قانون هوش مصنوعی اروپا: متن ملاحظه 26
«بهمنظور وضع مجموعهای متناسب و مؤثر از قواعد الزامآور برای سامانههای هوش مصنوعی، باید از یک رویکرد مبتنی بر ریسکِ بهروشنی تعریفشده پیروی شود. این رویکرد باید نوع و محتوای این قواعد را متناسب با شدت و دامنه خطراتی تنظیم کند که سامانههای هوش مصنوعی میتوانند ایجاد کنند. از این رو، لازم است برخی رویههای غیرقابلقبول هوش مصنوعی ممنوع شوند، برای سامانههای هوش مصنوعی پرخطر الزامات مشخص و برای بازیگران ذیربط تعهدات معین مقرر گردد، و برای برخی سامانههای هوش مصنوعی نیز الزامات شفافیت وضع شود.»تحلیل ملاحظه 26
این ملاحظه، ستون فقرات معماری تنظیمگری قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپاست. اگر بخواهیم منطق کلی این قانون را در یک اصل خلاصه کنیم، آن اصل همینجاست: قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا بر مبنای «تنظیمگری مبتنی بر ریسک» (risk-based regulation) طراحی شده است. این ملاحظه در واقع نقشه مفهومی کل مقرره را بیان میکند.
نخستین نکته محوری این ملاحظه، پذیرش اصل «تناسب» (proportionality) در تنظیمگری است. قانونگذار بهصراحت میگوید همه سامانههای هوش مصنوعی نباید با یک شدت و یک سطح از محدودیت تنظیم شوند. این نکته بسیار مهم است، زیرا نشان میدهد قانونگذار از همان ابتدا رویکردی طیفی اتخاذ میکند، نه مطلق. در این منطق، هرچه خطر بیشتر باشد، مداخله حقوقی شدیدتر خواهد بود؛ و هرچه خطر کمتر باشد، بار تنظیمگری نیز سبکتر میشود.
دومین نکته مهم، پیوند مستقیم میان «ماهیت قاعده» و «شدت خطر» است. قانونگذار فقط نمیگوید هوش مصنوعی باید تنظیم شود، بلکه تصریح میکند نوع قاعده نیز باید تابع نوع خطر باشد. این یعنی قانون نه یک نظام ممنوعیت کلی است و نه یک نظام آزادی مطلق؛ بلکه یک ساختار طبقهبندیشده و تدریجی است که قواعد را متناسب با سطح خطر طراحی میکند.
سومین نکته، این ملاحظه سهلایه اصلی نظام تنظیمگری قانون را ترسیم میکند. لایه نخست، «ممنوعیت» است: برخی کاربردهای هوش مصنوعی اساساً چنان خطرناک یا ناسازگار با ارزشهای اتحادیه تلقی میشوند که باید بهطور کلی ممنوع شوند. این سطح بالاترین شدت مداخله حقوقی را نشان میدهد. لایه دوم، «الزامات سختگیرانه برای سامانههای پرخطر» است: سامانههایی که بهکلی ممنوع نیستند، اما به دلیل شدت آثار بالقوهشان باید تحت الزامات دقیق فنی، حقوقی و نهادی قرار گیرند. لایه سوم، «الزامات شفافیت» است: برای برخی سامانهها که خطر آنها کمتر است اما همچنان میتوانند بر تصمیم یا ادراک افراد اثر بگذارند، قانونگذار بهجای ممنوعیت یا رژیم سختگیرانه، شفافیت را ابزار اصلی تنظیم قرار میدهد.
چهارمین نکته مهم، این ملاحظه نشان میدهد که قانون هوش مصنوعی یک قانون صرفاً فناورانه نیست، بلکه یک رژیم «مدیریت ریسک» است. موضوع اصلی قانون نه خود فناوری، بلکه سطح خطری است که فناوری برای حقوق، ایمنی، سلامت و منافع عمومی ایجاد میکند. به همین دلیل، منطق قانون از «تنظیم فناوری» به «تنظیم خطر فناوری» منتقل میشود.
در نهایت، این ملاحظه بنیان مفهومی کل قانون را تثبیت میکند: قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا بر این فرض بنا شده که هوش مصنوعی نه ذاتاً مجاز است و نه ذاتاً ممنوع؛ بلکه میزان مداخله حقوقی در آن تابع شدت ریسک آن است. این دقیقاً همان اصل معماریای است که تمام ساختار مقرره بر آن بنا شده است.
منبع: ترجمه شده توسط بخش فناوری های نوین سایت راسخون