قانون هوش مصنوعی اروپا: ملاحظه 27
«اگرچه رویکرد مبتنی بر ریسک مبنای یک مجموعه متناسب و مؤثر از قواعد الزامآور را تشکیل میدهد، یادآوری «راهنمای اخلاقی ۲۰۱۹ برای هوش مصنوعی قابلاعتماد» که توسط گروه مستقل کارشناسان عالیرتبه هوش مصنوعی (AI HLEG) منصوب کمیسیون تدوین شد، اهمیت دارد. در آن راهنما، AI HLEG هفت اصل اخلاقی غیرالزامآور برای هوش مصنوعی تدوین کرد که هدف آن کمک به تضمین قابلاعتماد و اخلاقمدار بودن هوش مصنوعی است. این هفت اصل عبارتاند از: عاملیت و نظارت انسانی؛ استحکام فنی و ایمنی؛ حریم خصوصی و حکمرانی داده؛ شفافیت؛ تنوع، عدم تبعیض و انصاف؛ رفاه اجتماعی و زیستمحیطی؛ و پاسخگویی.بدون لطمه به الزامات الزامآور این مقرره و هر حقوق قابل اعمال دیگر اتحادیه، این راهنماها به طراحی هوش مصنوعی منسجم، قابلاعتماد و انسانمحور، در انطباق با منشور حقوق بنیادین و ارزشهایی که اتحادیه بر آنها بنا شده است، کمک میکنند.
مطابق راهنمای AI HLEG، «عاملیت و نظارت انسانی» بدین معناست که سامانههای هوش مصنوعی بهگونهای توسعه و استفاده شوند که همچون ابزاری در خدمت انسان عمل کنند، کرامت انسانی و خودمختاری فردی را محترم بشمارند، و به نحوی عمل کنند که بهطور مناسب تحت کنترل و نظارت انسان قرار گیرند.
.jpg)
«استحکام فنی و ایمنی» بدین معناست که سامانههای هوش مصنوعی بهگونهای توسعه و استفاده شوند که در برابر بروز مشکلات از استحکام کافی برخوردار باشند، در برابر تلاش برای دستکاری در کارکرد یا عملکرد سامانه بهمنظور استفاده غیرقانونی توسط اشخاص ثالث تابآوری داشته باشند، و زیانهای ناخواسته را به حداقل برسانند.
«حریم خصوصی و حکمرانی داده» بدین معناست که سامانههای هوش مصنوعی مطابق قواعد حریم خصوصی و حفاظت از داده توسعه و استفاده شوند، و دادههایی را پردازش کنند که از حیث کیفیت و تمامیت، واجد استانداردهای بالا باشند.
«شفافیت» بدین معناست که سامانههای هوش مصنوعی بهگونهای توسعه و استفاده شوند که قابلیت ردیابی و توضیحپذیری مناسب را فراهم کنند، در عین حال انسانها را آگاه سازند که با سامانه هوش مصنوعی ارتباط یا تعامل دارند، و بهرهبرداران را بهدرستی از قابلیتها و محدودیتهای آن سامانه و اشخاص متأثر را از حقوقشان مطلع سازند.
«تنوع، عدم تبعیض و انصاف» بدین معناست که سامانههای هوش مصنوعی بهگونهای توسعه و استفاده شوند که مشارکت بازیگران متنوع را در بر گیرد، دسترسی برابر، برابری جنسیتی و تنوع فرهنگی را تقویت کند، و از آثار تبعیضآمیز و سوگیریهای ناعادلانهای که به موجب حقوق اتحادیه یا حقوق ملی ممنوعاند، اجتناب کند.
«رفاه اجتماعی و زیستمحیطی» بدین معناست که سامانههای هوش مصنوعی بهگونهای پایدار و سازگار با محیط زیست توسعه و استفاده شوند و در خدمت همه انسانها قرار گیرند، در حالی که آثار بلندمدت آنها بر فرد، جامعه و دموکراسی پایش و ارزیابی شود.
کاربست این اصول باید، هرجا ممکن باشد، در طراحی و استفاده از مدلهای هوش مصنوعی منعکس شود. این اصول در هر حال باید مبنایی برای تدوین آییننامههای رفتاری (codes of conduct) تحت این مقرره باشند. از همه ذینفعان، از جمله صنعت، دانشگاه، جامعه مدنی و نهادهای استانداردگذاری، خواسته میشود حسب مورد این اصول اخلاقی را در توسعه بهترین رویهها و استانداردهای داوطلبانه مدنظر قرار دهند.»

