قانون هوش مصنوعی اروپا: متن ملاحظه 17
«مفهوم «سامانه شناسایی زیستسنجی از راه دور» (remote biometric identification system) در این مقرره باید بهصورت کارکردی تعریف شود؛ یعنی سامانهای هوش مصنوعی که برای شناسایی اشخاص حقیقی، بدون مشارکت فعال آنان، و معمولاً از فاصله، از طریق مقایسه دادههای زیستسنجی یک شخص با دادههای زیستسنجی موجود در یک پایگاه داده مرجع طراحی شده است، صرفنظر از فناوری خاص، فرایندها یا نوع دادههای زیستسنجی مورد استفاده. چنین سامانههایی معمولاً برای مشاهده همزمان چندین شخص یا رفتار آنان به کار میروند تا شناسایی اشخاص حقیقی را، بدون مشارکت فعال آنان، بهطور قابل توجهی تسهیل کنند.این تعریف شامل سامانههای هوش مصنوعیای نمیشود که برای راستیآزمایی زیستسنجی (biometric verification) ــ از جمله احراز اصالت (authentication) ــ طراحی شدهاند و هدف انحصاری آنها صرفاً تأیید این است که یک شخص حقیقی مشخص همان کسی است که ادعا میکند، و تأیید هویت شخص صرفاً برای دسترسی به یک خدمت، باز کردن یک دستگاه یا دسترسی امنیتی به یک محل انجام میشود. این استثنا از آن رو موجه است که چنین سامانههایی، در مقایسه با سامانههای شناسایی زیستسنجی از راه دور که ممکن است دادههای زیستسنجی شمار زیادی از افراد را بدون مشارکت فعال آنان پردازش کنند، احتمالاً تأثیر کمتری بر حقوق بنیادین اشخاص حقیقی دارند.
در مورد سامانههای «بلادرنگ» (real-time)، اخذ دادههای زیستسنجی، مقایسه و شناسایی همگی بهصورت آنی، تقریباً آنی، یا در هر حال بدون تأخیر معنادار انجام میشوند. از این حیث، نباید امکانی برای دور زدن قواعد این مقرره درباره استفاده «بلادرنگ» از سامانههای هوش مصنوعی مربوطه از طریق ایجاد تأخیرهای جزئی وجود داشته باشد. سامانههای «بلادرنگ» متضمن استفاده از دادههای «زنده» یا «نزدیک به زنده» هستند، مانند تصاویر ویدئویی تولیدشده توسط دوربین یا هر دستگاه دیگری با کارکرد مشابه.
در مقابل، در مورد سامانههای «پسینی» (post)، دادههای زیستسنجی از پیش اخذ شدهاند و مقایسه و شناسایی تنها پس از یک تأخیر معنادار انجام میشود. این امر شامل موادی مانند تصاویر یا ویدئوهای تولیدشده توسط دوربینهای مدار بسته یا دستگاههای خصوصی است که پیش از استفاده از سامانه نسبت به اشخاص حقیقی مربوطه تولید شدهاند.»

تحلیل ملاحظه 17
این ملاحظه یکی از حساسترین و مهمترین تعاریف قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپاست، زیرا به یکی از پرمناقشهترین فناوریهای عصر دیجیتال میپردازد: «شناسایی زیستسنجی از راه دور». این همان فناوریای است که در عمل بستر حقوقی بسیاری از اشکال نظارت انبوه، تشخیص چهره در فضاهای عمومی و ردیابی خودکار افراد را شکل میدهد. به همین دلیل، این ملاحظه فقط یک تعریف فنی ارائه نمیکند، بلکه مرز یکی از پرریسکترین اشکال کاربرد هوش مصنوعی را ترسیم میکند.نخستین نکته مهم این ملاحظه، تعریف «کارکردی» آن است. قانونگذار آگاهانه این مفهوم را نه بر مبنای فناوری خاص (مثلاً فقط تشخیص چهره)، بلکه بر مبنای کارکرد تعریف میکند: شناسایی اشخاص بدون مشارکت فعال آنها، معمولاً از فاصله، از طریق تطبیق دادههای زیستسنجی با پایگاه داده مرجع. این انتخاب بسیار مهم است، زیرا مانع از آن میشود که بازیگران صرفاً با تغییر فناوری (مثلاً استفاده از صدا، نحوه راه رفتن یا سایر نشانگرهای زیستی بهجای چهره) از شمول قانون بگریزند.
عنصر محوری این تعریف، «نبود مشارکت فعال فرد» است. این نکته همان چیزی است که این سامانهها را از بسیاری از اشکال معمول احراز هویت متمایز میکند. در اینجا فرد لزوماً نمیداند در حال شناسایی است، کنترلی بر فرایند ندارد، و برای شناسایی خود اقدامی انجام نمیدهد. همین ویژگی است که این سامانهها را از منظر حقوق بنیادین، بهویژه حریم خصوصی، آزادی رفتوآمد، آزادی تجمع و آزادی از نظارت مستمر، بسیار حساس میکند.
این ملاحظه همچنین دوباره بر تمایز اساسی میان «شناسایی» و «راستیآزمایی» تأکید میکند. اگر سامانه فقط بررسی کند آیا فرد همان کسی است که ادعا میکند (مثلاً برای باز کردن تلفن یا ورود به ساختمان)، موضوع «verification» است و از این دسته خارج میشود. اما اگر سامانه تلاش کند از میان انبوهی از افراد تشخیص دهد شخص چه کسی است، موضوع «identification» است و وارد قلمرو پرریسکتر قانون میشود. این تمایز از نظر حقوقی، مبنای تفاوت میان یک ابزار دسترسی و یک ابزار بالقوه نظارت انبوه است.
یکی از مهمترین نوآوریهای این ملاحظه، تفکیک میان سامانههای «بلادرنگ» (real-time) و «پسینی» (post) است. این تفکیک صرفاً فنی نیست، بلکه مستقیماً به سطح ریسک و شدت مداخله در حقوق بنیادین مربوط میشود. در سامانههای بلادرنگ، شناسایی تقریباً همزمان با حضور فرد رخ میدهد؛ یعنی فرد در لحظه قابل شناسایی، ردیابی و احتمالاً مداخله است. این همان شکل پرخطرتر و مداخلهگرتر شناسایی زیستسنجی است که در فضای عمومی بیشترین نگرانی حقوق بشری را برمیانگیزد.
در مقابل، سامانههای «پسینی» بر دادههایی متکیاند که پیشتر ضبط شدهاند، مانند تصاویر دوربین مداربسته یا ویدئوهای ذخیرهشده. اگرچه این سامانهها نیز همچنان حساساند، اما قانونگذار آنها را از حیث زمان، فوریت و شدت مداخله از سامانههای بلادرنگ جدا میکند. اهمیت این تفکیک در آن است که قانون میتواند میان درجات مختلف خطر تمایز بگذارد، نه آنکه همه اشکال شناسایی زیستسنجی را یکسان فرض کند.
جمله مربوط به منع دور زدن قانون با «تأخیرهای جزئی» نیز بسیار مهم است. قانونگذار بهروشنی آگاه است که بازیگران میتوانند با دستکاریهای فنی صوری ــ مثلاً افزودن چند ثانیه تأخیر ــ بکوشند سامانه بلادرنگ را ظاهراً به سامانه پسینی تبدیل کنند. این جمله برای بستن همین راه گریز آمده و نشان میدهد که معیار، واقعیت کارکردی سامانه است، نه صرفاً صورتبندی فنی آن.
منبع: ترجمه شده توسط بخش فناوری های نوین سایت راسخون