشود.نخست، تولد در کعبه به عنوان خانه توحید، نشاندهنده آن است که ولایت علوی، برآمده از متن ناب توحید است؛ نه امری پیرامونی یا تاریخی، بلکه حقیقتی ریشهدار در بنیادهای دین. مقام معظم رهبری با این بیان، بهروشنی القا میکنند که ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ادامه طبیعی خط توحید و بندگی خداست.
دوم، استثناییبودن این میلاد، نفی هرگونه تکرارپذیری است؛ یعنی جایگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) جایگاهی یگانه، غیرقابل قیاس و غیرقابل جایگزین است. این پیام، در برابر قرائتهای تقلیلگرایانه از ولایت، هشدار معرفتی میدهد.
سوم، برجستهسازی «روز سیزدهم رجب» به عنوان روزی بینظیر، دعوتی است به بازخوانی هویت امت اسلامی حول محور امامت و الگوی حاکمیتیِ برخاسته از عدالت، عبودیت و شجاعت علوی؛ الگویی که در نگاه رهبر معظم انقلاب، همچنان راهنمای امروز جامعه اسلامی و تمدنساز آینده است.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
تولد امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کعبه نه صرفا یک فضیلت تاریخی، بلکه یک «نشانه الهی» برای فهم جایگاه ولایت در منظومه فکری اسلام است؛ نشانهای که مسیر ایمان فردی و نظم اجتماعی امت را به هم پیوند میزند.
فراز ۲: سالگرد شهید سلیمانی؛ مرد ایمان، اخلاص و عمل
همینطور، امروز سالگرد شهید عزیز عالیقدر ما، شهید سلیمانی است. دربارهی شهید سلیمانی بحمدالله زیاد صحبت شده است، زیاد نوشته شده است. من اگر بخواهم دربارهی این شهید عزیز که از نزدیک زندگی او و کار او را مشاهده کردهام، جملهای عرض بکنم، باید بگویم سلیمانی مرد ایمان و اخلاص و عمل بود؛ این سه خصوصیّت.مرد ایمان بود؛ یعنی به کاری که میکرد ایمان داشت؛ به هدفی که برای آن هدف تلاش میکرد، از اعماق قلب ایمان داشت؛ به خدا و حمایت الهی ایمان داشت؛ مرد ایمان بود.
مرد اخلاص بود؛ برای خوشنامی و تعریف شدن و در بین مردم وجهه پیدا کردن کار نمیکرد؛ مخلصاً لِلّه تعالی، مخلصاً للهدف تلاش میکرد و کار میکرد.
و مرد عمل بود؛ بعضی خیلی خوبند، خیلی میفهمند لکن آنچه از آنها دیده میشود، عمل نیست؛ یعنی این راهی که در ذهن و در زبان در مقابل خودشان ترسیم میکنند، در عمل از آن خبری نیست.
شهید سلیمانی اهل عمل بود؛ هر جایی که احساس میکرد وجود او لازم است، آنجا حاضر بود؛ چه در حفظ و هدایت حرکت انقلاب در کرمان، چه در مقابلهی با مهاجمین ظالم و ستمگر در آن منطقه، چه در نیروی قدس، چه در دفاع از حرم، چه در مقابلهی با داعش. مرد عمل بود؛ هم در میدان نظامی، هم در میدان سیاسی، هم در میدان تربیتی.
کارش فقط کار نظامی نبود. او را به عنوان نظامی میشناسیم لکن در حسّاسترین و مهمترین مسائل سیاسی منطقه، شهید سلیمانی یک عامل مؤثّر و مفید و در مواردی بینظیر بود. مرد عمل در امر تربیت هم بود؛ زیردستهای خودش، جوانهایی که به او میپیوستند، کسانی که [همراه] با او میجنگیدند، از او درس میگرفتند؛ او تربیت میکرد اینها را. یک انسان جامع و کاملی در زمان ما [بود].
تبیین فراز ۲: شهید سلیمانی؛ الگوی انسان تراز انقلاب اسلامی در نگاه رهبر انقلاب
این فراز از بیانات مقام معظم رهبری، یک توصیف صرف عاطفی یا شخصی از شهید سلیمانی نیست، بلکه ارایه یک «مدل هویتی و مدیریتی» برای نیروهای انقلابی و کارگزاران نظام اسلامی است. ایشان با چینش معنادار سهگانه «ایمان، اخلاص و عمل»، منظومه شخصیتی شهید سلیمانی را به مثابه الگوی انسان تراز انقلاب اسلامی ترسیم میکنند.نخست، ایمان در این بیان، صرف باور ذهنی نیست؛ بلکه ایمان فعال و میدانساز است: ایمان به راه، هدف، و نصرت الهی. این نوع ایمان، عنصر اصلی پایداری در تصمیمگیریهای دشوار و میدانهای پرخطر است و نشان میدهد موفقیتهای جبهه مقاومت، ریشه در محاسبات صرفا مادی نداشته است.
دوم، اخلاص به عنوان عامل مصونیت از انحراف قدرت معرفی میشود. تأکید رهبر معظم انقلاب بر بیاعتنایی شهید سلیمانی به شهرت و خوشنامی، پیام روشنی برای مدیران و کنشگران امروز دارد: مشروعیت انقلابی، از کار برای خدا و هدف برمیخیزد نه از دیدهشدن و روایتسازی رسانهای.
سوم، عملگرایی جامع، نقطه تمایز شهید سلیمانی با بسیاری از مدعیان فهم و تحلیل است. مقام معظم رهبری با برجستهسازی حضور میدانی او در عرصههای نظامی، سیاسی و تربیتی، نشان میدهند که انقلاب اسلامی به «انسانهای عملکننده چندبعدی» نیاز دارد؛ نه نخبگان منزوی یا مدیران پشتمیزنشین.
در نهایت، تعبیر «انسانی جامع و کامل در زمان ما»، جمعبندی راهبردی این فراز است:
شهید سلیمانی الگویی عینی از پیوند ایمان عمیق، اخلاص خالصانه و اقدام مؤثر است؛ الگویی که میتواند معیار سنجش کارآمدی، صداقت و انقلابیبودن در عصر جنگ ترکیبی و نبرد ارادهها باشد.
فراز ۳: پاسخ عملی به یاوهگویان و عظمت مزار شهید سلیمانی
چند روز قبل از این، آن کسانی که هنوز مدیون خون او هستند، یاوههایی دربارهی او گفتند، راجع به شهید سلیمانی سخنان یاوهای بر زبان آوردند،(۱) امّا شهید سلیمانی در عمل، در اقدام، در مدّت حیات بابرکتش، سخنان آنها را رد کرده است. و بحمدالله به کوری چشم دشمن مزار او هر سال مثل اینکه مقدّستر و محترمتر از سال قبل میشود. امسال شما نگاه کنید ــ آنطوری که من در تلویزیون دیدم ــ اجتماع عظیم مردم از راههای دور، گاهی از کشورهای دیگر راهپیمایی میکنند، حرکت میکنند، میروند مزار این مرد را زیارت میکنند. مرد ایمان، مرد اخلاص و مرد عمل.تبیین فراز ۳: پاسخ شهید سلیمانی به جنگ روایتها؛ چرا مزار او هر سال باشکوهتر میشود؟
این فراز از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، ناظر به یکی از مهمترین عرصههای تقابل امروز انقلاب اسلامی با دشمن است: جنگ روایتها و تخریب چهرههای مؤثر.ایشان با صراحت، یاوهگویی علیه شهید سلیمانی را نشانه درماندگی کسانی میدانند که «مدیون خون او» هستند و نتوانستهاند در میدان واقعیت کاری از پیش ببرند.
نخستین پیام راهبردی این فراز، برتری حقیقتِ عمل بر جنجال رسانهای است. شهید سلیمانی نه با پاسخهای لفظی، بلکه با یک «زندگی مجاهدانهی بابرکت»، اتهامات و تحریفها را از اساس بیاعتبار کرده است. این نگاه، الگویی روشن برای کنشگران جبهه انقلاب در مواجهه با تخریبها و هجمههای تبلیغاتی ارائه میدهد.
دوم، عظمت فزاینده مزار شهید به مثابه یک نشانه اجتماعی و الهی برجسته میشود. تأکید مقام معظم رهبری بر اجتماع عظیم مردم از شهرها و کشورهای مختلف، بیانگر آن است که مشروعیت و محبوبیت چهرههای الهی، با ترور فیزیکی و ترور رسانهای نهتنها از بین نمیرود، بلکه تعمیق میشود.
سوم، مزار شهید سلیمانی در این بیان، از یک مکان شخصی فراتر رفته و به نماد زنده ایمان، اخلاص و عمل تبدیل شده است؛ نمادی که هر سال دشمن را ناکامتر و جبهه حق را منسجمتر میکند.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
در منطق انقلاب اسلامی، ماندگاری از آنِ کسانی است که صادقانه در مسیر خدا عمل میکنند؛ و حقیقت مجاهدت، دیر یا زود، خود را در وجدان عمومی و تاریخ نشان خواهد داد.