تحلیل ملاحظه 27
این ملاحظه یکی از مهمترین حلقههای اتصال میان «اخلاق هوش مصنوعی» و «حقوق هوش مصنوعی» در قانون اتحادیه اروپاست. اگر ملاحظه ۲۶ معماری حقوقی مقرره را بر مبنای ریسک توضیح میداد، ملاحظه ۲۷ بنیان هنجاری و ارزشی آن را توضیح میدهد. به بیان دیگر، این ملاحظه روشن میکند که قانون هوش مصنوعی صرفاً یک رژیم فنی برای مدیریت ریسک نیست، بلکه بر یک زیرساخت اخلاقی و ارزشی نیز استوار است.نخستین نکته مهم این ملاحظه، پیوند میان قواعد الزامآور حقوقی و اصول غیرالزامآور اخلاقی است. قانونگذار تصریح میکند که اگرچه مقرره بر قواعد الزامآور مبتنی است، اما نباید از میراث هنجاری «راهنمای اخلاقی ۲۰۱۹ برای هوش مصنوعی قابلاعتماد» غافل شد. این نکته نشان میدهد که قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا از دل یک فرایند صرفاً حقوقی بیرون نیامده، بلکه بر پایه ادبیات اخلاقی پیشینِ اتحادیه درباره «هوش مصنوعی قابلاعتماد» بنا شده است.
دومین نکته، جایگاه هفت اصل اخلاقی AI HLEG است. این اصول الزامآور نیستند، اما نقش آنها صرفاً نمادین هم نیست. قانونگذار آنها را بهعنوان چارچوب هنجاریِ تفسیر، طراحی و هدایت رفتار بازیگران معرفی میکند. به بیان دقیقتر، این اصول منبعی برای فهم روح مقررهاند: آنها نشان میدهند قانونگذار از «هوش مصنوعی خوب» چه تصوری دارد.
سومین نکته مهم، این است که قانونگذار هوش مصنوعی را نه فقط یک فناوری، بلکه یک فناوری اجتماعی و هنجاری میبیند. اصولی مانند کرامت انسانی، نظارت انسانی، عدم تبعیض، رفاه اجتماعی، پایداری زیستمحیطی و پاسخگویی نشان میدهند که دغدغه قانون صرفاً عملکرد فنی سامانه نیست، بلکه اثر آن بر انسان، جامعه و نظم دموکراتیک است.
چهارمین نکته مهم، کارکرد تفسیری و اجرایی این اصول است. این اصول اگرچه مستقیماً الزامآور نیستند، اما قانونگذار تصریح میکند که باید در طراحی مدلها بازتاب یابند و مبنای تدوین کدهای رفتاری قرار گیرند. بنابراین، این اصول از سطح توصیه اخلاقی صرف فراتر میروند و به ابزار نرمِ حکمرانی (soft governance) تبدیل میشوند؛ یعنی بهطور غیرمستقیم رفتار بازیگران را هدایت میکنند، حتی اگر ضمانت اجرای مستقیم نداشته باشند.
پنجمین نکته، نقش اکوسیستم حکمرانی است. قانونگذار فقط شرکتها را مخاطب قرار نمیدهد، بلکه دانشگاه، جامعه مدنی، صنعت و نهادهای استانداردگذاری را نیز در ساخت نظم اخلاقی هوش مصنوعی شریک میداند. این نشان میدهد که حکمرانی هوش مصنوعی در نگاه اتحادیه صرفاً امر دولت نیست، بلکه پروژهای چندذینفعی و چندلایه است.
در نهایت، این ملاحظه نشان میدهد که قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا صرفاً بر این پرسش متمرکز نیست که «چه چیزی مجاز است؟»، بلکه همزمان میپرسد «چه چیزی مسئولانه، عادلانه و شایسته اعتماد است؟». این دقیقاً همان نقطهای است که اخلاق در معماری حقوقی قانون وارد میشود.
منبع: ترجمه شده توسط بخش فناوری های نوین سایت راسخون