فراز ۴: شهدای جاوید؛ از میدان نظامی تا عرصه علمی
امروز علاوهی بر شهید سلیمانی، شهدای عزیز دیگری هم در این محفل مطرحند؛ خانوادههای بعضی از این شهیدان در اینجا حاضرند؛ چه شهدای عرصهی نظامی، چه شهدای عرصهی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازدهروزه به خیل شهدا پیوستند.آن کسانی که ما از نزدیک آنها را میشناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگیشان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را میشناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند.
این جلسه، جلسهی تجلیل و تکریم و تعظیم به این شهیدان عزیز است که در تاریخ نامشان ماندگار خواهد بود و ما باید از نام مبارک اینها برای حرکت در تاریخ استفاده کنیم.
تبیین فراز ۴: شهدای نظامی و علمی؛ سرمایههای ماندگار انقلاب اسلامی برای حرکت تاریخ
این فراز از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، افق معنای «شهادت» را از میدان نظامی فراتر میبرد و آن را به عنوان یک منطق جامعِ زندگی مجاهدانه در همه عرصهها معرفی میکند. چه نظامی، چه دانشمند و چه مردم عادی، معیار اصلی در این نگاه، نوع زیستن است نه صرف جایگاه شغلی یا اجتماعی.نخستین پیام راهبردی، وحدت میدانها ذیل گفتمان جهاد است. مقام معظم رهبری با کنار هم نشاندن شهدای نظامی، علمی و مردمی، تأکید میکنند که در نبرد امروز، علم، امنیت و حضور مردمی اجزای یک جبهه واحدند و همه میتوانند محل تجلی مجاهدت و شهادت باشند.
دوم، توصیف زندگی شهدا به عنوان «سرتاپا جهاد»، نشان میدهد که شهادت یک حادثه دفعی نیست، بلکه محصول یک مسیر آگاهانه، مستمر و بیتردید در راه خداست. آرزوی شهادت در این بیان، نشانه اوج ایمان، شجاعت و رهایی از مصلحتسنجیهای محافظهکارانه است.
سوم، تأکید بر ماندگاری تاریخی نام شهدا حاوی یک پیام تمدنی است: یاد شهدا صرفا برای تکریم گذشته نیست، بلکه باید به «انرژی محرک آینده» تبدیل شود. رهبر معظم انقلاب صریحا وظیفه امروز جامعه، نخبگان و جوانان را استفاده از نام و راه شهدا برای حرکت در تاریخ و پیشرفت تمدنی میدانند.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
شهادت به مثابه موتور پیشران انقلاب اسلامی است؛ سرمایهای زنده که اگر درست روایت و به نسلها منتقل شود، مسیر مقاومت، پیشرفت علمی و عزت ملی را تضمین خواهد کرد.
فراز ۵: موضوعات امروز؛ امیرالمؤمنین، جنگ نرم و حوادث اخیر
امّا موضوعاتی که امروز مایلم مطرح کنم، دو سه موضوع کوتاه را میخواهم به شما عرض بکنم. یکی سخن کوتاهی است در باب امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام)؛ یکی سخن در باب یک عامل مؤثّر در رویایی حق و باطل که باید متوجّه آن باشید، چه آنچه در زمان امیرالمؤمنین بود، چه آنچه امروز هست؛ یکی هم یک نگاهی به این حوادث اخیر هفتهی گذشته و اجتماعات مردممان که یک جملهای هم دربارهی آن عرض خواهم کرد.تبیین فراز ۵: از امیرالمؤمنین تا حوادث امروز؛ نقشه راه رهبری برای فهم جنگ نرم حق و باطل
این فراز، در حکم یک چارچوب تحلیلی و نقشه راه راهبردی برای فهم مسائل امروز جامعه اسلامی است. رهبر معظم انقلاب با کنار هم قرار دادن سه محور «امیرالمؤمنین (علیه السلام)»، «عامل تعیینکننده در مواجهه حق و باطل» و «حوادث و اجتماعات اخیر مردم»، پیوند عمیق تاریخ، حال و آینده را ترسیم میکنند.نخست، اشاره به امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عنوان محور بحث، تأکیدی است بر اینکه فهم سیاست، عدالت و کنش اجتماعیِ امروز بدون الگوی علوی، دچار انحراف میشود. سیره امیرالمؤمنین (علیه السلام) نه یک روایت تاریخی، بلکه معیار سنجش حق و باطل در همه زمانهاست.
دوم، طرح «عامل مؤثّر در رویارویی حق و باطل» که هم در زمان امام علی (علیه السلام) و هم امروز حضور دارد، هشدار نسبت به تداوم و تغییر شکل نبرد است. این بیان، ذهن مخاطب را متوجه جنگ نرم، تحریف حقایق و غفلت از عناصر پنهان اما سرنوشتساز در شکست یا پیروزی جبهه حق میکند.
سوم، اتصال این مباحث نظری به حوادث و اجتماعات اخیر مردمی، نشان میدهد که تحلیل دینی و انقلابی باید ناظر به میدان واقعی جامعه باشد. از نگاه مقام معظم رهبری، حضور مردم، خود یک شاخص مهم در تشخیص مسیر صحیح و نشانه زنده بودن جبهه حق است.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
جامعه انقلابی برای عبور صحیح از رخدادهای امروز، باید با چراغ معرفت علوی، هوشیاری در جنگ نرم و تحلیل دقیق رفتارهای اجتماعی مردم حرکت کند؛ پیوندی که ضامن بصیرت و استقامت در مسیر انقلاب اسلامی است.
فراز ۶: عظمت بینظیر امیرالمؤمنین در تاریخ
دربارهی امیرالمؤمنین، خب گفتهها و نوشتهها در تاریخ، در ادبیّات، در حدیث آنقدر انباشته و بزرگ است که من گمان نمیکنم دربارهی هیچ شخصی اینهمه سخن گفته شده باشد، اینهمه مدح شده باشد؛ حتّی در غیرمسلمانها، حتّی از غیرشیعه، بزرگانی، علمایی، کتابها نوشتهاند؛ شرح نهج البلاغهی ابن ابیالحدید یک کتاب قطورِ بزرگ با مجلّدات بسیار، و شرحهای نهجالبلاغه و شرحهای سخنان آن بزرگوار و شرح نامه به جناب مالک اشتر و شرححالهای ایشان در تاریخ، در ادبیّات به قدری زیاد است که عرض کردم، نمیشود نظیری برای او پیدا کرد.تبیین فراز ۶: چرایی بینظیری امیرالمؤمنین؛ از اجماع اندیشمندان تا عظمت تمدنساز علوی
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی به جای بیان فضیلتی احساسی، بر جایگاه بیبدیل و غیرقابلقیاس امیرالمؤمنین (علیه السلام) در تاریخ اندیشه و تمدن بشری تأکید میکنند. انباشت کمنظیر گفتار، مدح، شرح و تحلیل درباره حضرت علی (علیه السلام)، نه حاصل تعصب مذهبی، بلکه نتیجه عظمت واقعی شخصیتی است که تاریخ نتوانسته از کنار او عبور کند.نخستین پیام راهبردی این بیان، فرافرقهای و فرادینی بودن عظمت علوی است. اشاره به اندیشمندان غیرشیعه و حتی غیرمسلمان، نشان میدهد که امیرالمؤمنین (علیه السلام) یک شخصیت صرفا مذهبی نیست، بلکه معیار عدالت، حکمت و انسانیت در مقیاس جهانی است؛ نکتهای مهم برای گفتگوی تمدنی و معرفی الگوی اسلام ناب به جهان امروز.
دوم، تأکید بر نهج البلاغه و شروح متعدد آن، بیانگر عمق معرفتی و حکمرانی تمدنی سیره علوی است. کلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) فقط متن اخلاقی یا عرفانی نیست، بلکه منبعی راهبردی برای سیاست، مدیریت، عدالت اجتماعی و تربیت انسان است؛ ظرفیتی که باید در اداره جامعه امروز فعال شود.
سوم، تصریح به «نداشتن نظیر تاریخی» تقلیل امیرالمؤمنین (علیه السلام) یک هشدار معرفتی است: تقلیل امیرالمؤمنین (علیه السلام) به یک شخصیت صرفا عاطفی یا آیینی، ظلم به حقیقت اوست. مقام معظم رهبری با این بیان، جامعه نخبگانی و دینی را به بازخوانی عقلانی و کاربردی سیره علوی فرا میخوانند.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
امیرالمؤمنین (علیه السلام) یک قله تکرارنشدنی در تاریخ بشر است؛ قلهای که هرچه زمان میگذرد، نیاز انسان معاصر به فهم، تبیین و الگوگیری از آن بیشتر آشکار میشود.
فراز ۷: دو ویژگی برتر امیرالمؤمنین علیه السلام: عدالت و تقوا
خب من در بین همهی این خصوصیّاتی که راجع به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) گفته شده است، دو خصوصیّت را ــ که امیرالمؤمنین در قلّهی این دو خصوصیّت است و ما امروز به اینها احتیاج داریم ــ انتخاب کردهام که دربارهاش چند کلمهای مختصر صحبت کنم: یکی اینکه امیرالمؤمنین در قلّهی «عدالت» است؛ دیگری اینکه امیرالمؤمنین در قلّهی «تقوا» است؛ عدالت و تقوا.تبیین فراز ۷: عدالت و تقوا در اوج؛ چرا امیرالمؤمنین الگوی بیبدیل حکمرانی اسلامی است؟
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی دست به یک گزینش معنادار و راهبردی میزنند: از میان انبوه فضایل امیرالمؤمنین (علیه السلام)، دو ویژگی «عدالت» و «تقوا» را برجسته میکنند؛ نه صرفا بهدلیل اهمیت تاریخی، بلکه به سبب نیاز فوری امروز جامعه اسلامی.نخست، تأکید بر عدالت در قله، ناظر به یک عدالت همهجانبه است؛ عدالت در قضاوت، توزیع فرصتها، برخورد با نزدیکان و دشمنان، و اعمال قدرت. از نگاه مقام معظم رهبری، جامعهای که مدعی اسلامیت و انقلابیبودن است، بدون عدالت علوی، دچار شکاف اجتماعی، بیاعتمادی و فرسایش سرمایه مردمی خواهد شد.
دوم، برجستهسازی تقوا در قله، ناظر به درونیترین لایه حکمرانی و کنش فردی است. تقوا صرفا معنویت شخصی نیست، بلکه عامل مهار قدرت، کنترل هواهای نفسانی و مصونسازی مسئولان از فساد، تبعیض و انحراف است. عدالت بدون تقوا، بهسختی پایدار میماند.
پیوند این دو ویژگی، پیام محوری این فراز است: عدالتِ بیتقوا، سرد و ابزاری میشود و تقوایِ بیعدالت، منزوی و بیاثر.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمونه کامل این توازن است و رهبر معظم انقلاب با این انتخاب، نقشه راه اصلاح فرد، مدیر، حاکمیت و جامعه را ترسیم میکنند.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
عبور موفق از چالشهای اخلاقی، اجتماعی و حکمرانی امروز، جز با بازگشت عملی و نه شعاری به عدالت و تقوای علوی ممکن نخواهد بود.
فراز ۸: نیاز امروز جمهوری اسلامی به عدالت و تقوا
امروز جمهوری اسلامی احتیاج دارد به عدالت، و احتیاج دارد به تقوا؛ امروز جمهوری اسلامی نسبت به گذشته، هم در عدالت پیشرفت داشته است، هم در تقوا؛ لکن تا آن مقداری که مورد انتظار است فاصله داریم. امیرالمؤمنین را باید اسوه قرار بدهیم و در این راه به سمت آن قلّه حرکت کنیم.تبیین فراز ۸: عدالت و تقوا؛ خلاء راهبردی امروز جمهوری اسلامی در مسیر الگوی علوی
این فراز از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، یک ارزیابی صادقانه و راهبردی از وضعیت جمهوری اسلامی و همزمان ترسیم یک افق مطلوب است. ایشان بدون نادیدهگرفتن پیشرفتها، بر یک واقعیت کلیدی تأکید میکنند: پیشرفت نسبی کافی نیست و معیار، قلهی عدالت و تقوای علوی است.نخستین پیام راهبردی این بیان، جمع پیشرفت و مطالبهگری است. اذعان به رشد جمهوری اسلامی در عدالت و تقوا، مانع از نگاه سیاهنمایانه میشود؛ اما تأکید بر «فاصله با حدّ انتظار»، هشدار نسبت به خطر توقف، توجیه وضع موجود و رضایت حداقلی است.
دوم، پیوند عدالت و تقوا به عنوان نیاز امروز نظام، نشان میدهد که چالش اصلی جمهوری اسلامی صرفا اقتصادی یا مدیریتی نیست، بلکه چالشی اخلاقی ـ حکمرانی است. عدالت بدون تقوا به فساد ساختاری منتهی میشود و تقوا بدون عدالت، به بیاثر شدن ارزشهای دینی در جامعه میانجامد.
سوم، معرفی امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عنوان «اسوه» و «قلّه»، پیام روشنی برای مسئولان و نخبگان دارد: معیار سنجش عملکرد، نه مقایسه با نظامهای ناکارآمد دنیا، بلکه میزان نزدیکی به الگوی علوی در رفتار فردی، تصمیمگیری و اجرای عدالت است.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
جمهوری اسلامی برای حفظ مشروعیت، اعتماد عمومی و کارآمدی تمدنی خود، ناگزیر است با خودسازی اخلاقی و اصلاح ساختاری، حرکت پیوسته و شجاعانهای به سوی عدالت و تقوای علوی داشته باشد؛ حرکتی که ایستادن در آن به مراتب پرهزینهتر از پیش رفتن است.
فراز ۹: شیوههای اِعمال عدالت توسط امیرالمؤمنین
قلّهی «عدالت» که گفتیم امیرالمؤمنین در آنجا مستقر است و بالاترین نقطهی عدالت است، امیرالمؤمنین عدالت را چه جوری اِعمال میکرد؟ متنوّع اِعمال میکرد؛ گاهی با دستان نوازشگر، با خدمت به ضعفا، به بچّههای یتیم، به خانوادههای بیسرپرست؛ گاهی اینجوری اِعمال عدالت میکرد؛ گاهی عدالت را با ذوالفقار اِعمال میکرد؛ [یعنی] نقطهی مقابل، با شمشیر دودَمِ بُرندهای که در طول تاریخ هیچ سلاحی به اندازهی ذوالفقار مدح نشده است؛ گاهی با زبان رسا و حکمت؛ عباراتی که فراتر از سطح ادبیّات عرب است، مثل نهجالبلاغه. عدالت را اینجوری [بیان میکند]؛ به آن کسانی که حکّام او هستند، استاندارهای او هستند نامه مینویسد، درس عدالت است.یعنی وقتی انسان نگاه کند، واقعاً نوشتهی امیرالمؤمنین به مالک اشتر(۲) که فرمان حکومت او است ــ که به غلط میگویند عهدنامه؛ عهدنامه نیست، فرمان است، فرمان حکومت است ــ پُر از مفاهیمی است که اغلب اینها به عدالت برمیگردد، جامعه را جامعهی عادلانه قرار میدهد؛ عدالت را گاهی اینجوری هم پیش میبُرد. یعنی هم با مهربانی، هم با خشونت الهی و تعصّب دین، هم با بیان رسا و حکمت و تبیین. مصدر این جهاد تبیین، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است.
تبیین فراز ۹: عدالت علوی چگونه اجرا میشود؟ تبیین الگوی چندوجهی عدالت از نگاه رهبری
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی به جای توصیف انتزاعی عدالت علوی، به روشهای عینی و متکثر اجرای عدالت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام) میپردازند و تصویری واقعگرایانه و راهبردی از حکمرانی اسلامی ارایه میدهند.نخستین پیام کلیدی، چندبعدیبودن عدالت است. عدالت در سیره علوی، صرفا قاطعیت یا صرفا رأفت نیست؛ بلکه بسته به موقعیت، با دست نوازشگر برای ضعفا، یتیمان و بیپناهان و با قاطعیت الهی و ذوالفقار در برابر ظلم، فساد و یاغیگری اعمال میشود. این توازن، مانع تبدیل عدالت به خشونت کور یا ترحّم بیضابطه است.
پیام دوم، نقش حکمت و تبیین در تحقق عدالت است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) عدالت را تنها با ابزار قدرت پیش نمیبرد، بلکه با بیان رسا، منطق عمیق و تولید فکر حکمرانی، همانند نهجالبلاغه و فرمان حکومتی به مالک اشتر، ساختارهای عادلانه را تثبیت میکند. این نگاه، عدالت را از کنش فردی به نظام اداره جامعه ارتقا میدهد.
پیام راهبردی سوم، معرفی امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عنوان سرچشمه جهاد تبیین است؛ یعنی روشنگری، اقناع نخبگان، تربیت کارگزار و تبیین مبانی حق، بخش جداییناپذیر از اجرای عدالت است، بهویژه در میدان جنگ روایتها.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
عدالت مطلوب در نگاه رهبر معظم انقلاب، ترکیبی هوشمندانه از محبت، قاطعیت دینی و تبیین حکیمانه است؛ الگویی که امروز برای حکمرانی، مدیریت و مواجهه با چالشهای اجتماعی جمهوری اسلامی، کاملا راهگشا و حیاتی است.
فراز ۱۰: تجلیهای تقوای امیرالمؤمنین علیه السلام
امّا تقوا؛ تقوا را چه جوری اِعمال میکرد؟ تقوا را گاهی در محراب عبادت اِعمال میکرد؛ عباداتی که فرشتگان به آن عبادات رشک میبردند؛ یعنی عبادت امیرالمؤمنین، نماز او، تضرّع او، سخن او با خدا، فرشتگان را متحیّر میکرد.گاهی تقوا را با صبر و سکوت برای حفظ اتّفاق مسلمین اِعمال میکرد؛ این هم یکی از مصادیق مهمّ تقوای امیرالمؤمنین است. حقّی متعلّق و وابستهی به او است، آن حق از او سلب میشود، امیرالمؤمنین با شمشیر میتواند این حق را بگیرد امّا بین مسلمین اختلاف خواهد شد؛ برای اینکه اختلاف نشود، صبر میکند، سکوت میکند، همکاری میکند.
گاهی گفته میشود امیرالمؤمنین ۲۵ سال در خانه نشست؛ نه، امیرالمؤمنین در خانه ننشست، در صحنه بود، در عرصه بود، دستور میداد، هدایت میکرد، راهنمایی میکرد خلفای وقت را، مردم را. یعنی با صبر و سکوت، تقوای خودش را نشان [میداد]؛ این تقوا است. این تقوا است که انسان ببیند حقّی دارد از او زایل میشود امّا به خاطر یک مصلحت بزرگتر سکوت کند.
ماها طاقت نمیآوریم سکوت کنیم؛ اگر حقّی از ما زایل بشود، فکر میکنیم که دنیا به هم خورده، ملاحظه نمیکنیم؛ آن بزرگوار ملاحظه میکرد. در یک جاهایی تقوای آن بزرگوار با سینه سپر کردن در مقابلِ حوادثِ شدید ظاهر میشد، مثل لیلةالمبیت؛ تقوا بود؛ رفت جای پیغمبر خوابید، در حالی که به طور طبیعی اطمینان حاصل بود که امشب جانش را از دست خواهد داد. در اُحد تقوا نشان داد، ایستاد؛ در حُنین تقوا نشان داد، ایستاد؛ در خیبر تقوا نشان داد، دشمن را زمینگیر کرد؛ در اغلب غزوات پیغمبر پیشرو بود؛ [اینها هم] تقوا بود.
تقوا فقط در محراب عبادت نیست؛ در میدان جنگ هم تقوا است که انسان را نگه میدارد، حفظ میکند، پیش میبرد؛ [لذا امیرالمؤمنین] در مقابل دشمن سینه سپر میکرد.
تبیین فراز ۱۰: تقوای علوی از نگاه رهبر معظم انقلاب؛ از محراب عبادت تا میدان خطر
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی تصویری جامع، پویا و تمدنی از تقوا ارایه میکنند و برداشتهای سطحی و منزوی از این مفهوم را به طور کامل تصحیح مینمایند. تقوا در نگاه علوی، یک رفتار تکبعدی یا صرفا فردی نیست، بلکه حاضربودن آگاهانه در همه میدانها است.نخستین تجلی تقوا، عبودیت بینظیر امیرالمؤمنین (علیه السلام) در محراب است؛ عبادتی عمیق، آگاهانه و عاشقانه که حتی فرشتگان را به شگفتی وامیدارد. این نشان میدهد که ریشه همه حرکتهای اجتماعی و سیاسی امیرالمؤمنین (علیه السلام)، اتصال خالصانه به خداوند است.
بعد دوم، تقوای صبر و سکوت آگاهانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای حفظ وحدت امت اسلامی است؛ جایی که حضرت با وجود تضییع حق مسلم خود، از درگیری پرهیز میکند تا جامعه اسلامی دچار شکاف نشود. این سکوت، انفعال نیست؛ بلکه حضور فعال، هدایتگر و مسئولانه در صحنه است. مقام معظم رهبری با ردّ روایت «خانهنشینی» حضرت علی (علیه السلام)، بر تقوای مسئولیتپذیر و مصلحتاندیش تأکید میکنند.
سومین جلوه، تقوای شجاعت و فداکاری امیرالمؤمنین (علیه السلام) است؛ از لیلة المبیت تا اُحد، حُنین و خیبر. ایستادگی در سختترین میدانها، سینه سپر کردن در برابر خطر قطعی و پیشتازی در دفاع از حق، همگی مصادیق روشن تقوا هستند. این بیان، مرز روشنی میان تقوای حقیقی و تقوای گوشهنشینانه ترسیم میکند.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
تقوا، نیروی ادارهکننده انسان در عبادت، سیاست، صبر اجتماعی و جهاد میدانی است. الگوی علوی به ما میآموزد که تقوا نه مانع حرکت، بلکه موتور پیشبرنده مسئولیت، مقاومت و پیشرفت در لحظات سرنوشتساز تاریخ است.
فراز ۱۱: ضرورت تحقق عدالت و تقوا در جامعه امروز
این دو خصوصیّت است؛ عدالت امیرالمؤمنین و تقوای امیرالمؤمنین. ما امروز در کشورمان، در جامعهمان، هم به عدالت نیاز داریم، هم به تقوا. هم تقوای آحاد مردم و هم بخصوص تقوای مسئولان کشور؛ به این نیاز داریم، این باید تحقّقِ کامل پیدا کند. خب بحمدالله تا حدود زیادی در مواردی انسان مشاهده میکند که با تقوا عمل میکنند، امّا بایستی همهگیر بشود. این امامی که ما مشتاق نام او هستیم، مشتاق یاد او هستیم، اسم او را بر زبان میآوریم، مدح او را میگوییم و میخوانیم، اینجور انسانی است؛ آن، رفتارش در عدالت و آن، رفتارش در تقوا.شیعه در طول این هزار و اندی سال فرصت نداشت که عدالت امیرالمؤمنین را در جامعه پیاده کند، چون حکومت نداشت؛ امروز دیگر این بهانه وجود ندارد؛ امروز عذری وجود ندارد. امروز حکومت، حکومت اسلامی است، حکومت علوی است، حکومت وَلَوی(۳) است. امروز بایستی ما دنبال عدالت باشیم. عدالت واجبترین و اولیترین خصوصیّت برای ادارهی یک جامعه است که بایستی دنبال آن باشید. خب، عواملی جلوی تقوای ما را میگیرند؛ گاهی میترسیم، گاهی تردید میکنیم در مبانی خودمان، گاهی ملاحظهی رفاقتها را میکنیم، گاهی ملاحظهی دشمن را میکنیم؛ اینها باید برود کنار، اینها نباید باشد. بایستی بدون ملاحظه ــ ملاحظهی بیمورد ــ به سمت برنامهی عدالتآور و برنامهای که تقوا را توسعه بدهد، حرکت کرد. خب، این دربارهی امیرالمؤمنین.
تبیین فراز ۱۱: عدالت و تقوا؛ تکلیف بیبهانه امروز جامعه اسلامی از نگاه رهبر انقلاب
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی با لحنی تکلیفمحور و صریح، عدالت و تقوا را از سطح شعار و عاطفه عبور میدهند و آن را به وظیفه قطعیِ امروز جامعه و حاکمیت اسلامی تبدیل میکنند. محور اصلی پیام این است که دوران عذر و بهانه به پایان رسیده است.نخستین نکته راهبردی، گستره عدالت و تقوا است؛ این دو صرفا مطالبهای فردی نیستند، بلکه هم آحاد مردم و بهویژه مسئولان نظام را در بر میگیرند. تقوای مسئولان، شرط تحقق عدالت اجتماعی و کارآمدی حکومت علوی معرفی میشود.
دوم، مقام معظم رهبری با اشاره به تاریخ تشیع، بر یک حقیقت کلیدی انگشت میگذارند: قرنها نبودِ حکومت، مانع اجرای عدالت علوی بود؛ اما امروز که حکومت اسلامی و ولایی مستقر است، هیچ توجیهی برای فاصله گرفتن از عدالت وجود ندارد. این بیان، مسئولیت تاریخی نظام اسلامی را بهروشنی برجسته میکند.
پیام سوم، نقد موانع درونی اجرای عدالت و تقوا است؛ ترس، تردید در مبانی، ملاحظهکاریهای رفاقتی و محاسبه دشمن. این عوامل نه بیرونی، بلکه ضعفهای تصمیمگیری درونیاند و باید کنار گذاشته شوند تا حرکت عدالتمحور متوقف نشود.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
محبت و مدح امیرالمؤمنین (علیه السلام) بدون شباهت رفتاری به عدالت و تقوای او بیثمر است. عدالت، «اولیترین و واجبترین» شاخص اداره جامعه اسلامی است و تحقق آن، معیار صداقت ما در ادعای پیروی از سیره علوی به شمار میرود.
فراز ۱۲: درس تاریخ؛ پیروزی در نبرد، مانع در جنگ نرم
عرض کردم یک نکتهای وجود دارد در مورد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) که این نکته امروز هم در جامعهی ما و در حکومت ما و نظام اسلامی باید مورد توجّه قرار بگیرد؛ آن نکته این است که امیرالمؤمنین در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد؛ هیچ. در همهجا فاتح بود و غالب بود؛ حتّی در اُحد. [در جنگ] اُحد دیگران فرار کردند، امیرالمؤمنین غلبه کرد؛ شجاعت او، ایستادگی او و یکی دو نفر دیگرِ اطراف پیغمبر اکرم آن فراری را که افراد ضعیف مبتلا به آن شده بودند، جبران کرد؛ یعنی امیرالمؤمنین در تمام غزوات ــ شبیه این در حُنین هم اتّفاق افتاد، در جاهای دیگر هم بود ــ پیروز شد.در دوران خلافت سه جنگ پیش آمد، در هر سه امیرالمؤمنین پیروز شد؛ در صفّین هم پیروز شد. در صفّین یک قدم بیشتر نمانده بود که مسیر تاریخ عوض بشود؛ اگر مالک اشتر میتوانست خودش را به آن نقطه برساند که نزدیک بود برساند، تاریخ عوض میشد، منتها به دستور امیرالمؤمنین برگشت.
آن مشکلی که در آن زمان وجود داشت، و امروز هم وجود دارد، این است که همین امیرالمؤمنینی را که در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد، توانستند در موارد زیادی از رسیدن به هدف، مانع بشوند؛ یعنی راهی پیدا کردند که امروز ما به این راه میگوییم «جنگ نرم».
بعضی خیال میکنند این حوادث اینجوری، این تهمتها، این فریبها، این خباثتها، این نفوذها مال امروز است؛ نه، زمان امیرالمؤمنین هم همینها عامل بودند. کار دست مردم است؛ ولیّ خدا بدون کمک مردم که کاری نمیتواند بکند: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین.(۴)
تبیین فراز ۱۲: پیروزی در میدان نبرد، شکست در جنگ نرم؟ درس راهبردی امیرالمؤمنین برای ما
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی با نگاهی تاریخساز، تفاوت میان پیروزی نظامی و پیروزی تمدنی را تبیین میکنند و یکی از مهمترین عبرتهای حکومت علوی را پیشروی جامعه امروز میگذارند.نخستین نکته کلیدی، فاتحبودن مطلق امیرالمؤمنین (علیه السلام) در میدانهای نظامی است. حضرت در هیچ نبردی شکست نخورد؛ چه در عصر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) مانند اُحد و حُنین، و چه در دوران خلافت مانند صفین و نهروان. این بخش، هرگونه تردید درباره ضعف مدیریتی یا نظامی امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به طور کامل رد میکند.
نکته دوم، اما پیام راهبردی اصلی فراتر از این است: با وجود برتری نظامی، دشمن توانست از مسیر جنگ نرم، تحقق کامل اهداف علوی را با مانع مواجه کند.
تهمت، فریب، تحریف، نفوذ و ایجاد تردید در افکار عمومی، ابزارهایی بودند که حتی در عصر امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز بهکار گرفته شدند؛ نکتهای که نشان میدهد جنگ نرم پدیدهای نوظهور نیست، بلکه ریشهای تاریخی دارد.
سومین پیام مهم، نقش تعیینکننده مردم در تحقق ولایت است. ولیّ خدا بدون همراهی آگاهانه مردم، در میدان تحقق اهداف اجتماعی و سیاسی با محدودیت روبهرو میشود. آیه «وَأَیَّدَکَ بِالْمُؤْمِنِینَ» تأکید میکند که نصرت الهی از مسیر ایمان و بصیرت مردمی عبور میکند، نه صرفا قدرت نظامی.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
جامعه اسلامی نباید پیروزیهای سختافزاری را نشانه موفقیت نهایی بداند. غفلت از جنگ نرم، آگاهی مردم و بصیرت اجتماعی، میتواند دستاوردهای بزرگ را متوقف یا منحرف کند؛ درسی تاریخی که امروز برای نظام اسلامی، حیاتی و سرنوشتساز است.
فراز ۱۳: فریب و تهمت؛ ابزارهای جنگ نرم
دشمن در مقابل شجاعت امیرالمؤمنین و قدرت امیرالمؤمنین و ارادهی پولادین امیرالمؤمنین چارهای نداشت جز اینکه پناه ببرد به فریبِ محیط پیرامونیِ امیرالمؤمنین که در جنگ صفّین این کار با سرِ نیزه کردن قرآنها حاصل شد؛ بعد از آن هم اتّفاق افتاد، زمان امام حسن هم اتّفاق افتاد؛ جنگ نرم [این] است.جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلالهای مغالطهآمیز مردم را از آن راهی که دارند میروند مردّد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند. این، جنگ نرم است.
این جنگ امروز هم در جریان است؛ امروز هم این کار دارد انجام میگیرد. هدف از جنگ نرم، بیانگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در مِیدانند و آمادهی تلاشند و آمادهی کارند بیانگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند، با ابزارهای جنگِ نرم وارد میدان میشوند.
آن زمان، [یعنی] زمان امیرالمؤمنین این کار را کردند که در تاریخ به تفصیل جزییّاتش وجود دارد. افرادی میرفتند در شهرها، در روستاها به مردم حمله میکردند، ظلم میکردند، بعد یک نفر شایعه میکرد که اینها از طرف علی آمدهاند. مردم را مردّد میکردند. امروز هم همین کار عیناً دارد انجام میگیرد.
امروز ملّت ایران نشان داده که در میدانهای سخت، آن جایی که به وجود او احتیاج هست، محکم میایستد. این کار ملّت ایران است، مخصوص یک گروه خاص و یک جمع خاص نیست؛ آن جایی که بایستی بِایستد میایستد؛ آن جایی که باید کمک کند، کمک میکند؛ آن جایی که باید شعار بدهد، شعار میدهد؛ آن جایی که بایست دشمن را روبهرو مأیوس کند، مأیوس میکند. این انگیزه دشمن را نگران میکند؛ سعی میکنند این انگیزه را با بهانههای مختلف در افراد سست کنند، ضعیف کنند.
تبیین فراز ۱۳: جنگ نرم از صفّین تا امروز؛ فریب، تهمت و پروژه بیانگیزهسازی ملتها
این فراز، تعریف دقیق و الگودار از جنگ نرم ارایه میدهد و آن را از یک مفهوم شعاری به یک پدیده تاریخیِ مستمر تبدیل میکند.نخستین نکته راهبردی این است که دشمن هنگامی به جنگ نرم پناه میبرد که در میدان قدرت و شجاعت شکست خورده باشد. در برابر اراده پولادین امیرالمؤمنین (علیه السلام)، دشمن راهی جز فریب افکار عمومی نداشت؛ نمونه بارز آن، قرآن بر سر نیزهها در صفّین است. این تجربه در زمان امام حسن (علیه السلام) نیز تکرار شد و نشان میدهد جنگ نرم، جایگزین شکست در جنگ سخت است.
دوم، رهبر معظم انقلاب ماهیت جنگ نرم را شفاف میکنند: فریب، دروغ، تهمت، شایعهسازی، وسوسه و استدلالهای مغالطهآمیز؛ با یک هدف روشن: ایجاد تردید و بیانگیزهسازی مردم. جنگ نرم نه متوجه ساختار قدرت، بلکه معطوف به ذهن و اراده مردم است.
سومین پیام مهم، شباهت کامل الگوی تاریخی و الگوی امروز است. همانگونه که در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) با شایعه و جعل، چهره حق را مخدوش میکردند، امروز نیز همان روشها با ابزارهای مدرن دنبال میشود؛ بدون تغییر در ماهیت، فقط با تغییر در ابزار.
در نهایت، فراز با یک جمعبندی امیدبخش پایان مییابد: ملت ایران در میدانهای سخت امتحان خود را پس داده است. حضور، ایستادگی، کمک بهموقع و مأیوسکردن دشمن، ویژگی عمومی این ملت است. درست به همین دلیل، دشمن سرمایه اصلی خود را روی تضعیف انگیزهها و فرسایش روانی جامعه گذاشته است.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
جنگ نرم، جنگ با امید، انگیزه و اعتماد مردم است؛ و مهمترین راه مقابله با آن، حفظ بصیرت، تبیین مستمر و صیانت از انگیزه انقلابی جامعه است.
فراز ۱۴: انکار توانمندیهای ملی؛ ترفند دشمن در جنگ نرم
امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آوردهها و داشتهها و تواناییهای این ملّت؛ انکار تواناییهای این ملّت.ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشتههای خود غافل بشود، تواناییهای خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آمادهی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.
تبیین فراز ۱۴: انکار توان ملی؛ راهبرد تحقیر و تسلیم در جنگ نرم دشمن
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی پرده از یکی از خطرناکترین لایههای جنگ نرم برمیدارند: نادیدهگرفتن و انکار توانمندیهای ملی. دشمن زمانی به این ترفند متوسل میشود که از قدرت واقعی یک ملت هراس دارد.نکته اول، هدفگیری ذهن و باور جمعی است. وقتی دستاوردها مسکوت گذاشته شود و تواناییها انکار گردد، ملت دچار بیباوری به خود میشود؛ بیباوریای که نه از ضعف واقعی، بلکه از القای مستمر تحقیر ناشی میشود.
دوم، مقام معظم رهبری تصریح میکنند که توانمندی ملی امری واقعی و جاری است؛ ملت ایران «میتواند کار کند و دارد کار میکند». بنابراین مسأله، کمبود ظرفیت نیست، بلکه تضعیف ادراک عمومی از ظرفیتها است.
پیام راهبردی سوم، رابطه مستقیم تحقیر با تسلیمپذیری است. ملتی که خود را کوچک ببیند، آماده عقبنشینی در برابر دشمن میشود؛ و این دقیقا همان نقطهای است که جنگ نرم به آن چشم دوخته است.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
انکار پیشرفتها و توان ملی، مقدمه بیاعتمادی به نفس جمعی و بسترساز تسلیم در برابر فشار دشمن است. مقابله با این ترفند، نیازمند باور به توان داخلی، تبیین دستاوردها و حفظ عزت ملی به عنوان یک وظیفه راهبردی در جنگ نرم است.
فراز ۱۵: دستاوردهای بینظیر جوانان نخبه ایرانی
جوان نخبهی امروز، جوان نخبهی کارآمد، در یک روز سه ماهواره میفرستد به فضا؛(۵) این چیز کوچکی نیست، خیلی چیز بزرگی است. جوان نخبهی امروز، در طول چند ماه، چهار هزار مگاوات بر نیروی برق کشور اضافه میکند و شبکهی کشور را تقویت میکند.جوان نخبهی امروز، در دانشهای مختلف، در هوافضا، در زیستفنّاوری، در درمان ــ پزشکی ــ در نانو، در ساخت موشک، در صنایع نظامی، چشم دنیا را متحیّر کرده، آن هم در وقت تحریم. اینها ثروتهای بینظیری است؛ این ثروتها را باید دید، ما اینها را داریم.
من شاید یکی دو بار در صحبتها گفتهام؛(۶) چند سال قبل از این، یک دانشمند موشکی متعلّق به صهیونیستها(۷) خودش اعلام کرده بود و گفته بود که وقتی [پرتاب] فلان موشک ایرانی را تمرین میکردند و من [تصویرش را که] پخش میشد دیدم، به احترام آن کسی که این را ساخته کلاهم را برداشتم و او را احترام کردم که در حال تحریم، در وقت تحریم، توانسته یک چنین کار بزرگی را انجام بدهد.
در صنایع دفاعی، در شیوههای درمان، امروز کارهای بزرگ دارد انجام میگیرد؛ اینها را دشمن پنهان میکند، بعضیها هم متأسّفانه در داخل اینها را پنهان میکنند. در داخل، متأسّفانه بعضی پنهان میکنند این پیشرفتها را، این کارهای بزرگ را، به مردم اطّلاعرسانی نمیکنند. کارهای بزرگی در کشور دارد انجام میگیرد، کشور دارد پیش میرود.
تبیین فراز ۱۵: نخبگان جوان ایرانی؛ موتور پیشرفت ملی در شرایط تحریم
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی تصویری واقعی، مستند و آیندهساز از نقش جوانان نخبه ایرانی در پیشرفت کشور ترسیم میکنند و یکی از ارکان اصلی اقتدار ملی را بهروشنی نشان میدهند.نخستین پیام راهبردی، کارآمدی عملی نخبگان جوان است؛ پیشرفتها صرفا نظری یا شعاری نیست، بلکه در قالب اقدامهای بزرگ و قابل سنجش جلوه یافته است: از پرتاب همزمان چند ماهواره، تا تقویت زیرساخت انرژی کشور و جهشهای فناورانه در حوزههای راهبردی مانند هوافضا، نانو، زیستفناوری، پزشکی و صنایع دفاعی.
دومین نکته کلیدی، تحقق این دستاوردها در سختترین شرایط است. تأکید مقام معظم رهبری بر «شرایط تحریم» نشان میدهد که این پیشرفتها ثمره تکیه بر توان داخلی، ایمان به ظرفیت جوان ایرانی و عبور از وابستگی است؛ بهگونهای که حتی متخصصان دشمن را نیز به اعتراف واداشته است.
پیام سوم، نقد پنهانسازی دستاوردها است؛ چه از سوی دشمن برای تضعیف روحیه ملی، و چه از سوی برخی غافلان داخلی که از تبیین این موفقیتها غفلت میکنند. این پنهانکاری، خلاف منافع ملی و مانع تقویت اعتماد عمومی است.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
جوان نخبه ایرانی یک سرمایه تمدنی بیبدیل است. دیدن، باور کردن و بازگو کردن دستاوردهای او، شرط حفظ امید اجتماعی، تقویت اقتدار ملی و پیروزی در جنگ نرم است؛ چراکه کشور، علیرغم فشارها، در مسیر پیشرفت واقعی قرار دارد.
فراز ۱۶: قدرت ملی و ناکامی دشمنان
آن عاملی که موجب میشود دشمن در مقابل ملّت ایران در جنگ نظامی اوّلاً درخواست توقّف جنگ را بکند، بعد هم پیغام بدهد که من نمیخواهم با شما جنگ کنم ــ دشمن خبیث البتّه فریبگر و دروغگو است؛ ما به حرف او اعتمادی نداریم ــ آن [عاملی] که موجب میشود او این کار را بکند چیست؟ آن قدرت ملّت ایران است، آن توانایی جوانان ایرانی است.من شنیدم و نقل کردند برای من که این کسانی که هفتهی گذشته این ماهوارهها را به فضا پرتاب کردند، این جوانهایی که سه ماهواره را در یک روز به فضا پرتاب کردند و در فضا مستقر شد، متوسّط سنّی اینها ۲۶ سال است! جوان بیستوششساله؛ اینها ثروتهای عظیمی است، ثروت نیروی انسانی ثروت کوچکی نیست. آنوقت آن یاوهگوی آمریکایی(۸) مینشیند راجع به ملّت ایران حرف میزند، یک مقداری بدگویی میکند، یک مقداری وعده میدهد؛ وعدهی دروغ، فریب.
البتّه امروز خوشبختانه ملّت ایران آمریکا را شناختهاند؛ یک روزی بود که نمیشناختند؛ امروز تشت رسوایی آمریکا در جهان فرو افتاده، مردم همه میشناسند؛ مخصوص ایران هم نیست. مردم شناختهاند دشمن را؛ این خیلی موفّقیّت بزرگی است.
ما خیلی اصرار میکردیم استدلال کنیم برای مردم، [ولی] مردم در جنگ دوازدهروزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهایی هم که میگفتند راهحلّ مشکلات کشور مذاکرهی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکرهی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکرهی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده کردن نقشهی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند.
تبیین فراز ۱۶: قدرت ملی ایران؛ چرا دشمن از جنگ میگریزد و به فریب پناه میبرد؟
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی ریشه ناکامی دشمن در رویارویی نظامی با ایران را به روشنی تبیین میکنند و معادله بازدارندگی جمهوری اسلامی را از زبان واقعیتها توضیح میدهند.نخستین پیام راهبردی، منشاء عقبنشینی دشمن است: نه ملاحظات اخلاقی و نه تمایل به صلح، بلکه قدرت واقعی ملت ایران و توانایی جوانان نخبه.
درخواست توقف جنگ و پیامهای عقبنشینی دشمن، واکنش به همین قدرت ملی است؛ قدرتی که در عرصههای راهبردی، بهویژه علمی و فناورانه، خود را نشان داده است.
دوم، تأکید بر ثروت بیبدیل نیروی انسانی جوان است. نمونه پرتاب همزمان چند ماهواره با میانگین سنی ۲۶ سال، نشان میدهد بازدارندگی امروز ایران صرفا نظامی نیست، بلکه مبتنی بر دانش، فناوری و نسل جوان توانمند است؛ سرمایهای که هیچ تحریمی قادر به خنثیسازی آن نیست.
سومین نکته کلیدی، سقوط اعتبار دشمن در افکار عمومی است. وعدهها و تهدیدهای آمریکا، با تجربه عینی ملت ایران بیاعتبار شده و «رسوایی آمریکا» به یک شناخت عمومی، در ایران و جهان، تبدیل شده است؛ این آگاهی، خود یک مؤلفه مهم قدرت ملی است.
در نهایت، این فراز بر یک درس راهبردی تاریخی تأکید دارد: تجربه عینی، از مذاکره بیاعتماد با دشمن پرده برداشت. مردم دیدند که همزمان با ادعای مذاکره، نقشه جنگ طراحی میشد؛ و این تجربه، ملت ایران را بیدارتر، هوشیارتر و مقاومتر کرده است.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
قدرت ملی ایران ترکیبی از ایمان، آگاهی مردم و توان جوانان است؛ قدرتی که دشمن را از جنگ سخت مأیوس کرده و راهبرد او را به جنگ روانی و فریب محدود ساخته است.
فراز ۱۷: لزوم هوشیاری در برابر جنگ نرم و حفظ اتحاد
خب، بنابراین مراقب جنگ نرم باید بود، مراقب شبههسازی دشمن باید بود، مراقب شایعهسازی دشمن باید بود. این پولهایی که خرج میشود ــ میلیاردها خرج میشود ــ برای فلان تلویزیون، فلان رادیو، فلان مرکز اطّلاعرسانی و مانند اینها، و علیه ایران دائماً حرفهای دروغ و خلاف منتشر میکنند، این بیجهت نیست، این با یک استدلال بسیار مهمّی است؛ میخواهند داخل کشور را ضعیف کنند.دیدند که در جنگ دوازدهروزه اتّحاد ملّت، معجزهآفرین بود، میخواهند این اتّحاد را به هم بزنند. مردم ایران مراقب باشند. مهمترین مسأله، توجّه به دشمنی دشمن و توجّه به اتّفاق و اتّحاد داخلی و درونی است؛ اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم.(۹)
تبیین فراز ۱۷: جنگ نرم علیه ایران؛ چرا حفظ اتحاد ملی کلید خنثیسازی توطئه دشمن است؟
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این فراز، نقشه اصلی دشمن در مرحله پساجنگ دوازدهروزه را با صراحت تبیین میکنند: تمرکز بر جنگ نرم، شبههسازی و شایعهپراکنی برای تضعیف درون کشور.نخستین پیام راهبردی، هدفمند بودن عملیات رسانهای دشمن است. صرف هزینههای کلان برای شبکهها و رسانههای ضدایرانی، اقدامی اتفاقی یا تبلیغاتی نیست، بلکه بخشی از یک طراحی دقیق برای فرسایش اعتماد، انسجام و سرمایه اجتماعی ملت ایران است.
نکته دوم، کانون هدف جنگ نرم است: ضربه زدن به اتحاد ملی. دشمن پس از مشاهده نقش «معجزهآسای» همبستگی مردم در جنگ دوازدهروزه، دریافته که اصلیترین مؤلفه قدرت ایران اتحاد درونی است؛ از این رو تمام توان خود را برای شکستن این پیوند بهکار گرفته است.
پیام سوم، وظیفه آگاهیبخش مردم و نخبگان است. هوشیاری در برابر شایعه، تحلیلگری در برابر شبهه و شناخت دشمنیِ مستمر دشمن، پیششرط مصونیت جامعه در جنگ شناختی است.
در نهایت، این فراز با ترسیم یک الگوی رفتاری قرآنی جمعبندی میشود: «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»؛ صلابت در برابر دشمن بیرونی و همدلی در درون جامعه، راهبرد قطعی عبور از فتنه جنگ نرم است.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
جنگ نرم دشمن با وجود اتحاد داخلی بیاثر است؛ حفظ همبستگی ملی، مؤثرترین سد دفاعی در برابر پروژه تضعیف ایران است.
فراز ۱۸: تفاوت اعتراض بازاریان و اغتشاش مزدوران
خب، من دو سه جملهای هم دربارهی این اجتماعاتی که هفتهی گذشته شد، عرض بکنم. اوّلاً قشر بازار و بازاری جزو وفادارترین قشرهای کشور به نظام اسلامی و به انقلاب اسلامی است. ما بازار را خوب میشناسیم. به اسم بازار و بازاری نمیتوان با جمهوری اسلامی و با نظام اسلامی مقابله کرد.بله، این اجتماعات عمدتاً از طرف بازاریها بود امّا حرفشان حرف درستی بود. من، هم در تلویزیون شنیدم، هم در محاسبات و در کارها این را دیدم. بازاری وقتی که نگاه میکند به وضع پولی کشور، کاهش ارزش پول کشور، عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، میگوید من نمیتوانم کاسبی کنم؛ راست میگوید؛ این را مسئولین کشور قبول دارند و من میدانم که رییسجمهور محترم و دیگر مسئولین سطح بالای کشور درصدد علاج این مشکلند.
این یک مشکل است که در این هم دست دشمن در میان است؛ این را هم به شما عرض بکنم. این گران شدن قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بیحسابِ قیمت ارز خارجی و عدم ثبات آن که مدام بالا برود، پایین بیاید که کاسب نداند تکلیفش چیست، طبیعی نیست؛ این کار دشمن است. البتّه با تدابیر گوناگون باید جلویش گرفته بشود؛ و دارند تلاش میکنند؛ هم رییسجمهور، هم رؤسای قوای دیگر و بعضی مسئولین دیگر تلاش میکنند که این کار درست بشود.
بنابراین اعتراض بازاریها به این مطلب بود؛ و این مطلب، مطلب درستی است. آنچه مهم است، این است که یک عدّه آدم تحریکشدهی مزدور دشمن پشت سر بازاریها بِایستند و شعار ضدّ اسلام و ضدّ ایران و ضدّ جمهوری اسلامی بدهند؛ این مهم است. اعتراض، بجا است امّا اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم، مسئولین باید با معترض حرف بزنند امّا با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.
تبیین فراز ۱۸: اعتراض بحق یا اغتشاش هدایتشده؟ تبیین رهبری از خط قرمز مردم و دشمن
در این فراز، رهبر معظم انقلاب اسلامی با نگاهی دقیق و واقعبینانه، مرزبندی روشنی میان اعتراض مشروع و اغتشاش هدایتشده ترسیم میکنند؛ مرزبندیای که برای امنیت، عدالت و انسجام اجتماعی حیاتی است.نخستین پیام، اعتماد و شناخت عمیق از قشر بازار است. بازار و بازاریان، در منظومه انقلاب، از وفادارترین اقشار به نظام اسلامیاند و نمیتوان به نام آنها پروژه مقابله با نظام را پیش برد. اعتراض بازاریان به کاهش ارزش پول ملی و بیثباتی اقتصادی اعتراضی واقعی، عقلانی و بحق است که مورد پذیرش مسئولان کشور نیز قرار دارد.
پیام دوم، شناسایی نقش دشمن در بحرانسازی اقتصادی است. نوسانات غیرطبیعی ارز و بیثباتسازی فضای کسبوکار، صرفا پدیدهای داخلی نیست، بلکه بخشی از جنگ اقتصادی دشمن برای ایجاد نارضایتی و التهاب اجتماعی است؛ موضوعی که دستگاههای اجرایی و حاکمیتی در حال پیگیری و علاج آن هستند.
پیام سوم و کلیدی، تفکیک قاطع اعتراض از اغتشاش است. اعتراض حق مردم است و باید شنیده شود، اما هنگامی که عناصر تحریکشده و مزدور دشمن با شعارهای ضد دین، ضد کشور و ضد نظام وارد صحنه میشوند، ماهیت ماجرا تغییر میکند. در این نقطه، دیگر مسأله گفتگو نیست، بلکه حفظ نظم و امنیت ملی در برابر اغتشاش است.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
رهبر معظم انقلاب با این فراز، الگویی دقیق برای حکمرانی عادلانه ارایه میدهند: شنیدن صدای معترضِ بحق، پیگیری مشکل اقتصادی، و در عین حال، برخورد قاطع با اغتشاش و پروژه نفوذ دشمن. این تفکیک، ضامن همزمانِ عدالت، امنیت و انسجام ملی است.
فراز ۱۹: شناخت توطئه دشمن و ایستادگی ملی
اینکه یک عدّهای تحت عناوین گوناگون، نامهای گوناگون میآیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور، پشت سر بازاریهای مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آنها سوءاستفاده کنند، اغتشاش کنند، اصلاً قابل قبول نیست؛ مطلقاً.کار دشمن را باید شناخت، دشمن آرام نمینشیند، از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است، خواستند از آن استفاده کنند؛ البتّه مسئولین ما در میدان بودند و خواهند بود. مهم، مجموعهی ملّت است؛ مهم، همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد: ایمان، اخلاص، عمل؛ مهم، بیتفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است؛ بیتفاوت نبودن در مقابل شایعهپردازیهای دشمن است؛ اینها مهم است.
مهم این است که وقتی انسان احساس کرد دشمن طلبکارانه میخواهد یک چیزی را بر کشور، بر مسئولین، بر دولت، بر ملّت تحمیل کند، با قدرت کامل در مقابل دشمن بِایستد و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمیآییم؛ ما با اتّکاء به خدای متعال، با اتّکال به خدای متعال و با اطمینان به همراهی مردم انشاءالله به توفیق الهی دشمن را به زانو در خواهیم آورد.
تبیین فراز ۱۹: شناخت توطئه دشمن و ایستادگی ملی؛ چرا نباید در برابر اغتشاش کوتاه آمد؟
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این فراز، یک الگوی جامع مواجهه با بحرانهای امنیتی–اجتماعی را ترسیم میکنند که بر شناخت دشمن، مسئولیت مردم و روحیه مقاومت استوار است.نخستین پیام راهبردی، تفکیک قاطع مردمِ معترض از جریان تخریبگر است. سوءاستفاده عناصر وابسته و مزدور دشمن از اعتراضهای مشروع، برای ناامنسازی کشور، امری مطلقا غیرقابل قبول معرفی میشود؛ زیرا هدف این جریان نه اصلاح، بلکه بیثباتی و ضربه به امنیت ملی است.
دوم، تأکید بر ماهیت فعال، فرصتطلب و مداوم دشمن است. دشمن منتظر نمیماند و از هر شکاف اقتصادی یا اجتماعی برای نفوذ و آشوب بهره میگیرد؛ از این رو «شناخت دشمن» یک وظیفه دائمی و نه مقطعی برای ملت و نخبگان است.
سومین پیام، نقش تعیینکننده ملت در میدان جنگ نرم است. گرچه مسئولان در صحنه حضور دارند، اما عامل اصلی بازدارنده، مردم بیدار و غیرتمندند؛ مردمی که نسبت به شایعه، تحریف و عملیات روانی دشمن بیتفاوت نمیمانند.
چهارم، معیار مقاومت موفق یادآوری میشود: همان عواملی که از شهید سلیمانی یک شخصیت ماندگار ساخت - ایمان، اخلاص و عمل - امروز نیز ستون فقرات ایستادگی ملیاند.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
هرگاه دشمن با طلبکاری و فشار بخواهد چیزی را بر ملت ایران تحمیل کند، پاسخ درست نه عقبنشینی، بلکه ایستادگی فعال، اعتماد به خدا و تکیه بر همراهی مردم است؛ مسیری که سرانجام آن، شکست دشمن خواهد بود.
فراز ۲۰: دعای خیر برای شهدا و ملت ایران
امیدواریم خدای متعال شهدای عزیز ما را با اولیائشان محشور کند؛ جوانهای ما را محفوظ بدارد؛ شما عزیزان را انشاءالله از برکات ولادت امیرالمؤمنین برخوردار کند و بر دل خانوادههای شهیدان، خداوند صبر و تسلّی و سکینه و آرامش نازل کند.تبیین فراز ۲۰: دعای پایانی رهبر انقلاب؛ پیوند شهادت، جوانان و آینده روشن ملت ایران
این فراز پایانی، جمعبندی معنوی و راهبردی کل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی است و هندسهای ایمانی–اجتماعی از مسیر پیشروی ملت ایران ترسیم میکند.نخستین پیام، تکریم جایگاه شهید و تداوم راه او است. درخواست حشر شهدا با اولیای الهی، شهادت را نه پایان، بلکه نقطه اتصال مجاهدت دنیوی به تحقق وعده الهی معرفی میکند؛ مفهومی که مشروعیت و معنای مقاومت را تثبیت میسازد.
دوم، توجه ویژه به جوانان به عنوان سرمایه آینده است. دعای «حفظ جوانان» نشان میدهد که استمرار حرکت انقلاب و پیشرفت کشور، در گرو سلامت فکری، ایمانی و عملی نسل جوان است؛ نسلی که بار اصلی جهاد امروز را بر دوش دارد.
سوم، پیوند معنویت علوی با زندگی اجتماعی است. اشاره به برکات ولادت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، یادآور این حقیقت است که عدالت، صبر و استقامت اجتماعی باید از سرچشمه ولایت علوی تغذیه شود.
در نهایت، تسلیبخشی و تکریم خانوادههای شهدا پیام روشنی دارد: نظام اسلامی خود را در مصیبتها کنار خانواده شهدا میداند و آرامش و سکینه آنان را یک مسئولیت الهی و اجتماعی میشمارد.
در جمعبندی راهبردی این فراز باید گفت:
این دعای پایانی، عصاره گفتمان انقلاب اسلامی است؛ حرکتی بر پایه ایمان، با محوریت شهید، آیندهسازی جوانان و پیوند عمیق جامعه با ولایت علوی.

جمعبندی نهایی:
خلاصه نکات و پیامهای راهبردی بیانات مقام معظم رهبری
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) در این ۲۰ فراز مذکور، یک نقشه راه جامع اعتقادی، تمدنی، مدیریتی و راهبردی برای امروز و آینده جمهوری اسلامی ایران ترسیم میکند که محورهای اصلی آن عبارتاند از:1. مرکزیت توحید و ولایت در هویت انقلاب اسلامی
تولد امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کعبه، نماد پیوند ناگسستنی توحید و ولایت است؛ انقلابی که از این ریشه جدا شود، دچار انحراف هویتی خواهد شد.
2. الگوی انسان کامل در نگاه اسلامی
امیرالمؤمنین (علیه السلام) و در دوران معاصر شهید سلیمانی، نمونه انسان جامعاند؛ جمع میان ایمان عمیق، اخلاص، شجاعت، عقلانیت، عدالتخواهی و عمل میدانی.
3. تقوا به عنوان معیار حکمرانی، نه صرفا فضیلت فردی
تقوا در نگاه مقام معظم رهبری، فقط عبادت فردی نیست؛ بلکه شجاعت در تصمیم، ایستادگی در برابر فساد، عدالتورزی در قدرت و فداکاری در میدان است.
4. عدالت علوی؛ مطالبه همیشگی انقلاب اسلامی
جمهوری اسلامی حکومتی ولایی و علوی است و بهانهای برای فاصله گرفتن از عدالت و تقوا ندارد؛ پیشرفتها نفی نمیشود، اما قانعکننده نیز نیست.
5. شناخت عمیق نبرد حق و باطل در عصر جنگ نرم
دشمن امروز بیش از میدان نظامی، بر تردید، تحریف، دروغ، تحقیر توان ملت و بیانگیزهسازی تمرکز کرده است؛ همان نسخهای که در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز بهکار گرفته شد.
6. نقش تعیینکننده مردم و جوانان در قدرت ملی
عامل بازدارنده واقعی دشمن، نه صرفا ابزار نظامی، بلکه ملت آگاه، جوانان مؤمن و اراده جمعی است.
7. حفظ اتحاد ملی خط قرمز امنیت و پیشرفت
اعتراضِ بهحق قابل تفکیک از اغتشاشِ سازمانیافته است؛ دشمن هدفی جز شکستن انسجام داخلی ندارد.
8. شهادت؛ سرمایهساز آینده، نه خاطره گذشته
خون شهدا ضامن پویایی انقلاب است و تکریم خانوادههای شهدا، ستون اخلاقی نظام اسلامی محسوب میشود.
راهکارهای تحقق منویات مقام معظم رهبری
۱. در حوزه حکمرانی و مدیریت* نهادینهسازی تقوای مدیریتی: شفافیت، شجاعت در تصمیم، مقابله بیملاحظه با فساد و رانت
* اجرای عدالت علوی در همه سطوح؛ از سیاستگذاری تا توزیع منابع
* تربیت مدیران تراز انقلاب اسلامی با الگوی امیرالمؤمنین (علیه السلام) و شهید سلیمانی
۲. در حوزه فرهنگی و رسانهای
* تقویت جهاد تبیین سازمانیافته برای مقابله با جنگ نرم و تحریف
* برجستهسازی دستاوردهای واقعی کشور و جوانان به جای روایتهای تحقیرآمیز
* بازخوانی هنرمندانه و عقلانی سیره علوی و شهدا برای نسل جدید
۳. در حوزه اجتماعی و مردمی
* حفظ و تقویت انسجام ملی و تفکیک هوشمندانه اعتراض از اغتشاش
* حمایت واقعی از اقشار آسیبپذیر به عنوان جلوهای از عدالت علوی
* پاسداشت خانوادههای شهدا، نه صرفا شعاری بلکه در عمل و سیاستگذاری
۴. در حوزه جوانان و نخبگان
* اعتماد واقعی به جوانان در مدیریت، فناوری و تصمیمسازی
* رفع موانع بروکراتیک پیشروی نخبگان
* تبیین نقش جوانان به عنوان موتور پیشرفت و ستون آینده کشور
نتیجهگیری نهایی:
این ۲۰ فراز، بیاناتی صرفا مناسبتی یا احساسی نیست؛ بلکه به عنوان یک بیانیه تمدنی انقلاب اسلامی است.رهبر معظم انقلاب با تکیه بر الگوی علوی، نقشه عبور از جنگ نرم، بیعدالتیها، فشار دشمن و چالشهای درونی را ترسیم میکنند و راه را در بازگشت آگاهانه به اصول، تقویت ایمان، عدالت، مردمباوری و جوانمحوری میدانند.
سخن پایانی:
انقلاب اسلامی زنده است، چون ریشه در ایمان دارد؛ پویاست، چون به جوانان اعتماد دارد؛ و ماندگار است، چون پرچمش به دست شهدا و دلهای مؤمن سپرده شده است.آینده از آنِ ملتی است که هم دشمن را میشناسد، هم به توان خود ایمان دارد، و هم راه امیرالمؤمنین (علیه السلام) را چراغ مسیر فردا میکند. با توکل بر خدا، حفظ وحدت و انسجام ملی و عمل به منویات حکیمانه و راهگشای مقام معظم رهبری، آینده ایران اسلامی، آیندهای روشن، مقتدر و الهامبخش خواهد بود.
پینوشتها:
۱. اشاره به سخنان دونالد ترامپ (رییسجمهور آمریکا) پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو (نخستوزیر رژیم صهیونیستی) که حرفهای گذشته خود راجع به شهید سلیمانی را تکرار کرد که او باعث کشته شدن سربازان آمریکایی شده است.
۲. نهج البلاغه، نامه ۵۳
۳. حکومت ولایی
۴. سوره انفال، بخشی از آیه ۶۲؛ «... همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید.»
۵. اشاره به پرتاب سه ماهواره ایرانی «پایا»، «ظفر ۲» و «کوثر» به فضا در هفتم دیماه ۱۴۰۴
۶. از جمله، بیانات در اجتماع بسیجیان شرکتکننده در همایش «خدمت بسیجیان» (۱۳۹۷/۷/۱۲)
۷. یوزی رابین (مدیر اسبق برنامهی موشکی رژیم صهیونیستی)
۸. دونالد ترامپ (رییسجمهور آمریکا)
۹. سوره فتح، بخشی از آیه ۲۹؛ «... بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند ...»
نویسنده: سیدامیرحسین موسوی تبار
منبع: تحریریه راسخون
© استفاده از این مطلب، فقط با ذکر منبع بلامانع است.